July 17، 2011

من محکومم پس هستم

من  محکومم  پس  هستم.
با اینکه 9 سال از دستگیری و زندانی شدنم در ارتباط با جبهه دموکراتیک ایران به دبیر کلی آقای مهندس طبرزدی و 8 سال از محکومیت زندان تعلیقی ام گذشته بود و هست ، ولی باز محرومیتها و محدودیتها ادامه دارد.



تقریبا خرداد سال 81 بود که بعد از مدتی که از خروجم از زندان گذشته بود ، به سازمان مسکن وشهر سازی استان( در تبریز ) رفتم. همان سال 80 که در زندان بودم نتیجه انتخابات اولین دوره هیئت مدیره کانون کاردانهای فنی ساختمان که بخشی از قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان بود اعلام شده بود.
اعتبار نامه من از سوی وزارت صادر شده بود . خوش شانس بودم. ظاهرا تاریخ صدور اعتبار نامه از طرف وزیر وقت به قبل از بازداشتم برمیگشت. انگار دست تقدیر بود که من اعتبار نامه عضویت در هیئت مدیره منتخب اعضا را از دست کارگذارران رژیم دریافت نکنم و آن را از دست یکی از همکاران عضو هیئت مدیره بگیرم.



البته از سال 78 با پروانه اشتغال به کار نظارت بر اجرای ساختمان که همه مهندسین ناظر باید داشته باشند کار میکردم. به عنوان مهندس ناظر ساختمان ، ناظر پروژه های عمرانی در این و آن شهرداری. شغلم این بود و هست.


با سازمان نظام مهندسی قرارگذاشتیم که برای راه اندازی کانون اطاقی را در سازمان نظام مهندسی به ما بدهند و من مشغول عضو گیری و راه اندازی کانون باشم. کار شروع شد. خوب هم پیش رفت و کمی تا پایان سالگرد بازداشتم طول نکشید.


پچ پچها و نشست ها در حاشیه ها همه گی حاکی از این بود که نمیخواهند من در هیئت مدیره باشم. دستهائی از بیرون و مشخص و همکاری نه همه ولی عده ای که میگفتند: امنیتیها میگویند که نباید در هیئت مدیره باشی از داخل و صادقانه بگویم ناراحتی تعدادی از همکاران که برایم ارزش داشت. یک روز به جلسات کمیته های تخصصی دعوت نمیشدم ، روز دیگر بدون اطلاع از کمیته برکنار میشدم وووو


چه کار میشد کرد؟ نه هر روز و بلکه هر لحظه تحمل اوضاع شکنجه بار آن هم بعد از آنهمه زحمت در کانون و خدمت به اعضا صنفی این را نمیطلبید که به پاسخ اعلام استعفا جواب مثبت بدهم.


ولی با یک نامه سر گشاده موضعم را اعلام کردم:


http://kambizdeljavan.blogspot.com/2004_09_01_archive.html


دریکی از هفتهنامه های محلی هم در تبریز چاپ شد. انتظار این را دنداشتند.



این ده سال به من چه گذشت. معلوم است . همان که کمابیش به همه ماگذشته است.


ولی باز ماجرا به این ختم نشده است. بعد از اینکه قرارداد نظارتم در یکی از مناطق شهرداری تبریز تمدید نشد به فکر افتادم که در کنار امر شغل مهندس ناظر ساختمان بودم به کار مشاور املاک هم اقدام کنم. اولش مخالفت اداره اماکن را در پی داشت ولی با پیگیری بالاخره تائید کردند و پروانه گرفتیم. در تشکلهای صنفی مشاورین املاک هم که دارای اتحادیه صنفی و زیر نظر مجمع امور صنفی فعالیت میکند مانند سایر اتحادیه ها دارای هیئت مدیره میباشد.


دلمان به این خوش بود که مشاور املاکی هستیم که مهندس ناظر ساختمان هم هستیم و قولنامه و قراردادهایمان را این و ان برایمان نمینویسد. خوشبختانه در تبریز این صنف دارای نزدیک به 30 درصد عضو فارغ التحصیل دانشگاهی و دو یا سه نفر عضو مهندس ساختمان هم هست که لا اقل مشکل تشخیص صحت و سلامت از نظر ساخت اصولی برایشان در معاملات و واگذاری ها میتواند مشخص و نظرشان برای متعاملین اطمینان بخش باشد.


با قصد حضور در هیئت مدیره اتحادیه مشاورین املاک نیز وارد ثبت نام در انتخابات شدم. یکی از اهدافم که در مصاحبه داوطلبان در اطلاعات اماکن نیروی انتظامی به عمل آمد و همان صورت که در آنجا نوشتم و به ان اشاره کردم وجود امضا یک نفر مهندس یا کاردان دارای پروانه اشتغال در امر امر اجرا یا نظارت ( همان مهندس ناظر) در ذیل قراردادها ی مشاورین املاک مانند امضا کارشناس حقوقی بود که الان تا حدودی رایج شده است.
افسر مصاحبه کنند با اشتیاق به توضیحاتم گوش میداد. به هر حال خودش هم به عنوان یک نفر مصرف کننده در این اجتماع زندگی میکند_ بله خوب است. بسیار خوب است حد اقل میتواند اطمینان خریدار را فراهم و نیز کمی هم از بیکاری بکاهد_ ولی کاش قبول کنند حضورتان در انتخابات را.! با توجه به سابقه 10 سال پیشتان.



اما اواخر خرداد ماه از سوی انجمن نظارت بر انتخابات اتحادیه های صنفی تبریز فرا خوانده شدم.


موضوع ابلاغ نامه رد صلاحیت و عدم احراز شرایط به عنوان عضویت در هیئت مدیره بود.


ضمن ابلاغ نامه شماره 791/ انجمن نظریه اداره اماکن و اطلاعات نیروی انتظامی را هم به من نشان دادند که :


<< با توجه به سابقه نام برده حضور وی در عضویت هیئت مدیره اتحادیه مشاورین املاک تبریز به مصلحت نمیباشد>>


وقیحانه ترین بخش نامه این است که انجمن نظارت بر انتخابات اتحادیه های صنفی چنین نوشته است که در صورت اعتراض با ارائه مدارک مثبته ظرف یک هفته مراجعه و اعتراض نمایم.


واقعا که . حق شهروندی را پایملا میکنید و بعد میگوئید مدارک مثبته ارائه کنم. به نظر شما چه مدارکی بدهم. مدرک ارائه کنم که زندانی نشده بودم. مدرک ارائه کنم که بر علیه ظلم و فساد و تحمیق فعالیت نکرده ام.


با این اوصاف حتی عضویت در هیئت مدیره های اتحادیه های صنفی مانند انجمن شرکتهای ساختمانی، نظام مهندسی، کانون کاردانهای فنی ساختمان، بقالی چقالی، سبزی فروشی ووو نیز برای ما حرام است و بس.


با این حال بهترین نتیجه ای که میگیرم این است:


من محکومم پس هستم


برقرار باد آزادی /گسسته باد زنجیر های استبداد


کامبیز دلجوان