July 31، 2009

سر مقاله:انقلاب دموکراتیک برگشت ناپذیر است


مرگ بر دیکتاتور
مجتبا بمیری-هبریت رو نبینم
عزا عزاست امروز-روز عزاست امروز-ایرانی با غیرت صاحب عزاس امروز
استقلال-ازادی- جمهوری ایرانی....
روز گذشته ۸ امرداد برای تجلیل از شهیدان راه ازادی هماه با هزاران تن از هم میهنان به سمت بهشت زهرا به راه افتادیم. حدود ساعت ۳ پس از ظهر و زیر تابش نور خورشید به بهشت زهرا رسیدیم.تا ساعت ۴ فرصت داشتیم. به همین دلیل راهی قطعه های شهدای انقلاب و جنگ شدیم تا با برخی دوستان و بستگان در خون و خاک خفته دیدار کنیم.قطعه های ۱۷ تا ۲۱ بیشتر نظرمان را جلب کرد. بسیاری از شهدا در روز های ۲۱،۲۲ و حتا ۲۳ بهمن به خاک و خون غلطیده بودند. چهره های معصوم. جوان های پاک.برخی از هما فر هاو...دقیقا ۳۱ سال به عقب برگشتیم. انگار دیروز بود.در عین حال درد اور بود. این ها ۳۰ سال پیش در سینه ی خاک خوابیدند تا امروز نشانی از استبداد و سرکوب نباشد. اما امروز ما برای تجلیل از ندا ها و شهدای دیگر امده بودیم. شهدای ۱۸ تیر ۷۸ و ۱۸ تیر ۸۸و...
با دوستان صحبت می کردیم. از خاطرات ان سال ها می گفتیم. از این که برخی می خواهند شاه و سلطنت را تبرئه کنند. اما اگر بر سر مزار این شهدا بیایند چه خواهند گفت؟می توانند این ها را ندیده بگیرند؟ یا از روی ترحم خواهند گفت:طفلکی ها!گول حرف های خمینی را خوردند!؟...
البته این را هم یاد اوری کردیم:از حق نگذریم. شاه تا این اندازه جانی نبود. نیرو های او در بهشت زهرا راحتمان می گذاشتند. در حالی که یک بخش از ذهنمان در گذشته سیر می کرد ،چشمانمان اما چیز های دیگری می دید. ون های نیروی انتظامی.یکی،دوتا،سه تا،چهار تا...ای پدر سگ ها. امده اند تا مردم را بریزند توش ببرند. لباس شخصی ها با قیافه های وحشتناک.گارد ویژه. همینطور می امد و می امد... کمی به هراس افتادیم. راستی در این بر بیابان و مکان بسته و دور افتاده چه خواهد شد؟ساعت چهار بود. راستش دل تو دلمان نبود.به سمت قطعه ی ندا راه افتادیم. ادرس نداشتیم. یکی از یاران گفت به دنبال ماشین ها می رویم. ان ها به همان طرف می روند. همین کار را کردیم. به نا گاه در پیش چشممان خیل بزرگی از مردم را دیدیم.برق شوق در چشممان جهیدن گرفت.پیاده شدیم و در بین جمعیت گم شدیم. پیش می رفتیم. گفتم کاش چند شاخه گل می گرفتیم تا تقدیم مادر ندا کنیم. یکی از یاران گفت: زکی!مگه تو این جمعیت تو میتونی خودت رو به مادر ندا برسونی. ولی بعد خودش هم یک اوت زد و گفت :مگه میتونن این جمعیت رو سرکوب کنند. من گفتم:عجله نکن. بذار ببینیم چی میشه. ساعت حدود ۴.۲۵ بود. به نا گاه جمعیت مثل گله ای که گرگ به درون ان افتاده باشد رم کرد.و بعد شعار ها شروع شد. اله اکبر-مرگ بر دیکتاتور...یاد تظاهرات های سال ۵۶ افتادم.این ها می گفتند:مرگ بر دیکتاتور.ولی ان سال به محض این که نیرو های شهربانی حمله می کردند، مردم فریاد می زدند:بگو مرگ برشاه... چقدر همه چیز شبیه هم است!
یکی از دوستان گفت:فلانی یادت میاد؟ان سال هم همین موقع ها بود. تیر و مرداد. قرار بود نیمه ی شعبان جشن بزرگی بر پا شود. اما ،خمینی گفت ما جشن نداریم. ما عزاداریم. من گفتم:عجب!راست میگی ها!بعدش هم نماز عید فطر و اولین راهپیمایی.
نیرو های گارد ویژه به درون مردم نفوذ کرده بود. مردم در حال جنگ و گریز بودن. ولی جوان ها و به ویژه دختر ها خیلی جسارت از خودشون نشان می دادند. مدتی ان جا بودیم. بعد ماشین رو سوار شدیم به هدف شرکت در برنامه ی مصلی.برنامه اما ادامه داشت. شعار و کتک و بازداشت و هیجان...
به تهران که رسیدیم از میدان انقلاب شلوغ بود. همه جا گارد ویژه. مردم و اعتراض. میدان ولی عصر تا خیابان ولی عصر حال و هوای دیگری داشت. گزارش ان را خوانده اید. تکرار نمی کنم.ولی می خواهم به یک واقعیت قطعی اشاره کنم.
من در این جا می خواهم سران حکومت و سران اصلاح طلب و عوامل سرکوب را مورد خطاب قرار بدهم.نه قصد زیاده گویی دارم نه قصد توهین و نه قصد تحقیر. فقط می خواهم تاکید کنم،دوستان عزیز و دشمنان ناعزیز.باور کنید کار تمام است. خودتان را به زحمت نیندازید. این جنبش خاموش شدنی نیست.این جوانانی که من به چشم خود دیدم با ترس خدا حافظی کرده اند.من و امثال من به گرد پای ان ها نمی رسیم. ان ها هستند که حتا موسوی و کروبی را دنبال خود می کشند. خودشان برنامه ریزی می کنند و خود نیز اجرا می کنند. ان روز که غول جمهوری اسلامی از جعبه ی جادویی اش بیرون افتاد باید فکر امروز را می کردند. برای این که با دستور سرکوب مردم،ضمن این که مشروعیت رژیم به طور کامل از بین رفت،ترس مردم از غول هم ریخت.
این مردمی که ما می بینیم و این شرایطی که بر کشور ما حاکم شده است،چیزی جز یک انقلاب را تداعی نمی کند. بگیر و ببند و سرکوب،ممکن است مدتی پیروزی مردم را به عقب بیندازد اما نمی تواند از وقوع حتمی ان جلو گیری نماید.مردم با طرح شعار های ساختار شکن ،دیگران را نیز به دنبال خود می کشانند.هیچ یک از شعار های مردم، ان چیزی نیست که اصلاح طلبان بپسندن.جالب این است که روز گذشته مردم با شعار جدید،اینده را نیز روشن کردند. البته ما برای جناحی به نام مشروطه خواه به عنوان یک تفکر هر چند اقلیت،احترام قایل هستیم. اما سال ها است که به ان ها می گفتیم که مردم حاضر به عقب گرد نیستند. ان ها به دنبال تجدید نظام سلطنتی با هر شکل و عنوان نیستند. مردم خواهان یک جمهوری سکولار یا ازاد و دموکراتیک هستند. در این جمهوری ازاد و دموکراتیک،جناح مشروطه خواه نیز می تواند حزب خود را داشته باشد و به تبلیغ افکار و عقایدش بپردازد.مردم روز گذشته به صورت خود جوش شعار دادند:استقلال-ازادی-جمهوری ایرانی. مردم ضمن تایید شعار ازادی و استقلال که دو شعار اصولی انقلاب بهمن ۵۷ بود،در یک هوشیاری بی نظیر و رشدی باور نکردنی ،ایرانی را به جای اسلامی گذاشتند تا بگویند:ما خواهان جدایی دین از حکومت هستیم. ایا اصلاح طلبان موج سبزی حاضر هستند به این خواسته ی مردم اعتراف و تمکین کنند؟
در پایان خوب است یک بار دیگر به اقایان رفسنجانی و خاتمی گوشزد کنم که در اندیشه ی مصالحه و سازش به قصد نجات رژیم و رهبر نباشید. مردم نمی پذیرند. مردم راه خود را انتخاب کرده و برای ان هزینه ی سنگینی داده اند. امروز مشکل اصلی مردم احمدی نژاد نیست. از شعار هایشان باید فهمید. مردم حکومتی ازاد و دموکراتیک می خواهند.انتظار مردم از شما ها این است که با فشار اوردن بر رفقای خود،این راه را هموار کنید. از شما نمی خواهند که بخواهید برای ان ها تصمیم بگیرید. همین و بس.
هم میهنان در برون مرز نیز به خوبی از هم میهنان درون مرز،پشتیبانی می کنند. به خوبی شاهد این هستند که شرایط برای پشتیبانی اماده است. باید تلاش کنند تا پرونده ی نقض سیتماتیک حقوق بشر و جنایت علیه بشریت این رژیم به شورای امنیت و دادگاه های بین المللی برود. این همان چیزی است که روزی در ارزوی انجام ان بودند. شرایط برای همه چیز مهیا است. باید متحد بود و با هم عمل کرد.

تجلیل مردم از جان باختگان راه آزادی دربرابرهجوم مامورین حکومت



خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی-

به مناسبت گرامی داشت چهلمین روز جان باختگان راه آزادی، هزاران تن ازمردم عزادارتهران همزمان با تجمعات مردمی درشهرهایی چون اصفهان ، مشهد ، شیراز، اهواز ، رشت و ...عصر پنجشنبه هشتم مرداد درگورستان بهشت زهرا گردهم آمدند .ازساعت 15.30 مردم دردسته های کوچک به تدریج به سوی قطعه 257 روانه شدند. تا با حضور بر مزار ندا آقا سلطان و دیگر جان باختگان راه آزادی از آنان تجلیل کنند.نخستین یورش پلیس به مردم ساعت 16.25 آغازشد و صدها تن ازنیروهای ضد شورش مجهز به باتوم کلاهخود ، سپر و گازاشک آور که تا آغاز فاتحه خوانی متعرض مردم نشده بودند از این ساعت یورش به مردم را شروع کردند. درحالی که مامورین حکومت به مردم یورش می بردند مردم پس از متفرق شدن دوباره گرد هم می آمدند و شعارهایی چون مرگ بردیکتاتور، ماهمه یک نداییم ما همه یک صداییم سرمی دادند. ازجمله نکات این رویارویی حکومت با مردم حضورکم رنگ ترنیروهای لباس شخصی درمقایسه با تظاهرات پیش ازاین بود. نکته دیگر آنکه بهشت زهرا مکانی که حتا درزمان رژیم شاه نیز مورد تهاجم مامورین قرارنمی گرفت، اما درحکومت اسلامی حضورمخالفین دراین مکان نیز تحمل نمی شود.شماری از شرکت کنندگان این مراسم ساعاتی بعد به سوی مصلای تهران روانه شدند تا با جمعیتی که دراین مکان حضورداشتند همراه شوند. حضورپرشمار نیروهای یگان ضد شورش درمیدان انقلاب ، میدان فردوسی ، میدان ولی عصر ، هفتم تیر ، ونک و خیابان های ولی عصر، بهشتی و مطهری محسوس بود. با انسداد ورودی های مصلی وحضورنیروهای امنیتی گرداگرد آن مردم به سوی ولی

عصر حرکت کردند دراین خیابان درگیری های پراکنده ساعت ها ادامه یافت. مامورین مردم را تا داخل مغازه ها و مکان های خصوصی تعقیب و مضروب می کردند. ومردم همچنان شعارهای ضدحکومتی ومرگ بردیکتاتورسرمی دادند.درمیان شرکت کنندگان درمراسم بهشت زهرا و اطراف مصلا شماری ازاعضای جبهه دمکراتیک ایران وجبهه متحد دانشجویی ازجمله مهندس طبرزدی ، دکترامامی ، پرویز سفری ، مسعود سلامتی ، اسماعیل مفتی زاده ، امین کرد، امیرحسین فتوحی، اکرم اقبالی ، دنیا اکبری ، صمدی، خسروانی و... حضورداشتند.
Posted by خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی at
11

بیانیه و عرض تسلیت دانشجویان آزادیخواه گیلان

بیانیه و عرض تسلیت دانشجویان آزادیخواه گیلان

به مناسبت چهلمین روز درگذشت ندا آقا سلطان و...

چهل روز پیش روز تاراج مردانگی। مرگ غیرت و مرگ عدالت بود। روزی که دختری در برابر دیدگان بهت زده ی همگان در خون خود غلتید. آری ندا آقا سلطان شربت شیرین شهادت نوشیدتا به همه ی مدعیان مردانگی درس غیرت دهد و با استفراغ خون بر روی آسفالت نوزاد آزادی و آزادگی متولد کرد. روحش شادبی شک نام ندا تا ابد همچون ستاره ای بر آسمان تاریخ ایران زمین خواهد درخشید.چهل روز گذشت. چهل روز اشک های مادری شاید بر عکس دخترش ریخت چراکه حتی اجازه ی حضور بر مزار فرزندش را نداشت. مادری که دخترش فذای آزادی و جنبش آزادیخواهان ایران شد.در ازای این فداکاری بزرگ سکوت ایران (رادیو. تلویزیون. روز نامه. دانشجو. دانشگاه و...) جواب قدرشناسانه ای نبود.

اف بر هیئات امنای مساجد ما که پذیرای مجلس ختم این فرشته ی آزادی نشدند।

اف بر صدا و سیمای ما

اف بر بهشت زهرای ما

و اف بر ما که با سکوت خود خاک مرور زمان بر این واقعه ی دلخراش می پاشیم حال آنکه این واقعه می توانست برای یکایک ما اتفاق بیافتد।

آقای موسوی। آقای خاتمی چگونه دم از احقاق حقوق ملت می زنید حال آنکه از برگزاری مراسمی برای شهدای حوادث اخیر عاجزید؟ دانشجویان آزادیخواه گیلان اعلام میدارند:

سکوت در برابر این جنایت تاریخی کم از ارتکاب به آن ندارد।

راه این شهدا را ادامه دهیم تا خون به ناحق ریخته شده ی آنان پایمال نشود.در آخر: پنج شنبه 8مرداد ماه جهلم ندا آقا سلطان و... قطعه ی 257 چشم به راه تمام غیوران ایران زمین.

می نویسم حتا اگر کشته شوم. خونم از خون ندا ها رنگین تر نیست- حشمت اله طبرزدی

از یک سو به دلیل شنیدن اخبار و گزارش های مربوط به شکنجه و کشتار جوانان،گرفتار سر درد شده ام از دیگر سو شاهد وقایع شگفت انگیز در حوزه ی حکومت داری هستم و از دیگر سو نگران این هستم که سرنوشت مردم و کشور به کجا کشیده خواهد شد. در عین حال در زیر سرنیزه زندگی کردن مانع از این می شود که مسائل را ان گونه که می فهمی بیان کنی.به همین دلیل حتا ابتدا برای این نوشته ،عنوان مشخصی نیافتم و نام ان را "بدون عنوان"گزینش کردم تا هر کس هر برداشتی که می تواند از ان داشته باشد.
من با تجربه ای که از قلم زنی در هفته نامه ی پیام دانشجو دارم ،این مهم را دریافته ام که کار نویسندگی یک نوع ریسک یا دل به دریا زدن و یا خود را به دشت خون زدن است। هر گاه نویسنده بخواهد از یک امر مهم پرده بردارد مثل کسی است که باید جسارت این را داشته باشد که از یک بلندی بپرد یا خودش را به امواج بسپارد و با خود بگوید،می نویسم.هر چه بادا باد!
-با کشته شدن محسن روح الامینی،فریاد جناح اصول گرا نیز در امد و اقایان و خانم های اسلامی و اصول گرا نیز دریافتند که انگار در این مملکت خبر هایی هست.کسانی که به ملت وعده ی بهشت داده بودند و همواره این ادعا را داشتند که گویا قوه ی قضاییه،دستگاه انتظامی و نظامی و دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در دنیا بی نظیر است،اینک به فریاد امده و از مسئولین پرسش می کنند که پاسخگوی این قساوت ها کیست؟البته از این بابت باید خوشحال بود که به مرور ادم های کمی با سواد و کمی مستقل در درون این جناح به صدا در امده و گویا مقدر بود تا خون محسن زیر شکنجه ی دولت اسلامی بریزد تا این بخش از حکومت گران نیز زبان به گلایه و شکایت بگشایند. گویا مقدر بود تا خون محسن بر زمین بریزد تا این گروه نیز دریابند که در ۳۰ سال گذشته و البته در دوره های گوناگون به نام دین و انقلاب و نظام بر سر جوانان چه اورده اند. اما این گروه هنوز نمی خواهد به ریشه های بحران و تراژدی و مسئولین اصلی ان ورود کنند. نه تنها این گروه تمایلی برای فهم و افشای ریشه ی واقعیت ها ندارند،بلکه وفاداران به خط امام نیز خود را از فهم ریشه های این فجایع محروم می کنند. برای این که حقیقت تلخ است. البته به تعبیر ایه اله مطهری، حق برای کسانی تلخ است که نمی خواهند ان را بفهمند و به نفعشان نیست. و گرنه حق به خودی خود تلخ نیست. من در ادامه ی این نوشتار به برخی ریشه ها اشاره خواهم کرد.
در هر حال حتا کسانی چون علی مطهری نیز به جنایات ارتکابی توسط بازجویان جمهوری اسلامی اعتراض کرده و همراه با او گروه بزرگی از اصول گرایان زبان به اعتراض گشودند. به سهم خود از علی مطهری که زمانی سابقه ی دوستی با او داشتم را سپاس گذاری می کنم و به او گوشزد می کنم که با توجه به شخصیت پدرش و خودش از او انتظار داشتم تا بالاخره و البته به مرور صف خود را از ادمکشان جدا نماید.اگرچه این ابتدای ماجرا خواهد بود و مشکل ها خواهد افتاد.
۲-پس از این که داستان تراژیک کشته شدن محسن زیر شکنجه،افشا شد و فریاد نمایندگان مجلس اسلامی نیز در امد،اقای خامنه ای رهبر رژیمی که از ان به جمهوری اسلامی تعبیر می کنند،مجبور شد دستور بسته شدن سوله ی کهریزک را بدهد. او بدون این که از مسئولین در مورد گشایش و اداره ی این شکنجه گاه بازخواستی نماید یا در باره ی شکنجه و شهادت جوانان ایرانی به دست جانیان سخنی بر زبان بیاورد، دستور به بستن این اردوگاه استالینیستی داد تا بر روی اعتراض های دوستداران خود ابی بپاشد تا مبادا این اعتراض ها شعله ور شده و دامن خودش را نیز بگیرد.در صورتی که این سوله یک شبه به وجود نیامد. یادم هست در جریان بازداشت و شکنجه ی دانشجویان پلی تکنیک در سال های ۸۵-۸۶ به همین مناسبت،یک مقاله ی افشاگر نوشتم که از سوی تیم بازجویی مربوطه که زیر نظر مرتضوی و حداد عمل می کردند ،مورد بازخواست شدید قرار گرفتم. زیرا در ان زمان در مرخصی از زندان به سر می بردم.بنابراین،سوله ی کهریزک چند سال است که دایر است و گویا کسانی چون سردار رادان و سردار مقدم که دست اندکار اداره ی سپاه ثاراله هستند، این اردو گاه را نیز تدارک می کرده اند.
فراموش نکنید که این دو سردار،مامور راه اندازی گشت ارشاد یا برخورد با جوانان در دوره ی ۴ ساله ی احمدی نژاد بوده اند و ارتباط تنگا تنگی با مرتضوی دارند। پس تا کنون نام مقدم،مرتضوی،رادن و حداد را در ذهن داشته باشید. باید این نکته را به دست اورد که چه کسی از این ها پشتیبانی می کند که چنین گستاخ به سرکوب تا مرز خشونت کور و شکنجه ی زندانیان پیش رفته اند؟ اگر بتوان این حلقه ی مفقوده را به دست اورد،می توان به بسیاری از موارد مجهول در سیستم سرکوب عریان دست یافت. ایا به راستی ان گونه که اصلاح طلب ها سعی کرده اند ادرس بدهند، مسئول این حلقه احمدی نژاد است؟
۳-در چند روز گذشته فرماندهان سپاه و بسیج نیز سخنان زیادی در مورد سرکوب مردم به میان اورده اند. شکی ندارد که بسیج در کنار سپاه ثار اله مسئول بخش بزرگی از کشتار ها و شکنجه ها بود ه است.اما در میان این فرماندهان نام سالک و طائب،بیش از دیگران تکرار شد.این دو روحانی هر دو از رابطین دفتر خامنه ای بوده و هستند. در واقع ان گونه که من در سال های ۸۰ و ۸۱ در انفرادی های عشرت اباد و ۲-الف مربوط به حفاظت اطلاعات سپاه بوده ام به خوبی از نقش این نیرو در سرکوب ازاد اندیشان و تعلق خاطر ان ها به مصباح یزدی اگاه هستم.ان ها همین دید گاه های مصباح یزدی در مورد تزینی بودن ارای مردم را برای مطالعه به من می دادند و از ان دفاع می کردند.پس افرادی چون سالک و طائب در عین حال که نمایندگان خامنه ای هستند،و در سرکوب ها نقش اساسی دارند به مصباح یزدی نیز ارادت خاص دارند.این جریان تا اتفاقات اخیر و سرپیچی نسبی احمدی نژاد از حکم خامنه ای از حامیان سرسخت احمدی نژاد به شمار می امدند و گفته می شود که مجتبا خامنه ای حلقه ی وصل تمام این جریانات است.
می خواهم تاکید کنم که همه ی این روحانیان و سرداران تند رو و بی رحم ،مستقیما از سوی دفتر خامنه ای حمایت شده اند। من خود اگاه نیستم که در این زمینه نقش مجتبا چیست. پیش از این گمانم بر این بود که اصغر حجازی مامور هماهنگی این جریان است. پس اصلاح طلبان ادرس عوضی ندهند. این جریان نه از وزارت اطلاعات دولت احمدی نژاد که مستقیما از دفتر خامنه ای دستور گرفته و می گیرند.می نویسم حتا اگر کشته شوم. خونم از خون ندا ها رنگین تر نیست.(اهان. همین را تیتر نوشته انتخاب خواهم کرد)
-اقای خامنه ای در نماز جمعه ی ۲۹ خرداد با صراحت دستور سرکوب مردم را صادر کرد.او برای این که نظامیان و لباس شخصی ها و نیرو های امنیتی وانتظامی را تحریک کند، حتا بدون جهت گریه کرد. او در حالی از احتمال کشته شدن خودش -یا به تعبیر خودش،جسم ناقصش -حرف زد که حاکم مطلق بوده و هیچ کس حتا اگر بخواهد، نمی تواند به او اسیبی برساند. اما این را گفت تا نیرو های تحت امر، تحریک شوند و با شدت هر چه تمام تر مردم را سرکوب کنند.پس باید بپذیرد که هرکس شکنجه یا کشته شده است،به دستور او عمل کرده.نیرو های تحت امر هر گاه بشنوند که اراذل و اوباش یا خس و خاشاک و یا اغتشاشگران قصد جان فرمانده و رهبرشان را کرده اند،چرا نباید ان ها را تا سر حد مرگ بزنند و یا به گلوله ببندند؟پس در این ماجرا اگر چه تک تک فرماندهان و مجریان مسئول هستند،اما در راس ان ها شخص خامنه ای قرار دارد.مگر این که او و پیروان پذیرفته باشند که به وظیفه عمل کرده و کشته شدگان باید به چنین سرنوشتی دچار می شدند.بنا براین در این مورد باید با شجاعت به مسبب اصلی اشاره کرد و ادرس اشتباهی نداد.
۵- احمدی نژاد و دولت او در این زمینه گناهکار هستند।برای این که او به عنوان رییس دولت و رییس جمهوری در همه ی این قضایا مسئول است. بزرگترین جرم احمدی نژاد این است که هر گاه در مسئله ای با این اهمیت که می بایست نظر می داده است،فقط به این دلیل که به نفع او نبوده سکوت اختیار نموده است. او گمان کرده که می تواند چون کبک سر در برف کرده و بعدا اعلام کند که در این حوادث نقشی نداشته است. در صورتی که حتا اگر در سرکوب نقش مستقیم نداشته باشد،به دلیل انفعال و بی عملی اش در مقابل مردم قرار گرفته و در جرایم موجود شریک است.
اگر چه همگان اگاه هستند که در حمله به کوی دانشگاه و شکنجه ی دانشجویان در زیر زمین وزارت کشور،این احمدی نژاد است که باید پاسخگو باشد. برای این که دستور حمله را شورای تامین صادر کرده بود و مسئولیت ان با احمدی نژاد است.ولی او از یک سو از نتایج سرکوب نفع می برد و از دیگر سو با سکوت خود،مسئولیت حمله و سرکوب را متوجه ی دیگران می کند.
۶-موارد بالا در حوزه ی مربوط به سرکوب و امور امنیتی و نظامی بود।اما در کنار این حوادث،اتفاقات شگفت انگیز دیگری در حال وقوع است. اگر چه در شرایط کنونی همه ی سران و دست اندرکاران حکومت به یکدیگر گل می زنند اما در این زمینه احمدی نژاد گوی سبقت را از دیگران ربوده است.
احمدی باور کرده است که ۲۴ ملیون نفر به او رای داده اند। رهبر جمهوری اسلامی جلو تر از همگان در این امر موثر بوده است.همگان اگاه بودند که اگر موسوی رای بی می اورد به نفع نظام و رهبر بود.ولی او همچنان علاقه داشت که احمدی رای بیاورد.اگر خلاف این بود حتما طرفداران رهبر به صورت تشکیلاتی از احمدی رویگردان شده بودند.شورای نگهبان و نیرو های نظامی و انتظامی نیز از او رویگردان شده بودند.اما چنین نشد و مهم تر این که، رهبر پیش از تایید شورای نگهبان احمدی را تایید کرد و برای تثبیت او دستور سرکوب صادر نمود.حتا در خطبه ی نماز اعلام کرد که نظرات احمدی از نظرات هاشمی که یار دیرینه اش بوده است،به او نزدیک تر است. پس نقش رهبر در پیروزی احمدی و تثبیت ان پیروزی موثر بوده است. اگر چه بخش اصلی رای احمدی- هر اندازه که بوده و ما نمی دانیم-،مربوط به خودش است. بخشی از فقرا و محرومان و نیز برخی مخالفین جدی رفسنجانی و روحانیان به احمدی رای داده اند و همگان از این امر اگاه هستند.ولی محمود از یک سو نقش رهبر را بی اثر و از دیگر سو نقش خودش را بیش از حد و در عین حال تاثیر تقلب را ندیده گرفته و در مقابل رهبر قد علم کرده است.اگر چه او حق دارد معاون خود را انتخاب کند اما این صرفا یک بهانه است. بار ها و بار ها گفتیم که احمدی دل در گرو ولایت امام زمان دارد و نه ولی فقیه. او اصول اسلامی در حوزه ی حکومت را بر نهاد روحانیت ترجیح می دهد. انگار شرایط موجود را اماده ی ابراز نظرات خود دانسته است. به این دلیل از دید اصول گرایان واقعی حق با احمدی نژاد است. برای این که از یک سو او حق دارد معاون خود را انتخاب نماید و از دیگر سو می خواهد تا انجا که ممکن است ،دست روحانیون را از قدرت و حکومت کوتاه کند تا به زعم خودش از رانت خواری و فساد ها جلو گیری نماید. اگرچه در تناقض افتاده است. برای این که از یک سو به کمک همین رانت ها به ریاست جمهوری رسیده و از دیگر سو تلاش دارد که ریشه ی این رانت حکومتی را از بین ببرد!؟
برخورد متقابل رهبر و احمدی تا کنون به گونه ای بوده است که گویا این رهبر است که خودش را به احمدی می چسباند و نه این که احمدی به رهبر نیازمند باشد.از دیگر سو جناح محافظه کار سر بر اورده و اعلام می کند که احمدی را به سرنوشت بنی صدر و مصدق دچا ر می کند!انگار نه انگار که تا دیروز برای تثبیت احمدی ،ایران را به اتش کشاندند. در ظرف کمتر از چند روز به این نتیجه رسیدند که او ولایت پذیر نبوده و باید قربانی شود!ایا این حرکت محافظه کاران به قصد قربانی کردن احمدی در پای نظام و رهبر نیست؟ هر چه باشد از دیدگاه ما این اقدامات نشانگر اغتشاش شدید در امور حکومتی است و از جنس اختلافات منطقی نمی باشد. امور کشور داری رو به انارشی می رود و امیدوار هستم که هزینه ی ان را حکومت بپردازد و نه مردم.
۶- از سوی دیگر، اقای رفسنجانی اعلام کرده است که نزاع بر سر انتخابات است که اگر برطرف شود،مشکلی باقی نخواهد ماند। او در عین حال از رهبر تعریف کرد و بار دیگر ما را به این اندیشه فرو برد که ممکن است همه ی این ها دست به دست هم بدهند تا احمدی نژاد را قربانی کرده و قدرت را به روحانیت برگردانند.شاید جناح اصلاح طلب نیز از این کار بدش نیاید. ان ها نیز دوست دارند که احمدی قربانی شود،انتخابات تجدید شود و موسوی زیر نظر خامنه ای به ریاست جمهوری برسد تا نظام بیمه شود و خط امام مستدام گردد و حرف ان ها نیز به کرسی بنشیند. ما اما باور داریم که خواسته ی مردم این نیست.خواسته ی مردم مصالحه ی بزرگ در بحران نیست. ان ها خواهان ازادی انتخاب،بیان،حزب و تجمعات هستند.
۷- همه ی ما اگاه هستیم که جمهوری اسلامی به صفت اسلامی بودن و اصل ولایت فقیه است که پس از ۳۰ سال به چنین سرنوشتی دچار شده است. برای این که حکومت فردی از نتایج اولیه ی چنین اندیشه هایی است. ما بر این باور هستیم که دین باید از حکومت جدا بشود. هر گاه قدرت را مقدس دانستیم، مانع از این خواخهیم شد تا این قدرت نقادی و دست به دست شود. قدرت فساد اور است . در حالی که طرفداران اندیشه ی اسلام سیاسی که خمینی از پایه گذاران ان بود به تقدس و تمرکز قدرت باورمند هستند.اگر خامنه ای چنین دستور سرکوب می دهد و دفتر او مرکز قدرت غیر پاسخگو و حامی کسانی چون مقدم،رادان،طائب،مرتضوی،سالک و دگران است،فقط به این دلیل است که قدرت او را مطلقه،مقدس و اسلامی و از جانب خدا دانستند. حال اگر همین قدرت به طاهری اصفهانی یا منتظری و رفسنجانی نیز داده می شد، همین اش و همین کاسه بود. کسانی چون علی مطهری باید اگاه باشند که قدرت مطلقه و متمرکز و غیر پاسخگو فساد اور است ومن در میتینگ ۲۹ مهر ۷۶ در مقابل دانشگاه تهران همین را گفتم که به اتش خشم اقایان دچار شدم.ریشه ی این شکنجه ها و کشتار ها در قدرت مقدس و غیر پاسخگو است. نمی شود از یک سو به طرف القا کرد که تو نماینده ی خدا و امام زمان هستی و از دیگر سو باید پاسخگو باشی . نمی شود از یک سو ادعا کرد که این حکومت خدا بر روی زمین است و از دیگر سو انتظار نداشت که معترضین علیه ان، زیر شکنجه کشته شوند. شانس اورده ایم که خامنه ای ولی فقیه است. اگر خمینی در قید حیات بود همه ی معترضین را محارب معرفی می کرد و سرنوشت همگان معلوم بود.
۸- اخرین کلام من این است که سران رژیم به جان هم افتاده اند و البته این سنت تاریخ و به زعم من اراده ی خداوند است। برای این که کسانی که ظلم می کنند به ظلم خود گرفتار می ایند. نه احمدی انقدر ضعیف است که باهنر بخواهد او را استیضاح کند و نه مردم زیر بار هاشمی می روند که بار دیگر بخواهد با شعبده بازی، حکومت روحانیون رانت خوار را نجات بدهد و نه خامنه ای قادر خواهد بود از طریق سرکوب،مردم را وادار به تمکین کند.نه قالی باف انقدر موجه است که بخواهد با افشاگری علیه احمدی جایی در دل مردم ناراضی برای خود دست و پا نماید و نه حتا امکان همدستی مجدد هاشمی و خامنه ای و خاتمی وجود خواهد داشت. در این اشفته بازار، فقط ان باند قدرت است که به جنایت علیه مردم ادامه می دهد و شیرازه ی امور سیاسی و اقتصادی از هم گسسته است. اگر چه فقر و بیکاری و تورم گلوی مردم را می فشرد اما توده های ناراضی تصمیم دارند از طریق اعتراضات خیابانی به بهانه ی چهلم شهدا و سالگرد انقلاب مشروطیت در ۱۴ امرداد یا روز تحلیف و تنفیذ به مبارزات خود ادامه بدهند و حق است که چنین کنند.
ما نیز وظیفه ی خود می دانیم با تاکید بر اصولی چون :تمامیت ارضی، منافع ملی،استقلال همه جانبه ی کشور،ازادی،دموکراسی،اعلامیه ی جهانی حقوق بشر،حقوق مسلم اقوام ایرانی،تساوی حقوق زن و مرد،نفی خشونت و جدایی دین از حکومت به دفاع از مردم برخیزیم و همگان را به همبستگی دعوت کنیم।تاکید می کنم که کشور در لبه ی پرتگاه اغتشاش یا خشونت تمام عیار و ورشکستگی قرار دارد و در این شرایط است که بیگانگان برای دخالت در امور کشور طمع کرده و من به سهم خود از دستگاه های مسئول و نیرو های وطن پرست در هر رده و در هر نهاد و ارگان و از هر طیف و طبقه ، دعوت می کنم تا با همبستگی مسئولانه به نجات کشور کمر همت بندیم.ما نباید بنشینیم و نظاره گر نزاع درون حکومت از یک سو و سرکوب مردم بیگناه از دیگر سو باشیم. ممکن است نیرو های قدرتمند با مطالعه ی این نوشته قصد هر نوع نقشه ی شیطانی علیه من را در ذهن پرورانیده یا عملی سازند. اما به ان ها هشدار می دهم که از شما ترسی ندارم. فقط به شما اعلام می کنم که در این ۱۵ سال، انچه نوشتم برای اصلاح امور کشور بود و خود شاهد بودید که به موقع نوشتم اما عمل نکردید. یک بار هم که شده به من اعتماد کنید و به نصایح من تن در دهید و کمک کنید تا کشور را از این شرایط خطرناک رها سازیم.
به راستی کدام انسان عاقل حاضر است بیش از این کشور را به دست کسانی بدهد که تا دیروز از احمدی یک بت ساختند اما امروز خواهان استیضاح او هستند!شما را به خدا به خود ایید و امور کشور را به دست نمایندگان واقعی ان بسپارید। ۳۰ سال حکومت برای شما کافی است. اجازه دهید نمایندگان واقعی ملت که از طریق انتخابات ازاد زیر نظر نهاد های بی طرف بین المللی برگزیده می شوند،سر رشته ی امور را در دست بگیرند و از تجربه ی مثبت شما ها نیز بهره ببرند. تضمین خواهند دادکه از هر نوع خشونت جلو گیری کرده و برای همیشه خشونت و اعدام و شکنجه از این مملکت رخت بر خواهد بست.
دستان خود را به سوی همه ی کسانی دراز می کنیم که دل در گرو ملک و ملت دارند.

نامه مهم آیت الله طاهری به هاشمی رفسنجانی

نامه مهم آیت الله طاهری به هاشمی رفسنجانی
حضور محترم آیت الله آقای هاشمی رفسنجانی زید عزه العالی
با سلام و تحیت و آرزوی توفیق و سلامتی برای جنابعالی كه بحق از ذخائز انقلاب و روحانیت و از یاوران با سابقه و موثر نهضت و حضرت امام رحمه الله می باشید॥ لازم می دانم از مواضع و سخنان روشنگر و تاریخی جنابعالی در نماز جمعه تهران كه بارقه ای از امید در دلهای نگران مردم دمید تشكر و سپاسگزاری نمایم। قطعاًً این مواضع روحیه مقاومت و پایداری در مقابل انحرافات و بدعتهای خطرناك موجود را در همه تقویت و مضاعف نمود. چنانچه مستحضرید شرایط بسیار خطیر و دردناك كنونی كه كیان و اسلام و كشور و جان و شرافت مردم را مورد آماج قرارداده است ناشی از فاصله گرفتن عده ای زیاده خواه و قانون گریز از مبانی و اهداف انقلاب و اسلام می باشد كه در صورت بی توجهی به عواقب آن آثار سؤ و غیر قابل جبرانی برای انقلاب و كشور عزیز به ارمغان خواهد آورد.
امام (ره) بارها وقوع چنین خطری را از این ناحیه پیش بینی می نمود و به زبان و قلم متذكر می شد اما متاسفانه وقتی هشدارهای آن پیر خردمند جدی گرفته شد كه فراگیری ظلم و انحراف كشور را مورد هجمه قرار داد و خسارات فراوانی بر پیكر مردم سالاری دینی و انقلاب اسلامی وارد نمود।
در این برهه حساس روحانیت در آزمونی سخت قرار دارد। اگر نسبت به اعمال و رفتار غیرقانونی و ضد اسلامی این طایفه افزون طلب و دنیاپرست بی تفاوت و یا كم اثر باشیم قطعاً مورد مؤاخذه خداوند و معاقب قضاوت تاریخ و مردم خواهیم بود چراكه مشروعیت همه اركان و افراد در این نظام تنها به عمل به شرع مقدس و فرامین الهی است و در صورت تخطی از این قاعده هیچ كسی صلاحیت بقا در منصب و مقام خود را ندارد
این روزها متعاقب انتخابات مشكوك سیل دست گیری ها و تضییقات و رفتارهای خشونت بار و حتی شكنجه و قتل اسرا ذهن هر انسان آزاده ای را متألم و مشغول نموده است। از حضرتعالی و همه نخبگان انتظار می رود برای پایان دادن به این فاجعه تدبیری اندیشیده و قبل از آن كه دامنه آن حیثیت نظام و روحانیت را مورد هجمه بیشتر قرار دهد نسبت به مهار آن اقدام گردد
والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته
سید جلال الدین طاهری
٣/۵/١٣٨٨

نامه‌ی نهضت آزادی به رییس مجلس خبرگان رهبری:

نامه‌ی نهضت آزادی به رییس مجلس خبرگان رهبری:
حاکمان را به قانون بازگردانید
نهضت آزادی ايران نيز به عنوان يکی از قديمی ‌ترين احزاب سياسی ايران، اعتقاد دارد که اگر بحران فعلی بدرستی مديريت نگردد و حاکميت نتواند اعتماد عمومی از دست رفته را باز گرداند، نظام جمهوری اسلامی به مرور به سمت‌و‌‌سويی حرکت خواهد کرد که سرانجام نه از جمهوريت آن چيزی بر جا ی ماند و نه از اسلاميت آن।به گزارش نوروز، در نامه‌ی نهضت آزادی به هاشمی آمده است: «جنابعالی به نيابت از سوی مردم بر کرسی رياست مهمترين و بالاترين نهاد حکومتی در نظام جمهوری اسلامی تکيه زده‌ايد. اينک انتظار بحق مردم آن است که به نمايندگی از سوی آنان به وظيفه خطيرتان در برابر آنچه رخ داده و در حال رخ‌دادن است، بدان گونه عمل کنيدکه حق نمايندگی مردم ادا شده باشد.»
متن نامه‌ی این حزب سیاسی باسابقه را در ادامه می‌خوانید:
جناب آقای هاشمی رفسنجانی رياست محترم مجلس خبرگان رهبری

سلام و دعای خير، همان گونه که اطلاع داريد کشور ما در شرايط کنونی وضعيتی بحرانی را تجربه می‌کند، وضعيتی که با همه ی بحران‌هايی که تا کنون بر اين سرزمين گذشته است، از نظر ماهيت متفاوت است. نيز به خوبی می‌دانيد که ريشه ی بحران موجود در زياده‌خواهی اقليتی است که بر خلاف خواست جمعی مردم - اما به نام آنان- قصد دارد که همچنان بر مصدر حکومت بماند و رای و نظر خود را بر تمامی مردم تحميل کند. سخنان جنابعالی در خطبه‌های نماز جمعه بيست و ششم تير ماه تلويحاً و گاه تصريحاً به همين موضوع اشاره داشت.
نهضت آزادی ايران نيز به عنوان يکی از قديمی ‌ترين احزاب سياسی ايران، اعتقاد دارد که اگر بحران فعلی بدرستی مديريت نگردد و حاکميت نتواند اعتماد عمومی از دست رفته را باز گرداند، نظام جمهوری اسلامی به مرور به سمت‌و‌‌سويی حرکت خواهد کرد که سرانجام نه از جمهوريت آن چيزی بر جا ی ماند و نه از اسلاميت آن।

جنبش اصلاح طلبی و تغييرات و اصلاحات تدريجی و قانونمند از آن جهت ضرورت دارد که در صورت انباشت نارضايتی مردم و استمرار سرکوب و فشار ، مناسبات سياسی وشکاف ميان ملت و دولت به انفجارگسترده ای با پيامدهای نا معلوم وغير قابل اجتناب منتهی خواهد گرديد . بديهی است ما چنين وضعيتی را مغاير منافع و امنيت و مصالح ملی می دانيم.
چگونه قابل تصور است که پس ازگذشت سی سال از انقلاب شکوهمند اسلامی که بر اساس خواست جمعی و همت مردم شکل گرفت و به دليل عدم تمکين حکومت از اين خواست جمعی منجر به سقوط رژيم پهلوی گرديد، اينک شاهد باز‌توليد همان ساختار و همان روابط قدرت در نظام جمهوری اسلامی باشيم، تا آنجاکه اعتراض آرام و مسالمت‌آميز جمعيت چند ميليونی مردم در شهرهای مختلف به خاک و خون کشيده شده‌ و پاسخ آنان با گلوله داده ‌شود। شماری از مردم شهيد، شمار بيشتری مجروح و جمع ديگری نيز به زندان انداخته ‌شوند؟ اين پاسخ حکومتی است که خود از دل يک انقلاب بيرون آمده است و بسياری از رهبران آن طعم زندان، شکنجه و سرکوب را در رژيم ستم‌شاهی چشيده‌اند و از سرانجام نظام‌هايی که پايه ی‌ آنها بجای مشروعيت برآمده از خواست مردم بر زور عريان استوار گرديده، به نيکی آگاهند.

همچنين جنابعالی در خطبه ی نماز جمعه راه‌های برون‌رفت از بحران موجود را برشمرديد। راههايی همچون آزادی دستگير‌شدگان حوادث اخير، دلجويی ازآسيب‌‌ديدگان وخانواده‌های آنان، رفع محدوديت از رسانه‌های جمعی، برخورد بی‌طرفانه رسانه ی ملی با معترضين، دلجويی از مراجع و علما و در نهايت حرکت در چارچوب قانون.
در روزهای پس از انتخابات، شمار زيادی از فعالان سياسی کشور از جمله بيش از بيست تن از اعضای نهضت آزادی ايران در تهران و شهرستان‌ها، که در اکثر موارد بدون حکم قضايی يا با استناد به احکامی کلی که فاقد ارزش قضايی است،احضار، بازداشت و روانه زندان شده‌اند। اخبار و شايعات منتشر شده در سطح جامعه حاکی از وخامت حال بعضی از اين افراد و تلاش ماموران جهت اعتراف‌گيری از آنان بهر شکل ممکن است. در صورت صحت اين شايعات، علاوه بر فقدان و‌جاهت قانونی و ارزش حقوقی اين گونه اعترافات، آنچه بيش از پيش از دست می‌رود اعتبار نظام جمهوری اسلامی و بيش از آن اعتبار شريعت اسلام است، که اخذ اعتراف از متهمان در زندان را در شرايط غير طبيعی، حرام شرعی می‌داند. نيز کم نيستند کسانی که در همين دوره، در سطح خيابان‌ها و در تجمعات اعتراضی به وسيله ی افرادموسوم به لباس شخصی بشدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته و دچار آسيب‌های جسمی و روحی گاه جبران‌ناپذير شده‌اند. در شرايطی که هيچ نهاد قانونی مسئوليت فرماندهی اين افراد را بر عهده نمی‌گيرد و پاسخگوی رفتارهايی چنين سبعانه نيست، آسيب‌ديدگان چگونه می‌توانند از ضاربانشان شکايت به مراجع ذيصلاح برند ؟مگر در گذشته از اين گونه شکايات نتيجه‌ای عايد شاکيان شده است ؟بر‌استی پاسخ حاکمان به خانواده‌های قربانيان اين حوادث چيست؟آيا آنان بايد بپذيرند که از اين پس پاسخ هرگونه انتقاد و اعتراض آرام و مسالمت‌آميز به عملکرد حاکمان نظام اسلامی گلوله، زندان و ضرب و جرح است.
سانسور شديد مطبوعات منتقد و بستن هر از چند گاه آنها،به صورت جمعی، چه پس از انتشار يک يا چند شماره و چه توقيف آنها پيش از انتشار، داستان کهنه‌ای است که بازگويی آن برای جنابعالی و مردمی که سالهاست با اين رفتارهای غير‌‌قانونی آشنايند، تنهاباعث اطاله کلام است। کار بدانجا رسيده است که انتخاب تيتر و گزينش مطالب روزنامه‌ها نيزبعضا با حضور ماموران امنيتی در دفاتر روزنامه هايا چاپ خانه صورت می‌گيرد.
صدا و سيما نيز که قرار بوده است رسانه ی ملی باشد و از سوی همه ی ملت سخن بگويد، در دست صاحبان قدرت به مهمترين ابزار در جهت انتشار مطالب نادرست، ايراد اتهامات واهی به معترضان انتخابات و سرپوش نهادن بر حقيقت و واقعيت تبديل شده و عملاً باعث سلب اعتماد عمومی از حکومت گرديده است।
همه ی اين مواردبالا، مصاديق نقض صريح قوانين جاری در کشوراست و در صورتی که اراده‌ای مبنی بر اصلاح امور وجود داشته باشد،رفتار های ياد شده بدون ترديد قابل تعقيب قضايی است। ما نيز سخن شما را در باره ی ضرورت بازگشت همگان به قانون و حرکت در چارچوب آن تاييد می‌نماييم. سالها است که سخن ما و تمامی فعالان سياسی اصلاح‌طلب نيز تمکين به قانون و پرهيز از رفتارهای فرا‌قانونی است. اما خودتان نيک می‌دانيد که منشاء رفتارهای خلاف قانون، نه مردم و نه احزاب اپوزيسيون قانونی داخل کشور، که نهادهای رسمی حکومت می‌باشند. هم آنهاکه همواره درحاشيه ی امن قرار دارند و هيچ نهاد قضايی قدرت محاکمه و مقابله با آنها را ندارد.
سخن آخر آن که توقع مردم از شما، به عنوان رييس منتخب مجلس خبرگان و رييس منتصب مجمع تشخيص مصلحت نظام، چيزی بيش از توصيه ها ی اخلاقی به مديران و کارگزاران نظام مبنی بر رعايت قانون است و انتظار می‌رود که راهکارهای عملی واجرايی برخورد با بی عدالتی ها و بازگشت حاکمان به قانون و مجازات متخلفان از آنرا نيز پيگيری کنيد।
جنابعالی به نيابت از سوی مردم بر کرسی رياست مهمترين و بالاترين نهاد حکومتی در نظام جمهوری اسلامی تکيه زده‌ايد। اينک انتظار بحق مردم آن است که به نمايندگی از سوی آنان به وظيفه خطيرتان در برابر آنچه رخ داده و در حال رخ‌دادن است،بدان گونه عمل کنيدکه حق نمايندگی مردم ادا شده باشد.
العاقبة للمتقين
نهضت آزادی ايران

July 21، 2009

رفسنجانی نمره ی مثبت گرفت.


پیام دانشجو: رفسنجانی نمره ی مثبت گرفت.

به راستی که حوادث به اندازه ای بزرگ و بهت اور است که نمی توانی باور کنی. هیچ کس باور نمی کرد . همیشه می گفتیم و به خود دلداری می دادیم. اما باور نمی کردیم به این زودی اتفاق بیفتد.برای این که به بزرگی حادثه بیش از پیش پی ببریم بد نیست،تصویری از ماجرا ها در ذهن داشته باشیم.تریبون نماز جمعه ی تهران است. جایی که خامنه ای چند هفته پیش از همین جا انتخابات تقلبی را تایید و دستور سرکوب معترضین را صادر کرد. یا نه.تریبونی که در ۳۰ سال گذشته محل تند ترین شعار ها و مواضع علیه مخالفین داخلی و به ویژه کشور های خارجی مثل امریکا و اسرائیل بوده است.جایی که مقدرات حکومت اسلامی از طریق تریبون ان اعلام می شده است. جایی که سنگر نظام و اسلام و انقلاب نامیده می شده است.جایی که مهم ترین سنگر انقلاب در مقابل همه ی دنیا اعلام می شده است.
امام جمعه کسی جر پایه گذار نظام و یار دیرین ایه اله خمینی نیست। کسی که رییس تشخیص مصلحت نظام است. کسی که رییس مجلس خبرگان است.کسی که سکان دار نظام جمهوری اسلامی بوده است.انگار در خواب می بینیم.

شرکت کنند گان در نماز همواره جزو وفادار ترین افراد به نظام و انقلاب بوده اند. کسانی که در ۳۰ سال گذشته ،دست از حمایت رهبر بر نداشته اند.از طبقات و لایه های گونا گون اجتماع بوده اند. همواره برای حضور ان ها در نماز جمعه،تسهیلاتی چون اتو بوس در نظر می گرفتند و دستگاه تبلیغی رسمی نظام از ان ها به عنوان فرشتگانی یاد می کرده که به حج می ایند. می گفته اند که نماز جمعه، حج فقرا است.
اما امروز چیز دیگری دیدیم. از میدان ۷ تیر گارد ویژه و نیروی انتظامی و لباس شخصی کاشته بودند تا مانع هر نوع تحرک شرکت کنندگان بشوند. از میدان ولی عصر اتومبیل هایی که برای شرکت در نماز به حرکت در امده بودند را به طرف شمال هدایت کرده و به ان ها اجازه ی نزدیک شدن به حو مه ی نماز را نمی دادند.
امام جمعه اما حر ف های متفاوت می زد. او از مردم ناراضی سخن می گفت. از بحران در نظام حرف می زد. از ازادی زندانیان سیاسی و دلجویی خانواده هایی که به دستور سران رژیم داغدار شده بودند حرف می زد. او از بی اعتماد شدن مردم به نظام حرف می زد. او مرتب می گریست و مردم را بیم می داد که شعار ندهند تا مبادا ان ها که در درون و بیرون دانشگاه هستند،برایشان دردسر درست نکنند.او حرف هایی می زد که کاملا با حرف های رهبر و سایر امام جمعه ها در تضاد بود. او مرتب از گذشته البته با حسرت یاد می کرد.
شعار های مردم نیز متفاوت بود। مردم به جای مرگ بر امریکا و انگلیس و منافقین،مرگ بر چین و مرگ بر روسیه می گفتند. انگار خواب می دیدی.حرف مردم و امام جمعه یکی شده بود و نگرانی هر دو مشترک بود. پس از اتمام نماز،نیرو های گارد و لباس شخصی به مردم حمله ور شدند.برخی را زدند و بازداشت کردند. مردم شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند.خیابان ها به هم ریخت.به راستی چه اتفاقی افتاده است؟

این تصویری ناقص اما واقعی از نماز جمعه ی دیروز و نماز جمعه ی امروز بود.به همین سادگی.دوستان گرامی ایا پند اموز نیست؟نیرو های خشن و گارد ویژه و لباس شخصی ها برای سرکوب کسانی امده بودند که در نماز جمعه شرکت کرده و پای حرف های شخصیت برجسته ی نظام نشسته بودند. به راستی که شگفت انگیز است.
به باور ما این شروع ماجراست. هنوز حتا به میانه ی ان نرسیده ایم.مردمی که تصمیم گرفته اند شرایط را تغییر بدهندحتا رفسنجانی را وا می دارند تا در مقابل دوستان نزدیک خود، ایستاده و ان ها را پند و اندرز بدهد.او همان حرف هایی را می زند که بسیاری در این چند سال اخیر بار ها و بار ها تکرار کردند. او از رای و حق مردم می گوید. انگار نه انگار با سران رژیمی حرف می زند که خود از همکاران ان ها است. او از نارضایتی روحانیون و مراجع می گوید.
می دانیم که طرف مقابل فقط به نیروی سرکوب و سرنیزه می بالد।می دانیم که نیروی مقابل از نارضایتی اکثریت مردم اگاه است. می دانیم که طرف مقابل بر طبل خشونت خواهد کوبید. می دانیم که نیروی مقابل حتا علیه رفسنجانی بسیج خواهد شد.می دانیم که نیروی مقابل حتا به این فکر است که در شرایط بحرانی از رفسنجانی به عنوان وجه المصالحه استفاده کند.می دانیم که نیروی نظامی حتا ممکن است به فکر کودتایی از این اشکار تر بیفتد. می دانیم که بحران تا مغز اسخوان رژیم نفوذ کرده و ممکن است ،شرایط را خطر ناک تر از گذشته نماید.اما به اگاهی و شجاعت مردم باور داریم. به راه بی برگشت ازادی باور داریم.

امروز در رژیم اسلامی شکافی افتاده که هیچ چیز نمی تواند ان را به هم پیوند بزند.برای گذار از این شرایط،سرکوب و کشتار راه حل نیست.باید به حقوق مسلم مردم تن داد. ازادی،دموکراسی و پذیرش اعلامیه ی جهانی حقوق بشر از اولی ترین این حقوق است. امروز بخش بزرگی از مردم ایران،رفسنجانی را در درون جبهه ی خود پذیرفتند. طرف مقابل نباید از متانت این مردم سو استفاده کند. باید به گذشت مردم امیدوار باشد.این بخشی از مردم است که به حرکت در امده. اگر همه به خروش درایند چه خواهند کرد؟ایا به عواقب رفتار خود نمی اندیشند؟
البته اشتی ایی که رفسنجانی در پی ان است را مقدمه ای برای گام های بعدی می بینیم.فقط یک گام است.

July 11، 2009

دبیر خانه ی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران

سپاس از مردم-دبیر خانه ی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران
مردم ایران از ۲۲ خرداد تا کنون یعنی حدود یک ماه،از خود رشد فکری شگفت انگیزی نشان دادند।ان ها برای اولین بار به نظر نهاد های حکومتی بی توجهی کرده و نتیجه ی اعلام شده از سوی شورای نگهبان را نپذیرفتند. ان ها به خیابان ها ریخته و از انفعال خارج شدند. این مبارزه به صورت خودجوش صورت گرفت.حتا دست به راهپیمایی ملیونی زدند. در این راهپیمایی های ملیونی اما مسالمت امیز شعور سیاسی خود را به نمایش گذاشتند. تا ان جا که به مردم مربوط بود حتا خون از دماغ کسی نیامد.
با وجود این که رهبر جمهوری اسلامی که اینک اصلاح طلب ها بر این باور هستند که به دلیل تقلب در انتخابات و حذف جمهوریت رژیم به رهبر دولت کودتایی تبدیل شده است،مردم را به سرکوب شدید تهدید کرد،اما با این حال مردم دست به نافرمانی مدنی زده و به مقاومت پرداختند که شنبه ی سیاه حاصل مقاومت مدنی و مسالمت امیز مردم از یک سو و سرکوب عریان حکومت از دیگر سو بود।بنا بر این مقاومت مدنی یا نافرمانی مردم ،هر دو روی یک سکه است که از سوی مردمی گزینش شده که تا پیش از این ،صرفا تماشگر داوری ها و نظرات رهبر یا شورای نگهبان و سایر نهاد های حکومتی بودند.
به هر دلیل مردم صلاح نمی دیدند دست به اعتراض بزنند । اما در شرایط فعلی ،مردم این تصمیم را گرفتند و به ان عمل کردند. مبارزات مسالمت امیز از طریق تظاهرات خیابانی و شعار های شبانه یا از طریق اینترنت ادامه یافت تا به دنیا نشان بدهند که این حکومت نماینده ی مردم ایران نیست و ایرانیان خواهان صلح و دموکراسی هستند.
ریختند تا بار دیگر ایران تیتر یک بسیاری از خبرگزاری های مهم باشد و جنبش ازادی خواهی زنده بماند।امروز خیابان های تهران میدان مانور نیرو های گوناگون از امنیتی،لباس شخصی،انتظامی ، نظامی و شبه نظامی بود.این مانور برای مقابله با مردمی بود که مسالمت امیز و با دست خالی به خیابان ها امده بودند.
تظاهرات امروز به خوبی نشانگر این است که در ایران بسیاری از معادلات برهم ریخته و مردم نا راضی از سرکوب واهمه ای ندارند।به راستی باید از این مردم شجاع و خردمند سپاسگذار بود.مردم راه اعتراض و مقاومت را یاد گرفته اند. حکومت اما هنوز به شیوه ی پیش،بر این گمان است که می تواند با سرکوب و بگیر و ببند،مردم را به خانه ها برگرداند. به راستی این گمانی باطل است و حکومت باید بداند که شرایط متفاوت است و مردم تصمیم گرفته اند سرنوشت خود را تغییر بدهند.حکومت به صورت افراطی از خشونت عریان برای سرکوب مردم استفاده می کند.این خشونت عریان را تا مرز توحش ادامه داده است.باید به این لحاظ به حکومت گران هشدار داد. زیرا جامعه را بیش از پیش به دام خشونت می کشاند.
همچنین باید از ایرانیان برون مرز سپاسگذار بود که با همبستگی بی نظیر خود ،از هم میهنان درون مرز پشتیبانی کرده اند।اگر این همبستگی و پشتیبانی ادامه یابد به طور قطع در مبارزات درون مرز تاثیر خواهد داشت.این مبارزه ادامه دارد.
دبیر خانه ی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران
۱۸ تیر ماه/۱۳۸۸/خورشیدی

July 10، 2009

همصدا با اکثریت مردم ایران دولت برآمده از کودتا را به رسمیت نمی شناسیم


هم میهنان گرانقدر
چنانچه آگاهید در چهار سال گذشته جامعه ما به سبب سو تدبیر ، ضعف مدیریت و ناکارآمدی دولت وقت با نابسامانی های روز افزون در عرصه های اقتصادی – مالی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی از یک سو و امور خارجی از سوی دیگر دست به گریبان بوده است . افزون بر آن بحران اقتصادی جهان ، کاهش بهای بین المللی نفت و اثرات مخرب تحریم های اقتصادی و انزوای سیاسی خبر از وخامت هر چه بیشتر آینده کشور می داد . بدیهی است در چنین شرایطی مصالح و منافع ملی ایجاب می نمود که در وضع موجود و مدیریت جامعه تغییرات اساسی داده شود . بویژه پدیدار شدن فرصت های جدید در افق سیاست خارجی بیش از پیش تغییر وضع موجود را امری ضروری می ساخت . در این راستا آزاد اندیشان ، اصلاح طلبان ، ملی گرایان و فعالان سیاسی برآن شدند از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در پیش ، بعنوان فرصتی مناسب برای نیل به این مقصود بهره جویند . آنها با اینکه نسبت به رویه یکجانبه نگری ، جناح گرایی و اصولگرایی شورای نگهبان دغدغه اساسی داشته و نسبت به آزادی و سلامت انتخابات نیز تردیدهای جدی داشتند ، با این وجود مصمم شدند از نامزدهایی که برنامه انتخاباتی شان مبتنی بر انجام اصلاحات داخلی و تنش زدایی در سیاست خارجی بوده است حمایت همه جانبه نمایند و نیمی از شهروندان واجد شرایط را که تمایل برای شرکت در انتخابات نداشتند ، به حضور فعالانه در این آزمایش ملی و مردمی فراخواندند . در نتیجه موج گسترده ای از شهروندان به حمایت از هادیان و حامیان اصلاحات و تغییرات برآمدند . آنها با برگذاری نشستهای نقد و بررسی و راهپیمایهای آرام ، منظم و قانونمند قصد و نیت خود را برای تغییرات مسالمت آمیز به نمایش گذاشتند ، با اطمینان بر اینکه حضور پرشور و پرشمار خواستاران دگرگونی های صلح جویانه فرایند مورد نظر را در پی خواهد داشت .
دریغا که اطمینان و اعتماد راسخ آنها به ثمره مشارکت پر شور مردم ، نتایجی بس ناباورانه و بهت انگیز به بار آورد . زیرا حاکمیت بی پروا شعور مردم را نادیده انگاشته ، با برنامه ای کاملا از پیش تنظیم و مهندسی شده فرایند انتخابات را به سود نامزد مورد نظر خود مصادره نمود و برای آنکه راه هرگونه اعتراض بسته شود ساعاتی پیش از اعلام نتیجه انتخابات اقدام به دستگیری عده زیادی از کنشگران سیاسی فعال در انتخابات کرد . ولی این نیرنگ و فریبکاری آشکار حاکمیت ، مانع واکنش بحق ، قانونی و گسترده مردم نشد .
مردمی که چند ماه قبل در جریان انتخابات با رفتار آرام خود نمونه کاملی از مدنیت ، قانونمندی ، همدلی و اخلاق اجتماعی بود ، اینک با همان سکون ، قانونمندی و همدلی با انجام راهپیمایهای گسترده و میلیونی در مقام اعتراض به دسایس غیر اخلاقی و ضد مردمی حاکمیت برآمد و قویا خواهان رفع مظالم و اجحافات و اعاده حق و حقیقت پایمال شده خود گردیدند .
تاسف بار تر آنکه حاکمیت در قبال حرکت حق طلبانه و مسالمت آمیز معترضان با خشونت هرچه تمامتر در مقام سرکوبی آنها برآمد که منجر به شهادت ده ها تن از فرزندان برومند میهن و زخمی شدن صدها تن از هموطنان و بازداشت های فله ای هزاران تن از آنها شد . حتی حریم امن دانشگاه شکسته شد و شمار زیادی از دانشجویان به خاک و خون کشیده شدند . غافل از اینکه اعمال سیاست ارعاب ، ارهاب و خشونت مانع ادامه اعتراضات مدنی و مسالمت جویانه نشده و دامنه آن نه تنها به گوشه گوشه سرزمین ایران رسید ، بلکه بازتاب جهانی بس گسترده در پی داشته است که به گفته بسیاری از کارشناسان خارجی وجود دو فرهنگ کاملا متفاوت را به نمایش می گذارد .
بی شک رفتار نابخردانه حاکمیت و حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را نمی توان امری فراموش شده تلقی نمود . این رویداد نه تنها اثر منفی درازمدت خود را در نگرش مردم نسبت به حکومت باقی خواهد گذاشت ، بلکه در عین حال افشا کننده بسیاری از حقایق تلخ و پنهان کاری های نظام خودکامه وقت ، که بی تردید پیامد های نا مطلوب زیر را از جهات داخلی و خارجی در پی خواهد داشت .
از دیدگاه داخلی حوادث پیش آمده ، واقعیت های زیر را آشکار نموده است :

1- شکاف و اختلاف میان هیئت حاکمه را عمیق تر از پیش ظاهر ساخت که بی تردید در آینده نزدیک گستردگی بیشتری پیدا خواهد کرد .
2- گسستی بس عظیم میان جامعه و حکومت پدیدار گردیده که جز با تغییر اساسی وضع موجود سامان نخواهد یافت . به دیگر سخن آنهایی که خواهان اصلاحات تدریجی در چارچوب قانون اساسی بودند به جرگه مدعیان تغییرات بنیانی از جمله جدایی دین از حکومت خواهند پیوست .
3- پوشش پیرامونی نظام که به ارزشهای انقلابی و اسلامی آراسته بوده است و در طول سی سال از آن بطور مستمر تغذیه اجتماعی و سیاسی می شده ، بیکباره در پرتو حوادث پیش آمده کنار زده می شود و ماهیت امنیتی – پلیسی متصف به ارزشهای واپس گرایانه دینی نمایان می گردد . به دیگر سخن مبانی جمهوریت در مسلخگاه استبداد امنیتی – دینی قربانی می شود .
4- حوادث مورد بحث نقش تعیین کننده سپاه پاسداران و استفاده ابزاری از بسیج را در جریان دگرگونیهای سیاسی داخلی را بیش از پیش مشخص نموده است . زیرا سپاه پاسداران به سبب در دست داشتن انحصارات عمده اقتصادی – تجاری و صدها پیمانکاری بزرگ قویا خواهان حفظ وضع موجود می باشد و در این رابطه از همکاری و همبستگی نزدیک جناح بنیادگرای مذهبی و نهادهای مربوط به آن چون هیئت موتلفه ، برخی تربیت شدگان مدرسه حقانی و پروردگان مکتب شیخ محمد تقی مصباح یزدی و ... بهره مند بوده است . چنانکه نقش تعیین کننده سپاه پاسداران در انتخابات پادگانی نهمین دوره ریاست جمهوری ، اینک بصورت جامعتری در انتخابات کودتایی دهمین دوره نمودار می گردد .
5- اعمال سیاست ارعاب ، اخافه و کشتار که همواره در این سه دهه وجود داشته ، نسبت به شرکت کنندگان معترض در راهپیمایهای آرام ، مسالمت آمیز و قانونمند نه تنها مبانی پیوند ، علقه و همبستگی میان مردم و حکومت را سست ساخته ، بلکه زمینه ساز گرایش نسل جوان به جنبش های افراط گرایانه خواهد شد .
6- بالاخره در اذهان اکثر مردم ایران مشروعیت دولت برخاسته از فرایند انتخابات از پیش مهندسی شده همچنان بعنوان سوال باقی خواهد ماند و اثرات منفی خود را در تعاملات آتی بین مردم و حکومت در پی خواهد داشت .
از منظر خارجی نیز حوادث ناشی از بحران انتخابات بازتابهای زیر را در پی خواهد داشت :

1- تصویر و تصور جهانی از انسجام و اعتبار نظام جمهوری اسلامی دچار خدشه شدید گردیده است و نوعی نگرش مائویستی بویژه از سوی جهان غرب نسبت به وضع سیاسی – اجتماعی موجود پدیدار شده است . بدین معنی که در یک طرف حاکمیت متصف به استبداد امنیتی – دینی قرار دارد و در طرف دیگر اکثریت شهروندان خواهان آزادی ، مردم سالاری ، حقوق بشر و حکومت قانون .
2- در رابطه با جایگاه و مقام و منزلت منطقه ای جمهوری اسلامی ، علائمی از بازنگری ذهنی از سوی کشورهای همسایه نمودار شده است .
3- فرصت هایی که در پرتو تحولات جهانی در سیاست خارجی به سود کشور برای حل و فصل مسائل و مشکلات مطروحه در افق پدیدار شده بود ، بعد از حوادث پیش آمده مورد بازنگری اساسی قرار خواهد گرفت . به این معنی که راهکار سخت افزاری مورد نظر برای گفتگوهای سازنده و ارائه مشوق های جدید جای خود را به اتخاذ تحریم های سنگینتر و نوعی از تهدیدهای سخت افزاری خواهد داد .
4- تردید درباره مبانی مشروعیت دولت زاییده انتخابات مغشوش و مورد مناقشه ، موقعیت دولت وقت را در ارتباطات و تعاملات بین المللی با مشکل و ضعف جدی روبرو خواهد ساخت . چنانکه در کنفرانس دول افریقایی در لیبی ، برخی از رهبران دولت های شرکت کننده مشارکت خود را منوط به عدم حضور رئیس جمهور ایران اعلام داشتند . بی شک این نوع برخوردها در آینده در مورد حضور رئیس جمهور در بسیاری از مجامع بین المللی تکرار خواهد شد .
5- بالاخره رابطه با کشورهای عضو اتحادیه اروپا به ویژه آمریکا نه تنها در عرصه هایی چون افغانستان و عراق که امکان نیل به نوعی تفاهم عملی به نظر می رسید و می توانست اثرگذار نسبی در رابطه با حل مسایل مشکل تر شود ، بعد از حوادث اخیر حصول این منظور بسیار ضعیف و در واقع بیرنگ شده است ، و در نتیجه مذاکرات در زمینه های مورد اختلاف با مشکلات جدی تر روبرو خواهد شد . همین وضع سبب می شود که جمهوری اسلامی در قبال تحریم ها ، تحمیلات و محدودیت های جدید بیش از پیش مجبور به وابستگی و باج دهی به روسیه و چین شود و بدین ترتیب آزادی عمل و قدرت مانور خود را در بهره گیری از فرصت های پیش آمده مانند امکان انتقال گاز ایران به اروپا و یا مشارکت در خط لوله باکو و ... را از دست بدهد .
توجه به مطالب گفته شده در باره اثرهای زیانبار کودتای انتخاباتی و پیامدهای داخلی و خارجی آن ، جبهه ملی ایران بار دیگر اعلام می دارد ، تداوم ظلم و استبداد خشونت محور منافع ملی را به خطر می افکند و انحصارطلبی و خودکامگی حاکم ، کشور را به ورطه سراشیبی بحرانی برگشت ناپذیر می راند . در این میان تنها حاکمان نیستند که بنای سست حکومتشان برباد خواهد رفت بلکه فردفرد ایرانیان از این نابخردیها متضرر خواهند شد . بهمین جهت جبهه ملی ایران همصدا با اکثریت مردم ایران مشروعیت دولت برخاسته از انتخابات از قبل تنظیم و طراحی شده را برسمیت نشناخته ، آن را فاقد وجاهت قانونی می داند .

در خاتمه جبهه ملی ایران ضمن همدردی با خانواده جان باختگان راه آزادی و تمامی کسانی که در این مسیر دچار صدمات جسمی و روحی شده اند ، خواسته های زیر را عنوان میدارد :

- باید به جو نظامی ، امنیتی و پلیسی حاکم بر جامعه پایان داده شود
- باید هرچه سریعتر افرادی که به صرف اعتراض به حق تضییع شده آراشان بازداشت شده اند آزاد گردند .
- باید کسانی که با یورش به صحن مقدس دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویان اقدام به ضرب و شتم ، کشتار و تخریب نموده اند به جامعه معرفی و محاکمه و مجازات شوند .
- باید آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها صورت گیرد
- باید آزادی گردش اطلاعات رعایت گردیده و به مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی پایان داده شود .
جبهه ملی ایران
18/4/1388 خورشیدی

June 26، 2009

خودی و غیر خودی کردن ایرانیان در پیام مهندس موسوی

پیام دانشجو:در حالی که همه ی ایرانیان برون مرز و حتا غیر ایرانی ها به صورت یک صدا به حمایت از هم میهنان درون برخاسته و خشونت های دستگاه ولی فقیه و پیروان او را محکوم می کنند،اقای موسوی با معیار قرار دادن نظام مقدس اسلامی(!؟) از ایرانیان می خواهد تا از هم جدا شوند تا مردم در درون مرز راحت تر سرکوب شوند!به راستی که با دیدن این پیام شگفت زده شدیم। ایا جناب مهندس موسوی باور کرده است که رای دهندگان برون مرز که به قول خودشان افزایش ۳۰۰ درصدی داشته اند، برای خاطر نظام مقدس اسلامی به پای صندوق رای رفته اند؟ اگر این است پس چه تفاوتی بین نظرات موسوی با خامنه ای وجود دارد؟ایا اگر موسوی به جای خامنه ای ولی فقیه بود، همین برخورد فعلی با مردم معترض را برای حفظ نظام انجام نمی داد؟تازه! اقای مهندس موسوی خوب بود صبر می کرد تا دیکتاتوری شکست بخورد بعد چنین پیام تفرقه انگیز را صادر می کرد. مگر ایرانیان برون مرز نیاز به قیم دارند که خود ندانند با چه کسی بنشینند و با چه کسی ننشینند؟از همه ی این ها گذشته،در شرایط فعلی این دیکتاتور است که مردم را سرکوب می کند و شخص موسوی را نیز خاموش و بی خاصیت کرده است. ایا با این اوضاع این گونه پیام ها جز تضعیف مردم معترض ثمر دیگری دارد؟ توصیه ی ما البته این است که هم میهنان گرامی این پیام را جدی نگرفته و حتا ان را نادیده بگیرند. احتمال می رود که ایشان تحت شرایط خاص،چنین پیامی صادر کرده باشند. در هر حال امروز همبستگی هم میهنان برای حمایت از جنبش درون ضروری است. به ویژه که سرکوب تشدید شده است و باید مردم را تنها نگذاشت.برای داوری متن پیام را منتشر می کنیم تا خوانندگان خود داوری کنند:
بسم الله الرحمن الرحیم هم
وطنان عزیز
ایرانیان شرافتمند دور از وطن حضور گسترده و پرشور شما هموطنان در انتخابات 22 خرداد امسال نمایانگر دلبستگی شما عزیزان به ایران عزیز و دغدغه هاي قابل تحسین شما نسبت به آینده کشورتان است و همانطور که در پیام انتخاباتی به شما عزیزان اعلام کردم ایران متعلق به همه ایرانیان است و همه آحاد ملت در داخل و خارج نسبت به آینده آن مسئول و در آن از حقوق یکسان برخوردارند।ا بر خود فرض میدانم که از حماسه حضور شما در تعیین سرنوشت کشورتان قدردانی نمایم .ا
استقبال گسترده شما عزیزان از این انتخابات و حضور سبز و بانشاطتان در پاي صندوق هاي ر أي آنچنان وسیع بود که حتی منابع دولتی و برگزار کنندگان انتخابات ر ا وادار نمود که به افزایش سیصد درصدي مشارکت هموطنان خارج از کشور در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوري اعتراف نمایند।ا
اعتماد وسیع شما به این خادم کوچک ملت و رأي قاطعتان به اینجانب در اکثریت حوزه هاي رأي گیري خارج از کشور مسئولیت سنگینی را بر دوش من گذاشته است।مایلم به همه شما اطمینان دهم به عهدي که با شما عزیزان و تمامی آحاد ملت بزرگ و حماسه ساز کشورمان بسته بودم پایبند بوده و با استفاده از تمامی راهکارهاي قانونی حقوق حقه شما را، که در صندوق هاي ر أي متجلی شده بود پیگیري خواهم کرد.ا
متأسفانه چنانچه شما نیز از طریق رسانه هاي بین المللی مشاهده میکنید ، بر خلاف نص صریح قانون اساسی و آزادي هاي مصرح در جمهوري اسلامی کلیه امکانات ارتباطات من با ملت و از جمله شما عزیزان قطع شده و اعتراضات مسالمت آمیز مردم سرکوب می شود । رسانه ملی که از بیت المال کشور اداره میشود با سیاه نمایی مشمئز کننده اي به قلب حقایق پرداخته و راه پیمایی مسالمت آمیز قریب به سه میلیون نفر در تهران را به اغتشاشگران نسبت میدهد و روزنامه هایی که از منابع دولتی اداره میشود به بوق و کرناي غاصبان رأي مردم تبدیل شده اند.ا
اینجانب ضمن تشکر مجدد از اعتراضات مسالمت آمیز شما هموطنان خارج از کشور که انعکاس وسیعی در جهان داشت از شما میخواهم که با استفاده از کلیه راهکارهاي قانونی و وفاداري به نظام مقدس جمهوري اسلامی، صداي اعتراض خود را در تقلب گسترده انتخابات به گوش مسئولین کشور برسانید। من کاملاً بر این نکته واقفم که خواسته مشروع و برحق شما هیچ ارتباطی با فعالیت گروههایی که معتقد به نظام مقدس جمهوري اسلامی ایران نیستند، ندارد. بر شماست که صفوف خود را از آنان جدا کرده و اجازه سوء استفاده از موقعیت کنونی را به آنان ندهید.ا
میرحسین موسوي 1388/4/3

‏پيام آيت الله منتظری در اعتراض به عملکرد نامناسب مسئولان و سرکوب مردم

‏‏بسم الله الرحمن الرحيم
(الملک يبقی مع الکفر و لا يبقی مع الظلم )‏
‏ملت بزرگوار و فهيم ايران ‏ ‏سلام و تحيت به پيشگاه شما مردم غيور و فداکار، که يک بار ديگر همچون‏ ‏گذشته های پر افتخارتان در صحنه سياسی و اجتماعی کشور، رشادت و‏ ‏بلوغ فکری خويش را به اثبات رسانديد و برای احقاق حقوق از دست‏ ‏رفته خود، صبورانه سختی ها را تحمل نموديد; ولی مسئولين امور با آن که به‏ ‏يقين می‎دانند که همه منصب و مقامشان ثمره جانفشانی ها و از‏ ‏خود گذشتگی های شما ملت عزيز و بزرگوار است ، با کمال تأسف در برابر‏ ‏خواسته به حق شما مردم عزيز روشهايی اتخاذ نموده و به اعمالی دست زدند‏ ‏که در باور هيچ انسان منصفی نمی گنجد।
‏اينجانب که در حد توان خويش ، در مبارزات عليه رژيم گذشته و برقراری‏ ‏جمهوری اسلامی نقش داشته ام ، ضمن اظهار تأسف و ناراحتی از اين‏ ‏برخوردها و رفتارهای چند روز گذشته ، در برابر مردم احساس شرمندگی‏ ‏می‎نمايم و صراحتا اعلام می‎دارم که اسلام عزيز و سيره نبوی و منش‏ ‏علوی با رفتار حاکمان فعلی تفاوتی آشکار دارد. اين برخوردها و سياستها‏ ‏که زير لوای حاکميت دينی انجام می‎شود به يقين موجب بدبينی اقشار‏ ‏وسيعی از مردم به اصل اسلام و حاکميت دينی خواهد شد و زحمات‏ ‏ارزشمند علمای اسلام را از بين خواهد برد.‏ ‏در کشور و نظامی که به اسلاميت و شيعه بودن خويش می‎بالد چگونه در‏ ‏منظر و مرآی جهانيان و پس از گذشت فقط سی سال از پيروزی انقلاب و‏ ‏در حالی که هنوز توده های مردم صحنه های پايانی رژيم گذشته را به ياد‏ ‏دارند، تهران و برخی شهرهای بزرگ ديگر را به يک پادگان بزرگ تبديل‏ ‏کرده اند و با سياستهای غلط خود برادران نظامی و انتظامی را در مقابل‏ ‏مردم قرار داده اند و با راه انداختن مأموران لباس شخصی که خاطره ‏ ‏چماقداران شاه را در اذهان تداعی می‎کند، ناجوانمردانه به جان جوانان و‏ ‏مردان و زنان اين مرز و بوم تاخته و آنها را به خاک و خون می‎کشند. با‏ ‏انحصاری نمودن تمامی امکانات رسانه ای و تبليغاتی ، روشنفکران و‏ ‏فرهيختگان و دانشجويان که همگی چشم و چراغ و فرزندان اين ملت اند را‏ ‏وابسته به اجانب می‎خوانند و هر روز به بهانه ای واهی آنها را دستگير و‏ ‏زندانی می‎نمايند. اينان سرمايه های اين مملکت اند. چرا آمار فرار مغزها از‏ ‏کشور تا اين ميزان بالاست ؟‏ ‏آيا اين گونه برخورد با مسائل موجب وهن اسلام و تشيع نمی شود؟! آيا‏ ‏روش و سيره پيامبر(ص ) و حضرت علی (ع ) که ما افتخار پيروی از آنان را‏ ‏داريم همين گونه بوده است ؟! رسول بزرگوار اسلام (ص ) و امير مومنان (ع )‏ ‏هيچ گاه مخالفان خود را دشنام نداده و به آنان تهمت نزدند، آنان را با شمشير‏ ‏ساکت ننموده و سياست ناپسند و نابخردانه خودی و غير خودی را در‏ ‏مورد مسلمين پياده ننمودند. اينکه عده ای نسبت به حکومت خودی بوده‏ ‏و بتوانند دست به هر جنايتی بزنند، به خوابگاه دانشجويان حمله نموده و آنها‏ ‏را مورد ضرب و شتم قرار داده و از طبقه بالا به پايين پرتاب کنند،‏ ‏قتل های زنجيره ای را انجام دهند و فرهيختگان اين ملت را وحشيانه ترور‏ ‏نمايند و از مجازات مصون باشند، با هيچ دين و آئينی سازگار نيست ;‏ ‏خصوصا با شريعت مقدس اسلام که پيغمبر آن ( رحمة للعالمين ) است و‏ ‏جانشين بر حق او به خاطر درآوردن خلخال از پای زن يهوديه می‎فرمايد:‏ ‏اگر کسی از اين غصه بميرد بر او ملامتی نيست .‏ ‏اينجانب برای کليه شهدا مخصوصا شهيدان چند روز گذشته علو درجات ، و‏ ‏برای بازماندگان غمديده آنان صبر جميل و اجر جزيل از خداوند متعال‏ ‏خواهانم .‏ ‏توصيه من به ملت عزيز و بزرگوار ايران آن است که در کمال متانت و‏ ‏آرامش با آگاهی کامل خواسته های منطقی و بر حق خويش را پيگيری‏ ‏نمايند.‏ ‏به مسئولين و سردمداران حکومتی سفارش می‎کنم که با برخوردهای تند و‏ ‏غير عقلايی بيش از اين موجب بی اعتمادی ملت به آنان و جدايی مردم از‏ ‏نظام نگردند; و با دست برداشتن از لجاجت و اظهارات و عقايد اشتباه و‏ ‏تنگ نظری ، بين خود و مردم تفرقه ايجاد نکنند; و نسبت به اشتباهات‏ ‏انجام شده از مردم عذرخواهی نمايند; و با تشکيل هیأتی بی طرف و دارای‏ ‏اختيارات تام ، انتخابات اخير را به سرانجامی قابل قبول برسانند; و باور‏ ‏داشته باشند که مقامات دنيوی پايدار نبوده و ارزشی ندارد و آيه شريفه ‏ ( تلک الايام نداولها بين الناس ) را آويزه گوش کنند. اگر مردم شريف‏ ‏امروز خواسته های به حق خود را در اجتماعات آرام مطرح نکنند و‏ ‏مظلومانه سرکوب شوند، عقده هايی شکل خواهد گرفت که ممکن است‏ ‏بنيان هر حکومتی را هر چند مقتدر باشد برکند.‏ ‏در پايان حقيقت مرگ و قيامت را به خود و همگی افراد گوشزد نموده و از‏ ‏خداوند متعال می‎خواهم که توفيق ايمان و باور به ( انا لله و انا اليه‏ ‏راجعون ) را به همه ما عنايت بفرمايد. آمين رب العالمين .‏ ‏والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته .‏ ‏۳ تير ماه ۱۳۸۸‏ ‏حسينعلی منتظری

يه شماره 8 مهندس موسوي



يه شماره 8 مهندس موسوي : با ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي روم
۴ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۰۱

مهندس میرحسین موسوی بیانیه شماره 8 خود که حاوی نکات مهمی درباره وارونه جلوه دادن واقعیت ها ، کوتاه نیامدن از استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده ، چگونگی ادامه یافتن اعتراض ها در عین حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش و ... است را در اختیار سایت «کلمه» قرار داد। متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

بسمه تعالي مردم هوشيار و شريف ايران طي روزهاي اخير صدا و سيما، خبرگزاريهاي دولتي، برخي روزنامه هاي دولتي و سايتهاي اينترنتي وابسته به دولت و روزنامه كيهان، بخش عمده اي از فضاي خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حين و پس از برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران رخ داد، اختصاص داده اند। آنها با استفاده از امكاناتي كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشي كه در ايام اخير اتفاق افتاد مي پردازند بلكه مسئولان مستقيم و غيرمستقيم آن را كسي معرفي مي كنند كه تنها شما را در مسير احقاق حقي كه داشته ايد همراهي كرده است.

واقعيتي كه آنان بيهوده تلاش مي كنند ناديده انگارند آن است كه در اين انتخابات تقلبي بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به اين وضعيت به گونه اي غيرانساني مورد هجوم قرار گرفته و كشته، زخمي و يا بازداشت شده اند। اگر با مسببين جنايت كوي دانشگاه در 18 تير 1378 به گونه اي مناسب و قانوني برخورد مي شد امروز شاهد تكرار آن فجايع در ابعادي وسيع تر و وارونه جلوه دادن واقعيتها به گونه اي جسورانه تر نبوديم.

همان ها هستند كه هنوز با اتكاء به امكاناتي كه متعلق به عموم مردم است در راستاي منافع گروهي خود بي پروا به دروغ گويي و پرونده سازي براي ديگران ادامه مي دهند و افعالي را كه خود عامل آن هستند را به بنده نسبت مي دهند। آنان غافلند كه موسوي با اين ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي رود. آنچه در اين روزها رخ داد اصل نظام جمهوري اسلامي را كه ميراث امام بزرگوار و شهداي گرانقدرمان است هدف قرار داده و اين چيزي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتي اينگونه و تهديد به محاكمه از آن صرفنظر نمود.

من نه تنها از پاسخ گويي در برابر اين اتهامات واهمه اي ندارم بلكه آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند و خون مردم را بر زمين ريختند و اكنون كوشش مي كنند صحنه هايي را كه صدها شاهد و دهها تصوير آن را گواهي مي دهند به گونه اي ديگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه كساني كه عملشان در راستاي ايجاد هرج و مرج در كشور؛ تضعيف نظام و منافع بيگانگان است تلاش نمودند به بهانه تخريب‌گريهاي عناصري نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگري و وابسته به بيگانه معرفي كنند؛ ولي حاضر نيستم به خاطر مصالح شخصي و هراس از اينگونه تهديدها از ايستادگي در سايه شجره سبز استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده است لحظه اي صرف‌نظر نمايم। از مجموع آراي ريخته شده در صندوقها تنها يك رأي متعلق به من است و شما به خوبي مي دانيد كه مشكل آنها با ميليونها رأيي است كه جوابي براي سرنوشت آنها ندارند.

باز هم از عموم ملت شريف ايران متواضعانه درخواست مي كنم با حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش، در دام بدخواهان كه كوشش مي كنند اين حركت گسترده اجتماعي را شورش و اغتشاش و وابسته به بيگانه قلمداد كنند، نيافتند و با زيركي و هوشياري كه ويژگي ممتاز شماست اين توطئه ها را مهار نمايند। تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعايت اصول و مباني نشأت گرفته از انقلاب اسلامي راهبرد اصلي است كه ضامن تداوم و دسترسي به اهداف شماست.

دشمن خارجي با همراهي ياران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست كه مطالبات اين حركت عظيم خودجوش را به خوارج بيرون از نظام نسبت دهد و حتي الله اكبرهاي از دل برآمده شما را چون قرآنهاي سر نيزه معرفي كند। بر ماست كه با رفتار و گفتار خود اين توطئه شوم را خنثي نماييم.

برادر و خدمتگزار شما – ميرحسين موسوي چهارم خرداد 1388

اگاهی نامه ی شماره ی 2 همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران

هم میهنان اگاه!نظر به حرکت ازادیخواهانه ی شما ملت بزرگ ایران لازم دانستیم مواردی به شرح زیر را تقدیم نماییم:
-بنا به شواهد غیر قابل انکار،و با تاکید کاندیداهای محترم و نحوه ی عمل حکومت در دوره های گوناگون،در انتخابات اخیر تقلبی بزرگ صورت گرفت و احمدی نژاد با رای شگفت انگیز، برنده ی انتخابات معرفی شد.بنابراین دولت فعلی در صورت استمرار، غیر قانونی است و نمی تواند ادعا کند که نماینده ی ملت ایران است.
۲-اعتراض مسالمت امیز به نتیجه ی انتخابات و تقلب بزرگ،حق شهروندان است که هیچ مقامی حق سلب یا سرکوب ان را ندارد। متاسفانه رهبر جمهوری اسلامی حتا پیش از این که شورای نگهبان منصوب خودش،انتخابات را تایید نماید،در اقدامی کاملا غیر قانونی انتخابات را تایید و احمدی نژاد را برنده ی ان خواند. این اقدام رهبر رژیم، موجب شد تا عدم بی طرفی او برای همگان کاملا اشکار شود و امکان قانون شکنی های بعدی فراهم گردد.پس علاوه بر تقلب در انتخابات که نتیجه ی حقوقی ان، عدم قانونی بودن دولت موجود است،اقدام غیر قانونی رهبر زمینه را برای زیر پا گذاشتن قانون اساسی مورد تایید رژیم ،از سوی نهاد های حکومت و تحت امر رهبر را بیش از پیش فراهم کرد.
۳-با وجود این که مردم در تظاهرات ملیونی و ارام به اعتراضات خود ادامه دادند اما نیرو های نظامی،انتظامی،امنیتی و لباس شخصی تحت امر رهبر و دولت از همان روز های اول به بازداشت،ضرب و شتم و حتا کشتار مردم بی گناه دست زدند।این اقدامات به لحاظ حقوقی و انسانی محکوم است و مسئولیت ان مستقیما بر عهده ی سردمداران حکومت می باشد.
۴-پس از سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی در ادینه ی پیش و اتمام حجت با معترضین ملیونی و کسانی که به صورت مسالمت امیز و با راهپیمایی سکوت،اعتراض خود را بیان می داشتند،روز شنبه ی هفته ی اخیر که به شنبه ی سیاه معروف شد،نیرو های نظامی،انتظامی ،لباس شخصی های چماق به دست اما زیر پوشش نیروهای حکومت و نیرو های امنیتی به چنان سرکوب و کشتاری دست زدند که نمونه ی ان را هیچ کس سراغ ندارد। کشته شدن ده ها شهروند بی گناه به ویژه دختر ۲۷ ساله ی ایرانی در این روز ، بدون تردید از مصادیق بارز کودتا به حساب می اید.بنابراین حتا اگر نخواهیم این نظر معترضین به نتیجه ی انتخابات را که ان را کودتا نامیدند را بپذیریم،سرکوب و بازداشت های چند روز پس از ان مصداق عینی کودتا علیه مردم است.
- در حالی که کشور در شرایط جنگی نبوده و حالت فوق العاده اعلام نگردیده است اما معلوم نیست بر مبنای کدام اصل قانونی و حقوقی،سردمداران رژیم جمهوری اسلامی ،به صورت گسترده نیرو های نظامی را وارد شهر ها کرده،هزاران تن را بدون هیچ مستند قانونی دستگیر و هزاران تن را مورد ضرب و شتم قرار داده اند। به راستی کدام دولت قانون مند با مخالفین خود چنین می کند؟کدام نهاد قانونی بی طرف حاضر است بر این وحشیگری ها تایید بگذارد؟ در چنین شرایطی که رهبر و فرمانده ی کل قوا فرمان می دهد،نیرو های نظامی و انتظامی فرمان می برند،قوه ی قضاییه که زیر نظر رهبر است به بازداشت می پردازد و قوه ی مقننه منفعل است،چه کسی باید به فریاد این ملت مظلوم برسد؟پس حامیان مردم در حکومت کدام نهاد است؟ ایا خبرگان رهبری رژیم و مراجع تقلید در این زمینه هیچ مسئولیتی ندارند؟ایا صحیح است که دولتی که به نام روحانیت شیعه بر پا شده است تا این اندازه خودسرانه عمل کند و برای جان ومال و ابروی مردم نیز ارزشی قایل نباشد؟ ایا این توحشی که به نام دین و روحانیت توسط افراد لباس شخصی صورت می گیرد، موجبات ترس و وحشت مراجع دینی را نیز فراهم کرده که ان ها اعتراض نمی کنند؟
-در حالی که هیچ نهاد حکومتی بی طرفی نیست تا از مردم در مقابل حکومت دفاع کندو نهاد های مستقل از حکومت نیز یکی پس از دیگری سرکوب می شود،به شرایطی وارد شده ایم که ملت در مقابل دولت و حکومت قرار گرفته و اگر حتا نتواند در مقابل سرکوب ایستادگی نماید و از حقوق قانونی خود دفاع نماید ،اما با این حکومت قهر است و تحت هیچ شرایطی ان را نماینده ی خود نمی داند।از این حکومت به ظاهر جمهوری یک انتخابات نیمه ازاد بر جا مانده بود که بنا به گفته ی خود دست اندر کاران جمهوری اسلامی،ان انتخابات نیز با تقلب، توسط دستگاه حاکم مصادره شد و وجه صوری جمهوریت ان علنا نقض گردید.نکته این است که این دولت کودتایی چگونه قرار است با این مردم ناراضی و عصبانی زندگی کند؟اگر حکومت فقط با یک طبقه از مردم درگیر بود می توانست همچون گذشته با سرکوب راه حل هایی برای ساکت کردن ان ها بیندیشد اما اینک این حکومت با یک ملت ناراضی و معترض روبرو شده است.بخش مهمی از حکومت که در خبرگان رهبری تا تشخیص مصلحت نظام ومجلس و حوزه های دینی تا نیرو های نظامی و امنیتی حضور موثر داشته و دارند با حاکمیت درگیر شده و جانب ملت را گرفته اند. ایا حاکمیت قادر است همه ی این ها را از نهاد های حکومتی بیرون بریزد و مخالفین را تسویه نماید؟ ایا کودتا گران به عواقب چنین اقداماتی اندیشیده اند؟
-حکومت گران برای سرکوب مردم و ندیده گرفتن رای ان ها و انتصاب رییس جمهوری به اعدادی مثل ۲۴ ملیون استناد می کنند। در حالی که همان مردمی که در انتخابات رای داده یا قانون را وضع کرده اند در خیابان ها هستند وتوسط همین حکومت سرکوب می شوند. ایا ادم ها باید معیار قانون و اعداد باشند یا برعکس؟ چگونه حکومت گران مدعی هستند که از سنگر قانون عقب نمی نشینند اما دستور کشتار مردم بی سلاح را می دهند؟این کدام قانون است که از خون مردم مقدس تر است؟در هر حال این حکومت با چنین اقداماتی نماینده ی اکثریت ملت ایران نیست. به همین دلیل از دولت ها می خواهیم که ان را به رسمیت نشناسند و ارتباطات دیپلماتیک خود با او را قطع کنند تا در ریختن خون مردم بی گناه ایران شریک نباشند.
-رفتار حکومت در انتخابات اخیر و وقایع پس از ان به گونه ای بود که خوشبختانه برخی از کشور ها که تصمیم به از سرگیری یا گسترش روابط با ان را داشتند، تجدید نظر کردند و این پاسخ دندان شکنی به این دولت غیر قانونی بود. مردم ایران چنین کار سازنده ای از سوی ان دولت ها را هر گز فراموش نخواهد کرد.بگذار تا حکومت ایران همچون سایر حکومت ها ی ضد مردمی ،اعتراضات ملیونی و قانونی را به بیگانگان ارتباط بدهد. حکومتی که از مردم خود بریده است حق دارد خواسته های ان ها را درک نکرده و زبان ان ها را نفهمد و اعتراضات مدنی ان ها را به بیگانگان نسبت بدهد.
۹- تقلب و خشونت موجب شد تا همه ی دنیا دریابد که این حکومت و رهبران ان نمایندگان ملت بزرگ ایران نیستند। اگر تا پیش از این، جهانیان به چشم تحقیر به ملت ایران می نگریستند،اینک با ان ها همدلی کرده و ایرانی به ایرانی بودن خود افتخار می کند. جالب این است که هم میهنانی در خارج از کشور برای همبستگی با هم میهنان داخلی خود به پا خاسته اند که تا کنون اکثریت خاموش را تشکیل می دادند. بنابراین هر اندازه حکومت به سرکوب مردم مبادرت کند، بیش از پیش در منظر جهانیان رسوا خواهد شد.ایران برمه و کره ی شمالی نیست که حکومتی سرکوبگر و کودتایی بتواند صدای او را خاموش کند.
۱۰ گسترش اعتراضات مسالمت امیز در درون و برون مرز حق قانونی شهروندان است و سرکوب کنند گان دیر یا زود به عنوان جنایتکاران علیه بشریت معرفی خواهند شد। از همه ی هم میهنان دعوت می کنیم برای دموکراسی و حقوق بشر صفوف خود را مستحکم تر کرده و تحت هیچ شرایطی زیر بار حکومت سرکوب و کودتا نروند. باید حکومت گران پاسخگوی خون به نا حق ریخته ی "ندا ها" باشند.امروز رمز پیروزی ما در همبستگی ما است. این حکومت ،مشروعیت قانونی و سیاسی ندارد و هیچ کس حاضر نیست ان را تحمل کرده چه رسد که بخواهد با ان زندگی کند.
دبیرخانه ی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران/۴/تیرماه/۱۳۸۸/ خورشیدی

سرمقاله


پیام دانشجو।
پیام دانشجو:تا کنون و در چند سال اخیر هر نوع حرکت اعتراض امیزی که از سوی مردم انجام می گرفت به نحوی خاموش یا سرکوب می شد। برخی حرکت ها ی اعتراضی زیر پوشش افراد یا نهاد هایی از حکومت صورت می گرفت. برای مثال می توان از اتفاقاتی که در دوره ی خاتمی افتاد یاد کرد. بارزترین ان در مسئله ی مربوط به ترور حجاریان بود. ان گاه که مردم تصمیم داشتند به راه بیفتند و علیه جریانی که این ترور ها را تایید یا برنامه ریزی می کرد به تظاهرات برخیزند، فورا سید محمد خاتمی از مردم خواست تا ارامش را حفظ کنند و ماجرا به همین راحتی پایان یافت اما تروریست ها و حامیان و امران ماندند تا به خط تخریب و ترور ادامه دهند.بنابراین بخش غیر انتخابی حاکمیت و به ویژه ولی فقیه از این بابت کاملا خیالش راحت بود که هر اتفاقی که بیفتد یک نیروی اطمینان بخش مثل اصلاح طلب ها هستند تا حرکت مردم را مهار کنند و کشتی ان ها به راحتی به ساحل نجات برسد.
یا حتا ان گاه که برخی نهاد ها مثل شورای نگهبان در انتخابات فردی مثل معین را رد صلاحیت می کرد یا در انتخابات مجلس ششم با دخالت فراقانونی خود موجبات اعتراض بخشی از جامعه را بر می انگیخت،این ولی فقیه بود که با استفاده از حکمی فراقانون، تحت عنوان حکم حکومتی ،دخالت کرده و عملا مسئله را به نفع رژیم ختم به خیر می کرد। یا در جریان حکم اعدام قوه ی قضاییه برای دکتر هاشم اقاجری که می رفت تا برای حاکمیت مسئله ی جدی درست کند، این مهدی کروبی و خاتمی بودند که به عنوان رییس مجلس و ریاست جمهوری،از رهبر خواستند تا پا در میانی کند و موضوع را فیصله بدهد.
علاوه بر این موارد متعدد،می توان از حرکت های مردم یاد کرد که هر کدام به وسیله ی رژیم سرکوب شد و خیا ل ان ها راحت شد। برای نمونه می توان از شهادت دگر اندیشان به ویژه داریوش و پروانه نام برد. در این جریانات، دستگاه امنیتی و انتظامی با مداخله و سرکوب،معترضین را سر جای خودشان نشاند تا دیگر هوس اعتراض به سرشان نزند. اگر نخواهیم به شورش هادراراک،اسلامشهر،مشهد،شیرازو...اشاره کنیم که با درگیری نظامی و کشتن هم میهنان به پایان رسید باید حتما به جنبش اعتراضی کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ماه۱۳۷۸اشاره نماییم. این جنبش که دقیقا ۱۰ سال از ان می گذرد برای اولین بار پایه های حکومت را لرزاند. ولی باید اعتراف کرد که حکومت توانست همه ی قوای خود را به کار بگیرد و با بگیر و ببند و قتل و سرکوب ان را نیز خاموش نماید.
بنا براین یک تجربه ی مثبت برای حکومت و یک تجربه ی مایوس کننده برای مردم در دهه های اخیر ثبت شد و به عنوان یک حکم نحس و غیر قابل تغییر در امد। حکم این بود که هر جنبش اعتراضی حتا اگر کوی دانشگاه یا اعتراض مردم نجف اباد و اصفهان در حمایت از منتظری باشد با فرمان اقای خامنه ای و اقدام بسیج و سپاه و اطلاعات به نفع حکومت ختم به خیر می شود.
ولی اجازه بدهید اعلام کنیم ، این جنبش اخیر ان حکم نامیمون پیشین را باطل کرد। بدون این که بخواهیم شعار بدهیم یا گزافه گویی کنیم باید اعلام کنیم که در این جنبش اخیر نه خاتمی و کروبی به ان مفهوم گذشته اش وجود دارند تا پا درمیانی کنند و از مردم بخواهند تا دست از اعتراض بردارند و نه اگر چنین کنند مردم می پذیرند و نه حکومت توان این را دارد که با فرمان رهبر و دخالت نیرو های نظامی مردم را خاموش کند. برای این که چنین کردند اما نتیجه ی عکس گرفتند.به راستی اگر ابعاد حرکت اعتراضی مردم در روز شنبه و درست پس ازاتمام حجت خامنه ای و دخالت بی حد و حصر نیرو های نظامی و انتظامی و لباس شخصی و امنیتی بیان شود، معلوم خواهد بود که مردم تا چه اندازه در پی گیری حرکت خود جدی هستند.
امروز یعنی ۴ شنبه ۳ تیرماه با وجود این که اقای موسوی اعلام کرده بود که دعوت به تظاهرات نکرده و ۲ روز پیش از ان سپاه پاسداران اعلام نموده بود که با شدت هر چه تمام تر با تظاهر کنندگان برخورد می کند اما مردم به ویژه جوانان به اعتراضات خود ادامه دادند و متاسفانه یک یا چند نفر نیز برای رسیدن به ازادی شربت شهادت نوشیدند। تعداد دختران شهید هر روز افزایش می یابد و جا دارد گفته شود: ای خواهر شهیدم/ راهت ادامه دارد. اگر چه مایل نیستیم این شعار را تکرار کنیم که: می کشم/ می کشم/ ان که خواهرم کشت.
بنابراین اجازه دهید با قاطعیت و صراحت اعلام کنیم که در ایران تحول مهمی در بین ازادی خواهان به ویژه جوانان روی داده است। اگر چه اقای خامنه ای تکرار کرده است که حاضر نیست عقب نشینی کند اما باید بگوییم،اتفاقا این مردم و به ویژه جوانان دختر و پسر هستند که دیگر از مرگ نمی هراسند و حاضر به عقب نشینی نیستند. این راهی بود که حکومت در پیش روی ان ها قرار داد. در تحلیل های پیشین گفته شده بود که غول از جعبه ی جادویی بیرون پرید. گویا برخی مفهوم این کلام را درک نکرده اند. منظور این بود که ترس مردم ریخت. برای این که تا زمانی که ان غول در جعبه ی جادویی اش بود همگان گمان می کردند که به راستی چیزی هولناک است. این رژیم بود که خود با دست خود غول هراس را بیرون داد و ترس مردم را ریخت.
اجازه دهید کلام اخر را نیز بگوییم.اگر تا پیش از این که کسی کشته شود و این همه ضرب و شتم و سرکوب صورت بگیرد مسئله ی انتخابات برای مردم اهمیت درجه ی اولی داشت، اینک خون خواهی ندا اقا سلطان ها و رسیدن به ازادی خواست اصلی مردم است. این اعتراضات نباید در اندازه ی شورش بازندگان انتخابات به رسم همه ی شورش ها در تمام دنیا تحلیل شود که اگر چنین شود ظلم مضاعفی خواهد بود در حق کسانی چون" ندا" که اصلا مسئله اش این کاندیدا و ان کاندیدا نبود.هیچ کس نیز حق ندارد بر سر این خون های به ناحق ریخته معامله کند. امروز بغض فرو خفته ی ملت ایران ترکیده و این ملت می خواهد خود را از زیر بار ظلم ستم ازاد کرده و به دموکراسی و حقوق بشر برسد. خانم ها،اقایان ،در ایران تحول مهمی اتفاق افتاده است. اری ملت ایران برای رسیدن به ازادی قیام کرده و تا به اهداف مقدس خود نرسد از پا نمی نشیند.باور ندارید،نظاره کنید تا معلومتان شود.

پیام ابوالحسن بنی صدر به مردم ایران

هموطنان!
آن بخش از شما مردم ایران که تحریم را رأی دادن به الغای ولایت مطلقه فقیه دانستید و آن بخش از شما ایرانیان که بدین خاطر در دادن رأی شرکت کردید که گمان بردید، بر ضد ولایت مطلقه فقیه رأی می دهید، اینک در موقعیتی یکسان قرار دارید: در برابر رژیمی قرار دارید که حاکمیت را غصب کرده و برای مردم، بر حاکمیت، ولو به اندازه یک ارزن، حق قائل نیست। از این رو، تقلب بزرگ را بر خود «مشروع» می سازد و می کند.
در هشدارهای پیاپی به شما مردم عزیز ایران یادآور شدم که روز 23 خرداد، روز رویاروئی با واقعیت بسیار تلخ است। اینک شما رأی دهندگان سخت احساس فریب می کنید. اما نه وقت خود سپردن به این احساس و نه زمان هم آغوش شدن با غم و یأس است. تردید نکنید که
1 – این انتخابات رسوا، دو شکست خورده داشت که یکی از آنها آقای خامنه ای مدعی ولایت مطلقه فقیه و دیگری آقای هاشمی رفسنجانی، همدست او در کودتای خرداد 1360 و جنایتها و خیانتها و فسادها است. ولایت مطلقه فقیه، بر فرض که تقلب بزرگ انجام نمی گرفت، باز بازنده بود. چرا که جمهور مردم ایران، از تحریم کنندگان و رأی دهندگان، مخالفت خود را با ولایت دروغ و دغل ابراز کرده اند.
2 – پیروز این انتخابات وفا کنندگان به عهد خود با ولایت جمهور مردم و شما مردم ایران هستید.
در هشدارها، تأکید شد که از 23 خرداد به بعد، زمان از آن پیروز شوندگان، یعنی استواران بر حقوق مردم و شما مردم ایران هستید। چرا که وجدان همگانی نه تنها نسبت به هدف که استقرار ولایت جمهور مردم است، بلکه بر روش که به جنبش همگانی روی آوردن بقصد رسیدن به این هدف است، معرفتی شفاف پیدا می کند.
هموطنان!
نه وقت نا امیدی و غم که هنگام امید و شادی است. چرا که اینک می دانید ولایت مطلقه فقیه را نمی خواهید و ولایت جمهور مردم را می خواهید. اینک می دانید که روش حق، عمل به حق است و نه وسیله زورآزمائی شدن در درون رژیمی که در مرکز خود، گرفتار شدید ترین تخاصم ها است. اینک می دانید که حتی وقتی رژیم چهار مجرم را نامزد می کند، برای شما اختیار رأی دادن به یکی از آنها را نیز قائل نمی شود. چرا که شدت دشمنی در مرکز قدرت، دادن این اختیار را ناممکن کرده است. اینک می دانید چه کسانی با شما راست می گویند و انگیزه آنها نه قدرت و قدرتمداری که حقوق شما است. اینک می دانید چه کسانی به شما راست نمی گویند. اینک می دانید که نباید خود دستیار رژیم در فریب خویشتن بگردید. اینک می دانید که رژیم ولایت مطلقه فقیه با حیات ملی تضاد آشتی ناپذیر دارد و هرگاه بخواهید در استقلال، در آزادی، زندگی کنید، هرگاه بخواهید بر میزان عدالت اجتماعی، رشد کنید، می باید به جنبش همگانی روی آورید. اینک می دانید که توانائی دارید و این توانائی را برای بازیافتن حقوق خود
می باید بکار برید।
جوانان ایران!
این امر را که به خیابانها درآمدید و در فضای امید و شادی، یکدیگر را باز یافتید و با یکدیگر همداستان شدید، دلیل بر توانائی قدرت شکن خویش بدانید و آن را تمرین جنبش همگانی بشمارید و در تدارک این جنبش برای استقرار حاکمیت بر زندگی ملی و شخصی خویش شوید। تقلب بزرگ هم هدف و هم روش را بر شما آشکار کرد. حالا می دانید که روش ناسازگار با حقوق شما که رأی دادن در عین علم به این واقعیت که حق حاکمیت از شما ستانده شده است، روش دستیابی به این حق نیست. این روش شما را به «حداقل» خواستها نیز نمی رساند. پس دیگرگوش به صداهایی که از دهان قدرتمدارها و توجیه گران قدرت بیرون می آیند، مسپارید. خویشتن را به عصبانیت و خشونت مسپارید. احساس توانائی با احساس امید و شادی و خون سردی همراه است و جنبش همگانی با خشونت زدائی همزاد است. با شفاف کردن هدف و روش همراه است. هدف را استقرار ولایت جمهور مردم بشناسید و تمام این حق را بخواهید و به تدارک جنبش همگانی برخیزید.
ایرانیان!
اگر تردید داشتید، اینک می باید تردید شما رفع شده باشد و تقلب بزرگ، با وجود دشمنی در مرکز قدرت فسادگستر به شما گفته است که این رژیم میرنده است. تقلب بزرگ به شما هشدار می دهد که نباید در بیراهه مرگ با این رژیم همراه شد. می باید به راه زندگی باز گشت. هرگاه با واقعیت تلخ این سان رویارو شوید، در دل، امید و شادی می یابید و بر می خیزید و برای استقرار حاکمیت خویش، روی به جنبش می آورید.
دلهای شما پر از امید و شادی و معرفت شما بر توانائی خود هرچه شفاف تر و عزم شما بر برخاستن، بازهم استوار تر باد।
23 خرداد 1388
معتمد شما ابوالحسن بنی صدر

June 24، 2009

تقلب بزرگ شما را به جنبش همگانی می خواند

تقلب بزرگ شما را به جنبش همگانی می خواند

پیام ابوالحسن بنی صدر به مردم ایران

هموطنان! آن بخش از شما مردم ایران که تحریم را رأی دادن به الغای ولایت مطلقه فقیه دانستید و آن بخش از شما ایرانیان که بدین خاطر در دادن رأی شرکت کردید که گمان بردید، بر ضد ولایت مطلقه فقیه رأی می دهید، اینک در موقعیتی یکسان قرار دارید: در برابر رژیمی قرار دارید که حاکمیت را غصب کرده و برای مردم، بر حاکمیت، ولو به اندازه یک ارزن، حق قائل نیست। از این رو، تقلب بزرگ را بر خود «مشروع» می سازد و می کند. در هشدارهای پیاپی به شما مردم عزیز ایران یادآور شدم که روز 23 خرداد، روز رویاروئی با واقعیت بسیار تلخ است. اینک شما رأی دهندگان سخت احساس فریب می کنید. اما نه وقت خود سپردن به این احساس و نه زمان هم آغوش شدن با غم و یأس است. تردید نکنید که1 – این انتخابات رسوا، دو شکست خورده داشت که یکی از آنها آقای خامنه ای مدعی ولایت مطلقه فقیه و دیگری آقای هاشمی رفسنجانی، همدست او در کودتای خرداد 1360 و جنایتها و خیانتها و فسادها است. ولایت مطلقه فقیه، بر فرض که تقلب بزرگ انجام نمی گرفت، باز بازنده بود. چرا که جمهور مردم ایران، از تحریم کنندگان و رأی دهندگان، مخالفت خود را با ولایت دروغ و دغل ابراز کرده اند. 2 – پیروز این انتخابات وفا کنندگان به عهد خود با ولایت جمهور مردم و شما مردم ایران هستید. در هشدارها، تأکید شد که از 23 خرداد به بعد، زمان از آن پیروز شوندگان، یعنی استواران بر حقوق مردم و شما مردم ایران هستید. چرا که وجدان همگانی نه تنها نسبت به هدف که استقرار ولایت جمهور مردم است، بلکه بر روش که به جنبش همگانی روی آوردن بقصد رسیدن به این هدف است، معرفتی شفاف پیدا می کند. هموطنان! نه وقت نا امیدی و غم که هنگام امید و شادی است. چرا که اینک می دانید ولایت مطلقه فقیه را نمی خواهید و ولایت جمهور مردم را می خواهید. اینک می دانید که روش حق، عمل به حق است و نه وسیله زورآزمائی شدن در درون رژیمی که در مرکز خود، گرفتار شدید ترین تخاصم ها است. اینک می دانید که حتی وقتی رژیم چهار مجرم را نامزد می کند، برای شما اختیار رأی دادن به یکی از آنها را نیز قائل نمی شود. چرا که شدت دشمنی در مرکز قدرت، دادن این اختیار را ناممکن کرده است. اینک می دانید چه کسانی با شما راست می گویند و انگیزه آنها نه قدرت و قدرتمداری که حقوق شما است. اینک می دانید چه کسانی به شما راست نمی گویند. اینک می دانید که نباید خود دستیار رژیم در فریب خویشتن بگردید. اینک می دانید که رژیم ولایت مطلقه فقیه با حیات ملی تضاد آشتی ناپذیر دارد و هرگاه بخواهید در استقلال، در آزادی، زندگی کنید، هرگاه بخواهید بر میزان عدالت اجتماعی، رشد کنید، می باید به جنبش همگانی روی آورید. اینک می دانید که توانائی دارید و این توانائی را برای بازیافتن حقوق خود می باید بکار برید. جوانان ایران! این امر را که به خیابانها درآمدید و در فضای امید و شادی، یکدیگر را باز یافتید و با یکدیگر همداستان شدید، دلیل بر توانائی قدرت شکن خویش بدانید و آن را تمرین جنبش همگانی بشمارید و در تدارک این جنبش برای استقرار حاکمیت بر زندگی ملی و شخصی خویش شوید. تقلب بزرگ هم هدف و هم روش را بر شما آشکار کرد. حالا می دانید که روش ناسازگار با حقوق شما که رأی دادن در عین علم به این واقعیت که حق حاکمیت از شما ستانده شده است، روش دستیابی به این حق نیست. این روش شما را به «حداقل» خواستها نیز نمی رساند. پس دیگرگوش به صداهایی که از دهان قدرتمدارها و توجیه گران قدرت بیرون می آیند، مسپارید. خویشتن را به عصبانیت و خشونت مسپارید. احساس توانائی با احساس امید و شادی و خون سردی همراه است و جنبش همگانی با خشونت زدائی همزاد است. با شفاف کردن هدف و روش همراه است. هدف را استقرار ولایت جمهور مردم بشناسید و تمام این حق را بخواهید و به تدارک جنبش همگانی برخیزید. ایرانیان! اگر تردید داشتید، اینک می باید تردید شما رفع شده باشد و تقلب بزرگ، با وجود دشمنی در مرکز قدرت فسادگستر به شما گفته است که این رژیم میرنده است. تقلب بزرگ به شما هشدار می دهد که نباید در بیراهه مرگ با این رژیم همراه شد. می باید به راه زندگی باز گشت. هرگاه با واقعیت تلخ این سان رویارو شوید، در دل، امید و شادی می یابید و بر می خیزید و برای استقرار حاکمیت خویش، روی به جنبش می آورید. دلهای شما پر از امید و شادی و معرفت شما بر توانائی خود هرچه شفاف تر و عزم شما بر برخاستن، بازهم استوار تر باد.23 خرداد 1388 معتمد شما ابوالحسن بنی صدر



ابولحسن بنی صدر:من هشدار میدهم شنبه روز یاس و نا امیدی استمن هشدار میدهم یک ملتی که رفت پای صندوق رای میگویدمن آمده ام و می گویم ناتوانم و توانائی بدست آوردن حق حاکمیت که مال من است را ندارم این چنین ملتی خود را محکوم کرده است به این رژیم و بدتر از این رژیم در اینصورت احساس فریب خواهد کرد کز کردگی پیش میاره این رژیم رژیمی است که غیر مجرم را دیگر تحمل نمیکند ملتی که بین چیز و ناچیز انتخاب میکند محکوم است روز شنبه روز یاس و نا امیدی است .... درتاریخ 21 خرداد88http://www.youtube.com/watch?v=Z9TgxU5H0gM&feature=channel_page

بزرگترين خدمت آیت الله خامنه ای به اپوزيسيون ايرا

تشکر از آيت الله خامنه ای برای بزرگترين خدمت وی به اپوزيسيون
سام قندچی
امروز آقاي خامنه اي با سخنراني خود در نماز جمعه تهران بزرگترين خدمت به اپوزيسيون ايران را که در 22 خرداد با انتخاب کرده شدن آقاي محمود احمدي نژاد انجام دادند کامل نمودند و در اينجا ميخواهم مراتب تشکر و امتنان خود را از اين خدمت عظيم آيت الله سيد علي خامنه اي که مطمئن هستم در تاريخ ثبت خواهد شد، بنمايم. آقاي خامنه اي در عرض يک هفته مشروعيت نظام را از کريدور هاي قدرت و چَک و چانه زدن هاي در اطاق هاي در بسته به مردمي که در خيابان هستند منتقل کردند و اين واقعيت ديگر برگشت ناپذير است. واقعيتي که در تاريخ ايران فقط يکبار در 30 تير اتفاق افتاد و فقط با کودتاي 28 مرداد و حمايـت بين المللي از رژيم کودتا پايان يافت. حتي در پانزدهم خرداد هم سرکوب در کنار خود حمايت بين المللي و اصلاحات وسيع از سوي رژيم را داشت تا توانست جامعه را ارام کند و البته حمايـت هاي بين المللي در هر دو مورد نقش اصلي داشت و نتيجه اش هم تبديل اپوزيسيون به جريانات مسلحانه شد. اما امروز در دوران انقلاب هاي مخملي نه ميشود چنين کودتاهائي کرد و اگر هم کسي بکند همين مردم در خيابان طولي نخواهد کشيد که کل رژيمش را به زير خواهند کشيد. مردمي که در گرجستان شواردزنيزه را به قدرت رساندند و بعد هم به پائين کشيدند استباد آرامشن نميکند بلکه محکم تر ميشوند. وقتي مشروعيت به خيابان منتقل شد به اين راحتي به دالان هاي قدرت و معاملات پشت پرده دلالان جريانات مختلف بر نميگردد. ديگر اين غول از شيشه بيرون آمده است و هر نيروئي از رژيم و جريانات مختلف درون رژيم تا نيروهاي اپوزيسيون اگر نتوانند اين نيرو را متقاعد کنند يک روزه به کنار زده ميشوند. مردم به قضاوت در خيابانها نشسته اند.

بسياري تظاهراتهاي خياباني در ايران از 22 خرداد 1388 تا کنون را به انقلاب مشروطه يا انقلاب 57 تشبيه کرده اند. هنوز معلوم نيست اين تحول چگونه به پيش برود اما چنين به خيابان آمدن هاي مردم در عرض مدتي به اين کوتاهي حکايـت از دوران تازه اي از تاريخ ايران دارد که شايد فقط بتوان به سالهاي 1320 تا 1332 تشبيه کرد زماني که مردم ما هميشه در صحنه بودند البته با اين تفاوت که شروع اين حرکت با رويدادي همزمان شده است که ياد آور عزل مصدق از نخست وزيري است که در آنزمان در پايان سالهاي 1320-32 اتفاق افتاد توگوئي اين حرت در دوم خرداد آماده بوده است اما رژيم با قبول انتخاب مردم توانست حرکت را با زدو بندهاي بالا در قدرت به عقب بياندازد و همچنين با اين تفاوت که نه آقاي موسوي و نه آقاي کروبي شباهتي به مصدق دارند و نه آيت الله خامنه اي و نخست وزيرش احمدي نژاد شباهتي به شاه و قوام السلطنه دارند که از حمايت بين المللي برخوردار بودند. [اميدوارم فردا برخي نيايند و بگويند که من گفتم موسوي مصدق است همانطور که مقاله اخير من درباره مخالفت با تحريم و هواداری از شرکت در انتخابات را دقيق نخوانده بودند و با جمله اول فکر کرده بودند بحثم را ميدانند بجاي آنکه ببينند حرف من رأي ندادن در يک انتخابات معين ننبود که اتفاقاً در همان جا برعکس آنها گفته بودم در اين انتخابات من به هيچکدام از چهار کانديدا رأي نميدهم بلکه منظورم شرکت در اهرم هاي مدرن و سکولار در جامعه بود که اگر دقيق خواند بودند متوجه ميشدند (1). ] در نتيجه ذکر تشبيه آن سالها فقط اين واقعيت است که در ايران امروز ديگر مشروعيت نظام در خيابانها تصميم گرفته ميشود و برعکس انقلاب 57 که اين حالت خيلي زود با قبضه کردن قدرت توسط يک نيروي اپوزيسيون يعني خميني به پايان رسيد، نه شرايط داخلي و نه شرايط بين المللي نوعي است که اين حالت انتقال مرکز ثقل مشروعيت به خيابانها به اين زودي ها پايان بگيرد. در نتيجه امروز اين شانس وجود دارد که اپوزيسيون مترقي سکولار و دموکراتيک ايران بتواند رهبري اين جنبش مردم را بدست گرفته و دولتي پاسخگو به خواستهاي مردم برپا کند.

اما چرا آقاي خامنه اي اين اشتباه بزرگ را مرتکب شد. بنظر من ابداً برنامه آقاي خامنه اي چنين انتصاب عجولانه احمدي نژاد نبود و با کانديدائي ميرحسين موسوي و کروبي اميد داشت که انتخابات به دور دوم بکشد و اصلاح طلبان با طرح اختلافاتشان بيشتر و بيشتر فرسوده شده و با رأي بدتر از انتخابات پيشين از صحنه بيرون بروند. حتي در صورتيکه ميرحسين موسوي هم انتخاب ميشد براي آقاي خامنه اي مسأله اي نبود و مانند دوران خاتمي به آن مينگريست که کانديداي دوم رژيم انتخاب شد و نه ناطق نوري که منتخب ولي فقيه در آنزمان بود. آنچه همه اين محاسبات را برهم زد صفوف حمايـت از ميرحسين موسوي بود که خط زنجير انساني شان از ميدان تجريش تا ميدان راه آهن ديگر شباهتي به روشنفکران مذهبي زمان دوم خرداد نداشت و بيشتر شبيه جمع هائي بود که در 30 سال گذشته براتي فوتبال گردهم ميامدند که نه علاقه اي به بحث هاي مذهبي داشتند و نه از مذهبي بودن حکومت دل خوشي دارند يعني ديگر حاميان انتخاباتي موسوي در خيابانها شباهتي به روشنفکراني نداشتند که در دوم خرداد در حال منازعه با خاتمي بر سر مقايسه مواضع اصلاح طلبان و اقتدارگرايان بودند. بلکه اين بار آقاي خامنه اي جمعيتي را ميديد که زنان در دل بي حجاب ولي روسري سر کرده اند که فقط منتظرند اين رژيم برود تا حجابشان را به جوي آب بياندازند. جمعيتي که پيگرد شادي ايده آلشان است و کاري ندارند که صاحب نظر اصلاح طلب يا اقتدار گرا چه ميگويد، و برايشان از همين حالا مذهب و دولت جدا هستند و براي چه بايد کرد هم نه لنين را قبول دارند و نه شريعتي و منتظر اعلام اجازه از سوي نيروهاي حاکم نيستند تا چگونه حرف بزنند يا زندگي کنند. در واقع آقاي خامنه اي از مردم سکولار وحشت کرد و نه چندتا روشنفکر سکولار و به اين علت حکم حذف ميرحسين موسوي را داد همانگونه که محمد رضا شاه در زمان عزل مصدق و انتخاب قوام السطنه از راه پيمائي هاي حزب توده بيشتر وحشت کرد تا از خود نيروهاي جبهه ملي وقتي حتي حزب توده و شوروي حامي مصدق هم نبودند.

اما تصميم آقاي خامنه اي به انتصاب احمدي نژاد نتيجه اش پايان يافتن حرکت مردمي نبود که به خيابانها آمده بودند بلکه آغاز رشد جمعيت مردم مخالف که معني واقعي اپوزيسيون است و انتقال مرکز ثقل مشروعيت رژيم به خارج از احکام مذهبي يا قوانين رژيم يعني انتقال مرکز ثقل مشروعيت به خيابان شد. آقاي خامنه اي با اين کار خود در واقع بزرگترين خدمت را به اپوزيسيون کرد چرا که مردم ديگر خود تصميم گيرنده شده اند و چه اصلاح طلب و چه اقتدارگرا ديگر بايستي مردم را در خيابان ها راضي کنند و مردم نقش واقعي قضاوت درباره حکومت که از آنها با از بين بردن آزادي احزاب و عدم برسميت شناختين نيروهاي سياسي غير مذهبي در 30 سال گذشته گرفته شده بود، ديگر به دست خود رد خيابانها بازيافتند. درست است که رژيم خامنه اي-احمدي نژاد ممکن است مردم را بيشتر به گلوله ببندد و بيشتر به شمار کشته شدگان بيافزايد و همه فعالين سياسي را زنداني کند و حتي رفسنجاني را به جرم دامن زدن به اغتشاش و فساد مالي اعدام کند اما مردمي که به خيابان آمده اند يک عده دانشجو نيستند که بشود مثل 18 تير آنها را نابود کرد و سرکوب بيشتر همانگونه که در انقلاب 57 روي داد کليت رژيم را به نابودي خواهد برد. شرايط بين المللي نيز تلاشهاي جمهوري اسلامي را به راه انداختن جنگ بسيار کاهش داده است و بعدي بنظر ميرسد که رژيم بتواند با شروع جنگي ادامه حيات خود را ميسر کند. البته اين موضوع به درايت کشورهاي خارجي مربوط خواهد شد که بتوانند از هر جنگي با ايران اجتناب کنند چرا که رژيم شانس خود را فقط در راه انداختن يک جنگ ميبيند.

امروز ديگر اپوزيسيون ايران ميتواند برنامه هاي خود را با مردمي که آماده هستند تا راه هاي آينده را بشنوند در ميان بگذارد. ديگر فقط سايتهاي اپوزيسيون فيلتر نيستند و رژيم چند بار سعي کرده است که مثل طالبان کل اينترنت را نابود کند ولي اگر آنگونه راه هاي آيت الله جنتي براي نداشتن اينترنت کار ساز بود طالابن بايد هنوز در قدرت ميبود نه در بيانها دنبال کشتن دختران خردسالي که ميخواهند به مدرسه بروند و اين تاريک انديشان به رويشان از کمينگاهاي مخفي شان جندصباحي ديگر اسيد ميپاشند.

براي اپوزيسوين ايرام اين گوي و اين ميدان چرا که امروز براي اپوزيسيون گوش شنوا هست و هر چه رژيم در داخل کشور سرکوب را زياد کند مثل انقلاب 57 مردم به صداهاي خارج از ايران بيشتر گوش خواهند داد. ديگر دوران قضاوت مردم شروع شده است و قدم بعدي قانون گذاري با رأي مستقيم مردم است (2).

به اميد جمهوري آينده نگر فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران،

غول جمهوری اسلامی از جعبه ی جادویی اش بیرون امد

بالاخره غول جمهوری اسلامی از جعبه ی جادویی اش بیرون امد. روز گذشته رهبر جمهوری اسلامی به
مخالفین اعلام جنگ داد و حتا به نحوی اعلام کرد که اماده ی کشته شدن است. همه ی کسانی که در ۳۰ سال گذشته شاهد سرکوب های شدید مردم از سوی این رژیم بوده اند بر این گمان بودند که با چنین سخنان و اعلام جنگی از سوی خامنه ای چه بر سر مردم خواهد امد. اما هر انچه قرار بود اتفاق بیفتد امروز افتاد و رژیم برای سرکوب مخالفین از همه ی توان استفاده کرد. معلوم شد که این غولی که از جعبه ی جادویی بیرون امد یک موش بیش نیست. البته این غول همان ترس مردم بود که به صورت غول سرکوب جلوه کرده بود. این ترس ،شب گذشته و با فریاد اله اکبر مردم ایران بر پشت بام ها ریخت و معلوم شد هرگاه همه ی مردم با هم باشند ،غول به موش تبدیل می شود.با اگاهی که از وقایع امروز و امشب تهران داریم که البته ادامه نیز دارد ، با اطمینان اعلام می کنم که خامنه ای جنگ را باخت. اینک باید مشاوران خود را احضار کند و از ان ها بخواهد که چرا او را به این ورطه کشاندند. باید به ان ها بگوید که اسلحه ی تهدید و رعب و وحشت و بگیر و ببند دیگر اثر ندارد.تر س مردم ریخت و مردم در یک انقلاب کامل اما مسالمت امیز فرو رفتند. اگر تا ۲ روز پیش خواهان این بودند که رای ان ها پس داده شود امروز اما خواهان تغییر این رژیم هستند.دیگر دیر شد و راه بازگشتی نیست. دیگر راه اشتی بسته شد. مردم درگیر جنگی نا برابر شدند. به راستی این ملت چگونه می تواند این سرکوب گران را ببخشد.این ها ملت را درگیر جنگ نابرابر کردند.
در این ماجرا دولت های غربی و طرفدار حقوق بشر باید به این دولت فشار بیاورندو حتا رابطه ی خود با او را قطع کنند. باید اعتصابات سراسری به کمک مردم بیاید.حکومتی که این گونه و با تمام قوا به جنگ ملت خود بیاید راه اشتی را بسته است. زن و مرد و دختر و پسر زیر باتوم و ضربات این لشکر شکست خورده کشته می شوند اما از مرگ نمی هراسند. تا کنون گفته می شد که این نسل،نسلی نیست که برای ازادی اماده ی کشته شدن باشد. اما این جوانان نشان دادند که از نسل انقلابی سال ۵۷ اماده تر هستند. فریاد ما این است که ما را بکشید اما تسلیم نمی شویم.همه ی ما اماده ی کشته شدن هستیم اما هراسی نداریم و از هیچ چیز این ها نمی ترسیم.
هم میهنان اگاه،رژیم امکان کشتار وسیع را ندارد. برای این که حتا نیرو هایی که روی ان ها حساب باز کرده است این امادگی را ندارند که بر روی هم میهنان خود اتش بگشایند. باید همه ی مردم به ویژه بازاریان و کسبه و اداری ها با اعتصاب سراسری به حمایت مردم برخیزند. با این فرمان و سرکوب،اینک مشکل مردم تنها تقلب در انتخابات نیست. مسئله همین سرکوب و خشونت است. تا روز پنجشنبه همه ی اعتراضات ملیونی مسالمت امیز بود. اما اقای خامنه ای عمدا این اعتراضات ملیونی و مسالمت امیز را به خشونت کشید تا نکند احاد مردم به ان بپیوندند.واقعیت این است که این رژیم به دست خودش ،شیشه ی عمرش را شکست.روز رهایی از هر زمان نزدیک تر است. این ها فکر کرده بودند که با جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ماه روبرو هستند که با یک سرکوب و بازداشت گسترده ان را خاموش کنند. امروز همه ی مردم به مرور با رژیم درگیر می شوند. ایا اقای خامنه ای صدای اله اکبر مردم بر پشت بام ها را نمی شنود؟ایا فریاد های مرگ بر دیکتاتور را نمی شنود؟نکند به او می گویند که این ها نوار است!نکند که او را به جایی برده اند که این صدا ها را نشنود!
من به سهم خود از نیرو های بسیج و سپاه می خواهم که از دستور سرکوب سر پیچی کنند.فاصله ی بین بیم با رهایی،فقط اراده است. کافی است که نترسی. کافی است به مردم بنگری.این جوانانی که اینک در خیابان ها و با دست خالی در مقابل نیرو های تا دندان مسلح ایستاده اندتا دیروز در همین خیابان ها در جشن تبلیغات انتخاباتی در حال رقص و پایکوبی بودند. هیچ کس گمان نمی کرد که همان جوانان، امروز این گونه دلیرانه در مقابل همه ی خشونت بایستند. اما ایستادند.
من از اپوزسیون خارج کشور می خواهم تا با ایجاد همبستگی به حمایت همه جانبه از مردم داخل برخیزند. باید به سازمان ملل و دولت ها فشار اورد تا اجازه ی سرکوب بیشتر به این رژیم خشن و در حال اضمحلال ندهند. مردم به پا خاسته اند و باید ان ها را باور کرد. اقای میرحسین موسوی و کروبی تا کنون ایستادگی کرده اند و باید از ان ها پشتیبانی کرد.متا سفانه هنوز از سوی برخی سران رژیم که گفته می شود با مردم هستند صدایی شنیده نمی شود. ولی از بازاریان و اصناف و کارکنان مراکز حساس و نیز کارگران زحمت کش و دانشگاهیان واداریان این انتظار هست تا با اعتصابات سراسری به کمک هم میهنان خود شتافته و ماشین سرکوب را فلج کنند.
در همه ی مراحل،باید از مردم دعوت کرد که به سوی خشونت نروند و مبارزات مسالمت امیز خود را ادامه بدهند. این جنبش از همین امروز پیروز است. برای این که رژیم دست به تهدید و خشونت زد اما مردم نهراسیدند و ایستادگی کردند. اما اهمیت جنبش در این است که از جاده ی مسالمت به مسیر خشونت نیفتد.
حشمت اله طبرزدی/دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران/۳۰/خرداد/۱۳۸۸/خورشیدی

دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال به کروبی: نه به استبداد را فریاد بزنید

ملت در خیابانند و میهن در خطر!
انتخابات دهم ریاست جمهوری پایانی بود بر قهر چند ساله بخشهای وسیعی از ملت ایران با صندوقهای رای، اینک اما می رود که به خداحافظی با صندوقهای رای تبدیل شود. توده های مردم به سخنان شما، میر حسین موسوی و گروهها و شخصیتهای حامی شما دو کاندیدای اصلاح طلب اطمینان کردند و در انتخاباتی که از ابتدا با دخالتهای شورای نگهبان و نیروهای نظامی در صحنه، مخدوش و غیردموکراتیک بود شرکت کردند تا امواج خروشان حضورشان سد تقلب و تخلف حزب پادگانی و شورای نگهبان را در هم شکند و دولت را به مسیری نزدیکتر به خیر و صلاح ملت هدایت کند.
چنین شد! ملت با رای فراتر از انتظار همگان به شما و آقای میرحسین موسوی، آقای میرحسین موسوی را بر کرسی ریاست جمهوری نشاندند و علیرغم تمامی کاستیها و کمبودهای مالی کمپین انتخاباتی شما و وضعیت براستی اضطراری کشور که رهایی از چنگال دولت کریمه اصولگرا را یگانه خواست ملت قرار داده بود با رای میلیونی خود به شما نشان دادند که گفتمان دموکراسیخواهی و حقوق بشر در ایران حتی در خموده ترین و افسرده ترین وضعیت خود از حمایت میلیونی ملت فهیم ایران برخوردار است.
اینک حزب پادگانی با حمایت و هدایت مستقیم عالیرتبه ترین و ارشدترین مقامات حکومت جمهوری اسلامی در مقابل رای مردم کودتایی را سامان داده اند و در مقابل ملت ایستاده اند، پرسش ما به عنوان یکی از گروههای حامی شما این است که شما در کجا ایستاده اید؟
جناب آقای کروبی کودتا شده است!
رایهای ملت را نخوانده اند، فعالین سیاسی را دستگیر کرده اند، مجاری اطلاع رسانی را توقیف کرده اند و رهبر کودتاچیان سرمستانه از رادیو تلویزیون اعلام پیروزی کرده است، شکایت به کجا می برید به رهبران کودتا که سنگها را بسته و سگها را گشاده اند। در این میانه دیگر نه داوری در کار است و نه دادگری جز ملت ایران و آنان که بایستی داوری و دادگری کنند خود بزرگترین متقلبان و متخلفانند।
جناب آقای کروبی کودتا شده است !
ملت در خیابانند و میهن در خطر!
ما به عنوان کسانی که به شما رای داده ایم و علاوه بر آن دیگران را نیز به رای دادن به شما تشویق کرده ایم، هم از رای خود دفاع خواهیم کرد و هم از ملت و رای ملت. ما با صدایی رسا در خیابانها فریاد زدیم "کروبی کرباسچی نه یک تدارکاتچی" مبادا اینک با سکوت و انفعال تدارکاتچی کودتای حزب پادگانی شوید. مردم را در خیابان میزنند، خیابانهای ایران پر از دود و آتش و خون است. ملت ایران بدور از خشونت و با روشهای مدنی خواهان بازپس گیری حقوق نقض شده اش است مبادا خشونت ورزی ناقضین حقوق بشر شما را از پیگیری حقوق ملت و خودتان باز دارد. ما متعهدیم که خشونت نورزیم اما خشونت عمله استبداد ما را از مطالبه حقوقمان بازنخواهد داشت. به عهدی که با ملت بسته اید پایبند باشید، سکوت نکنید، به ملت ایران بپیوندید و با صدایی بلند و رسا نه به استبداد را هم در کریدورهای قدرت و هم در خیابان فریاد بزنید که این تنها راه باقیمانده برای تغییر است.
با هم برای تغییر تنها برای ایران
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران

همبستگی به جنبش تبدیل می شود

اصلاح طلبان با بسیج کردن مردم بر این گمان بودند که بار دیگر قدرت را از محمود احمدی نژاد پس گرفته و به دنبال این باز پس گیری به سوی مجلس و شوراها و بلکه مجلس خبرگان رهبری حرکت کرده و ای بسا،اصلاحاتی در هرم قدرت به وجود می اورند.ان ها به این باور قاطع دست یافته بودند که اگر سطح مشارکت بالا باشد، حتما در این هدف خود موفق شده و مردم نیز به دعوت ان ها لبیک گفتند اما مشاهده کردیم که حاکمیت به راحتی نتیجه ی انتخابات را برای احمدی نژاد محسوب کرد و بعد خامنه ای فریاد بر اورد که ۴۰ ملیون نفر بر اساس ادای تکلیف پای صندوق های رای رفتند و ۲۴ ملیون ونیم ان ها به احمدی نژاد رای دادند!در واقع از این بدتر نمی شد.
از دیگر سو کسانی که هیچ اعتمادی به رزیم و صندوق های رای او نداشتند ،چنین استدلال می کردند که محال است خامنه ای و نیرو های تحت امر، امکان تکرار ۲ خرداد دیگری را بدهند.تازه اگر چنین امکانی وجود داشته باشد به قدری در کار رییس جمهوری سنگ اندازی می کنند تا او را به یک تدارکات چی تبدیل نمایند. ان گونه که در دوران ۸ ساله ی محمد خاتمی چنین کردند.متاسفانه این پیش بینی تحریمی ها که البته از تجربه ی نزدیک و ماهیت رژیم به دست امده بود ،محقق شد و رژیم با وارونه نشان دادن نتیجه ی انتخاباتی که به اعتراف سخنگوی شورای نگهبانش فقط در ۵۰ شهر،مشارکت بالای صد در صد اعلام شده است،همه ی مردم و بلکه جهانیان را در شوک فرو برد.
طولی نکشید که موج سبز به موج سرخ تبدیل شد و اعتراضات مدنی همه ی میهن و هر جا که یک ایرانی حضور داشت را در بر گرفت. البته اعتراض سرخ موجب این شد که اعتبار رژیم به صورت کامل مخدوش شود،ماهیت ان بر همگان اشکارتر گردد و بخش مهمی از اصلاح طلبان و نیرو های مذهبی طرفدار ان ها برای همیشه به مخالف خامنه ای و نظام تحت امر او تبدیل شوند. شکاف در سطح بالای حکومت تا اندازه ای عمیق گردد که ترمیم ان در هیچ شرایطی مقدور نباشد.اگر چه در این موج سرخ،خون بسیاری از هم میهنانمان بر زمین ریخت،گروه زیادی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و هزاران تن به زندان افتادند و ملیون ها انسان زیر ستم و سرکوب نیرو های تحت امر ولی فقیه ،به صورت غیر قابل باور تحقیر شدند.
اما به هر حال این موج سبز و سرخ نتایج غیر قابل کتمان و بسیار ارزشمندی برای بارور کردن درخت ازادی خواهی و دموکراسی خواهی در این سرزمین داشت.موج سبز و سرخ می رود تا به نتیجه ی مطلوب خود که همانا دموکراسی و حقوق بشر و حکومتی عرفی است،نایل اید و موج سفید را بزاید و رنگین کمانی را تشکیل بدهد که در ان ازادی و دموکراسی و صلح و عدالت حرف اول را خواهد زد. همین حالا که این سطور را می نویسم، ملیون ها انسان بر روی پشت بام ها رفته و فریاد اله اکبر و مرگ بر دیکتاتور سر داده اند و از این راه همبستگی خود را تقویت می کنند.
همچنین تظاهرات مسالمت امیز همچنان ادامه داردو من بعید می دانم رژیم بتواند برای همیشه این موج را خاموش کند. در برون مرز، هم میهنان اگاه بنیان های جنبش همبستگی برای دموکراسی را تقویت می کنند که هر روز خبر های ان را در رسانه های جهانی می خوانیم.دول غربی که تا کنون حاضر نبودند مسئله ی دموکراسی و حقوق بشر در ایران را شرط گسترش رابطه با رژیم ایران قرار بدهند در همین چند روز اخیر به تغییر در سیاست های خود روی اورده و از مردم ایران در مقابل سرکوب حمایت کرده اند. در این زمینه نقش دولت انگلستان،فرانسه،المان،ایتالیا و امریکا بسیار مثبت و کارساز بوده است.به باور نگارنده همه ی این ها پیروزی های بزرگی است که جنبش اخیر عاید مردم ایران کرده است.
برای همیشه جامعه ی ایران پولاریزه شده که در یک سر ان خامنه ای و نیرو های تحت امر قرار دارد و در سر دیگر مردم هستند. نیروی میانه ای مثل اصلاح طلبان وجود ندارند که بخواهند بار دیگر برای رژیم مشروعیت بخرند. بلکه ان ها نیز حساب خود را از رژیم جدا کرده و به مردم پیوسته و برای همیشه با صندوق هایی که شورای نگهبان کاشته خداحافظی کرده اند. این همان چیزی است که من در مقاله ی:کدام یک:گفتگو یا نبرد استراتژی ها"در تاریخ ۲۸ اردیبهشت گفته بودم: " عمق استراتژیک برنامه ی مبارزاتی نیروی سوم این است که با نیامدن پوپولیستی خود،و شکست ها ی پی در پی جناح اصلاح طلب به ان ها بقبولاند که از انتخابات کناره بگیرند و بالانس را به نفع مردم بر هم بزنند. یا حد اقل بپذیرند که باید به صورت اصولی با نیروی سوم وارد مذاکره ی شفاف و علنی شوند تا برای این درد مشترک راه حل ملی ارایه شود. "
می خواهم تاکید کنم اگر شرایط به همین منوال باشد که در حال حاضر هست،رژیم با برگزاری این نمایش انتخابات و انجام تقلب گسترده و سرکوب گسترده تر، بازنده ی اصلی این میدان بود. زیرا برای همیشه جناح اصلاح طلب حکومت نیز دریافت که حکومت فعلی هیچ نسبتی با جمهوریت و رای مردم ندارد و یک رزیم به راستی مردم فریب و سرکوبگر است که نباید در هیچ زمینه ای با او مشارکت کرد.برنده ی اصلی این مبارزه نیز مردم ایران و جناح اپوزسیون سکولار- دموکرات بود که برای رسیدن به خواسته های خود از جهل و خشونت و جمودگرایی حکومت حداکثر استفاده را کرده است.
در کنار این واقعیات روشن اما موارد ی نیز بوده است که باید در نظر گرفته شود. حقیقت این است که میرحسین موسوی و نیرو های همسو، زنان و مردان دوران موج سبز بوده اند. ان ها به هیچ وجه خود را برای رهبری موج سرخ اماده نکرده بودند. شاید گمان نمی کردند که مجبور شوند غسل شهادت بکنند و در مقابل ولی فقیه و نیرو های تحت امر قدعلم نمایند. ان ها گمان می کردند که اگر پیروز انتخابات شوند زیر نظر ولایت فقیه اما در چارچوب همین قانون انجام وظیفه کنند. بار ها و بار ها درسخنرانی های میرحسین موسوی تاکید شد که به نظام اسلامی و ولایت فقیه باور دارد و دلیل تایید او نیز همین بود. اما گویا سرنوشت،ان ها را در جایگاهی قرار داد که خود نمی پسندیدند.اقای میرحسین موسوی اگر گمان می کرد که در مبارزه ای وارد می شود که اتش و گلوله و خون خط سیر ان را معین می کند،ممکن بود در برنامه ی خود تردید نماید.اما به هر حال سرنوشت او را در این جایگاه قرار داد و خواست مردم نیز او را به جلو راند. اما به همین دلیل،برای یک مبارزه ی جدی و دموکراسی خواهانه اماد ه نشده بود . اولین دلیل این ادعا ان است که مهندس موسوی ان هنگام که بیش از چند ملیون از مردم از میدان امام حسین تا ازادی راه پیمایی کردند باید در همان میدان ازادی با مردم می نشست تا نتیجه بگیرد که البته این فرصت تاریخی را از دست داد.
روز های بعد نیز چنین فرصتی به دست امد که هدر رفت تا این که ولی فقیه و نیرو های نظامی-امنیتی و انتظامی تحت امر، فرصت تجدید قوا به دست اوردند و بار دیگر بر امور حاکم شدند. البته هنوز فرصت هست. اگر میرحسین مردم را به اعتصابات سراسری دعوت کند بار دیگر خواهد توانست موازنه ی قوا را به نفع مردم بر هم بزند. اما به دلیل این که او مرد موج سبز است و نه اماده برای یک انقلاب دموکراتیک ،در توانمندی او تردید های جدی وجود دارد و عوامل رژیم نیز به خوبی از این ضعف اگاه هستند.به راستی چرا تظاهرات ملیونی ظرف کمتر از چند روز به یک باره سرکوب شده و به ویژه شهرستان ها امکان هیچ تحرکی نمی یابند. اگر وضع به همین منوال پیش برود بعید نیست که میرحسین و کروبی را بازداشت کرده و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم کرده اما مورد عفو ولایت فقیه قرار بدهند.
اما اعم از این که او از فرصت ها استفاده بکند یا نه،به نظر می رسد که همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر به جنبشی تنومند تبدیل می شود. نمی شود از اصلاح طلبانی که تا دیروز هر گونه تغییر و تحول را از درون صندوق های رای امکان پذیر می دانستند انتظار داشت تا پیشرو در یک جنبش دموکراتیک و دموکراسی خواهانه باشند. اما با توجه به پیشینه ی نیرو های دموکرات در درون و برون مرز،می توان به این امر خوشبین بود که از فرصت تاریخی به دست امده برای تقویت جنبش تلاش کنند. این امر البته انی و کوتاه مدت نخواهد بود.

June 13، 2009

از مهندس طبرزدی

اینک که این متن را قلمی می کنم، هنوز نتیجه ی انتخابات معلوم نشده. اما می شود حدس زد که شمار شرکت کنندگان بیش از دور گذشته باشد. من البته معیار را ۵۱ ملیون نفری قرار می دهم که مرکز امار ایران اعلام کرده و نه ان چه را دولت احمدی نژاد بیان کرده است. برای این که دولت ۴۶ ملیون را مبنای تعداد واجدین شرایط می داند تا به این وسیله و با روش سلبی به مشروعیت نظام بیفزاید!
من در این انتخابات اما اموختم که چه افراد و گروه هایی حاضر نیستند با شرکت خود در این نمایش به نفع رژیم یا هیچ یک از جناح های ان، مورد سو استفاده قرار بگیرند. من اگر چه پیش از این و به واسطه ی عملکرد کسانی در حوزه ی حقوق بشر ان ها را به نقد می کشیدم اما در این جا لازم می دانم از ان ها سپاسگذاری نمایم.از شیرین عبادی و دکتر لاهیجی.از گزارشگران بدون مرز و سایر فعالان در حوزه ی حقوق بشر. از دست اندرکاران کمپین یک ملیون امضا. به راستی که ان ها در این ازمون سخت، حاضر به تبلیغ برای شرکت در انتخابات نشده و بر ارزش های حقوق بشری و دموکراسی خواهی تاکید گذاشتند.
به راستی باید از بانوی ایران، خانم سیمین بهبهانی اموخت و از او سپاسگذار بود.همچنین از خانم پروین اردلان و الهه ی شریف پور. از کسانی که از ارزش های حقوق بشری و دموکراتیک سخن گفته و حاضر نشدند به راحتی این ارزش ها را به خاطر مصلحت های سیاسی و حزبی زیرپا بگذارند.اگر احزاب و سازمان های اپوزسیون به تحریم یا بایکوت این شبه انتخابات پرداختند، کار مهمی انجام ندادند. اگر شخصیت های مبارزی چون امیر انتظام و دکتر ملکی و دکتر زرافشان این نمایش استصوابی را تایید نکردند ،جای شگفتی نیست. اما به راستی عدم تایید این انتخابات از سوی کسانی که فشار زیادی بر ان ها وارد شد تا به نفع اصلاح طلب ها وارد کارزار شوند، جای سپاس و تحسین دارد. من خود در این چند روز از سوی بسیاری از ازادیخواهان مخالف استبداد و مخالف جمهوری اسلامی زیر فشار بودم تا با اعلام شرکت در انتخابات به نفع میرحسین یا کروبی از انتخاب مجدد احمدی نژاد جلو گیری شود. اما به تعبیر سیمین بهبهانی هرچه فکر کردم نتوانستم خودم راضی به شرکت در این نمایش کنم.
من در این ازمون به راحتی دیدم که صدای امریکا و بی بی سی و رادیو فردا چگونه در اختیار اصلاح طلب ها قرار گرفت تا به نفع ان ها تبلیغ کرده و از مردم بخواهند تا در انتخابات شرکت کنند. صدای امریکا اعتبار خود را از مبارزات ملت و مبارزین به دست اورد اما ان را برای اصلاح طلب ها هزینه کرد.
من به چشم خود دیدم که یک بار دیگر بخش بزرگی از روشنفکران دینی یا سکولار با به فراموشی سپردن دوران خاتمی و دروغ های اصلاح طلبان از مردم دعوت کردند تا در نمایش انتخابات حضوری گسترده داشته باشند. من فرض را بر این قرار می دهم که در این نمایش بیش از ۳۵ ملیون شرکت کنند.ولی به ان ۱۵-۱۶ ملیونی که شرکت نمی کنند می بالم و اعلام می کنم که هنوز چندین ملیون هستند که تحت تاثیر تبلیغات صدای امریکا و بی بی سی و به صورت پوپولیستی در این نمایش شرکت نمی کنند.
من برای جوانانی که به قصد تغییر در این نمایش شرکت می کنند، احترام قایل هستم و حساب ان ها را از ان ها که به قصد راحت کردن کار پرزیدنت اوباما به شرکت در انتخابات تبلیغ کرده اند جدا می دانم. من حتا برای طرفداران احمدی نژاد که به قصد مقابله با دزدی ها و مخالفت با گردن کلفت ها ی رژیم، در انتخابات شرکت کرده اند احترام قایل هستم. برای این که مبارزه ی ما با احمدی نژاد ها نیست. بلکه دشمن اصلی خود را استبداد و رژیم سرکوب گر جمهوری اسلامی می دانم. من اموختم که خود را در اندازه ی کسانی که دشمنی با احمدی نژاد را انگیزه ی اصلی خود قرار داده اند فرو نکاهم. من برای طرفداران کروبی که با اعلام مطالبات معین به مبارزه ی انتخاباتی پرداخته و تحت تاثیر جو احساسی و پوپولیستی طرفداران میر حسین قرار نگرفتند نیز احترام قایل هستم.
اما از این مسئله نیز اگاهم که اگر احمدی نژاد از صندوق بیرون بیاید یا میرحسین موسوی،در فردای فروکش کردن تبلیغات این نمایش،زندان ها ی رژیم برای امثال من اب و جارو خواهد شد و نه برای نوری زاده و مخملباف و نبوی که سال هاست جلای وطن کرده و در بهشت امن راحت گزیده اند. ما باید هزینه بدهم اما این دوستان شرایط سیاسی فردای ما را بسازند. برای این که انان با اراده ی غرب هماهنگ اند. پرزیدنت اوباما شعار تغییر سر داده و او اینک رییس جمهور ابر قدرت جهان است. در نتیجه صداهایی بلند خواهد شد که با این صدا هم اهنگ باشند. ولی ایا این منصفانه است!ما باید فقر و سرکوب را تحمل کنیم ولی این هم میهنان عزیز برون مرز هستند که از تریبون های ازاد استفاده می کنند و برای این رژیم بی رحم فرصت و مشروعیت می خرند. باز گلی به جمال گنجی که اگر چه سکوت کرد اما به خودش این اجازه را نیز نداد تا با شرکت در این کارنا وال تبلیغی اب به اسیاب رفسنجانی و موسوی و خامنه ای بریزد.
خوشبختانه در جها نی کوچک شده و شیشه ای زندگی می کنیم که همه چیز به هم نزدیک شده است. به زودی نتیجه ی این نمایش اشکار می شود و در فردای پس از ان شاهد رفتار کاندیدای به ظاهر انتخابی خواهیم بود. اعم از این که موسوی باشد یا احمدی. اگر موسوی رای بیاورد من نتیجه ی رفتار او اعم از این که خوب باشد یا بد را به حساب طرفداران نام و نشان دار او که در خارج نشسته اند خواهم گذاشت. من از میر حسین فقط چند چیز خواهم خواست: ازادی بیان،ازادی قلم و ازادی حزب و میتینگ. بیش از این هیچ نخواهم خواست. اگر به واسطه ی این خواسته های قانونی بار دیگر به زندانم انداختند و سرکوبم کردند و برای خودم و دوستانم حکم مرگ صادر کردند ، این بار به جای خامنه ای از نوری زاده و ابراهیم نبوی و مخمل باف و صدای امریکا و بی بی سی و اپوزسیون خارج نشین اما مشارکت طلب، طلبکار خواهم شد. برای این که ان ها بودند که از مردم دعوت کردند تا باشرکت گسترده در انتخابات رژیم به میر حسین موسوی رای بدهند. اگر موسوی به خواسته های حداقلی ما توجه کرد در ان صورت نیز از همین دوستان سپاسگذاری خواهم کرد. من چیزی جز کمی ازادی نمی خواهم.انتظارم زیاد نیست. پس در انتظار می مانم. زیرا می دانم که:
مارا به چوب شبانی فریفته اند/ این گله سال هاست که با گرگ اشناست.
من در این انتخابات برای چندمین بار اموختم که این توده ها نیستند که اشتباه می کنند ،بلکه این روشنفکران هستند که نتیجه ی اشتباه های ان ها انحراف در مسیر توده ها است. منطق امثال این روشنفکران که اخیرا به صورت گسترده حتا در صدای امریکا نفوذ کرده اند تا از ایران صدایی هم اهنگ با اوباما شنیده شود،این است که تغییر رژیم یک استراتژی بیهوده است. باید به دنبال تغییر رفتار رژیم بود. اگر این فرض را درست بدانیم، در ان صورت باید به شرایط موجود راضی باشیم. چون هر ۴ یا ۸ سال یکی از این کاندیدا ها می اید و می رود و با استحکام نظام دینی، هیچ انتفاق جدیدی نمی افتد. نتیجه ی ۸ سال حکومت خاتمی، احمدی نژاد است و لابد نتیجه ی ۴ سال حکومت احمدی نژاد، موسوی است و بار دیگر...مردم ایران نیز محکوم هستند تا از بین بد و بد تر یک بار بد و یک بار بد تر را گزینش کرده و منافع امریکا و انگلیس بهتر تامین شود. من در این انتخابات به راستی اموختم که منافع امریکا و انگلیس تا چه اندازه مهم است!تا ان جا که معیار های روشن حقوق بشری و دموکراسی خواهی زیر پا گذاشته می شود تا این انتخابات غیر قانونی تایید شود و بلکه کاندیدای مورد حمایت غرب از صندوق بیرون بیاید. اگر این است پس ای کاش او رای نیاورد! اگرچه من طرفدار تعامل مثبت با جهان غرب هستم و هر گونه گفتار یا عملکرد تشنج افرین را محکوم می کنم. اما اجازه نمی دهم سیاست داخلی کشورم را بیگانگان تعیین کنند. من این امر را توهین به خود و هم میهنانم می دانم. من دموکراسی وارداتی را رد می کنم. برای این که نمی خواهم مدیون بیگانگان باشم. من استبداد اخوندی را به دموکراسی وارداتی و عاریتی غرب ترجیح می دهم. یعنی اگر قرار است با دستگاه تبلیغی غرب یک دولت غرب گرا و مدیون بیگانه بر سر کار بیاید، من ترجیح می دهم که وضع موجود حفظ شود تا فرصت کافی برای مردمم فرهم شود تا خود دموکراسی را برقرار سازند.در این زمینه باز هم خواهم گفت.
امیدوارم منافع بیگانگان در ایجاد درگیری بین طرفداران موسوی با احمدی نژاد نباشد. برای این که در ان صورت این شهروندان بیگناه هستند که هزینه خواهند داد. بیگانه نشینان چند روزی است که تبلیغ می کنند،اگر موسوی رای نیاورد مردم شورش خواهند کرد. من به سهم خود از به صحنه امدن کسانی که احتمال می دهند حق ان ها زیر پا گذاشته شده دفاع می کنم اما هر نوع شورش یا درگیری را پیشاپیش محکوم می کنم. برای این که راه رسیدن به دموکراسی را مبارزه ی اصولی و دموکراتیک ونه شورش کور و احساسی می دانم. خوب است جوانان عزیز اسیر تبلیغات کسانی که برای رسیدن به قدرت یا حفظ ان، از هر وسیله ای استفاده می کنند،نشوند. اعتراضات مدنی حق ما است اما نباید به شکل پوپولیستی پیاده نظام قدرت طلبان شویم. این جا است که دموکراسی خواهان ملی و واقعی از قدرت طلبان تفکیک خواهند شد. و این نیز از پند های انتخابات اخیر است.
من در این انتخابات امر مهمی را بار دیگر اموختم. اموختم که ازاد بودن و مستقل بودن چه لذت بخش است.اموختم که از اراده ی غرب ازاد بودن بیش از ازادی از اراده ی حکومت یا جناح های وابسته به ان شیرین است:
فاش می گویم و از گفته ی خود دل شادم/ بنده ی عشقم و از هر دو جهان ازادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست/چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود/ ادم اورد در این دیر خراب ابادم

May 03، 2009

اقتدارگرایان علیه حقوق بشر-حشمت اله طبرزدی

قتدارگرایان علیه حقوق بشر-حشمت اله طبرزدی
شهریور سال ۱۳۸۲ بود که پس از حدود نود شبانه روز سلول انفرادی در بند امنیتی ۲۰۹ به بند عمومی منتقل شدم। از ۲۶ خرداد ۱۳۷۸ تا ان تاریخ به جز دو زمان کوتاه در همان سال و سال ۱۳۸۱ همواره در سلول های انفرادی نگه داری شده بودم. بالاخره دست به اعتصاب غذا زدم و اعلام کردم که بیش از این سلول انفرادی و زندان امنیتی را تحمل نمی کنم. من را به بند ۳۵۰ منتقل کردند. در حالی که زندانیان سیاسی در بند ۳ زندان شماره ی ۷ بودند. ولی برای من که همواره در زندان امنیتی به سر برده بودم ،تفاوت چندانی نداشت. مهم این بود که به بند عمومی انتقال می یافتم. پس از کارت و عکس شدن چندین باره، در بخش پذیرش زندان و انجام تشریفات مربوطه من را به بند ۳۵۰ فرستادند. تا کنون ان جا را ندیده بودم و به همین دلیل برایم جالب بود. اما جالب تر این که من را به اتاق شماره ی ۶ فرستادندکه دلیل جالب بودنش را خواهم گفت॥بند ۳۵۰ دارای دو طبقه یا دو بند بود که پیش از انقلاب جزو مجموعه ی ۲۰۹ فعلی یا زندان ساواک ان دوره بوده است و گویا بزرگانی چون طالقانی در ان نگهداری می شده اند. به دلیل این که زندانی بسته و تقریبا امنیتی و چسبیده به ۲۰۹و نیز با سلول های بزرگ است که در هر کدام حداقل ۲۰ زندانی نگهداری شده و بچه هایی که در دهه ی شصت زندانی بوده و جان سالم به در برده اند ، مدعی هستند که در این سلول ها تا ۱۰۰ نفر جا داده می شد. البته ان دوران دهه ی شصت بوده و تیر وتفنگ و بمب و ترور و اعدام که حتا در این بند، زندانیان را به صورت امننیتی و با چشمان بسته نگه می داشته و به طور دایم برای شکنجه و اعدام به سراغ ان ها می امدند. ما دهه ی هفتادی بودیم و سخن از نقد و اعتراض و گفتن ونوشتن و شاید به همین دلیل و دلایل تغییر اوضاع و احوال ،شرایطمان خیلی بهتر بود.در هر حال این زندان اوین تاریخ بسیار تراژیکی دارد و امیدواریم روزی به پارک موزه تبدیل شود و بیش از این در این بخش شمالی و زیبای تهران شکنجه ای صورت نگیرد و اعدامی انجام نشود و به جای ان در این قطعه از خاک نفرین شده شادی و زندگانی حاکم
شود।
در هر حال ان روز وقتی من را به اتاق ۶ منتقل کردند چهره ی اشنایی را دیدم. این چهره ی اشنا کسی جز دکتر هاشم اقاجری نبود.او را در سال ۱۳۵۸ و در بحبحه ی انقلاب فرهنگی در وفتر تحکیم وحدت دیده بودم. از ان روز ۲۴ سال گذشته بود اما اینک هر دوی ما در سلولی در بند ۳۵۰ زندان اوین به هم رسیده بودیم. او به دلیل انتقاد از اسلام اقتارگرا به اعدام محکوم شده بود و من به جرم اقدام علیه امنیت ملی و پس از ۵ حبس های مکرر هنوز در بازداشت موقت و بلا تکلیفی به سر می بردم. در هرصورت برای هردوی ما روز جالب،پنداموز و به یاد ماندنی بود. من و دکتر اقاجری مدت ۱ سال در همین سلول شماره ی ۶ زندان ۳۵۰ با هم زندگی کردیم و خاطرات شیرینی از این دوره باقی ماند و البته ان دوره برای هردوی ما به اتمام رسید. برای این که در زندگی بشری هیچ چیز پایدار نیست و به قول هراکلیتوس ذات این دنیا تغییر است.ان روزها دکتر اقاجری بارها به من پیشنهاد داد تا خاطراتم را بنویسم. برای این که من بارها بخشی از خاطراتم را برای او تعریف کردم و او کنجکاوانه گوش می داد. این استاد تاریخ اسلامی در دانشگاه تربیت مدرس برایش این نکته بسیار جالب بود که بداند چگونه است که فردی از رادیکالیسم مذهبی-انقلابی به لیبرالیسم و سکولاریسم افتاده است. البته او نیز در مواضع خود تغییرات زیادی داده بود اما نه به شدت و سرعتی که من طی کرده بودم. من البته در پاسخ به او همواره تاکید می کردم که هنوز زمان لازم برای خاطره نویسی فراهم نشده است. البته از این که می دیدم امکان استفاده از کاغذ و قلم و کتاب فراهم گردیده تا حدودی ذوق زده شده بودم. و مدت حدود ۵ سالی تا ۴ خردادئ ۱۳۸۷ که ازاد شدم و در همین اتاق شماره ی ۶ بودم یک لحظه از خواندن و نوشتن باز نماندم. من در همین رابطه دست به قلم بردم و متنی تحت عنوان <<اقتارگرایان علیه حقوق بشر>>را نوشتم . این متن ترکیبی است از خاطرات و اتفاقات وارده بر ما و نیز اشاره هایی است به مطالب فکری و نقد اموزه های ایدئولوژیک. و ارایه ی اسنادی عینی برای اثبات عدم استقلال قوه ی قضاییه ی اسلامی. پس از اتمام ان به این فکر افتادم که چگونه ان را از زندان به بیرون بدهم. در ان جا به جز من و اقاجری ، اقای حسین حیدری از اعضای سازمان مجاهدین نیز زندانی بود که ۱۲ سال حبس کشیده بود و ان روزگار رای باز شده بود تا یک سال بعد ازاد شود. حیدری دوست عزیز ما بود اما این امکان وجود نداشت که متن را به بیرون از زندان ببرد. فرد دیگری نیز نبود. تا این که من با یکی از زندانیان عادی که جرم او قاچاق مواد مخدر بود صحبت کردم. او ادم نترس و در عین حال با شعوری بود که برای من و دکتر احترام قایل بود. دلیل این احترام نیز سیاسی بودن ما بود. من با او صحبت کردم و چون رای باز بود و یک هفته بیرون و یک هفته داخل زندان بود به راحتی از این امر استقبال کرد و متن را به بیرون از زندان منتقل کرد ولی این امکان وجود نداشت تا ان را به دوستان من بدهد. به همین دلیل با یکی دیگر از زندانیان عادی اما جسور که او هم رای باز بود صحبت کردم و قرار شد او متن را در بیرون از زندان از اولی بگیرد و با ایمیل کیانوش سنجری را در جریان بگذارد. از این طریق بود که این متن به دست کیانوش رسید و پس از تایپ به اقای زارع زاده داده شد و او برای انتشار ان کوشش کرد. تا این که گویا دوستان حزب دموکرات کردستان این متن را در خارج از مرزها در چند هزار نسخه به چاپ می رسانند اما حتا یک نسخه ی ان به دست من نرسیده است. ۵-۶ سالی بود که در به در، دنبال ان می گشتم و متاسفانه کیانوش و زارع زاده نیز نسخه ای از ان در دست نداشتند. تا این که چند روز پیش در حال جستجو در گوگل بودم که از ان جا به سایتی به نام بالاترین و از ان جا به یک وبلاگ به نام "گرمن ز می مغانه مستم هستم" رسیدم که این متن را در ان گذاشته بود و من نیز دانلود کردم و از او سپاسگذارم و وبلاگش را نیز لینک دادم که می توانید ببینید..اگر بتوانم ان را در چند شماره تقدیم می کنم اما شما خود نیز می توانید ان را یک جا دانلود نمایید. برای این که به صورتی است که امکان بخش بخش کردن ان سخت است و به اصطلاح پی دی اف شده است. همان گونه که اشاره کردم این متن تا ان تاریخ یعنی پاییز سال ۱۳۸۲ است و پس از ان و به ویژه با حکمی که اقای حداد برای من صادر کرد و اتفاقات بعدی اگر قرا بود نوشته شود موضوع بسیار جدی تر می بود. البته متناسب با ان دوران پیشنهادی نیز برای ائتلاف نیرو ها مطرح شد که پیوست این کتاب است که شاید بخش هایی از ان از موضوعیت افتاده باشد و در شرایط فعلی مطرح نباشد. متن کتاب به این شرح است:بخش اول:

May 01، 2009

گفتگو محمود جعفری با آقای کورش زعیم

گفتگو محمود جعفری با آقای کورش زعیم
عضو هیئت اجرائی و مسئول روابط عمومی جبهه ملی ایران 4 اردیبهشت 1388
محمود جعفری
چندی پیش بیانیه­ای با عنوان «ائتلاف ملی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران» و با امضای بسیاری از شخصیتهای ملی، از جمله تعدادی از رهبران جبهه ملی منتشر گردید। جبهه ملی ایران و دیگر شخصیتهای ملی فورا اصالت آنرا تکذیب کردند. در این رابط گفتگوئی داریم با آقای زعیم عضو هیئت اجرائی و مسئول روابط عمومی جبهه ملی ایران:
1-آقای زعیم، اخیراً بیانیه­ای با عنوان «ائتلاف ملی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران» و امضای بسیاری شخصیتهای ملی از جمله تعدادی از رهبران جبهه ملی منتشر گردیده. جبهه ملی ایران و دیگر شخصیتهای ملی فورا اصالت آن بیانیه را تکذیب کردند. میتوانید درباره منشاء این اطلاعیه و علت تکذیب آن توضیح بدهید؟
کورش زعیم: چند ماه بود که شخصیت هایی از سازمانهای گوناگون سیاسی و مردم نهاد مدنی خارج از حاکمیت برای یافتن راهکار و ارزیابی مشترکات خود در حال گفتگو بودند। محور این گفتگوها رسیدن به دموکراسی و رعایت حقوق بشر در ایران بود. از رهبری و شورای مرکزی جبهه ملی ایران نیز شماری در برخی از این نشست ها شرکت می کردند. پیش نویس بیانیه ای پیشنهاد شده بود که هنوز اصلاحات لازم در آن نشده و به تصویب هم نرسیده بود. خبر نشست برخی گروه های سیاسی و نهادهای مدنی و سطح بالای شخصیت هایی در این نشست ها حضور پیدا می کردند، حاکمیت جمهوری اسلامی به وحشت انداخت که مبادا زمینه برای (بقول خودشان) انقلاب مخملین فراهم می شود. در اواسط اسفند ماه به میزبان این نشست ها از سوی منابع امنیتی اخطار شد که جلسات را تعطیل کنند و بیانیه ای هم منتشر نکنند.
مسئولان اطلاعاتی و امنیتی که به متن پیش نویس بیانیه توسط جاسوسان خود دست پیدا کرده بودند، سناریویی برای خنثی کردن این حرکت و مخدوش کردن آن طراحی نمودند و بر پایه آن بی درنگ یک سایت اینترنتی بنام "ائتلاف ملی" طراحی و براه انداختند که در آن فقط این پیش نویس درج شده است। آنگاه برای ایجاد ابهام و اختلاف میان سازمانها و حزب های ملی و سرازیر شدن سیل تکذیب، نام همه حزب ها و سازمانهای سیاسی بیرون از حاکمیت را که هیچکدام حضور نداشتند همراه با چند نفر از شخصیت های شناخته شده سیاسی را که برخی هم حضور نداشتند، بنام "امضاء ها" زیر آن گذاشتند.
این نشست ها به هیچ وجه به حزب ها و سازمانهای سیاسی ارتباط نداشت و هیچ شخصیتی هم زیر هیچ بیانیه ای را امضاء نکرده بود. دلیل اینکه شماری از شخصیت و حزب های سیاسی از جمله جبهه ملی ایران (که توسط خود من منتشر شد) امضاهای خود را تکذیب کردند همین بود. سیستم اطلاعاتی کشور ظاهرا به هدف خود رسید و آنچه را تصور می کردند یک ائتلاف یا همبستگی بزرگ است حنثی کرد.البته برخی از ما هم فریب این ترفند را خوردیم و ندانسته در راستای هدف سیستم اطلاعاتی، مخالفت با موضوع را دامن زدیم. ولی من تصور می کنم که سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی و نیز آنان که ندانسته همراه شدند، با این حرکت که نشانه ناتوانی در آینده نگری است مرتکب اشتباه بزرگی گشتند. امیدوارم از این پس نسبت به اینگونه توطئه ها هشیار باشیم و در میان ما حسین مکی و مظفر بقایی و شمس قنات آبادی دوباره ظهور نکنند. ائتلاف ها و همبستگی ها در شرایط کنونی ضروری هستند و باید و خواهند انجام گرفت.
2- شرایط کنونی کشور طوری گردیده که جامعه جهانی ایران را مخل آسایش خود می‌داند و همسایگان ما هم با نظر تحقیر به ما می‌نگرند و حتی چشم طمع به ایران ما دارند। جمهوری اسلامی نیز قادر به حل مشکلات داخلی وخارجی خود نمیباشد و کشور در یکی از بدترین شرایط تاریخی خود دست به گریبان مشکلات است. به نظر شما و جبهه ملی ایران، اپوزیسیون چگونه میتواند حکومت و دولت اسلامی را بچالش کشیده و ایران را از خطرات احتمالی نجات دهد. برنامه شما برای آینده چیست؟
کورش زعیم: مسایلی که جمهوری اسلامی بوجود آورده محدود به اینها که شما عنوان کردید نیست। مسایل بی شمار و بسیار دشوار هستند. جبهه ملی ایران همیشه در چالش با جمهوری اسلامی بوده، زیرا جمهوری اسلامی در طی این سی سال، حتی یک سال حاکی از عقلانیت هم از خود بروز نداده است. همه سازمانهای سیاسی ملی و وطن پرست درباره یافتن راه حل در اندیشه و کنکاش هستند و جبهه ملی ایران هم از این قاعده مثتثنی نیست. ولی راهکارهای عملی وقتی نپخته یا زودهنگام اعلام شوند، امکان موفقیت خود را از دست می دهند. شما وقتی در سنگر نشسته اید، پیش از اینکه سرتان را بالا آورید، کلاهتان را سر نیزه می کنید تا موقعیت و واکنش دشمن را تشخیص دهید.
3- جبهه ملی ایران بعنوان قدیمی ترین سازمان سیاسی و مردمی در گردهم آوردن نیروها واحزاب وسازمانهای مردمی درونمرز یا سایر نهادهای صنفی چه اقداماتی کرده و چه در پیش دارد؟
کورش زعیم: جبهه ملی ایران به گردهم آوردن سازمان های سیاسی ملی بیرون حاکمیت اعتقاد دارد و همیشه در این راه تلاش نموده است। ولی چون ما همیشه روی مواضع خود که همانا اصول و منشور جبهه ملی است ایستاده و اعتقاد و علاقه ای به آزمایش امکان اصلاح نظام موجود نداشته ایم، نتوانسته ایم در ائتلاف یا همبستگی با سازمانهایی که در تلاش های مکرر و خوش بینانه به اصلاحات دل بسته بوده اند موفق گردیم. ولی، با توجه به اینکه اکنون همه این سازمانهای سیاسی و مدنی پس از سرخوردگی های پی در پی در حال درون نگری و ارزیابی مجدد مواضع و تاکتیک های خود هستند، شاید آینده اینگونه همبستگی ها چندان تاریک نباشد. 4- جبهه ملی ایران برای گسترش نیروی مردمی خود چه برنامه هایی در پیش رو دارد؟
کورش زعیم: نیروهای مردمی جبهه ملی ایران نیروهای بالقوه هستند. جمهوری اسلامی امکان سازماندهی این نیروها را به ما نمی دهد و فعالیت های جبهه محدود به خبر رسانی های اینترنتی و برپایی نشست های درون سازمانی است. تا آزادی های مدنی و شهروندی برقرار نشود، جبهه ملی نمی تواند ارزیابی دقیقی از گستره نفوذ خود در میان مردم داشته باشد.
5 - آقای زعیم انتخابات ریاست جمهوری در ایران نزدیک است نظر شما در مورد این انتخابات چیست؟ و آیا اصولا جبهه ملی شرایطی برای انتخابات آزاد در حکومت اسلامی مشاهده میکند؟
کورش زعیم: در حال حاضر، شرایط انتخابات پیش رو با روشهای گذشته تفاوتی ندارد. اما ما عجله ای در اعلام موضع رسمی، که در صورت استمرار شرایط حاکم تفاوتی با مواضع جبهه ملی ایران در گذشته نخو.اهد داشت، نداریم. رویدادها و تحولات شش ماه گذشته نشان داده که هنوز باید منتظر رویدادهای تاثیرگذار بیشتری باشیم.

بیانیه انتخاباتی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم) به دنبال منتفی شدن حضور عبدالله نوری در انتخابات/ نوری؛ فرصتی که از دست رفت

بیانیه انتخاباتی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم) به دنبال منتفی شدن حضور عبدالله نوری در انتخابات/ نوری؛ فرصتی که از دست رفت

سه‌شنبه، 1 اردیبهشت 1388

ادوارنیوز: سازمان دانش‌آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکيم وحدت) در خصوص انتخابات رياست جمهوري دهم بیانیه شماره 1 خود را صادر کرد।

متن این بیانیه بدین شرح است:

با توجه به فقدان استانداردهاي جهاني مربوط به برگزاري انتخابات آزاد و عادلانه در چارچوب نظام حقوقي و رويه‌ها و سياست‌هاي جاري در ايران به طوري كه شهروندان امکان تعيين آزادانه سرنوشت فردي و جمعي خود را داشته و احزاب و جريانات سياسي گوناگون نيز امکان عرضه استعداد، شايستگي و برنامه‌هاي خود جهت اداره کشور به عموم مردم را دارا باشند، سازمان دانش‌آموختگان ايران از تابستان سال گذشته تلاش کرد تا ضمن گشودن فضاي بحث پيرامون شرايط و ويژگي‌هاي خاص اين دوره از انتخابات رياست جمهوري، امکاني براي نيل به تحليل‌هاي مشترک از اوضاع و از آن پس زمينه سازي براي انجام اقدامات عملي موثر در عرصه سياسي کشور به منظور دستيابي به اهداف مشترک «تغيير» و «اصلاح» فراهم آورد। به باور ما، انتخابات رياست جمهوري دهم داراي يك ويژگي‌ منحصر به فرد است،‌ و آن اينكه اين انتخابات پس از يك دور زمامداري تندروترين جناح حاكم و ابطال تخيلات آنها در عرصه عمل اجتماعي برگزار مي‌شود. طي چهار سال گذشته در کنار فشارهاي بين‌المللي و منطقه‌اي، مشکلات داخلي کشور در همه سطوح آن به جايي رسيده است که اکنون بسياري از چهره‌هاي متنفذ نظام جمهوري اسلامي نيز نسبت به آن ابراز نگراني مي‌کنند. استفاده نادرست و مخرب از بالا رفتن مقطعي بهاي نفت، رشد افسار گسيخته تورم و گراني به همراه رکود اقتصادي و گسترش بيکاري، تشديد اقتصاد رانتي و تخصيص منابع ملي به نهادهاي حامي دولت، اعمال محدوديت شديد و در پاره‌اي موارد سرکوب فعاليت نهادهاي سياسي، مدني و مذهبي خارج از کنترل و سيطره دولت و در نتيجه ايجاد نارضايتي بي‌سابقه در بين فعالان حوزه‌هاي مختلف، تحليل و تضعيف اخلاقيات مذهبي در سطح وسيعي از جامعه به علت استفاده ابزاري از دين و امور قدسي، دامن زدن به از خودبيگانگي در بين شهروندان از طريق جلوگيري از همکاري و مشارکت موثر آنان در امور اجتماعي و سياسي، اعمال تبعيض عقيدتي و سياسي عليه اقشار و طبقات مختلف جامعه ايراني به صورتي هدفمند و برنامه‌ريزي شده و موارد بسيار ديگر، از جمله مشکلاتي است که جامعه ايراني با آن دست به گريبان بوده است.

به گمان سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي، با توجه به تهديدها و مشکلات فوق، انتخابات رياست جمهوري دوره دهم، بر خلاف دوره‌هاي قبل که سازمان از شرکت در آنها خودداري کرد، مي‌توانست به فرصتي براي بازگرداندن اميد به مردم و رفع تهديدها از کشور منجر شود। چنانچه طي ماه‌هاي اخير بارها تاکيد شد اين اتفاق خجسته البته به شرطي امکان تحقق داشت که در وحله نخست، همه يا دستکم بخش وسيعي از نيروهاي منتقد وضع موجود با حمايت از يک نامزد انتخاباتي با مشخصات زير وارد عمل شوند؛‌ کانديدايي که:

1- آشنا با ظرايف و زواياي مختلف ساخت سياسي در نظام جمهوري اسلامي باشد।

2- داراي سابقه مديريت قوي و ديدگاه‌هاي شفاف و روشن در جهت خروج کشور از بحران‌هاي پيش رو باشد।

3- توان ايستادگي بر مواضع اصلاحي خود در برابر نهادهاي اقتدارگرا را داشته باشد

و در وهله بعد، اين نيروهاي سياسي اقدام به بسيج قانونمند و منضبط مردم کرده و با ايجاد يک قدرت اجتماعي، توازن سياسي لازم را براي اصلاح روند جاري کشور پديد بياورند،‌ چرا که قدرت يکدست شده‌اي که اکنون يکسره در اختيار حذف نيروهاي دموکراتيک و امکان تنفس جامعه مدني است جز با اهرم قدرت اجتماعي مهار نمي‌شود।

بر همين مبنا، سازمان دانش آموختگان ايران، آقاي «عبدالله نوري» را که داراي شرايط فوق است، به عنوان کانديداي رياست جمهوري مطرح کرد و ايشان نيز که در دوره‌هاي پيشين هر نوع حضور خود در انتخابات مختلف را منتفي دانسته بودند،‌ ضمن شکست سکوت سياسي خود، طي چند نوبت صراحتا بر تمايل خود براي ايفاي نقش کانديداتوري نيروهاي منتقد تاکيد و اعلام کردند که انگيزه و توانايي تصدي رياست جمهوري را نيز دارا هستند।

با اين وجود، متاسفانه اين فرصت به دلايلي که عمدتا ناشي از تفاوت تحليل در مورد موقعيت داخلي و خارجي ايران و برآورد توان نيروهاي منتقد از خود براي تاثيرگذاري بر انتخابات بوده، با سکوت و بعضا مخالفت برخي احزاب و گروه‌هاي اصلاح طلب و منتقد وضع موجود روبرو شد و عملا پيش‌زمينه‌ها و شرايط تحقق آن شکل نگرفت। جرياني که به نظر مي‌رسد به خوبي نشانگر نياز وافر جريان اصلاح‌طلبي به بازخواني تجارب پيشين و بررسي اهداف کوتاه مدت و بلند مدت اين طيف را بيشتر از پيش آشکار کرد و اين پرسش را مطرح کرد که آيا هنوز مي‌توان بر فهم مشترکي از اصلاح طلبي تکيه کرد؟

از اين رو بايد توجه داشت که گرچه اميد به اصلاحات همچنان و چه بسا بيشتر از پيش در مردم وجود دارد ولي جامعه رو به تحول ايراني منتظر و تابع تعاريف احزاب اصلاح طلب از حدود و ‏ثغور آنچه آنها از مفهوم اصلاحات مي‌فهمند، نخواهند ماند। اصلاحات در نظر نخبگان و اقشار مختلف جامعه بايستي پاسخي درخور به مطالبات اساسي و فريادي بر سر موانع تحقق آرمان‌هاي ملي باشد. از اين رو، اثبات لزوم بازنگري در ساختارهاي هماهنگي اصلاح‌طلبان و کانون‌هاي تصميم‌گيري آنها و نيز تعيين شفاف مرز ميان «ميانه‌روي» و «اصلاح طلبي» مي‌تواند به عنوان يکي از دستاوردهاي عمده روند انتخابات دهم رياست جمهوري، پيش‌روي احزاب و گروه‌هاي اصلاح طلب قرار گيرد.

بدين ترتيب، سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي، ضمن ابراز تاسف نسبت به از دست رفتن فرصت ايجاد يک توازن سياسي واقعي در جامعه ايران از طريق انتخابات رياست جمهوري و با توجه به اعلام كناره گيري آقاي نوري از صحنه انتخابات، از اين پس در نظر دارد تا با طرح موانع موجود بر سر شيوه اصلاحات مبتنی بر در اختيار گرفتن قدرت مجريه در ساختار کنوني قدرت، پرسش‌هاي مشخصي را در اين مورد با کانديداهاي محترم حاضر در صحنه انتخابات در عرصه عمومي در ميان گذارد تا از اين طريق ضمن کمک به آشکار شدن زوايای گوناگون برنامه‌ نامزدهاي محترم براي عموم راي دهندگان به بررسي ميزان انطباق راهکارهاي آنان با سياست‌ها و استراتژي سازمان پرداخته و بر مبناي آن، در برابر نامزدهاي حاضر در صحنه اعلام موضع كند।

April 29، 2009

گفت و گوی دکتر عبد الکریم سروش با روزنامه اعتماد

پرسش های بسیاری را به ذهن متبادر می سازد،که از قضا در منظومه ی فکری ایشان نمی توان برای آنها پاسخ آشکاری یافت. پیش تر ایشان در کتاب فربه تر از ایدئولوژی سخن از "حکومت دموکراتیک دینی" گفته اند که در این مصاحبه و در آن کتاب دلایلی را در راستای امکان تحقق چنین حکومتی بیان کرده اند. ایشان"حکومت دموکراتیکی که در جامعه ی دینداران مستقر می شود را حکومت دموکراتیک دینی می دانند". ( ویژه نامه روزنامه اعتماد، پنج شنبه 27 فروردین 1388 ص 7)
همان گونه که سروش بارها اذعان کرده است و در کتاب "قبض و بسط تئوریک شریعت" بر آن صحه گذاشته است، ما "دین" نداریم بلکه "معرفت دینی" داریم و فهم هر کس از دین با پیش فهم های غیر دینی او ارتباط دارد و از سویی به گفته مولانا کار دین را "حیرت آفرینی" می داند.( لا اقل قرائتی از دین که سروش گویا به آن تعلق خاطر نظری دارد).
گه چنین بنماید و گه ضد این
جز که حیرانی نباشد کار دین
حال پرسش این است که آیا "دین" که می تواند برداشت های متفاوت و متغایر و بل متضاد را در خود جای دهد و اساسا از این رو است که "حیرت زا" است،می تواند حکومت را دینی سازد ؟آیا اگر اکثریت جامعه ای به این نتیجه رسیدند که اقلیت های سایر ادیان نباید از حقوق انسانی ِ خود برخوردار باشند و یا اینکه احکامی چون سنگسار،تازیانه،قطع اعضای بدن باید در جامعه جهت اصلاح آن جاری و ساری باشد و آنگاه با وضع قوانین آن را مدون ساخته و به اجرا در آورند،می توان چنین حکومت ِ بر آمده از دل چنین برداشت های دینی را حکومت دمکراتیک دانست؟ در بعضی از کشور های اسلامی اگر انتخابات آزادی شکل گیرد بعید به نظر نمی رسد که بنیاد گراهای اسلامی ،حکومت را در دست گیرند،آیا چنین حکومت هایی حکومت دموکراتیک دینی خواهند بود؟
حکومت دموکراتیک،چه تفاوتی با حکومت دموکراتیک دینی دارند؟ اگر به باور سروش در آن تفاوتی وجود ندارد،چه نیازی است که پسوند دینی را به حکومت دموکراتیک و یا دموکراسی الصاق کنیم؟این پسوند چه گره ای از کار فرو بسته ی ما خواهد گشود؟سروش در این مصاحبه می گوید:"حکومت دموکراتیک دینی یا حکومت دموکراتیک در جامعه دینی یکی از تز هایی است که بنده هنوز هم به آن پایبند هستم و پدید آوردن آن یک جهد و جهاد نظری و عملی می خواهد و ما از تعهدمان نسبت به این اندیشه نکاسته ایم تا آنجا که اکنون حتی شعار حکومتی که ما را قبول ندارد مردمسالاری دینی است،این دستاورد کمی نیست".(همان ص 7). باید در اینجا به استاد محترم یاد آور شد که مردمسالاری دینی،سخن تازه ای نیست و نام دیگری است برای " جمهوری اسلامی" که در ابتدای انقلاب یکی از سه شعار محوری انقلاب اسلامی بوده است. جمهوری اسلامی همان حکومت دموکراتیک دینی است هر چند ایت الله خمینی به دلیل هراس از کلمه ی دموکراتیک زیر بار پذیرش این کلمه نرفت.
اگر جمهور ِ کشوری بر این باور باشند که محدود کردن دگر اندیشان و دگر باشان مذهبی،عقیدتی،قومی،جنسی و ...درمان دردهای جامعه است و آن را به صورت قانون مدون و اجرا سازند، به باور این قلم شاید بتوان آن را حکومت دموکراتیک دینی ! گذاشت اما به ضرس قاطع می توان گفت چنین حکومتی،دموکراتیک نخواهد بود.
سروش در این مصاحبه می گوید که به شکست اصلاحات ِ بر آمده از درون انتخابات دوم خرداد 76 باور ندارد و تنها آن را نا کامی اصلاحات می داند." مگر در دوران اصلاحات و ریاست جمهوری آقای خاتمی دموکراسی دینی در جامعه بر پا شد که ناکامی اصلاحات را بتوان بر عهده ی آن دانست." ... " اصلا دموکراسی دینی نبود که بتوان داوری کرد جواب داده یا نداده است". در اینجا همان پرسش به قوت خود باقی است که آیا اصولا دموکراسی، دینی و غیر دینی دارد؟
دموکراسی ،دموکراسی است. اگر اکثریت یک جامعه ی دینی در عین التزام شخصی به دین،بر این باور باشند که باید در ِ میکده ها گشوده شود،بسیاری از احکام فقهی،قوانینی زمان مند و مکان مند هستند که امروز بسیاری از آن را نمی توان به اجرا در آورد و این احکام باید در این زمانه،کان لم یکن تلقی شوند، آیا حکومت بر آمده از دل این قرائت ِ از دین،حکومت دموکراتیک دینی و دموکراسی ِ دینی خواهد بود؟
چه بخواهیم و چه نخواهیم،اصلاحات خاتمی بر مبنای قرائتی از دین انجام گرفت و نمی توان کامیابی ها را به حساب روشنفکری دینی واریز کرد و ناکامی ها ( که از قضا آنقدر زیاد است که به شکست پهلو می زند)را بر آمده از تئوری های روشنفکران دینی ندانست.
سروش می گوید: " تشیع با یکی از تفاسیری که دارد می تواند نا سازگار با دموکراسی باشد،اما می توان قرائت دیگری ارائه کرد که هم منسجم و سازگار با تاریخ تشیع و هم سازگار با دموکراسی باشد. ... شیعیان باید پس ازغیبت اما دوازدهم چنان زندگی کنند که گویی دیگر انتظار امام دیگری را ندارد و لذا امور دنیوی خود را سامان دموکراتیک بخشند." (همان ص 7)
حذف فرهنگ انتظار مهدی موعود از تشیع، شیعه را شیر بی یال و دم و اشکمی می سازد که شاید راه را بر حکومتی دموکراتیک هموار تر سازد اما از تشیع چیز چندانی به جا نمی گذارد.
سروش در بسیاری از گفته ها و نوشته های خود،دین را امری خصوصی می داند و از طرفی نمی تواند از حضور دین در عرصه ی اجتماع و حکومت چشم پوشی کند. از این رو است که پارادوکسی خرد آزار در اندیشه های ایشان تجلی می کند که " حکومت دموکراتیک دینی" را پاسخی به این تناقضات می داند. پاسخی که پرسش های لاینحل بسیاری ایجاد می کند.

،،ائتلاف ملی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران ،،هنوز اعلام نشده است


،،ائتلاف ملی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران ،،هنوز اعلام نشده است

هم میهنان گرامی با درود فراوان। پیش از این در پیام نوروزی اعلام کرده بودم که ائتلاف فراگیری تحت عنوان"ائتلاف ملی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران"تشکیل شده است که در روز ۱۴ فروردین اعلام موجودیت خواهد کرد.شایان ذکر است که این ائتلاف ،اگر چه مدت هاست که تشکیل شده و اصول ان توسط تشکیل دهندگان به تصویب رسیده است و بنا به تصمیم تشکیل دهندگان و به منظور پیش گیری از سو استفاده ی جاعلان قرار بود در ۱۴ فروردین اعلام شود اما به دلیل اهمیت موضوع و به منظور تکمیل کار و پاره ای مشکلات ناخواسته و تحمیلی، هنوز اعلام نشده و در اینده ی نزدیک از سوی تشکیل دهندگان به وجه مناسب اعلام خواهد شد. شایان ذکر است که پیش از عید نوروز همان دست هایی که از هر نوع همبستگی دموکراتیک و سازنده پیش گیری می کنند،دست به اقدامی جعلی و غیر اخلاقی زده و اعلامیه ای ناصحیح با امضاهایی مجعول به نام "ائتلاف ملی برای دموکراسی و حقوق بشر" را منتشر کردند تا اگر عملا نتوانستند از شکل گیری ان جلوگیری نمایند اما بتوانند حرکت را مخدوش کرده و زمینه ی اختلاف در بین تشکیل دهندگان را به وجود بیاورند.من به عنوان یکی از اعضای این ائتلاف و به جهت مسئولیتی که تشکیل دهندگان بر عهده ام گذاشته اند،رسما اعلام می کنم که اگر چه "ائتلاف ملی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران "تشکیل شده است اما هنوز اعلام موجودیت نکرده و شورای اجرایی در فرصت مناسب چنین مهمی را انجام خواهد داد

حشمت اله طبرزدی-۳۱/ فرورددین /۱۳۸۸/خورشیدی

April 18، 2009

ضرورت بررسی و شناسائی آسیبهاب اجتماعی وارده از رژیم 2



پیش نویس «ضرورت بررسی و شناسائی آسیبهاب اجتماعی وارده از رژیم جمهوری اسلامی به پیشاهنگان »२


توسعه فراگیر و همه جانبه عدالت اجتماعی و اقتصادی از اهم وظائف محوری دولت ملی و حاکمیت منبعث از ارداده ملی میباشد.
بسط و توسعه آن شامل حال فرد فرد آحاد جامعه ایران در زمینه های زندگی فردی و اجتماعی شهروندان خواهد بود و هیچ فرد، و هیچ یک از قوام، ملیتها و خلقهای ایران و نیز هیچ حزب و سازمان سیاسی و گروه دارای حق ویژه نخواهد بود.
کلیت این طرح متضمن آن بخش از حقوق افراد موضوع طرح میباشد که بواسطه محالفت و مبارزه رو در رو مستقیم با حاکمیت موسوم به جمهوری اسلامی از بدیهی ترین حقوق اجتماعی که حتی در رژیم جمهوری اسلامی عمومیت داشته است ، در طول حکوت نامشروع جمهوری اسلامی ازآنها محروم و یا سلب حق گردیده اند।


ماده 1- مشمولین طرح


الف- مادران ،پدران، همسران و فرزندان ، خواهران و برادران شهدا.
ب- مادران ،پدران، همسران و فرزندان ، خواهران و برادران زندانیان سیاسی و فعالان و مبارزان که بواسطه فعالیت عزیزانشان مورد غضب حاکمیت واقع گردیده اند.
پ- زندانیان سیاسی-عقیدتی، تبعیدیان، فعالان کبارز و خانواده های آنها.
ت- کلیه افرادی که مبارزه و یا مخالفت عملی و اعتقادی آنان با رژیم جمهوری اسلامی منجر به محرومیتهای ذیل گردیده:
1- اخراج از کار و حرفه
2- محرومیت از اشتغال
3- محرومیت از تحصیل و یا ادامه تحصیل
4- رد صلاحیت و گزینش استخدامی و یا تحصیلی توسط مراکز گزینش رژیم
5- آن عده که بواسطه مستقیم محرومیتهای فوق و نظایر آن مواجه با فروپاشی خانواده ، ناهنجاریهای روحی و روانی و امثالهم واقع گردیده اند.
تبصره: وابستگان و عناصری از حاکمیت که به دلیل تضادهای درونی خود رژیم درگیر جنگ قدرت داخلی بوده و نیز عناصر ساواک سرکوبگر و سرکوبگران رژیم پیشین مشمول این طرح نمیباشند।


محورهای حمایتی موضوع طرح


ماده2- بیمه های تامین اجتماعیودرمانی


بطورعام بهرمندی از کلیه مزایای خدمات تامین اجتماعی و درمانی حق کلیه آحاد جامعه میباشد.
مزایای موضوع این ماده برحسب نوع اشتغال استخدام دولتی و یا مشمولین ساختار بخش قانون_ قانون پس از رژیم جمهوری اسلامی _ تامین اجتماعی در مورد استخدامهای کارگری و مشاغل آزاد قابل اجرا بر تمامی مشمولین طرح موضوع ماده 1 خواهد بود।


الف- دولت موظف به باز پرداخت و تامین مزایای مورد نظر [ قانون] تامین اجتماعی برای کارمندان اخراجی و پاکسازی شده و افراد تحت تکلف آن در مدت سنوات اخراج و محرومیت بوده و ملزم به بکارگیری مجدد این عده در سازمان ، نهاد و یا ادارات مطبوع میباشد।


ب- در مورد آن عده از مشمولین ماده 1 که کارمند دولت نبوده اند دولت موظف به بازپرداخت و تامین مزایای معلقه وقطع گردیده از زمان اخراج و بر طبق مقررات و قوانین جدید و مترقی کار و تامین اجتماعی می باشد।


پ - درمورد سایر مشمولین ماده یک که از بدو فاقد شرایط استهدام دولتی و یا کارگری بوده اند ، رولت موظف به همردیف قراردادن آنان با سایر مکولان [قوانین یا مقررات ] تامین اجتماعی ، از نظر خدمات موضع [قانون] نیباشد।


ماده 3- اشتغال


دولت موظف به تامین اشتغال آن عده از مشمولین ماده 1 می باشد که به واسطه گزینشهای ارتجاعی در امر اشتغال رد صلاحیت گردیده اند بوده تا بر حسب مورد و تمایل فرد در همان سازمان مشغول خدمت گردد.
مشروط بر آنکه فرد بعدا در هیچ نهاد یا سازمان اداری دیگری جذب نشده باشد।


ماده4-تحصیل و ادامه تحصیل


دولت موظف به تامین ادامه تحصیل دانشجویان اخراجی دوران استقرار رژیم جمهوری اسلامی در همان رشته تحصیلی میباشد।


و نیز موظف است به تامین ، تحصیلات عالی و دانشگاهی برای آن عده از افراد موضوع طرح که با توجه به کسب حد نصاب توان علمی ، بواسطه رد صلاحیتهای موسوم به اخلاقی ، سیاسی ، اجتماعی، اعتقادی مذهبی و گزینشس مورد نظر حاکمیت ارتجاع رد گزینش و صلاحیت شده و از تحصیل مخروم مانده اند।


ماده 5- خانواده های آسیب دیده।


ماده6- آسیب دیدگان روحی


ماده 7- لغو عناوین و بازنگری تحصیلی


بمنظور احقاق حقوق همه جانبه در امر تحصیلات عالی ، دولت مسئول بازنگری برآن عده از مدارک و عناوین تحصیلی صادره حکومت جمهوری اسلامی به آن عده از فارغ التحصیلان وابسطه به خود میباشد که علی رغم کسب حد نصاب های علمی زمان پذیرش در دانشگاه صرفا با استفاده از سهمیه های اعطائی به مزدوران وخبرچینان و بسیجیان سرکوبگر وارد دانشگاهها گردیده و فارغ التحصیل شده اند।


اامیدوارم با همفکری دوستان این طرح کامل گردد।

ضرورت بررسی و شناسائی آسیبهاب اجتماعی وارده از رژیم

پیش نویس «ضرورت بررسی و شناسائی آسیبهاب اجتماعی وارده از رژیم جمهوری اسلامی به پیشاهنگان »1
آنچه که در طی سه دهه ازحاکمیت ارتجاع و استبدادمذهبی و سران وعوامل آن نصیب و عائید خلهای ایران گردیده ، به وضوح حاکی از بی نظیر تیرین نوع پایمالی حقوق انسانی و خصومت باعدلت اجتماعی و اقتصادی در ابعادگوناگون و در گستره وسیع ودر عصر حاضر بوده است।
گسترش رو به فزونی فقر، بی عدالتی ، فحشا ، اعتیاد ، تن فروشی ، ناهنجاریهای روحی و روانی ، پایمالی شخصیت و کرامت انسانی و القا بردگی وسرسپردگی به منظور کسب حد اقلهای معیشتی و بدیهی و چه بسا سرسپردگی از سرنیاز به حد اقل ها و .... از یک سو ، و غارت اموال وسرمایه های ملی ، فساد اداری ، نزول شان ایران وایرانی در میان ملل و دول جهان و همه وهمه و باز در یک کلام نشان و حاکی ازنه تنها بی کفایت که ، بلکه خصیصه ضد مردمی وانسانی این رژیم فوق ارتجاعی و در نوع خود بینظیری است که بواسطه در اختیار داشتن ابزار زر و زور و تحمیق و سرکوب به عنوان ابزار تثبیت یک ایدئولوؤی انحرافی که خود را با تز حاکمیت ولایت فقه به عنوان خلیفه الله بر انسان به رسمیت شناخته و
حاصلی جز به هرز رفتن عمر وزندگی ایرانی نداشته که علاوه بر بی کفایتی ، به استناد سه دهه حاکمیت ارتجاع مذهبی – مذهب جدید آخوندی و دین حکومتی _ نتیجه ای به غیر این نیز غیر فابل تصور بوده است।
ازآنجائی که تحصیل ، برخورداری از رفاه عمومی ، عدالت اجتماعی و اقتصادی و آزادی ، حق مسلم و بلاشک و بدون قید وشرط و کتمان ناپذیر فرد فرذ و عموم مردم ایران بوده وهست ، لذا اعتراض و مخالفت با کلیت جریان حاکمیت این رژیم و در تمام ابعاد و اشکال آن و پی ریزی و استقرار حاکمت منبعث از خواست و ارداده ملی ، یک حق مشروع و طبیعی و بلاشک مردم و به منظور رهائی از وضع موجود و نفی بقا و استمرار وضعیت خاکم فعلی بوده وهست।
نظر بر اینکه ، احقاق این خواست مهم مردم ایران ، و بنابر شرایط زندگی ایرانی در شرایط اجتماعی متاثر از جو اختناق و سرکوب و اعدام و زندان وشکنجه و هزار و یک عامل بازدارنده ناشی ازخصیصه ددمنشانه حاکمیتی مدعی دین داری بوده که حفظ وبقا خودش را از اهم واجبات اعلام نموده و در یک کلام با وقاحتی بینظیر برای ایران و ایرانی تعیین تکلیف و مخلص کلام خود را عدا نموده ، وبا این حال و شرایط بارها وبارها قیامهای عمومی ، اعتصابات و اعتراضات عمومی، نفی نمایشات انتخاباتی رژیم از سوی مردم را شاهد بوده و
نظر به اینکه یکایک فرزندان باغیرت مبارز مردم ایران به عنوان شراره های خشم و آه دل مادران و پدران ، خواهران وبرادران و فرزندان ایران و مام میهن سرافرازانه با نثار جان و مال و زندگی خود، نفی ذلت سکوت و خاموشی را اعلام و
در برابر وضع موجود و حاکمیت رژیِم ضد ملی موسوم به نظام جمهوری اسلام – حکومت اسلامی _ تمکین ننموده و افتخار پیشاهنگی قیام مادران وپدران ، خواهران و برادران ، فرزندان و مام میهن را کسب و هواره مدال افتخار «نه» به کلیت رژیم غاصب حاکمیت ملی را بر سینه خود داشته و حفظ نموده لذا
در راستای سیاستهای احقاق عدالت اجتماعی حاکمیت دموکراتیک منبعث از ارداده ملی ، اهتمام نظری و عمل برای رفع آسیبهای اجتماعی وارده بر
مادران و خانواده های شهدا و زندانیان سیاسی ، مبارزان و زندانیان سیاسی- عقیدتی، تبعیدیان از میهن ، و هریک از افراد جامعه که بواسطه اعتراض و مخالفت عملی و رو در رو با رژیم حکومت اسلامی ، متحمل محرومیتهایی مضاعف در زمینه های
تامین اجتماعی ، اشتغال ، تحصیل ، ادامه تحصیل، آسیب های روحی ، فروپاشی کانون خانواده، و....
چه بواسطه احکام و اسناد مکتوب بیدادگاههای رژیم جمهوری اسلامی و نهادهای حاکمیت و چه بواسطه پرونده های امنیتی و اعلام نظر سران ، مزدوران و جیره خواران رژیم واقع گردیده اند،
بدون ایجاد حق ویژه و نظیر آنچه که رژیم بر عوامل و مزدوران خود قائل بوده و هست ،
مهم و بایسته خواهد بود।
از این روی طرح ذیل با عنوان
« ترمیم بخشی از آسیبهاب اجتماعی وارده از رژیم جمهوری اسلامی به پیشاهنگان » یا
«بررسی و شناسائی آسیبهاب اجتماعی وارده از رژیم جمهوری اسلامی به پیشاهنگان »
«ضرورت بررسی و شناسائی آسیبهاب اجتماعی وارده از رژیم جمهوری اسلامی به پیشاهنگان »
جهت بررسی وتکمیل پیشنهاد مینمایم।
بدیهی است رسیدگی به جنایات رژیم و عوامل و مزدورانش دربخش به شهادت رساندن هزاران تن از فرزندان این مرز و بوم خارج از موضوع این طرح و در صلاحیت دادگاه مردمی و با رعایت تمامی موازین حقوق بشر و معاهدات بین المللی میباشد।
با وقوف به این مهم که به هرزرفتن عمر وزندگی ایرانی تحت سلطه حکومت اسلامی رژیم جمهوری اسلامی، قابل ترمیم نبوده و
«چه سعادتمند و روسفیدند آنانی که تلاش وکوشش برای کسب آزادی میهن را بر سکوت و عافیت و مصلحت اندیشی ترجیه دادند»
این طرح جهت تکمیل نیازمند بررسی های دقیقتر در تمامی زوایای خود میباشد। تا نه دچار نقض غرض واقع گردد ونه لوث گردد. در عین حال مکملهائی نیز بر آن متصورم.
مانند بررسی وضعیت درامدهای ناشی از غارت عمومی مزدوران رژیم و یا رسیدگی به وضعیت تحصیلاتی مبارزان با رژیم و در سوی مخالف آن فارغ التحصیلان موزدور رژیم و سایر مواردی که بعضا به فراموشی سپرده شده است।
لذا از در خواست دارم تا
اولا ، در تکمیل آن اهتمام و همفکری داشته باشیم। و دوم اینکه صداقتمان باعث نشود تا موج سواران حتی به خلوتگاه فکری مان نیز رهزنی کنند.
و باز ، با وقوف به این مهم که به هرزرفتن عمر وزندگی ایرانی تحت سلطه حکومت اسلامی رژیم جمهوری اسلامی، قابل ترمیم نبوده و
«چه سعادتمند و روسفیدند آنانی که تلاش وکوشش برای کسب آزادی میهن را بر سکوت و عافیت و مصلحت اندیشی ترجیه دادند»

April 16، 2009

مسوولان زندان رجايي‌شهر تصميم دارند كه "عباس پاليزدار" را به زندان منتقل کنند

پزشكان: جابه‌جايي بيمار، مرگ او را حتمي مي‌كند/مسوولان زندان رجايي‌شهر تصميم دارند كه "عباس پاليزدار" را به زندان منتقل كنند
خرداد: مسوولان زندان رجايي‌شهر تصميم دارند كه "عباس پاليزدار" را به زندان منتقل كنند. پاليزدار ديروز در بيمارستان «خميني» تهران مورد عمل قلب بالن قرار گرفته كه عمل بسيار سختي تلقي مي‌شود. او هم‌اكنون در طبقه‌ي دوم ساختمان قدیمی اين بيمارستان و در بخش قلب تخت 8 بستري است و چندين لباس‌شخصي و نيروي امنيتي از وي مراقبت مي‌كنند. گرچه پزشكان معالج پاليزدار تاکید کرده‌اند که «انتقال و جابه‌جایی او بسیار خطرناک و از ریسک بالایی برخوردار است» اما مسوولان زندان رجایی شهر کرج در تلاش هستند تا پاليزدار را به زندان بازگردانند. آن‌ها روز گذشته پزشکان پالیزدار را آنژیو گرافی کردند و او را مورد عمل بالن قلب قرار دادند و در صورت جلسه‌ی اين عمل پزشكان امضا کرده‌اند؛ «بيمار در وضعیت "های ریسک" قرار دارد و اکیدا نباید جا به جا شود.» این صورت جلسه به امضاي ريیس بیمارستان قلب «امام خمینی»، ريیس بخش، ريیس اتاق عمل و پزشک معالج امضا رسيده است اما معاون زندان رجایی‌شهر با حضور در بیمارستان اعلام کرده که پاليزدار را با مسولییت خود می‌برد. خبرنگار "خرداد" كه با وجود تدابير شديد امنيتي براي جلوگيري از انتشار اخبار مربوط به عباس پاليزدار توانسته به ساختمان قديمي بيمارستان خميني تهران راه پيدا كند، از راهروها گزارش داد؛ «پالیزدار اعلام کرده که حاضر نیست در این وضعیت جا‌به‌جا شود چرا که احتمال خطر مرگ او وجود دارد. » يك پزشك قلب در اين‌باره به "خرداد" مي‌گويد: «عمل بالن بسيار عمل دشواري است كه بسته به توان و سن و سال بيمار مي‌توان به موفقيت آن اميدوار بود. پس از بالن، بيمار دست‌كم تا يك هفته بايد تحت مراقبت شديد پزشكي باشد و جابه‌جايي بيمار عمل شده در 48 ساعت ابتدايي با درصد بالايي ممكن است به مرگ وي منتهي شود.» عباس پاليزدار كه سال گذشته در يك سخنراني جنجالي، 63 نفر از مقام‌هاي بلندپايه، مذهبي و مديران جمهوري اسلامي و فرزندان‌شان را متهم به «فساد اقتصادي كلان» كرده بود، ماه‌هاست كه در زندان به‌سر مي‌برد. او سه روز پيش‌تر سكته‌ي قلبي كرد و به بيمارستان فرستاده شد. گرچه قرار بود پاليزدار روز گذشته با پایان یافتن قرار بازداشت خود از زندان آزاد شود اما سخنگوي قوه‌ي قضاييه اعلام كرد كه اين قرار تمديد شده است. هم‌زمان وکیل عباس پالیزدار نيز از وخیم بودن وضعیت جسمانی موکل خود خبر داد. «هادی ارمغان» در گفت‌وگويي با ایلنا گفته است: «روز گذشته عمل جراحی قلب به روش بالون برای عباس پالیزدار در بیمارستان امام خمینی انجام شد، اما با توجه به عوارض بعد از عمل قلب، پزشکان اعلام کردند که این عوارض متعارف با این عمل نیست و فشار وی بالاست و مرفین و سرم مخصوص هم موثر واقع نشده است. در پرونده پزشکی موکلم قید شده که احتمال بروز سکته بعدی محتمل است و پزشکان وی به بنده اعلام کرده‌ا‌ند که این عوارض ناشی از تاخیر در معالجه ناشی از سکته اول در اواخر بهمن ماه سال گذشته است.» ارمغان اظهار کرد: «تیم پزشکی مستمرا وضعیت خاص او را تحت نظر دارند، اما متاسفانه به‌دلیل اینکه موکلم باید تحت مراقبت حفاظتی باشند و این مراقبت در بخش CCU برای بیمارستان مشکل ایجاد می‌کند، به‌همین دلیل مراقبت‌ها از موکلم در خارج از بخش CCU انجام می‌شود.» به گفته وکیل پالیزدار، هم‌چنان دستبند و پابند به او وصل است. زندان رجايي‌شهر كه مسوولان آن قصد دارند با وجود توصيه‌ي پزشكان، پاليزدار را به آن‌جا منتقل كنند، چندي پيش نيز با مرگ يك زنداني سياسي رو‌به‌رو بود. "اميرحسين حشمت ساران"، يك فعال سياسي كه ماه‌ها بيمار و نيازمند مداواي فوري خارج از زندان بود، به اين دليل سرانجام جان باخت كه مسوولان زندان نگذاشتند تا وي در خارج از زندان درمان شود. امير ساران در ابتداي اسفند سال 87 درگذشت و در اواخر همان ماه "اميدرضا ميرصيافي" وبلاگ‌نويس و روزنامه‌نگار زنداني نيز به دلايلي مشابه در زندان اوين جان سپرد.

March 20، 2009

پیام نوروزی مهندس طبرزدی.

پیام نوروزی مهندس طبرزدی. هم میهنان گرامی این عید سعید باستانی را به همه ی شما شاد باش می گویم وسال ۱۳۸۸ را سال ازادی از بند اسارت استبداد دینی ارزو می کنم. از خدای ایران و اهورای پاک می خواهم تا ملت ایران از هر عقیده و نژادو جنسیت و صنف و با هر خواسته و پیشه را پیروز و سر بلند بدارد.پایان سال ۱۳۸۷ خورشیدی مصادف شد با مرگ دو تن از عزیزانمان اقایان امیر حشمت ساران و امید رضا میر صیافی در زندان های رژیم اسلامی.امید که در ایران هیچ زندانی نباشد و دیو خشونت و جهل و استبداد سیاه از سرزمینمان برای همیشه رخت بر بندد. در صحنه ی سیاسی، اقای احمدی نژاد و دولت امنیتی نظامی اش با حمایت رهبر جمهوری اسلامی و بخشی از نیرو های نظامی که زندگی را بر همگان تیره وتار کرده اند،می روند تا انتخاباتی پرتغلب و فرمایشی را برگزار نمایند و در بوق های تبلیغی خود بدمند که ملت بار دیگر به صحنه امده و به کاندیدای مورد حمایت رهبر رای داده است!اما در مقابل ،ملت نیز تصمیم دارد تا با حرکتی مستقل از اراده ی رژیم و کاندیدا های مورد تایید ،از حق خود ازادانه استفاده نماید. برای این که به خوبی در یافته که تا این حکومت هست،فقر و بیکاری و سرکوب و ناشادمانی و غم واندوه نیز هست. هم میهنان گرامی، در همین رابطه بخش وسیعی از نیرو های ازادی خواه و عدالت طلب شما ملت بزرگ،در درون مرز دست به ائتلافی فراگیر تحت نام ،،ائتلاف ملی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران ،، زده اند که در ۱۴ فروردین اعلام خواهد شد. امید است با پشتیبانی از این حرکت نو،گام بزرگی برای رهایی خود و حرکت به سوی دموکراسی و حقوق بشر برداریم. هم میهنان گرامی،ما ملتی هستیم با پشتوانه ی عظیم فرهنگی و تاریخی و به همین دلیل صلاحیتمان برای داشتن حکومتی دموکراتیک بیش از بسیاری از ملت های دیگر است که قرن ها از ما پیش افتاده اند. بکوشیم با اتحاد،از خودگذشتگی وتلاش و اگاهی ،از وضعیت موجود خود را رها سازیم. اتحاد و از خودگذشتگی و امید راه رهایی ماست. به این راه روشن و ریسمان مستحکم چنگ بیاویزیم و نگران سرکوب و تزویر رژیم نباشیم.ما نباید منتظر بمانیم تا رژیم اسلامی با تایید کاندیدا هایی سراسر وابسته و غیر مردمی و راه انداختن ماشین تبلیغ و تزویر،از ما بخواهد تا در نمایش انتخاباتی اش شرکت کنیم. بلکه می بایست با بی اعتنایی به برنامه های ان ها،و تحریم نمایش ها، خود به فکر چاره بوده و از ائتلافی حمایت کنیم که خواهان جدایی دین از حکومت ومخالف صریح نظارت استصوابی است. سرکوب های اخیر پیروان رهبر و احمدی نژاد، برای این است که مخالفان دولت نظامی امنیتی احمدی نژاد و مخالفان نظارت استصوابی را مرعوب ساخته و بار دیگر یک رییس جمهور مورد تایید را بر کرسی قدرت بنشاند. با اگاهی از وضعیت موجود و نا به سامانی های اجتماعی و اقتصادی،باید اگاهانه عمل کرد.من با اگاهی از نیروی ملت و با امید به اینده ای روشن به مبارزات دموکراتیک خود ادامه داده وبرای همگان سال خوبی را ارزو می کنم. زنده باد ازادی-گسسته باد زنجیر استبداد-برقرار باد دموکراسی/حشمت اله طبرزدی/دبیرکل جبهه ی دموکراتیک ایران/۱/فروردین/۱۳۸۸ خورشیدی

نوروز وبهار وسال 1388گرامی


بهار هست
بهار از راه رسيد. آمد.
।همان سان كه آمده بود।

هماره خواهد آمد।

بهار هست

تا هستی هست ،

زمستان رفتنیست

*

نوروز آمد و سبزی زندگی

ببین ، جوانه زده زیر برف سفید

به گرمی خون سیاوش ، بابک ، حلاج ،....

*

ضحاک

.......کبودی شلاق ، سیاهی زمستان

از آن تو

کاوه گفت،

نه ! برچید

تنها ؟

نه ! نه ! با تن ها

ز بیداد فزون آهنگری گمنام و زحمت کش

علم دارو علم چون کاوه حداد میگردد

*

مژده یاران

سیمرغ

بر دماوند است در سپيده دم

به اهور مزد روز از فروردین

به مستی بال گشوده به نیایش مهر

به اهور مزد روز از فروردین

منهم

خوانم ‹‹ ا َ ِشم وُ ُهو ›› گويم ‹‹ يَتا ا َ هُو››

گويم ‹‹ يَتا ا َ هُو›› خوانم ‹‹ ا َ ِشم وُ ُهو ››

*

بهار هست .كاوه هست

با تن ها .ز بيداد فزون...... و

اوهووووووي عمو؟!! ‹ زنجير باف ››

خواهد گسست زنجيرها

نوروز وبهار وسال 1388یادگار جاودانه و نامیرای نیکان به دین مان را در کنار هم و با هم گرامی میداریم.نو روز 1388

بر تمام دوستان و یاران ، و خانوادهاي گرامي زندانیان سیاسی - عقیدتی و تمام ايرانيان آزاده گرامي باد. به اميد ايراني آزاد وآباد . پاينده ايران


February 07، 2008

انتخابات،امتناع جنبش ساز

انتخابات،امتناع جنبش ساز

February 05، 2008

اعتراض شديد ائتلاف اصلاح طلبان آذربايجان شرقي به رد صلاحيت ها

اعتراض شديد ائتلاف اصلاح طلبان آذربايجان شرقي به رد صلاحيت ها
ياغيش-ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان آذربايجان شرقي در اعتراض به رد صلاحيت هاي گسترده اصلاح طلبان و ساير نامزدهاي ذيصلاح بيانيه اي صادر كرد।به گزارش ياغيش در اين بيانيه آمده است:در اين مرحله حساس كه كشور رنج ديده مان به واسطه برخي بي تدبيري ها در شرايط خاصی به سر مي برد، رد صلاحيت فله اي ياران و فرزندان انقلاب به بهانه هاي واهي و غيرمستند ناشي از تنگ نطري حاكم بر هیئت های اجرایی است كه ظاهرا تنها با هدف تشكيل مجلسي از وكيل الدوله ها آغاز به كار كرده اند.متن كامل بيانيه اعتراض ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شريف ايران
مردم غيور و مبارز آذربايجان
متاسفانه علي رغم همه تذكرات مشفقانه و هشدارها، بدترين پيش بيني ها محقق شد و تعداد بسيار زيادي از نامزدهاي اصلاح طلب مجلس هشتم در کنار سایر نامزد های های ذیصلاح در سراسر كشور توسط هيئت هاي اجرايي رد صلاحيت شدند। در استان تاريخ ساز آذربايجان شرقي نيز اين امر غيرقانوني به شكلي گسترده به انجام رسيد. رد صلاحيت هاي گسترده كانديداهاي اصلاح طلبان در خوش بينانه ترين حالت خبط و خطايي است كه دولت نهم مطابق رويه جاري خود در كنار ساير خطاها مرتكب شده و در بدترين حالت نتيجه يكدستي حاكميت و تلاش براي قبضه قدرت در جمهوري اسلامي از سوي طيفي از سياسيون است كه نه يار امام عزيز و نه ياور انقلاب ملت بوده اند. در اين مرحله حساس كه كشور رنج ديده مان به واسطه برخي بي تدبيري ها در شرايط خاصی به سر مي برد، رد صلاحيت فله اي ياران و فرزندان انقلاب به بهانه هاي واهي و غيرمستند ناشي از تنگ نطري حاكم بر هیئت های اجرایی است كه ظاهرا تنها با هدف تشكيل مجلسي از وكيل الدوله ها آغاز به كار كرده اند. برخی از نامزد هایی که به دلایل واهی و غیرمستند در این استان ردصلاحیت غیرقانونی شده اند از جانبازان و رزمندگان، خانواده محترم شهداء، اساتید دانشگاه و پزشکان دلسوز و خادم ملت، مدیران باسابقه و توانمند و فداکار، بخشداران، فرمانداران، نمایندگان سابق مجلس شورای اسلامی و اعضاء احزاب و سازمان های قانونی می باشند. اين امر نامبارك در حالي اتفاق مي افتد كه در چهار سال گذشته اشتباهات مكرر اكثريت مجلس هفتم و عملكرد هاي ناصواب و غيركارشناسي دولت نهم باعث ايجاد هزينه هاي بسياري براي ملت ايران شده است كه تداوم چنين ساز و كارهايي موجب افزايش هزينه ها خواهد بود. ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان آذربايجان شرقي ضمن اعلام اعتراض رسمي به رد صلاحيت هاي گسترده و فله اي اصلاح طلبان و سایر نامزدهای ذیصلاح و توجه دادن مجريان و ناظران انتخابات مجلس هشتم به اين نكته كه بايد تمام رد صلاحيت هاي غير قانوني با عذر خواهي بازگشت داده شود و در حالي كه در چارچوب تصميم ستاد مركزي ائتلاف اصلاح طلبان عمل خواهد كرد، دو نكته را به اطلاع عموم ملت ايران و مردم غيور و شريف آذربايجان شرقي مي رساند:1- رد صلاحيت هاي فله اي نامزدهاي اصلاح طلب در کنار سایر نامزد های ذیصلاح با مد نظر قراردادن تمام جوانب در شوراي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در دست بررسي است و نتيجه آن كه چگونگي حضور يا عدم حضور در انتخابات مجلس هشتم است به زودي به اطلاع عموم خواهد رسيد.2- ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان آذربايجان شرقي كه همراه با ساير اصلاح طلبان در سراسر كشور آماده شركت با نشاط و پرشور در انتخابات آزاد، رقابتي و عادلانه مجلس هشتم بود، اكنون با رد صلاحيت گسترده نامزدهای اصلاح طلب با چالش بزرگي روبروست. بي شك تبعات رد صلاحيت ها در اكنون و فرداي استان ما به عهده مجريان و ناظران انتخابات خواهد بود. ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان آذربايجان شرقي در پايان ناظران انتخابات را به عمل به قانون دعوت و تبعات و پیامد های منفی جهانی و داخلی اقدامات غیرقانونی هیئت های اجرایی را گوشزد می نماید و نسبت به تداوم این قبیل اقدامات انذار و هشدار می دهد .
ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان آذربايجان شرقي

January 31، 2008

انتخابات مجلس هشتم بن بست گفتمان اصلاحات و گشايش فصل تحول گرايي

انتخابات مجلس هشتم بن بست گفتمان اصلاحات و گشايش فصل تحول گرايي
هاي دموكراتيك كه بركنش گروههاي سياسي واحزاب به مثابه شاخصه هاي اراده سياسي ومطالبات اقشاراجتماعي است ، برجسته ترين كارويژه انتخابات آن است كه مكانيزم سالم اعمال قدرت را ازطريق كسب آراي اكثريت مردم فراهم مي آورد. درنظام هاي توتاليتر ، اقتدارگرا و شبه دموكراتيك نه تنها چنين مكانيزمي اصالت ندارد بلكه نمايش آن عمدتا درراستاي سرپوش نهادن بررويه ديكتاتوري است. بديهي است دلبستن به اين پوسته بي محتوا نه تنها گامي درمسيردمكراسي نخواهد بود بلكه به سبب ظرفيت اصلاح ناپذيراين گونه ساختارهاي سياسي دميدن دراين شيپور همانند آب درهاون كوبيدن وهدردادن پتانسيل فعال اجتماعي است. ازمدتها پيش نيروهاي تحول گرا كه شاخصه ي ممتاز آن باوربه ضرورت دگرگوني بنيادي ساختارسياسي كنوني است خطاب به نيروهاي اصلاح طلب كه شاخصه آن باوربه حفظ ساختاركنوني وصرفا ضرورت اصلاح روبنايي آن است اين پرسش را مطرح مي كردند كه چگونه مي توانيد با قانون اساسي پرتناقض كنوني به دموكراسي مورد نظرخود نايل شويد. انتخاباتي كه هم در مرحله مقدمات هم درمراحل اجرا ونيز اعلام نتايج آكنده ازرويكردهاي غيردموكراتيك ومخدوش است، انتخاباتي كه حتي نمايندگان برگزيده آن آزاد نيستند كه درفرآيند قانون گذاري انجام وظيفه نمايند.آيا حضوردراين انتخابات جزآب به آسياب اقتدارگرايان ريختن است.
پرسش امروزنيروهاي تحول گرا ازخيل سازمان ،جبهه واحزاب گوناگون اصلاح طلبي آن است ؛ آنهايي كه دربرابرخطر ازدست رفتن مرزهاي آبي ايران زمين به مماشات وعدم واكنش موثر گذراندند. آنهايي كه درتخريب تدريجي آثارتمدني ايران سكوت نمودند و دركشوري كه سرشارازدرآمد نفت وگازاست ملت آن زمستان رابدترازكشورهايي كه فاقد اين منابع ثروتند بسربرده و بايد شاهد آماراسف انگيزازكشته شدن درسرما وتوقف اموروزندگي عادي اين مردم بود وآنهايي كه دربرابرمداخله روزافزون حكومت درحوزه خصوصي مردم به تنگ آمده سكوت نموده واگرهرروز سخن از بازداشت دانشجو ، كارگر، فرهنگي و يا مرگ مشكوك زندانيان سياسي و عقيدتي است .گروههاي اصلاح طلب كوتاه آمدن دربرابر همه اين مذلتها رابه بهاي حضوردرانتخابات واصلاح امور از مجراي قانوني به جان خريده اند، اكنون دربرابر گزينه قابل پيش بيني رد صلاحيت گسترده و حضور در انتخابات غير رقابتي وغير آزاد چه رويكردي خواهند داشت؟
آيا تمامي تشكلها ، جمعيت ها ،احزاب وگروههاي اصلاح طلب با همه امكانات مالي ورسانه اي وادعاي خود درزمينه پايگاه مردمي قادر نيستند به اندازه تشكل هاي تحول گراي دانشجويي به اقدامي اعتراضي درقبال مسيرغيردمكراتيك وغيرقانوني هيات حاكمه دست زنند؟ آيا چشم دوختن به رايزني سران حكومت با چشم اندازي كه ازهم اكنون قابل تصوراست كه منجر به حضور تحت كنترل اقليت اصلاح طلب واكثريت اقتدارگرا درمجلس آينده خواهد انجاميد گزينه مطلوبي درفرايند دمكراتيزاسيون اين كشور است يا همچنان كه ازشواهد امرپيداست اين رويه اصلاح طلبان سرگرم ساختن ملت به بازي هاي سياسي و ادامه پوپوليسم اين بارازسوي جناح ديگرحكومت خواهد بود؟
شايد هنوزديرنباشد كه اصلاح طلبان وراي تئوري ها ونظريه پردازي ها درعرصه عمل پايگاه مردمي واعتبار سياسي خود را در معرض قضاوت عمومي قرار دهند و به جاي رايزني هاي پشت پرده و حل وفصل مسايل ازكانال هاي غيردمكراتيك ازپايه اصلي دمكراسي يعني مردم استمداد جويند.آيا اصلاح طلبان حاضرند براي مطالبات خود هزينه بپردازند؟
تهران/ 6 بهمن 1386 خورشيدي
جبهه دمكراتيك ايران

January 01، 2008

کارزار آزادی مهندس طبرزدی

برای ابراز مخالفت با ظلم از
کارزار آزادی مهندس طبرزدی
حمایت نماییم

October 08، 2007

جنبش دانشجویی زنده است

جنبش دانشجویی زنده است
حشمت اله طبرزدی
دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران

October 06، 2007

دعوت به همبستگی


دعوت به همبستگی


الف- امور اقتصادی و رفاهی مردم؛
وضعیت اقتصادی و رفاهی مردم ایران را اکثریت قریب به اتفاق کسانیکه در کشور زندگی می کنند،
به خوبی درک می نمایند. تنها اقلیتی برخوردار که عبارتند از سرمایه اندوزان وابسته به نهادهای حکومت یا رانت خواران، از این وضعیت بی خبرند. بنیاد های مالی و در راس آنها قدرتمندان
سپاه پاسداران،بنیاد مستضعفان،کمیته ی امداد،شرکت های دولتی،نهادهای مالی وابسته به سازمان تبلیغات،روحانیون بلند پایه در مشهد و قم و آقا زاده ها،شهرداری ها و دستگاهای مالی وابسته به مناطق
آزادی چون کیش و بودجه های کلان ناشی از درآمد 60 میلیارد دلاری حاصل از فروش نفت، به زایش طبقه ی جدیدی از زراندوزان منجر گردیده است که بیش از 90-80 درصد از ثروت های ملی را در انحصار خود دارند. اما 90-80 درصد از مردم ایران به ویژه پس از کوپنی شدن بنزین، افزایش صد درصدی قیمت مسکن و اجاره بها ،افزایش قیمت همه ی اقلام که درسبد مصرفی روزانه ی آنان قرار دارد، تورم،بیکاری و هزاران گرفتاری اقتصادی و اجتماعی با مرگ تدریجی دست و پنجه نرم می کنند.تنها نیاز به یک فاجعه ی ناگهانی است تا همگان به عمق این فاجعه ی اقتصادی-انسانی پی ببرند.
مردم ایران به لحاظ حمل و نقل و گرفتاری های ناشی از قطع یک باره ی بنزین، در شرایطی زندگی
می کنند که پیش از این در جنگ 8 ساله با آن روبه رو بوده اند.قطع مداوم برق و بعضاً قطع آب نیز بر عمق این فاجه می افزاید. اما هیچ فرد ، گروه و روزنامه یا رسانه ای حق ندارد، این وضعیت را بر ملا کرده واز اولیای امور پرسش کند که چرا یک دولت نظامی-امنیتی را بر ما حاکم کرده و میلیاردها دلار
درآمد ناشی از فروش نفت و گاز را آنگونه که خود می خواهید، هزینه می کنید، اما ملت ایران باید سوخت مصرفی برای حمل و نقل را نداشته باشند و زندگی روزانه اش فلج شود! چه کسی به اینها اجازه
داده که نبض اقتصادی کشور را در اختیار تعداد معدودی از فرماندهان نظامی سپاه پاسدار قرار بدهند تا قراردادهای چندین میلیاردی اقتصادی را پشتواته ی زور نظامی-امنیتی خود سازند و هر صدای مخالف را با خشونت در هم بکوبند؟ چه کسی گفته بود سپاه پاسدار حق دارد در امور اقتصادی وسیاسی، همچون
قیمی برای این ملت عمل کند؟ آیا مجیز گویان این نهاد بسیار قدرتمند اقتصادی-نظامی-امنیتی-سیاسی،
جرات این را دارند از سران این مافیا بپرسند مجوز دخالت در امور اقتصادی کشور را از کجا به دست آورده اند؟گیرم که آنها به بهانه ی دفاع از انقلاب به خود حق بدهند که مجلس،دولت،شوراهای شهر، رادیو و تلویزیون و هر نهاد موثر سیاسی را در اختیار بگیرند،مجوز عقد قراردادهای چندین میلیاردی اقتصادی در داخل و خارج از کشور را از کجا گرفته اند؟ آیا چنین حقی برای ارتش یا هر نهاد نظامی
در سراسر دنیا معمول است؟آیا فساد مالی ناشی از دخالت های اقتصادی وزارت اطلاعات در دوران رفسنجانی و باند قدرت فراموش شده است؟ خاتمی،کروبی،حزب اعتماد ملی ،سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکتی ها که مدعی اند این نهاد مردمی است –البته بود-آیا همین نهاد به اصطلاح مردمی به آنها اجازه می دهد که از او بپرسند چرا این نهاد می بایست مقدرات اقتصادی-سیاسی یک ملت را در دست بگیرد یا
به آنها خواهد گفت گردن می زنیم و زبان می بریم که زدن و بریدن اما اصلاح طلب ها آخ هم نگفتند؟!
واقعیت را بگوییم که وحشت ناشی از زندان، شکنجه حتی اعدام نه تنها به ما اجازه نمی دهد که از وضعیت اقتصادی این ملت بلازده حرف بزنیم،بلکه برای خوش رقصی و فریب دادن خود ،مشت آهنین را می بوسیم وبه مجیز گویی می افتیم .
این قلم شکسته هر اندازه از فقر کنونی ملت ایران که ناشی از سیاست های همین حکومت و به ویژه برخی فرماندهان نظامی است که پس از وقایع 18 تیر1378 با نوشتن نامه ، خاتمی را تهدید به کودتا کرده و به مرور دولت اصلاحات را از گردونه ی تاریخ به بیرون رانده و خود بر مقدرات مردم حاکم شدند، بگوید کم گفته است. مشکل اصلی این است که قلم ها را شکسته،زبان ها را بریده و گردن ها را قطع کرده اندو این ملت فقیر،سخنگو و فریاد کننده ای ندارد.تاکید می کنم که تنها یک واقعه ی ناگهانی که البته خود معلول انباشت مصیبت هاست،عمق فاجعه را آشکار خواهد ساخت.این فاجعه یا واقعه البته که دیر نخواهد بود.شورش بنزین و غارت بسیاری از فروشگاه های دولتی و آتش زدن بیش از 30 درصد (البته با اعلام رسمی از سوی حکومت)از پمپ های بنزین فقط در طول 3-2 ساعت را به یاد داشته باشیم.یکی از همین بسیجی ها گفته بود، آن شب با یک عدد پتو و یک عدد اسلحه تا صبح بیدار بودند و از ترس مردم می لرزیدند.
ب-حقوق بشر و دموکراسی
مسائل مربوط به آزادی بیان،حقوق اساسی ملت که در همین قانون اساسی در یک فصل جداگانه مورد بحث و تائید قرار گرفته و مسائل مربوط به دموکراسی و حقوق بشر که نیاز به بازگویی ندارد.مافیای نظامی-امنیتی حاکم،برای سلب حقوق قانونی و اساسی آحاد شهروندان،هیچ مانعی در سر راه خود نمی بیند.هیچ روزنامه نگاری حق ندارد آزادانه بنویسد. هیچ سیاستمداری حق ندارد به کارهای حزبی و سازمانی مبادرت ورزد. هیچ کارگری اجازه نداردبرای رسیدن به حقوق خود،اتحادیه و سند یکا داشته باشد.هیچ دانشجویی حق ندارد،برای دفاع از حقئق خود،میتینگ وتحصن داشته باشد.زنان،اقوام و معلمان
اگر ازحقوق قانونی خود که حتی در همین قانون اساسی به ظاهر مورد تائید حکومت سخنی بگویند به اقدام علیه امنیت ملی متهم شده و از شکنجه های رژیم سالم درنخواهند رفت.
آیا به راستی در این دنیای بزرگ و در قرن 21، کسی تا کنون از خود پرسیده است که مگر در این مملکت چه نیرویی حاکم است و به راستی در این مرز و بوم چه اتفاقی افتاده است که با سه دانشجوی دانشگاه معتبر پلی تکنیک، بیش از چند ماه است که چنین می کنند؟!کدام کشور را سراغ دارید که با دانشجو حتی اگر جرم سیاسی مرتکب شده باشد چنین کنند؟ آیا در برمه، بلاروس، کره ی شمالی، کوبا و سوریه و حتی سودان، با دانشجویان چنین کرده اند؟آیا اصلاح طلبان خط امام و طرفداران جمهوری اسلامی و مجیز گویان مشت آهنین که مدعی اند نظام فعلی از حکومت پیشین بسیار عالی تر است، قادرند حتی یک نمونه ی تاریخی ارائه دهند که ساواک بادانشجویانی که صرفاًبه مبارزه ی سیاسی مشغول بوده و احتمالاًدر جایی به شاه توهین کرده باشند،چنین رفتاری کرده باشد که نظام جمهوری اسلامی بر آمده از یک اتقلاب با دانشجویان در چند ماه اخیر کرده است؟ آیا اصلاح طلبان مجیز گوی مشت آهنین و بوسندگان دست قدرت مسلط، نمی دانند که درپشت این شکنجه و سرکوب،قدرتی جز این نهاد نظامی مسلط نیست؟
اصلاح طلبان به خوبی آگاه هستند که برای مجلس آینده،نهاد های انتصابی با پشتوانه ی همین قدرت اقتصادی-نظامی حاکم، اجازه نخواهند داد هیچ یک از کاندیداهای اصلی اصلاح طلبان تائید صلاحیت شوند تا چه رسد که اجازه دهند انتخاباتی آزاد و عادلانه برگزار شود و مثلاً اصلاح طلب ها یک بار دیگر به قدرت باز گردند!با اطمینان و با توجه به شرایط حاکم اعلام می کنم،حتی اگر رفسنجانی،خاتمی وکروبی کاندیدای انتخابات باشند،رد صلاحیت شده و یا رای آنها خوانده نمی شود چه رسد به بقیه. و با اطمینان و نظر به شناختی که از این افراد دارم،اعلام می نمایم که اینها خود این مسئله را می دانند و به همین دلیل جرات این را ندارند که کاندیدا شوند وگرنه حتماً این کار را می کردند.مگر در انتخابات ریاست جمهوری اخیر همین بلا بر سر کروبی و رفسنجانی نیامد،چه کاری از آنها ساخته بود؟!پس خود می دانند نتیجه ی انتخابات از پیش معلوم است و انتخابات به هیچ وجه نیمه آزاد هم نخواهد بود.اگر شهامت دارند، اعلام کنند که شرکت آنها در این انتخابات مشروط است و شروط خود را شفاف اعلام کنند تا مردم بدانند وحد اقل یک بار صداقت اصلاح طلبان را تجربه کنند.
ج-همبستگی
وضعیت اقتصادی مردم و شرایط حقوق بشر در ایران بر همگان روشن است.رژیم حتی به جناح طرفدار جمهوری اسلامی اجازه نمی دهد در رقابت های انتخاباتی وارد شود.همه ی این اقدامات مطابق اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و حتی نص قانون اساسی موجود، غیر قانونی است.این شرایط نه فقط به دلیل قدرت سرکوب حاکم بلکه به دلیل تفرقه و بی عملی طرفدلران دموکراسی و حقوق بشر است.مردم نیز سالهاست منتظرند تا به اصطلاح مخالفین واپوزسیون،برنامه ای را در جهت حمایت از آنان اعلام کنند. بخشی از اپوزسیون که در انتظار حمله ی نظامی آمریکا به ایران لحظه شماری می کند و به همین دلیل هیچ رسالتی برای دفاع از ملت برای خود قائل نیست.بخشی دیگر از آن، سرگرم دعواهای تاریخی 28 مرداد و 22 بهمن است.اپوزسیون درون مرز نیز به شدت از سوی رژیم سرکوب می شود.نه اینکه نخواهند دور هم بشینند و برنامه ای برای خروج از این بن بست فعلی ارائه دهد، به محض اینکه دو گروه دور هم بنشینند،از سوی نیروهای سرکوبگر مورد حمله قرار می گیرند و حتی حریم خصوصی آنها از دستبرد نیروی غیر قانونی و سر کوبگر در امان نیست.بنابراین آیا باید تن به انفعال و سکوت داد و تسلیم مشت آهنین شد؟یا باید در انتظار حمله ی نظامی به کشور و نابودی همه ی سرمایه های ملی ماند؟ وآیا راهی جز سکوت و تسلیم و انفعال باقی نمانده است؟
گروهی از فعالان سیاسی در جنبش های دانشجویی،کارگری،اقوام،زنان و فرهنگیان بدون اینکه بخواهند نامی از آنها برده شود و یا تعلق خاصی به هیچ حزب و ایدوئولوژی معین داشته باشند، «کار زار همبستگی مهر» را اعلام کرده اند.این فعالان که در داخل کشور هستند و افشای نام آنها،قطعا خطر دستگیری را به دنبال دارد،مبارزه برای دموکراسی و حقوق بشر به ویژه دفاع از لایه ها ی گوناگون اجتماعی را در برنامه ی خود دارند.آنها اگر چه دفاع از حقوق آحاد شهروندان از جمله زنان،اقوام،کارگران،دانشجویان،معلمان و به ویژه آزادی زندانیان سیاسی را محور برنامه ی خود قرار داده اند،از هر نوع منازعه ی سیاسی و مباحث تئوریک که عملاً زمینه ی جدایی گروه ها را فراهم می سازد،پرهیز می کنند.
باور من این است که راه رهایی ما جز همبستگی نیست. هرکدام از ما اگر وظیفه ی خود بدانیم که از این کارزار همبستگی حمایت کنیم،عملاً وزنه ی سنگینی به وجود خواهد آمد که محور همبستگی ملی خواهد شد و سرکوب آن توسط رژیم غیر ممکن خواهد شد.
هم وطنان آزادی خواه!مبارزان صادق!دموکراسی خواهان بی ادعا!حمایت ما از این فعالان سیاسی و حقوق بشری،عملاً مردم را از سکوت و انروا بیرون می کشد. من اطمینان دارم هر کدام از این عزیزان یا نویسنده ی این سطور،ممکن است به دلیل سخن گفتن از همبستگی توسط سرکوب گران زندانی و شکنجه شوند،اما برای رهایی از جنگ ،سرکوب و فقر اقتصادی راهی جز همبستگی نیست.با حمایت خود خواهیم توانست کار زار همبستگی مهر را به کمیته ی همبستگی و پس از آن به جنبش همبستگی تبدیل کنیم.از زندان و شکنجه نهراسید.نا امید نباشید.اختلافات ایدوئولوژیک و تاریخی را کنار بگذارید.
رقابت های حزبی و سیاسی را دخالت ندهید.
عباس امیر انتظام،ادیب برومند،خسرو سیف،دکتر زنگنه،دکتر ناصر زرافشان،دکتر رئیس دانا،شیرین عبادی،سیمین بهبهانی،اسماعیل مفتی زاده،رضا پهلوی، دکتر محمد ملکی،محسن سازگارا،اکبز گنجی،علی افشاری،منوچهر محمدی،رویا طلوعی،سیامک پورزند،حسین باقر زاده،کامبیز روستا،
شهریار آهی،سیاوش عبقری،حسن زارع زاده،کیانوش سنجری، رامین احمدی، داریوش همایون،دکتر قائم مقام،محمد پروین،ویکتوریا آزاد،دکتر لاجوردی،دکتر علی جوادی ،آقای کشتگر،آقای شرفی،
و صد ها آزادی خواه و فرهیخته ی ایرانی که اگر بخواهم نام آنها را ذکر کنم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد،همگی مورد احترام هستند. اگر این آزادی خواهان تصمیم بگیرند در یک حرکت گروهی و به فراموشی سپردن موقت اختلافات ایدوئولوژیکی،تاریخی و سلیقه ای جنبش را رهبری کنند با هزینه ی اندک،ملت ایران از فقر و سرکوب رهایی یافته و جنگی نیز اتفاق نخواهد افتاد.من به عنوان یک مبارز کوچک از خیل سربازان آزادی خواه این ملت از این عزیزان در خواست می کنم دعوت فعالان درون مرز را بدون جواب نگذارند. من با آگاهی از اینکه حتی نوشتن این مقاله برایم هزینه ی سنگینی به دنبال خواهد داشت،نوشتم آنچه را باید می نوشتم.من به سهم خود برای پرداخت هزینه آماده ام. اما به شما عزیزان متواضعانه اعلام می کنم، ملت ایران فقط هزینه ی سرکوب حکومت گران را نمی پردازد،بلکه
شما مبارزان و فرهیخته گان که به هر دلیل حاضر نمی شوید در کنار هم،رهبری گروهی یک جنبش مسالمت جویانه را به وجود آورید نیز مسئول هستید.اگر از هر ایرانی آگاه پرسیده شود که علت نا کامی ما چیست فوراً جواب خواهد داد،اختلافات اپوزسیون و عدم وجود رهبری.
عزیزان!در شرایط فعلی فقط یک رهبری دسته جمعی قادر است این مهم را به سامان برساند. امروز جنبش های داخلی به ویژه زندانیان سیاسی نیازمندند تا از سوی رهبران سیاسی،مدافعان حقوق بشر،روزنامه نگاران سر شناس و سایرین مورد حمایت قرار بگیرند.
من بر این باور هستم اگر بخواهیم می توانیم، زیرا راه رسیدن به پیروزی را بلد هستیم.دوستان عزیز!هم وطنان آگاه در انتظار چه نشسته اید؟منتظرید که مردم در فقر اقتصادی دست و پا بزنند؟
می خواهید شاهد شکنجه و اعدام تعدادبیشتری از جوانان باشید؟نکند گمان کرده اید اصلاح طلبان بار دیگر به حکوکت بر خواهند گشت؟آیا منتظرید جنگی در افتد و همه جیز از بین برود؟یا اینکه در انتظار دست تقدیر هستید؟ مطمئن هستم که در انتظار هیچ یک از این امور نیستید.گروهی از فعالان درون مرز،راه حل همبستگی را ارایه داده اند.اگر شما عزیزان هر راه حل دیگری که منجر به برون رفت
از وضعیت فعلی شویم را ارایه دهید و گرد هم آیید، من اولین رهرو شما خواهم بود. پس حرکت از این بیش شتابان کنید.
حشمت اله طبرزدی
مدیر مسئول هفته نامه ی توقیف شده ی پیام دانشجو
8 شهریور ماه 1386 خورشدی

همبستگی ، تنها راه نجات جنبش های اجتماعی است

همبستگی ، تنها راه نجات جنبش های اجتماعی است
با نگرشی دقیق بر آنچه که در حواشی روابط بین الملل و حوادث و رخدادهای جهانی پیش روست، تغییرات اساسی دیپلماتیک در جوامع و ممالک جهان سوم است. این تغییرات بنا به خواست و اراده ی توده ی جوامع ، گاه به نفع و گاهی نیز به ضرر ممالک و ملتها در حال اجراست. بگونه ائی که اگر ملتی جریانات و حوادث را به حال خود رها سازد ، آن مملکت ره یافتی بجزآنچه که قدرت های برتر بین المللی تعیین میکنند ، نمی یابند، و اگر توده ی جامعه ائی خود برای تغییرات همگام با دیگر مجامع بین الملل حرکت کند ، مسلما به آن چیزی دست خواهد یافت که باید. در این میان ایران نیز از دایره ی متغیرین حارج نبوده و خوابهای بسیاری برای آینده ی این مرز بوم تجسم گردیده است. پس چه ما بخواهیم و چه ما ادعای جلوگیری از تغییرات جهانی را داشته باشیم ، ناخود آگاه تسلیم این تغییرات ، راهی بجز دگرگونی نداریم.از آنجائیکه سران رژیم جمهوری اسلامی – آگاهانه یا نا آگاهانه – سعی در ایجاد سد در برابر سیل این تغییرات دارد و روند خواست بین الملل را به سمت جبر کشانده و کشور- بویزه ملت را - در موضع زورآزمائی نا برابر با مجامع جهانی قرار میدهد ، و بجای اندیشیدن جهانی ، برمواضع غیر اصولی خود در برابر دولتهای گوناگون صف آرائی میکنند، اولین و اصولی ترین کاری که میتواند کشور را از غرق شدن در منجلاب جنگ و تحریم و جبر خارج سازد توجه دقیق و غیر خودخواهانه ی مبارزین و آزادیخواهان داخل و خارج از کشور به این امر است. صد البته بسیارند اشخاص حقیقی و حقوقی که برای قدرت طلبی ، ساده ترین راه را هموار نمودن ننگ تهاجم به این مرز و بوم دانسته و نه تنها خود را از مبارزه ی حقیقی خارج می سازند ، بلکه چوب لای چرخ مبارزه گذاشته و زمینه را برای تهاجم هرچه زود تر ، آماده می سازند. از این گروه وطن فروش و کج اندیشان فرصت طلب که بگذریم ، هرچه به مبارزه بیشتر می اندیشیم به واژه همبستگی زیر سایه ی برنامه ائی مشخص و مدون که همه آحاد جامعه را در بر گرفته و همه جنبشهای اجتماعی را شامل گردد ، نزدیک و نزدیکتر میشویم .همبستگی و اتحادی که بتواند صف استبداد را شکسته و خود بانی پیدایش آلترناتیو راهبر گردیده و منطقی ترین سیاست گفتگو و شناخت را در عرصه جهانی به اجرا گذارد.آنچه که کشور ما را درطول 28 سال حکومت رژیم به دگم اندیشی جهانی سوق داده است ، بی توجهی به افکار مختلف و نیاز ذاتی جنبش های گوناگون است. نیازی که بی توجهی به آن ، زایش زندانها و گسترش قبرستانها را به همراه داشته است. بدون شک همبستگی برای گذر از استبداد حاکم و نیل به آزادی در جنبشهائی چون زنان ، کارگران و فرهنگیان ، جوانان ، دانشجویان ، آحاد قومیت های نژادی و دینی و حتی روحانیون آزاد اندیش ، موج زده و عطش دست یابی به واژه همبستگی در جامعه ، هر مبارزی را بسمت حلقه ی همبستگی سوق میدهد.به همین روی روابط عمومی جبهه ی دمکراتیک ایران ضمن اعلام حمایت همه جانبه از همبستگی با کلیه ی جنبشهای مستقل و آزاداندیش جامعه ، از کلیه ی اشخاص حقیقی و حقوقی مبارز دعوت مینماید تا با ارائه طرح و برنامه خود برای هموار سازی شاه راه همبستگی ، به صف ایجاد شده در برابر حاکمیت استبداد پیوسته و این هشدار را به دگم اندیشان حاکم میدهد که پایان 28 سال استبداد فرا رسیده و دست از حنجره ی ملت برداشته و بیش ازاین کشور و ملت را درگیر برنامه های غیر منطقی ننمائید.
روابط عمومی جبهه ی دمکراتیک ایران9/7/1386

August 30، 2007

اصلاح طلبان و مجلس آینده

شش سال پیش که اقتدارگرایان اصول گرا توانستند در یک انتخابات سرد با شرکت حداقلی مردم شوراهای شهر را در اختیار بگیرند باور کردند که دوران حاکمیت نمایندگان واقعی خدا بر زمین فرا رسیده است.استدلال آنها این بود که اگر همه ی نهادهای به ظاهر انتخابی مثل ریاست جمهوری اسلامی مجلس اسلامی و شورای شهر اسلامی نیز مرکب از کسانی باشد که زیر فرمان ولی فقیه اند عملامملکت گلستان خواهد شد.هیچ نشانه ای از فقر تبعیض دزدی و نابرابری بر جا نخواهد ماند و اثبات خواهد شد که حکومت اسلامی یک نظام کار آمد است.این جماعت عادت کرده بودند همه ی نارسایی ها را به گردن استکبار جهانی و اصلاح طلبان حکومتی و مخالفان فریب خورده و بدطینت نظام اسلامی بیندازند!با یک دست شدن قدرت در دست پیروان صدیق ولایت فقیه و حامیان نظام اسلامیُ این بهانه از اقتدارگرایان گرفته شد. پس از شورای اسلامی مجلس اسلامی و ریاست جمهوری اسلامی با معجزه گری شورای نگهبان حکومت اسلامی به دست ناب گرایان افتاد.به ویژه دو سال پیش با روی کار آمدن احمدی نژاد این حلقه تکمل گردید ولی نتیجه ی یک دست شدن قدرت و قلع و قمع مخالفین و منتقدین با استفاده از ابزار شبهه قانونی چه بود؟فراموش نمی کنم دو سال پیش و پس از انتخاب آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی به مرخصی آمده بودم.در دوران مرخصی سه هفته ای سری به روستا و شهرستان زدم.در آنجا این واقعیت را از نزدیک شاهد بودم که بخش اعظم رای دهندگان برای اینکه رفسنجانی روی کار نیاید و به دلیل تنفر شدید از او به احمدی نژاد رای داده اند.بخش عمده ی آنان در مخالفت با چهره های شناخته شده ی نظام اسلامی و با این ذهنیت که احمدی نژاد یک مخالف است به او رای داده بودند.برخی از این رای دهندگان که امکان تماس با من را داشتند و به دلیل شناخت قبلی از مواضع من که در مخالفت با کلیت رژیم و به ویژه شخص رفسنجانی ابراز شده بود از روی شادمانی به من می گفتند که دیگر نیاز نیست به زندان بروی!هرگاه به آنان می گفتم که این هم یکی از مهره های همان رژیمی است که رفسنجانی سمبل آن است از روی شگفتی توام با عدم رضایت به سخنان من گوش فرا می دادند. ولی اینک وضع تفاوت کرده است.در سفرهای اخیر همان طیف و طبقه ی اجتماعی که عمو ما از لایه های کم درآمد اجتماعند و از بین کشاورزان جزء کارگران و کسبه ی کم در آمد هستند و عموما در تقابل با رفسنجانی به احمدی نژاد رای داده بودند خروار خروار ناسزا نثار محمود می کردند.آنها دست روی دست کوبیده و انگشت حسرت به دهان می گرفتند و می گفتند که دیدید این...چه بلایی بر سرمان آورد!گرانی ُتورم فقر و بیکاری بیداد می کند.این بحران به ویژه بعد از قطع بنزین بر روی مردم به نقطه ی اوج خود رسیده است.در حالی که در دو سال اخیر بیش از یکصدو بیست میلیارد دلار از محل درآمد نفت به خزانه ی دولت ریخته شده ولی عملا نان از سفره ی مردم برچیده شده است.البته احمدی نژاد و دولت او به اندازه ی کافی به حزب الله لبنان حماس و گروه های شیعی و غیر شیعی در عراق و افغانستان و جاهای دیگر میلیون میلیون کمک رسانده است!او خواهان نابودی اسراییل و گسترش فعالیت های هسته ای شده و عملا ایران را منزوی کرده است.هیچ یک از این مسایل در شعار های انتخاباتی او نبود.ولی تا دلتان بخواهد به مردم وعده ی سرخرمن داد. میزان نا رضایتی مردم از جناح اقتدارگرای اصول گرا به حدی است که آنها بیش از هرکس آگاه هستند که حتی اگر انتخابات نیم بندی برگزار شود مجلس هشتم به دست اصلاح طلبانه حکومتی و مخالفان سرکوب و فاشیزم خواهد افتاد.در صورتی که مبنای تحلیل آنها این بود که اگر قدرت به صورت یک دست در اختیار اقتدارگرایان اصول گرا بیفتد به دلیل کارآمد کردن نظام اسلامی و میزان رفاه و امنیتی که در جامعه برقرار می کنند مردم هیچگاه به سوی رقبای اصلاح طلب که به ولنگاری اقتصادی معروف شده اند نخواهند رفت!درواقع اقتدارگرایان اینک با یک چالش جدی روبرو هستند.آنها البته به لحاظ ایجاد تنش در روابط بین المللی که منجر به صدور سه قطعنامه از سوی شورای امنیت علیه نظام اسلامی شده و سرکوبِ اعدام و شکنجه ی مردم در درون مرز بسیار موفق عمل کردند اما نتیجه ی این سیاست ها جز روگردانی مردم از آنان نبوده است. پس در این چالش تاریخی یا می بایست به رای مردم تن دهند و یا از نظام اسلامی دفاع کنند.اگر بخواهند به رای مردم گردن نهند مجبور هستند انتخابات را حداقل به شیوه ی انتخابات های پیشین به صورت نیم بند برگزار کرده و اجازه بدهند بخشی از اصلاح طلب هانیز در رقابت ها شرکت نمایند ولی حتم دارند که اگر این اتفاق بیفتد مجلس اسلامی از دست آنان خارج شده و در آن صورت دولت نظامی-امنیتی احمدی نژاد فلج خواهد شد و نظام اسلامی در یک بحران تاریخی جدید فرو خواهد رفت. و یا باید قید انتخابات نیم بند را هم بزنند و به بهانه ی حفظ نظام اسلامی اکثریت کاندیدهای اصلاح طلبان حکومتی از هر طیف و با هر رنگ اعم از طرفداران خاتمی کروبی و رفسنجانی را رد صلاحیت نمایند و سرو صدای مخالفین و منتقدین را نیز با چند اعدام بگیرو به بند و شکنجه و پرونده سازی خاموش کرده و هزینه ی آن را نیز بپردازند. من معتقدم اقتدارگرایان اصول گرا پیشا پیش دریافته اند که به واسطه ی عملکرد خودرای مردم را به طرف رقیب حکومتی سوق داده اند.به همین دلیل بنا ندارند اجازه دهند اکثریت مجلس به دست اصلاح طلبان بیفتد.آنها از طریق شورای نگهبان نیرو ها را به گونه ای خواهند چید که اقلیتی از اصلاح طلبان بی خطر بتوانند وارد مجلس اسلامی شوند و اکثریت همچنان در اختیار اصول گرایان باقی بماند. اگر اصلاح طلبان حکومتی از مجلس و انتخابات آینده غیر از این تصوری دارند می بایست بپذیرند که بسیار خام و ایده آلیست هستند.آنها اگر بخواهند طرحی نو دراندازند و اکثریت مجلس را به دست گیرند می بایست همگی حرف خود را یکی کرده و شرط شرکت در انتخابات را عدم رد صلاحیت کاندیدهای خود اعلام کنند و از این طریق تعداد بیشتری از کاندیدهای خود را وارد رقابت با جناح حاکم نمایند و البته برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه پیشکش آنها! اگر حتی انتخابات مجلس هشتم به صورت نیم بند برگزار شود قطعا اکثریت از آن اصلاح طلبان حکومتی خواهد بود اما آنها می بایست صرفا به یک اقلیت بیندیشند.آیا احمدی نژاد اجازه خواهد داد اکثریت در دست مخالفان خود باشد؟هرگز!
مهندس حشمت اله طبرزدی
مدیر مسئول هفته نامه ی توقیف شده ی پیام دانشجو
۲۳ /مرداد/۱۳۸۶

April 21، 2007

منشور جبهه دموکراتیک ایران

یاد تمام دوستان بخیر
اون روزها استفاده از اینتر نت چندان عمومی نشده بود . مثل امروز از ایمیل و سایت و اینها هنوز خبریز نبود.
یادش بخیر و یاد دوستان جبهه گرامی باد
یادم میاد 12 مهر منشور جبهه دموکراتیک رو با فاکس گرفتم . شب بود فردا 13 مهر هم تو تبریز دست به دست گشت تا اینکه یک نسخش هم رفت تو پروندم
یادش بخیر.
ایده خوبی بود که دو باره منشور رو منتشر کردین.
یادش بخیر.........
ج: خط مشی سیاست بین المللی
4- جبهه ی دموکراتیک ایران روابط خارجی بین ایران با سایر ملل را برپایه قوانین و ضوابط بین المللی و احترام متقابل دانسته ، ضمن تاکید بر ایجاد روابط با تمام ملتها براساس منافع ملی ،
حفظ تمامیت ارضی و استقلال همه جانبه کشور را از اصول خدشه ناپذیر خود می داند و به احدی اجازه دخالت درامورکشور تحت هیچ عنوانی را نخواهد داد.
متن کامل منشور ده گانه جبهه دمکراتیک ایران

شرایط سیاسی ایران ضرورت تاسیس جبهه ای برای سازماندهی آزادیخواهان به قصد تقویت و رهبری جنبش آزادیخواهانه ی ملت ایران و دست یابی به جامعه ای آزاد و دموکراتیک راایجاب نموده است. به همین دلیل گروهی از نیروهای آزادیخواه پس ازمذاکرات فراوان و توافقات کلی ، جبهه ی دموکراتیک ایران را تاسیس ودرتاریخ 11 مهرماه 1379 خورشیدی آن را اعلام می نمایند. اینک برای تمام افراد و تشکل های آزادیخواه که برای رهایی ملت مبارزه می کنند و علاقه مند هستند به این جبهه بپیوندند ، اصول خط مشی ده گانه به شرح زیر اعلام می گردد:
اصول خط مشی
الف : خط مشی تشکیلاتی

1- این تشکل به صورت جبهه ای شکل گیری می شود ، بنابراین احزاب ، سازمان ها ، اتحادیه ها و تشکل های مختلف می توانند با حفظ استقلال خود دراین جبهه عضویت داشته باشند.
2- احزاب و گروه ها با هرنوع فکر وعقیده و ایدئولوژی به شرط پذیرش و التزام به اصول آزادی و دمکراسی ، اعلامیه جهانی حقوق بشر ، استقلال کشور و منافع ملی می توانند به عضویت این جبهه درآیند . بنابراین جبهه ی دموکراتیک ایران ازهیچ عقیده یا ایدئولوژی پیروی نمی کند ویک جبهه ی سیاسی آزاد و ملتزم به اصول پلورالیسم وتکثرگرایی است.
ب: خط مشی اجتماعی
3- درآیین اجتماعی ، این جبهه خود را ملزم به اجرای اعلامیه ی جهانی حقوق بشر با در نظر گرفتن مقتضیات و نیازهای کنونی بشر دانسته و دفاع از حقوق انسان ها فارغ از نژاد ، ملیت ، قومیت ، جنس و عقیده آنان در راس برنامه های این جبهه قراردارد.
ج: خط مشی سیاست بین المللی
4- جبهه ی دموکراتیک ایران روابط خارجی بین ایران با سایر ملل را برپایه قوانین و ضوابط بین المللی و احترام متقابل دانسته ، ضمن تاکید بر ایجاد روابط با تمام ملتها براساس منافع ملی ، حفظ تمامیت ارضی و استقلال همه جانبه کشور را از اصول خدشه ناپذیر خود می داند و به احدی اجازه دخالت درامورکشور تحت هیچ عنوانی را نخواهد داد.
د: خط مشی سیاست داخلی
5- این جبهه حق حاکمیت ملی ازطریق مشارکت همه جانبه آحاد شهروندان واحزاب و گروه ها درتعیین سرنوشت خود را ازابتدایی ترین حقوق مدنی وتنها ملاک مشروعیت حاکمیت به شمارآورده وبا هرنوع قیم مآبی صنفی یا ایدئولوژیک وهرنوع استبداد و خودکامگی فردی یا گروهی که حق تعیین سرنوشت و حاکمیت ملی راخدشه دارنماید مبارزه فعال خواهد کرد. بنابراین تنها ملاک مشروعیت هرنوع حاکمیت رای اکثریت ملت خواهد بود که ازطریق رفراندوم و انتخابات آزاد به دست خواهد آمد.
6- آزادی ، دمکراسی ، برابری ، عدالت و مساوات طلبی ازاصول غیرقابل خدشه درخط مشی جبهه ی دموکراتیک ایران است و مشروعیت این جبهه و شرط عضویت تشکل ها دراین جبهه درالتزام همه جانبه به اصول فوق است . بنابر این احزاب و گروه هایی که درمنطق سیاسی و عملکرد اجتماعی خود آزادی و دمکراسی و عدالت خواهی راابزاری برای به دست آوردن قدرت قرار داده امابه این اصول التزامی ندارند نمی توانند دراین جبهه عضویت داشته باشند.
7- این جبهه معتقد به حکومتی دموکراتیک است ، بنابراین برجامعه ای باحاکمیت سکولارو چند حزبی وجدایی دین وهرنوع ایدئولوژی ازحکومتی که عملاً با منطق و اصول دمکراسی سازگاری ندارد، تاکید می کند.
ه : خط مشی مبارزاتی
8- جبهه ی دموکراتیک ایران برای رسیدن به اصول خط مشی خود در جهت نیل به جامعه ای مترقی و زندگی شرافتمندانه آحاد شهروندان و تامین آزادی ، رفاه ، توسعه همه جانبه، امنیت وجامعه ای مردم سالار ودموکراتیک ، مبارزه ی سیاسی و اعتراض آمیزرا ازحقوق اولیه خود و هم مهمترین تکلیف ملی وانسانی دانسته ودراین راه هیچ نوع تسامحی را جایزنمی داند.
9- جهت گیری جبهه ی دمکراتیک ایران درمقابل شیوه های استبدادی و غیردموکراتیک اعتراضی است وروش مبارزه دراین شرایط یک روش اعتراض آمیزتارسیدن به حاکمیتی قانونمند ، مدنی و دموکراتیک است. درصورت نیل به این هدف والا وملی حق خود می داند که همچون سایراحزاب گروه ها برای مشارکت دراداره کشور به رقابتی سالم ودموکراتیک بپردازد.
و: خط مشی جبهه برای حاکمیت آینده
10- جبهه دموکراتیک ایران براین باور است که درشرایط فعلی لازم است تمام آزادیخواهان درجهت دست یابی به حاکمیتی قانون مند ، دموکراتیک و ملی از طریق مراجعه به آرای عمومی مبارزات همه جانبه ، مسالمت آمیزو اعتراضی خود را تداوم و شدت بخشیده وتحت هیچ شرایطی کمترازحاکمیتی مردم سالاررضایت ندهند. دریک ساختاردموکراتیک است که تمام نابرابری ها ، مظالم ، مفاسد و تبعیض های اجتماعی ریشه کن شده و آحاد شهروندان دریک مشارکت همه جانبه با دیو فقر، بیکاری ، جهل ، عقب افتادگی ، ظلم ، استبداد، خشونت و ناهنجاری های گوناگون مبارزه اصولی نموده و کشور رابه سمت توسعه همه جانبه ورشد وتعالی درهمه زمینه ها سوق خواهند داد. امروزبیش ازهرچیزنیازمند اقتدارملی متکی براراده ملت وبرقراری دمکراسی ، قانون وامنیت برای تامین منافع ملی و بهبود زندگی آحاد شهروندان ایرانی هستیم. تنها درسایه حاکمیت ملی بامشارکت همه حزب ها وسلیقه ها و قومیت ها می توان به ایرانی آزاد ، آباد و توسعه یافته دست پیدا کرد.
بافت قومی ، مذهبی ، اقلیمی ، فرهنگی – اجتماعی و شرایط اقتصادی ایران به گونه ای است که لازم است برای تحقق عدالت وتوسعه همه جانبه ضمن تاکید بریک پارچگی درچارچوب مرزپرگوهر و تقویت وحدت ملی درنحوه اداره کشور با به رسمیت شناختن واقعیات موجود درچارچوب یک حاکمیت غیرمتمرکزتصمیم گرفت . بدون توجه به این مهم ، عدالت ودموکراسی درکشوربرقرارنخواهد شد.
زنده باد آزادی و عدالت – برقرارباد دمکراسی و حاکمیت ملی – نابود باد استبداد
مهندس حشمت الله طبرزدی
دبیر موسس جبهه دموکراتیک ایران

11مهرماه 1379

March 26، 2007

پیام مهندس طبرزدی به سرداران سپاه

به نام خداوند جان و خرد
ابتدا لازم می دانم درباره ی خودم نکاتی را روشن کنم . برای اینکه می دانم دستگاه تبلیغی حکومت در این 13-12 سال اخیر ، درباره ی من هر آنچه دوست داشته است منتشر کرده تا مبادا ، نظراتم مورد توجه نیروهای تاثیر گذار قرار بگیرد
1 – من هم مثل اکثریت شما طرفداران انقلاب بهمن 1357 بودم و در حد و اندازه ی یک دانشجو و نه بیشتر در طرفداری و پیروزی انقلاب سهیم بوده ام . اگر چه معتقدم انقلاب 57 از سوی گروههای قدرت طلب در درون انقلاب به بیراهه کشانده شد، اما اصل انقلاب را حق ملت ایران می دانم و بر هویت آن ، یعنی تاکید بر آزادی ، عدالت ، استقلال، اصل حاکمیت ملی و مبارزه با هر نوع ظلم ، نابرابری ، تبعیض ، تفرعن و استبداد مطلقه ، پای می فشارم. انقلاب ایران نیز همچون انقلاب فرانسه ، انگلستان ، شوروی سابق و مبارزات استقلال طلبانه ملت آمریکا ، از آفت انحراف ، خشونت ورزی انقلابیون و فساد اقتصادی- سیاسی پس از پیروزی و البته توسط انقلابیون دیروز و حاکمان امروز مبرا نبوده اما اصل انقلاب را حق ملت ایران می دانم.
2 – من هم مثل اکثریت شما ، در جنگ تحمیلی 8 ساله ، شرکت داشته ام و نه تنها ترکش دوران دفاع را بر تن دارم ، بلکه دو برادرم در لباسی که شما بر تن دارید ، در همین دفاع شهید شدند. با وجود اینکه درباره ی نحوه ی اداره ی جنگ و طولانی کردن آن توسط فرماندهان سیاسی و نظامی همچون رفسنجانی و محسن رضائی ، انتقادات زیادی دارم ، اما دوران دفاع 8 ساله را از افتخارات بزرگ مردم ایران می دانم که در مقابل یک دیکتاتور بیگانه یعنی صدام آنگونه ایستادگی کردند.
3- من هم مثل اکثریت شما ، بر هویت ایرانی ، و منافع ملی و استقلال همه جانبه ی کشور تاکید می کنم و در همین راستا ، تکنولوژی هسته ای را نیز حق مسلم ملت ایران دانسته و بر این گمانم که ملت ایران از ملت های غربی چیزی کم ندارد که شایسته ی این نباشد که تکنولوژی هسته ای داشته باشد. حتی دول غربی نیز بارها و بارها بر این حق تاکید کرده اند.
4- من هم مثل اکثریت شما ، معتقدم این ننگ ایرانی است که حتی پای یک سرباز بیگانه به خاک ایران گذاشته شود . برادران سپاهی و هم وطنم ! در این 13-12 سال اخیر که به دلیل ظلم و ستم حاکم و نابرابری ، بی عدالتی ، تبعیض های گسترده ، به مبارزه برخاستم ، انواع زندانها ، شکنجه ها ، فشارها و محرومیت ها را تحمل کردم. اینک نیز که این پیام را از روی احساس مسئولیت برای شما می فرستم در مرخصی از زندان به شرط سکوت به سر می برم که حتی اگر یک دربان زندان یا دادگاه انقلاب یا وزارت اطلاعات اداره کند ، من را به راحتی به زندان بر خواهد گرداند: اما در هیچ شرایطی حاضر نشده و نخواهم شد برای مبارزه با ظلم و فساد و نابرابری حاکم بر ایران ، به بیگانه پناه ببرم ( ضمن اینکه هرگز صدای اعتراض شما علیه فقر و فساد و نابرابری حاکم را نیز نشنیدم ). زندگی من در این 13-12 سال اخیر توسط نیروهای امنیتی از جمله حفاظت اطلاعات سپاه ، بارها و بارها زیرو رو شده و مکرر به خانه ام و محل کارم و حتی سلولم در زندان یورش برده اند و خود ، فرزندان و دوستانم را زیر بازجویی های قرون وسطایی قرار داده اند ، اما خوشبختانه هیج مدرکی دال بر وابستگی به بیگانه نیافته اند زیرا نبوده است . به آنها اثبات کرده ایم :« ریچارد پرل» ها حقیرتر از این هستند که بخواهند در ذهن ما نفوذ کنند و به ما وعده ی حقوق بشر و دمو کراسی بدهند. ما برای رسیدن به دموکراسی و حقوق بشر به خود متکی هستیم اگر چه همه عمر را در زندان و فقر و فشار به سر ببریم. البته در این راستا از حمایت های بین المللی و مشروع استقبال می کنیم.
5- اما بر خلاف نظر شما به این نتیجه ضروری رسیده ام که راه رسیدن به عدالت ؛ استقلال ، رفاه و امنیت عمومی ، دموکراسی و حقوق بشر، معنویت و اخلاق از طریق جنگ و نزاع و دشمنی با دنیا و آمریکا نیست. من به این نتیجه ی قطعی نیز رسیده ام که راه حل اصولی برای رسیدن به اهداف بالا ، تشکیل یک حکومت آزاد و دموکراتیک و جدایی دین از حکومت است . بلکه یک حکومت فدرال و یک دموکراسی تمام عیار و پایبند به اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و تساوی حقوق زن و مرد است . حکومتی که حقوق آحاد شهروندان ایرانی قطع نظر از عقیده ، قومیت و جنسیت آنها را محترم بشمارد . حکومتی که با همه ی کشورهای جهان و دو کشور مستقل فلسطین و اسرائیل در چهارچوب منافع ملی روابط دوستانه داشته باشد تا اهداف مردم و انقلاب بهتر تأمین شود و هر ایرانی که دستش به خون کسی آلوده نشده و به ثروت های ملی چنگ اندازی نکرده و به منافع ملی خیانت نکرده باشد حق فعالیت داشته باشد . اما اینک نمی خواهم درباره ی عقاید و افکار برنامه های سیاسی ام حرف بزنم. با تاکید بر مسائل بالا می خواهم درباره ی مسأله ی مهمتری با شما سخن بگویم.
6- من هم مثل اکثر شما معتقدم که کشور ایران می بایست مستقل و مقتدر باشد. پیشرفت، رفاه و عدالت حق مردم ایران است . دسترسی به تکنولوژی روز ، حق ملت ایران است . پس ما در این اصول مشترک هستیم . اختلاف نظر و عقیده و حتی جنگ سیاسی با یکدیگر را فعلا مطرح نمی کنیم . فرض را بر این قرار می دهیم که همه ی ما در اینکه ملت ایران می بایست آزاد، مستقل و مرفه و به دور از تبعیض و نابرابری زندگی کند،مشترک هستیم .
ولی پرسش من از شما این است که آیا اینک چنین است ؟ آیا کشور را زیر نفوذ روسیه نبرده اند؟ آیا کشور چین از ایران امتیاز نیگیرد؟ آیا مردم ایران در رفاه هستند؟ آیا به زندگی مردم نمی نگرید؟ آیا حکومتی که شما از آن دفاع می کنید و آن را مظهر اسلامیت و علوی گری می دانید در این راستا حرکت می کند؟ آیا دولتی را که شما حمایت کرده اید ، برای ملت ایران ، عدالت ، رفاه و کار آورده است ؟ البته من حق شما می دانم که از حقوق و مزایای بالا برخوردار باشید ولی نکند، این مزایا شما را از فقر و تنگدستی ملت غافل کند!؟ آیا هدف انقلاب رشد این اختلاف فاحش طبقاتی بود؟
سرداران و پاسداران ! من بسیاری از شما را مردمی می دانم ، زیرا از درون ملت و از بین لایه های گوناگون اجتماع از جمله فقرا و پابرهنگان برخاسته و برای حفظ تمامیت ارضی کشور جنگیده اید. به همین دلیل نا امید از سران حکومت ، شما را خطاب قرار داده ام . آیا به راستی شما معتقدید سعادت ، رفاه ، استقلال و عزت ملت ایران از راه جنگ با آمریکا ، انگلیس ، اسرائیل و متحدان آنها به دست می آید؟ آیا ملت ایران حق ندارد در رفاه و آزادی باشد؟ آیا ملت ایران حق ندارد سرپناهی داشته باشد؟ آیا انرژی هسته ای از نان شب ، سر پناه و امنیت این ملت واجب تر است ؟ اگر شما به این نتیجه ی قطعی رسیده اید که با دنیا وارد جنگ شوید ، بفرمائید! این گوی و این میدان ! اما من و بلکه همه ی ما ایرانیان نیز خواسته یا نا خواسته در این منازعه شریک هستیم و کشور و ثروتهای ملی متعلق به همه ی ایرانیان است و نه یک اقلیت حاکم و بهره مند ، پس به ما نیز حق بدهید تا عاقبت کار را برای شما باز گو کنیم . شما بهتر از من می دانید که اگر تحت تأثیر سیاست های افرادی خام که برخی از آنان با من سابقه ی دوستی داشته اند و از میزان کم شعوری آنان برای کارهای خطیر آگاه هستم ، دست به جنگ بزنید ، این مملکت توسط دولت های بزرگ به ویرانه ای تبدیل خواهد شد. این نه افتخار است نه عزت طلبی که ما کشور و همه ی سرمایه های انسانی و اقتصادی را به دست خود ویران نماییم . به راستی وقتی پایان کار از پیش معلوم باشد ، کدام انسان عاقلی دست به چنین انتحاری خواهد زد!؟
این را نیز بدانید که با کمال تأسف به دلیل زندگی فلاکت بار اکثر ملت ، بخش های زیادی به این نتیجه رسیده اند که امریکا مملکت را ویران کند، اما آنها را از این زندگی فلاکت بار و نکبت زده رها سازد. ولی آیا چنین منطقی قابل دفاع است ؟ آیا پسندیده است که این مملکت همچون عراق و افغانستان به اشغال بیگانگان در آید؟ در آن شرایط ، شما سرداران کدام لشکر خواهید بود؟ آیا سران حکومت در این باره با شما سخن گفته اند؟ من یک زندانی بیش نیستم : و از شما نمی خواهم که دست بسته تسلیم شوید، ولی این حق را به خود می دهم که از شما بخواهم سرنوشت خود و مملکت را به اراده ی کسانی نسپارید که یک انقلاب مردمی و بزرگ را با گذشت 27 سال از وقوع آن به جایی رسانده اند که امروز آمریکایی ها با پوزخند به ما بگویند : دیدید که نتیجه ی انقلاب و مخالفت با ما چه بود؟!! این جماعت حاکم ملت ایران را با عملکرد خود تحقیر کردند، مبادا که با ورود به یک جنگ نابرابر ، بار دیگر این مملکت را صحنه ی ترک تازی بیگانگان کنند.
من هنوز هم معتقدم اگر مقدرات کشور با مشارکت همه ی شخصیت ها و گروه هایی که به تمامیت ارضی ، استقلال ، حقوق آحاد شهروندان ، رفاه و عدالت عمومی ، حقوق بشر و دموکراسی و عزت و سر بلندی ملت ایران ، پایبند هستند اداره شود و انحصار اقلیت خارج شود، می توان به صورت مسالمت آمیز، راهی را رفت که علاوه بر حقوق اولیه ، مثل کار، نان، بهداشت ، آزادی و عدالت حقوق هسته ای نیز تأمین شود. اما اگر به این خواسته ی به حق نیز نرسیم و آرزویی بیش نباشد، از شما دعوت می کنم که حداقل به پایان راهی که برخی افراد افراطی و ماجراجو به دنبال آن هستند ، بیندیشید. امروز نان شب، سرپناه ، شغل ، امنیت ، عدالت و دموکراسی از جنگ و ویرانی برای ملت ایران واجب تر است . این ملت به اندازه ی کافی در 27 سال گذشته جنگ و ویرانی داشته است . بنابر این اگر کسی می خواهد از عزت و حقوق او دفاع کند , بهتر است از جنگ و خشونت پرهیز کند. کسانی که در کسوت سیاستمدار و به بهانه ی دفاع از حق مسلم ملت ایران ، بر طبل جنگ می کوبند، همان کسانی هستند که قرار بود پول نفت را بر سر سفره ی ملت ایران بیاورند،اما عملا" نان را از سر سفره ی آنان ربودند . اینک برای جبران ناتوانی ها و سر افکندگی خود ، درصدد بر آمده اند که کشور و ملت را طعمه ی یک جنگ مخالفت می کنند، به لحاظ عملکرد 27 ساله ی گذشته و دامن زدن به فقر ، فساد، تبعیض و اعدام و شکنجه ، نه تنها از اعتبار ملی برخوردار نیستند ، بلکه اکثریت ملت و حتی بسیاری از سرداران از آنها متنفر هستند. در این روزگار که میدان را از شخصیت ها و گروه های ملی و وطن پرست خالی کرده اند و گروه مرجعی وجود ندارد تا ملت به آن چنگ آویزد و ملک را از خطر برهاند، با تشریک مساعی همه ی نیک اندیشان می توان کشور را از مهلکه نجات داد. در غیر این صورت زمام امور از دست افراد و گروه های مردمی و ملی خارج شده و به دست دول بیگانه خواهد افتاد. این سر نوشت محتوم ملت ایران در شرایط حاضر است. نقش شما سرداران در این برهه ، بس خطیر است . پس آگاهانه انتخاب کنید . من نیز به سهم خود از همه کسانی که طرفدار ، عدالت و آزادی ، دموکراسی ، حقوق بشر ، صلح و برادری و استقلال و سر بلندی ملت ایران هستند دعوت می کنم با تشکیل جبهه ای فراگیر از ورود افراطیون به جنگ جلوگیری کرده و اجازه ندهند سرنوشت کشور را عده ای ماجرا جو رقم بزنند.
به امید رهایی و سر بلندی ملت ایران حشمت الله طبرزدی 4/ بهمن/ 1385 ایران / تهران

March 18، 2006

نوروز سال1387مبارک باد


همسرم مهین جان سال نو مبارک
بهار هست
بهار از راه رسيد. آمد.
همان سان كه آمده بود.هماره خواهد آمد.
بهار هست
تاهستي هست ،
زمستان رفتن يست.
*
نوروز آمد و سبزي زندگي
ببين ، جوانه زده زير برف سفيد
به گرمي خون سياوش ، بابك ، ....
*
ضحاك
كبودي شلاق ، سياهي زمستان....
از آن تو
كاوه گفت ،
نه ! برچيد
تنها؟
نه ! نه ! با تن ها ، و
ز بيداد فزون آهنگری......
*
مژده ياران
سيمرغ
بر دماوند است . در سپيده دم
به اهورمزد روز از فرودين
به مستي ، بال گشوده به نيايش مهر

به اهورمزد روز از فرودين

منهم
خوانم ‹‹ ا َ ِشم وُ ُهو ›› گويم ‹‹ يَتا ا َ هُو››
گويم ‹‹ يَتا ا َ هُو›› خوانم ‹‹ ا َ ِشم وُ ُهو ››
*
بهار هست . كاوه هست
با تن ها . ز بيداد فزون...... و

اوهووووووي عمو؟!! ‹ زنجير باف ››
خواهد گسست زنجيرها
. نوروز وبهار وسال 1387بر یگانه نازنین و همسر عزیزم مهین
و
بر تمام دوستان و یاران ، و خانوادهاي گرامي این عزیزان و وبر تمام ايرانيان آزاده گرامي باد. به اميد ايراني آزاد وآباد . پاينده ايران

August 08، 2005

محکومیت حکم نا عادلانه بهروز جاوید تهرانی

حكم ناعادلانه براي محكوميت آقاي بهروز جاويد تهراني را محكوم ميكنيم
كميته رفراندوم آزاد ايران
هم وطنان
براساس اخبار دريافتي آقاي بهروز جاويد تهراني به 7سال زندان و 74 ضربه شلاق غير قابل خريد محكوم گرديد.3سال زندان براي عضويت در جبهه دمكراتيك ايران،3سال زندان براي حضور در تحصني در مقابل دفتر ملل متحد(كه البته قبل از رسيدن به محل،توسط مأمورين لباس شخصي دستگير شد) ويكسال نيز براي تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي!
كميته رفراندوم آزاد ايران،اين حكم را غيرعادلانه ميداند و خواستار آزادي فوري و بلادرنگ آقاي جاويد تهراني است.از كليه احزاب و تشكل ها ميخواهيم كه براي آزادي فوري اين زنداني سياسي اقدامات لازم را بعمل آورند.همچنين از كليه ارگانها و مجامع بين المللي درخواست دخالت فوري در پروسه اين پرونده و اقدامات لازم براي آزادي آقاي بهروز جاويد تهراني را داريم.
زنده باد آزادي
كميته رفراندوم آزاد ايران
84.05.15

July 10، 2005

از آن حکم گزینش تا آن حکم دادگاه


از آن حکم گزینش 15 سال قبل تا آن حکم 4 سال قبل دادگاه رژیم
و باز هم یکی از هزاران
*
:توضیح
:1
مناظر ساختمانی: منظور دادگاه , مهندس ناظر ساختمان بوده که . وقتی که شغل مردم رو اونطوری که هست نمیتونن بگن , امنیت ملی را هم همینطو تعریف میکنن که کردند
:2
روزنامه فروشهای اصلاح طلب : والا عبارت روزنامه های اصلاح طلب مد بود ولی روزنامه فروش اصلاح طلب رو چه عرض کنم.
:3
:تجهیزات ماهواره
بعله دیگه , سیصد هزار تومن رو هم بیت المال اسلام و مسلمین به صندوق داری ...صاحب شد.
باید بگیریم . هرچی رو که ازمون دزدیدند .
مثل انفلاب ضد سلطنتی بهمن 57
من در ارتباط با جبهه دموکراتیک ایران و اتحادیه دموکراتیک دانشجویان و دانش آموختگان دستگیر و محاکمه شده بودم

یک سند قدیمی مربوط به من



15
سال پیش بود .
عمری که با یک گزینش ارتجاعی و استبدادی در این حکومت به هرز رفت.یک نمونه از بازی حکومت با زندگی من و
یک نمونه از چند میلیون زندگی تحت حکومت رژیم استبداد مذهبی.
با ایمان به حاکمیت اراده ملی.

May 28، 2005

منشور حزب دمکرات ايران

منشور حزب دمکرات ايران
پیش درآمد
بر اين باوریم که احترام به راي و ديدگاه و حقوق دمکراتیک همه شهروندان و تضمين آن بوسیله حکومت منتخب مردم، و همچنين رعایت اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و کوشش برای گسترش آزادی و نهادهاي دمکراتیک هسته بنيادين و تعريف کننده مردم سالاری است.
استقرار دیکتاتوری ها و شکل گیری نظام های استبدادی ریشه در بافت اقتصادی، مناسبات اجتماعی و فرهنگ جامعه دارند، و تا زمانی که تغييری بنيادين و ريشه ای در اين مناسبات بوجود نيايد مبارزات مردم ايران محکوم به شکست خواهد بود. در اين صورت دیکتاتوری ها باز تولید خواهند شد و ملت ایران از مشارکت در سرنوشت خویش محروم خواهد گردید و روند واپسگرائی در ابعاد مختلف همچنان ادامه خواهد یافت.
نسل جوان ايران که پرچم مبارزه در راه «دمکراسی خواهی» را بدست گرفته است، با تشخيص ضرورت دمکراسی و آزادی برای شکوفايی زندگی اجتماعی آحاد ملت، به اين درک نايل آمده که تنها با برکناری حکومتهای مطلقه، جامعه مدنی و حکومت قانون در ایران حکمفرما نمیشود و بايستي در عين تلاش براي كنار زدن حكومت هاي خودكامه، برنامه هاي مدون و مبتني بر فرهنگ دمكراسي، حقوق بشر، آزاديهاي فردي و حقوق اساسي آحاد شهروندان ارائه نمود تا همه چيز به سمت نهادينه كردن دمكراسي و شكل گيري حكومتي مردمي و دمكراتيك پيش برود. از اين رو مبارزین کنونی وظایف سنگین تری نسبت به نسل های گذشته برای خود قائلند. نسل امروز، با اعلام وفاداری به درس ها و ميراث مبارزات يکصد ساله جنبش های مردمی و دمکراتيک ايران عهد کرده است تا نگذارد مناسبات ناهنجار تاریخی بارديگر باز تولید گردند.
نیروهائیکه حول پرچم مبارزه برای آزادی ودمکراسی گردآمده بر خودلازم دانسته اند که با آینده نگری از یکطرف برای برچیدن ظلم و استبداد كنوني که خصلت واپسگرایانه وارتجاعی دارد مبارزه کرده، و از طرف دیگر تدابیری بیاندیشند که طی روندی مناسب ميراث استبدادی گذشته از جامعه ریشه کن شود، و نهادهای دمکراتیک جایگزین نهادهای استبدادی گردند. براي تحقق چنین آرمانی نبايد تنها به نفی یک ساختارحکومتی بسنده كرد، بلکه مبارزان و کارشناسان دمکرات ایران می بايست با تلاش و کوشش های موزون و هماهنگ برای ايجاد اصول فرهنگی و مناسبات سیاسی – اجتماعی و اقتصادی ایران با آینده نگری برنامه ریزی کنند.
به باور ما، برنامه مبارزاتی جنبش دمکراسی خواهی ایران ابعاد مختلفی خواهد داشت که ضروری است مبانی و راهکارهای آن تا حد امکان تدوین و پیش بینی شده و زمینه های تحقق آن در مراحل مختلف فراهم گردند.
مبانی و اصول اساسی
۱ – اساس و پایه نظام مردم سالاری، علاوه بر کثرت گرائی سیاسی، بر وجود نهادهای متنوع و مستقل مردمی، ازقبیل انجمن ها، اتحادیه ها، سند یکا ها و احزاب مختلف اجتماعی تکيه دارد. اين نهادها نه تنها بايد دربرگیرنده نخبگان و فعالین سیاسی باشند، بلکه همه اقشار مردم می بايست بتوانند با انگیزه های مختلف فردی و اجتماعی در آنها متشکل شده و آزادانه فعالیت کنند. اصالت و ارزش این گروه بندی ها در استقلال ِ ایشان از دستگاه های حکومتی است.
۲ - جدائی دین و«ایدئولوژی» از حکومت، سرآغاز اعاده حقوق شهروندی است.
۳ – استقرار حکومت عرفی و دمکراسی پارلمانی بر اساس کثرت گرائی سیاسی، جمهوری و مردمسالاری، درعين حفظ استقلال و یکپارچگی کشور، با رعايت سه اصل تفکيک ناپذير زير مورد علاقه است:
الف – انتخابی بودن بالاترين مراجع سه قوه مجريه، قضائيه و مقننه بطورادواری، که رئيس قوه مجريه درسطح ملی بعنوان مسئول اول امور کشوردربرابر مردم ونمایندگان منتخب مجلس پاسخگو باشد ودر سطح بین الملی به عنوان نماد ملی، کشور و مردم را نمايندگی کند
ب –استقرار سيستم کشورداري فدراليستي براي استفاده بهينه از منابع ملي ايالات ذیل حکومت مرکزي
پ - انتخابی بودن مسئولان رده بالای اداری و اجرايی وقضات در سراسرکشور بوسیله مردم و نهادهای مردمی در هرمحل، منطقه و ایالت
۴ - پافشاری در امر تامين آزادی عقيده، بيان، قلم، مطبوعات، احزاب، اجتماعات، فعاليت اتحاديه ها و سنديکاها و رعایت کامل اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقاوله نامه های ضمیمه آن
۵ – کوشش برای تامين و تساوی حقوق مدنی کليه شهروندان ايرانی:
الف – ترویج فرهنگ مردم سالاری و دفاع از برابری حقوق زنان و مردان در امور سياسی، اقتصادی، اجتماعی، اداری و فرهنگی از طریق انجام اصلاحات بنیادين در زمینه های سیاسی – اداری بويژه از طريق اصلاح قوانین ومقررات مدنی وجزائی کشور
ب – پافشاری در امر تامين خواست های دمکراتيک اقليت های ملی، قومی، مذهبی و اصلاحات در تقسیمات کشوری با توجه به اصل عدم تمرکز سیاسی – اداری کشور از طرِق استقرار فدراليسم، بمنظور مشارکت وسیع مردم
در اداره امور خویش و گسترش دمکراسی، تامین رفاه عمومی وایجاد کار، مسکن، بهداشت و درمان، و آموزش و پرورش برای مردم سراسر کشور
پ – آزادی همه زندانيان سياسی، لغو و غيرقانونی قلمداد کردن همه نوع شکنجه های جسمی و روانی، منجمله مجازات اعدام به عنوان مجازاتی ناعادلانه و غيرلازم
۶ – تبليغ و تلاش برای بهره برداری از انرژی آب، باد و آفتاب، و پافشاری در مخالفت با ایجاد تاسیسات و تسليحات اتمی و هسته ای با هدف حمایت همه جانبه از محیط زیست
۷ - ایجاد نهادهای فرهنگي، پژوهشی و تبلیغاتی بمنظور ترویج فرهنگ دمکراسی و زمینه سازی برای شکل گیری نهادهای دمکراتیک و مردمی و كمك به بالندگي و پيشرفت فرهنگ هاي ملي و محلي
۸ - کوشش درراه شکل گیری اتحادیه سیاسی – اقتصادی در منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی و جلب سرمایه گذاری های خارجی. همچنين تلاش و بهره وری از تکنولوژی پیشرفته جهان بمنظور جبران عقب ماندگی و پيشرفت اقتصادي و فراهم کردن زمینه برای پیشرفت و تکامل اجتماعی و گسترش دمکراسی در منطقه
9- تلاش در جهت بهبودي وضع كشاورزي، صنعت، آموزش و پرورش ، تامين اجتماعي و توزيع عادلانه ثروت و درآمد ملي
10 – پشتيبانی از برقراری روابط دوستانه و دیپلماتیک با همه ملل و دول جهان براساس منافع مشترک و احترام متقابل ، استقلال و حاكميت ملي
11- پشتیبانی از روند صلح خاورمیانه، مخالفت با تروریسم، جنگ و تبعیضات جنسی، نژادی و قومی
راهکارها ي مبارزاتي
۱ - کوشش برای تشکیل هسته ها، گروهها، انجمن ها، سندیکاهها، احزاب سیاسی و نهادهای مردمی مستقل از حکومت بمنظور سازماندهی و سازمان یافتگی دمکراتیک مردم، جهت نظارت برنحوه اعمال قدرت قوای حاکمه
۲ - کوشش برای ایجاد هماهنگی بين نیروهای دمکرات ایران به منظور تقویت وتبدیل آنها به يک نيروی اجتماعی قادر به پاسداری از دمکراسی، همبستگی ملی و استقلال کشور
۳ - گفتگو و اتحاد عمل مشترک برای تحقق برنامه های مبارزاتی وزمینه سازی برای شکل گیری ائتلاف درازمدت بین کليه نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران بمنظور تحقق برنامه های نوسازی و نهادینه کردن دمکراسی
۴ - تبليغ و کوشش جهت برگزاری همه پرسی (رفراندوم) ملی با هدف برقراري حاكميت مردم و قانون
۵ – کوشش در راه استقرار حکومتی دمکراتیک با مشارکت کليه نیروهای متعهد به روش دمکراسي و معتقد به اين امر که تعيين کننده قدرت رأي مردم است ونه هيچ منبع ديگري ، در دوران گذار، بمنظور فراهم کردن آزادی های فردی و اجتماعی و برقراری امنیت اجتماعی و قضائی با توجه به دو نکته زير:
الف – اعلامیه جهانی حقوق بشر تبلور عاليترين شناخت از حقوق طبيعی و مدنی افراد بشری است. اصول اين اعلاميه باید مبنای کلیه قوانین ومقررات کشور قرار داده شود، بطوريکه مردم حق داشته باشند دراعتراض به هر قانونی که این اصول را نقض، محدود و یا پایمال کند، به نافرمانی مدنی متوسل شوند
ب - مراجعه به آرا عمومی برای تشکیل مجلس موسسان، بمنظور تصویب قانون اساسی جدید و تعيین شکل نظام سیاسی ایران و فراهم کردن زمینه برای انتقال مسالمت آمیز قدرت سیاسی به برگزیدگان مردم
۶ – تبليغ و پافشاری بر اصل انجام اصلاحات اجتماعی بدون توسل به خشونت و از طريق بکاربردن ابزار مدنی مبارزه و روش های مسالمت آميز باتکیه به گسترش جنبش دمکراسی خواهی وتنوع سازماندهی درسراسر کشور.
هيئت موسس حزب دمكرات ايران:
کوروش انتظام
عباس خرسندي
بينا داراب زند

May 12، 2005

حکم انحلال اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان

حکم انحلال اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان ایران در دادگاه تجدید نظر قطعی شد
اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان ایران که پیشتر از این حکم انحلال آن در دادگاه بدوی (شعبه 26 دادگاه انقلاب) بدون حضور دبیر کل یا هیئت منصفه یا وکیل و بدون تشکیل حتی یک جلسه دادگاه اعلام شده بود، در دادگاه تجدید نظر قطعی شد.
این حکم در دادگاه تجدید نظر مستقر در دادگاه انقلاب تائید گردیده و مامورین ابلاغ حکم دادگاه انقلاب امروز 14 اردیبهشت این حکم را در بند 350 به مهندس طبرزدی دبیرکل اتحادیه … ابلاغ کنند ، که ایشان در اعتراض به غیر قانونی بودن مراحل رسیدگی به پرونده حاضر به امضاء حکم و اعلام وصول آن نشدند .
مهندس حشمت االله طبرزدی در توضیح این حرکت خود چنین گفت: "این حکم غیر قانونی و ظالمانه و صریحاٌ مخالف اصل 168 قانون اساسی است طبق این اصل قانون اساسی ، اینگونه دادگاهها می بایست، علنی و با حضور هیئت منصفه و وکیل برگزار شود و از همه مهمتر اینکه باید برگزار شود ، که متاسفانه در پرونده، اصلاٌ دادگاهی برگزار نشد."
روابط عمومی اتحادیه دمکراتیک (اسلامی) انجمنهای دانشجویان و دانش آموختگان ایران

May 11، 2005

کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسی يک تشکل جمعی است

کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسی يک تشکل جمعی است
«مهندس حشمت الله طبرزدی»
شنيدم که گويا اخيرا نامه اي روي برخي سايت هاي اينترنتي قرار گرفته و کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي را به دو نفر
منتسب کرده اند. اين اقدام نابخردانه موجب شده است تا این تشکل که در 8 سال گذشته با تلاش هاي جمعي گروهي از مبارزان با ديدگاههاي مختلف و در دفاع از حقوق همه زندانيان سياسي به ويژه دانشجويان زنداني، فارغ از هر نوع عقيده، مرام و وابستگي حزبي از اعتبار بين المللي برخوردار شده است را در حد و اندازه يک گروه دو نفره تنزل دهند. همین امر موجب اعتراض بسیاری از
مبارزان شده است. به همین دلیل لازم است چند نکته را به اطلاع علاقه مندان برسانم.
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی در سال 1376 توسط جبهه متحد دانشجویی در دفتر اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاهها به نام "کمیته دفاع دانشجویان از زندانیان سیاسی" و با تلاش یک گروه 39 نفره به ويژه آقاي "منوچهر محمدی" تاسیس شد.
در یک مدت کوتاه و به دلیل برخی اختلافات ناشی از دوران مبارزه، این نهاد دانشجویی – حقوق بشری توسط 2 تشکل اصلی جبهه متحد دانشجویی یعني "اتحادیه ملی دانشجویان" به دبیر کلی آقای منوچهر محمدی و "اتحادیه اسلامی دانشجویان" به دبیر کلی اینجانب و با 2 نام متفاوت اما نزدیک به هم یعنی "کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی" و کميته دفاع دانشجویان از زندانیان سیاسی" فعالیت کرد و در نهایت بار دیگر مقرر گردید همه فعالیت ها در یک نهاد یعنی "کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی" متمرکز شود و چنین هم شد. با این شرط که این کمیته همچون جبهه متحد دانشجویی و جبهه دمکراتیک ایران، یک نهاد اجماعی و متعلق به همه تشکل های عضو جبهه دمکراتیک ایران باشد. یعنی همانگونه که همه تشکل ها در جبهه دمکراتیک ایران و جبهه متحد دانشجویی دارای نمایندگان هستند، در کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی نیز همین وضعیت وجود داشته باشد.
در چند ماه اخیر از سوی برخی اعضای جبهه دمکراتیک ایران در بیرون از زندان به من گزارش می شد که گویا کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی که یک نهاد دانشجویی – حقوق بشری و اجماعی و در عین حال از زیر مجموعه های جبهه دمکراتیک ایران است به نحوی به مونوپول برخی افراد خاص درآمده است.
من اولا به دلیل شرایط ویژه سیاسی – مبارزاتی و ثانیا به دلیل تلاش های فراوان اعضای این تشکل اقدامی صورت ندادم تا مبادا زمینه ای بوجود نیاید که رژیم از آن بهره برداری کند. تلاش من این بود که با توصیه های دوستانه از درون زندان اشکالات احتمالی برطرف شود. اما گویا این تسامح من برخي افراد را جری تر کرده تا آنجا که شنیدم از ترکیه اعلامیه صادر می کنند و ترفندهای خود را ادامه می دهند.
من از این همه نادانی و بی خردی در شگفتم و به امید اصلاح، فعلا بیش از این نمی گویم.
جبهه دمکراتیک ایران، جبهه متحد دانشجویی و کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی که برای سامان دهی مبارزات و تلاش های صادقانه مبارزین در سه حوزه سیاسی – عمومی، سیاسی – دانشجویی و دانشجویی – حقوق بشری و بر پایه ضرورت های تاریخی بوجود آمده اند و اعتبار آنها متعلق به همه افرادی است که در پای مبارزه از همه چیز خود گذشته اند، ملک خصوصی برخی افراد نیست که به نام آنها دست به اختلاف افکنی در بین مبارزین زده یا آنها را به نام خود مصادره نمایند.
به همین دلیل اگر کسی بخواهد به نام کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی بهره برداری خاص کند و یا سمت و سوی تلاش های این کمیته حقوق بشری را که باید بی طرفانه از حقوق زندانیان سیاسی دفاع نماید را در خدمت رفیق بازی و حزب گرایی قرار دهد، مطابق ضوابط با او برخورد قانونی خواهد شد.
ضمن اینکه از دبیر محترم این کمیته در داخل کشور خواسته شده است که برای تکمیل شورای مرکزی این کمیته به قصد فعال کردن آن، افراد با صلاحیت البته از درون مرز را پیشنهاد بدهد و با امید اینکه برخی افراد که از کشور خارج شده اند به جای اقدامات تفرقه افکنانه در بین مبارزین درون مرز، به مبارزه علیه رژیم بپردازند.
ایران/ تهران/ زندان اوين/بند 350 کارگری
زندانی مهندس حشمت الله طبرزدی/ دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران
20 اردیبهشت سال 1384

May 08، 2005

«اطلاعیه»کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی

اطلاعیه » کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی»
تاریخ:20/2/1383
شماره:2005-60
«اطلاعیه»
مدتی است در برخی محافل سیاسی سخن از وابستگی این کمیته به برخی از سازمانها و گروههای سیاسی از جمله جبهه دمکراتیک ایران می رود. لذا با توجه به اهداف و سیاستهای این کمیته که بر پایه دفاع از حقوق بشر ( به ویژه زندانیان سیاسی) استوار است و هیچ گونه وابستگی حزبی را بر نمی تابد؛ بدینوسیله اعلام می کنیم:
این کمیته هیچ گونه وابستگی به جبهه دمکراتیک ایران و سایر احزاب و تشکل های سیاسی نداشته و نخواهد داشت. کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی برای نیل به اهداف خود تنها از همکاری سازمانها و نهادها و تشکل های حقوق بشری استقبال می کند و سیاستهای عملی کمیته از طریق شورای مرکزی تعیین می شود.
لازم به ذکر است، تا برگزاری انتخابات داخلی مسئول کمیته حسن زارع زاده اردشیر ، دبیر کمیته شیوا نظر آهاری و سخنگوی کمیته حمید رضا ظریفی نیا بوده و صدور هر گونه اطلاعیه یا نامه رسمی از طرف کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی بدون شماره و امضای افراد مذکور فاقد اعتبار است.
کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی

April 21، 2005

پیام مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران

:پیام مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران
برنامه ای برای پیروزی
تلاش من در چند ماه اخیر بر این بوده است تا با پرهیز از تحلیل شرایط به ارائه ی برنامه ها و پیشنهادهای عملی جهت پیشبرد مبارزه مبادرت کنم. زیرا براین باور هستم، نیاز ضروری مبارزه در شرایط کنونی، نه به لحاظ کمبود در ناحیه ی نرم افزاری و تحلیل و تفسیر وضعیت کشور و بحرانهای پیش روی مردم، بلکه به دلیل عدم یک برنامه ی مبارزاتی منطقی و عقلانی و نیز بی عملی اپوزسیون است.
البته تنها اپوزسیون و آزادیخواهان نیستند که از ناحیه ی بی برنامگی و بی عملی رنج میبرند، بلکه جناحهای حکومت اعم از اقتدار گرا و اصلاح طلب نیز به روزمرگی و ضعف اصولی دچار شده اند. براستی وقتی جناح اقتدارگرا که تا چند ماه پیش گمان بر این بود که در یک مشارکت حداقلی، قادر خواهد بود نتیجه ی انتخابات ریاست جمهوری رژیم را به نفع خود سازد، به وضعیتی از تشتت و اختلاف رسیده است که قادر نیست یک کاندیدای واحد معرفی نماید، حاکی از اضمحلال درونی آن نیست؟ یا مثلا در شرایطی که همگان بر این گمان بودند که آقای "معین" ممکن است رد صلاحیت شود، ولی شاهدیم که صدا و سیمای انحصاری، حتی از او برای ارایه ی دیدگاههای انتخاباتیش دعوت به عمل می آورد (و همگان میدانند که این دعوت بدون اجازه ی رهبر نخواهد بود و به همین دلیل این دعوت به مثابه ی ایجاد اطمینان در اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات تلقی گردیده) از چه موضوعی حکایت میکند؟ جز اینکه رژیم برای کشاندن مردم در پای صندوقهای رای، حاضر شده است به اصلاح طلبان امتیاز بدهد؟! بنا بر این همه ی پیش فرض های ما در باره ی انتخابات آینده ی رژیم به هم میخورد. یعنی نه "معین" رد صلاحیت خواهد شد، ونه کاندیدای جناح اقتدارگرا رای خواهد آورد. عدم توافق اقتدارگرایان بر روی یک نفر، نوید دهنده ی شکست آنها، حتی در یک مشارکت حداقلی است. ضمن اینکه حتی حضور "معین" نتوانسته تنور انتخابات فرمایشی، غیر عادلانه و غیر آزاد رژیم را گرم کند و به همین دلیل اصلاح طلبان نیز به دلیل فروریختگی درونی و یاس مطلق ناشی از عدم توانایی استفاده از فرصت طلایی 8 سال گذشته، هیچ امیدی به پیروزی ندارند. از همه ی اینها برای رژیم بدتر، رو آوری مجدد به فردی مثل "رفسنجانی" است. "رفسنجانی" بارها اعلام کرده است که در صورتی وارد مبارزات انتخاباتی خواهد شد که کشور را در وضعیت بحرانی بداند. به نظر می رسد وضعیت هر دوجناح حاکمیت برای کشاندن مردم در پای صندوقهای رای و ایجاد نشاط ، تا کنون به اندازه ای شکست آمیز است که گویا مجبورند "پدر خوانده" را وارد کارزار کنند! ورود "پدر خوانده" به معنای برگشت به 8 سال پیش. برگشت به دوران باند قدرت، برگشت به دوران "علی فلاحیان"، "شیخ محمد یزدی"، و امثال "حسینیان". برگشت به فضای بسته ی پیش از اصلاحات و برگشت به چپاولگری های نو کیسه ها و آقازاده ها. پشت پا زدن رژیم به همه ی شعارهای خود در حوزه ی توسعه ی سیاسی که شعار جناح اصلاح طلب رژیم است و عدالت اجتماعی که شعار جناح محافظه کار رژیم است. برگشت به دوران رفسنجانی، یاد آورخاطره ی تلخ فساد مالی و دزدی و گرانی و عمیق شدن شکافهای طبقاتی برای عموم مردم و دوران استقراض بیش از 50 میلیارد دلاری برای کشور است. دوران رفسنجانی یعنی برگشت به دوران قتلهای زنجیره ای و شکنجه های قرون وسطایی توسط وزارت اطلاعات و اعدامها توسط دادگاههای انقلاب و سرکوب مطبوعات است. آیا براستی مردم و آزادیخواهان چه خاطره ی خوشی از دوران رفسنجانی و دوران پیش از اصلاحات دارند که اینک رژیم می خواهد با آوردن مجدد او، برای خودش کسب اعتبار کند؟ وضعیت جناحهای قدرت به جایی رسیده است که حتی گروهی از روشنفکران، برای نجات رژیم ناگزیر به بازسازی رفسنجانی و بزرگ نمودن این چهره ی زشت سیاسی، شده اند؟ غیر از این است که جناحهای حکومت به بن بست رسیده اند؟ در کدام کشور غیر از کشورهای تک حزبی و استبدادی، دیده یا شنیده شده است که یکی از سران پیر حزب، و از بنیانگذاران آن رژیم، پس از اینکه 8 سال در مصدر قدرت مطلق بوده، بار دیگر و لابد برای 8 سال بعد (تا سن 79 سالگی اگر زنده بماند!؟) به مصدر قدرت بازگردد؟ آیا مضحک نیست؟ آیا قحط الرجال است؟ نه مضحک است و نه قحط الرجال، بلکه حاکی ار بن بست رژیم و جناحهای حاکم است. رفسنجانی مجبور است همچون سایر کشورهایی که به صورت تک حزبی اداره می شوند، تا لحظه ی مرگ در مصدر قدرت قرار داشته باشد. مگر نه این است که در 25 سال گذشته، او و یکی دوتن از دوستانش همواره نگه دار رژیم بوده اند. آیا اگر افرادی چون "فیدل کاسترو" یا "قذافی" از دنیا بروند، حکومت تک حزبی آنها بر قرار خواهد ماند؟ بنا بر این مجبور هستند تا پایان عمر در پست رهبری یا ریاست جمهوری باشند و یا همچون "حافظ اسد" پیش از مرگ، وصیت کنند تا "فرزند" آنها در مصدر قدرت قرار بگیرد. همچنانکه "آیه الله خمینی" پیش از مرگ خود به نحوی جانشین بعدی را مشخص کرد تا مجلس خبرگان دچار تفرقه و اشتباه نشود! همه ی حکومتهای تک حزبی و تک صدایی مجبور هستند بر محور شخصیتهای اولیه و بنیانگذاران تداوم حیات بدهند و شکلی از حکومت "موروثی" را تجدید نمایند. "جمهوری اسلامی" نیز از این قاعده مثتثنی نیست. بنابراین، معلوم است که رژیم بیش از پیش با بحران روبروست. این بحرانها البته به دلیل بحران "عدم مشروعیت" است. وقتی مردم رژیمی را نپذیرفته و خود را کنار بکشند، عملا رژیم را با بحرانهای گوناگون از جمله بحران "ناکارآمدی" مواجه میسازند. "رژیم جمهوری اسلامی" از طریق نظرسنجی های گوناگون دریافته است که مردم فهیم ایران به هیچ یک از کاندیداهای مطرح شده، اقبالی ندارند و هیچ گرایشی به مشارکت، نشان نمی دهند، بنابراین در صدد است تا با آوردن "پدر معنوی" خود، به نحوی وضعیت را تغییر دهد. این ترفند رژیم، بیش از هر چیز، مردم را به عدم شرکت سوق خواهد داد، برای اینکه مردم از رفسنجانی و دوران او متنفرند. البته تنها راه پیش روی آنها، برگزاری انتخابات پر تغلب به شیوه ی انتخابات "مجلس هفتم" به قصد حفظ آبروی خود و "پدر معنوی" است!
اپوزسیون باید شرایط بحرانی رژیم را مغتنم شمرده و برای پیروزی برنامه ریزی کند. پیش شرط هر برنامه ریزی، ائتلاف در بین گروههای مبارز و جناحهای گوناگون اپوزسیون است. در واقع جنبش نیازمند رهبری است. جنبش بدون رهبری مثل پیکر بدون سر است. اگر اپوزسیون بخواهد از تلاشهای خود نتیجه ی عملی بگیرد میبایست با "ائتلاف" زمینه ی به وجود آمدن "آلترناتیو" یا رهبری دسته جمعی را فراهم سازد.
"جبهه دمکراتیک ایران" حمایت خود از تلاش های اخیر گروههای اپوزسیون اعم از طرفداران مشروطه ی پادشاهی یا جمهوری با گرایش های ملی، سوسیالیستی، روشنفکری، لیبرالیستی و قومی برای تشکیل "آلترناتیو" را اعلام می دارد. این اقدام، امیدهای فراوانی در بین مبارزین و مردم به وجود آورده است.
ائتلاف اخیر" می بایست تلاش کند، حمایتهای سیاسی، مالی و تبلیغی کشورهای متمدن و دمکراسی خواه را به نفع مبارزات آزادیخواهانه ی ملت ایران جذب نماید. هرگاه دولت های متمدن، حاضر به حمایت عملی و علنی از "اپوزسیون" و "ائتلاف آنها" باشند، نشانگر آن است که آنها در پی حمایت از ملت ایران هستند. "ائتلاف" می بایست این مساله را در برنامه ی خود قرار بدهد.
بدون تشکیل "ائتلاف" و جذب حمایت های همه جانبه ی بین المللی، به عنوان یک نیروی پشتیبانی کننده، اپوزسیون درون مرز و مبارزین کاری از پیش نخواهند برد. نتیجه ی اقدامات اصلاح طلبان در 8 سال گذشته و حمایت های همه جانبه ی دوستان ملی—مذهبی، از آنها این است که اینک بخشی از همین اصلاح طلبان برای جلوگیری از پیروزی اقتدارگرایان، دست به دامان "عالیجناب سرخپوش" -- به تعبیر خودشان-- شده اند!؟ در دوران جدید که حکومتها از ابزارهای گوناگون اقتصادی، امنیتی، انتظامی و نظامی، برای سرکوب جنبشهای دمکراسی خواه بهره می برند، این جنبشها ناگزیر به استفاده از حمایتهای قدرتهای بین المللی هستند. حتی "جنبش خمینی" نیز بدون حمایت فرانسه و انگلستان و اقدامات بازدارنده ی آمریکا برای خنثی نمودن برنامه های سران ارتش برای کودتا و مقابله با انقلابیون، ممکن نبود به پیروزی برسد. همانگونه که دولتهای سرکوبگر از امکانات مدرن برای سرکوب جنبشها بهره می برند، جنبشها نیز باید از حمایت دولتهای مدرن برخوردار باشند. نظر قاطع من این است که برخی دولتهای مدرن هنوز تصمیم جدی برای حمایت از اپوزسیون ایران، اتخاذ نکرده و دل در گرو سازش با جمهوری اسلامی دارند، بنا براین تا زمانیکه "ائتلاف" نتواند حمایتهای بین المللی را به نفع جنبش آزادیخواهی ملت ایران جلب کند، نمی توان برای پیروزی انتظار جدی داشت. یکی دیگر از دامهای مهمی که "ائتلاف" می تواند بردارد این است که دول متمدن را برای تحریم همه جانبه ی رژیم، مجاب نماید. اگر رژیم حتی برای یک هفته نتواند، نفت این ملت تحت ستم را بفروشد، فروپاشی آن حتمی است. نمی توان از کارگران صنعت نفت انتظار داشت که در وضعیت فقر و بی کاری و تورم، دست به چنین ریسکی زده و با اعتصابات همه جانبه، رژیم را فلج کنند، اما این کار از عهده ی مجامع بین المللی ساخته است. موارد فوق، سه گام مهم برای تشکیل "رهبری دسته جمعی"، "جلب حمایتهای بین المللی" و "تحریم همه جانبه ی رژیم" است. این موارد سه گانه، بیش از هر چیز برای "پشتیبانی عملی" از جنبش موثر خواهد بود. زیرا بیش از هر چیز مردم را به پیروزی امیدوار خواهد ساخت. امروز ملت ایران بیش از هر چیز به امید واقعی نیازمند است. این امید، جنبشهای دانشجویی، کارگری، فرهنگی، دانش آموزی، رسانه ای و صنوف گوناگون را فعال خواهد کرد. "ائتلاف" می بایست درباره ی "تحریم همه جانبه ی انتخابات" گامهای جدی تری بردارد. اگر چه "رفراندوم تعیین ساختار" پس از انتقال قدرت، عملی خواهد بود، اما طرح رفراندوم "آری یا نه" برای جمهوری اسلامی به عنوان یک شعار سیاسی و راهکاری "دنیاپسند" و مشروع، در کنار "تحریم انتخابات" سودمند خواهد بود. این طرح ضمن اینکه مارا وارد فرایند "تحریم فعال" خواهد کرد، در روند یک انقلاب دمکراتیک، جایگاه خوبی دارد. همانگونه که انقلابهای رنگارنگ در کشورهای آسیای میانه، به اثبات رسانید، حضور مردم در خیابانها، پایان بخش حکومت های غیر دمکراتیک خواهد بود. در یک "انقلاب دمکراتیک"، حضور همه جانبه و مسالمت آمیز مردم در مناسبت هایی مثل 18 تیر، بسیار کارساز خواهد بود. حکومتهای مطلقه و دیکتاتوری با تقاضا و درخواست، قدرت را رها نخواهند کرد. باید قدرت را از آنها پس گرفت. همچنانکه مردم "قرقیزستان" به صورت مسالمت آمیز و با در دست داشتن "گل های صورتی" پارلمان به عنوان مظهر قدرت را اشغال کردند، ما نیز باید بدانیم که حضور میلیونی مردم در خیابانها، کارسازتر از هر راهکاری خواهد بود. اگر چه تشکیل "آلترناتیو" و جلب حمایت های بین المللی از پیش زمینه های پیروزی است، اما بدون حضور مردم در "تحریم" ، "تحصن"، "اعتصابات عمومی" و به ویژه "تظاهرات خیابانی" به راهی خواهیم رفت که اصلاح طلبان حکومتی رفتند. در شرایطی که مبارزین درون مرز، در زندان یا زیر تیغ دادگاه انقلاب و نهادهای امنیتی و سرکوبگر هستند، این وظیفه ی "ائتلاف" است تا با تدوین و عملی ساختن برنامه های مبارزاتی، به ملت امید بدهند.
زنده باد آزادی—بر قرار باد دمکراسی—گسسته باد زنجیر استبداد
.ایران/ تهران/ زندان اوین/
IDF زندانی مهندس حشمت الله طبرزدی دبیرکل جبهه ی دمکراتیک ایران

April 11، 2005

"...كتاب " اقتدارگرايان

"كتاب" اقتدارگرايان عليه حقوق بشر
نوشته مهندس حشمت الله طبرزدي
در صورتی که موفق به دانلود کتاب نشدید با ایمیل info@htabarzadi.com
تماس بگیرید تا یک نسخه از کتاب برای شما ایمیل شود.

February 08، 2005

لایحه تجدید نظر خواهی-علی اکبر بهمنش-وكيل محترم آقاي مهندس طبرزدي

ریاست محترم شعبه 36 دادگاه تجدید نظر استان تهران

پرونده کلاسه
موضوع: لایحه تجدید نظر خواهی

با احترام

با تقدیم یک برگ وکالتنامه، خود را به وکالت از طرف آقای حشمت الله طبرزدی معرفی می نمایم. وکالتنامه در مرحله بدوی قبلاً تقدیم گردیده و فتوکپی آن هم اینک تقدیم می گردد. تمبر مالیاتی و تعاون کانون بر روی وکالتنامه الصاق گردیده است.
در خصوص تجدید نظر خواهی و اعتراض به دادنامه، بدینوسیله لایحه تجدید نظر خواهی خود را تقدیم میدارم.

عنوان های لایحه تجدید نظر خواهی به شرح زیر می باشند:

1- اتهام موکل سیاسی و مطبوعاتی است و باید با حضور هیئت منصفه رسیدگی شود.
2- گزارش وزارت اطلاعات بر پایه درستی منظم نگردیده است.
3- رای دادگاه به وکلای آقای حشمت الله طبرزدی ابلاغ نشده است.
4- برهم زدن امنیت کشور عنوانی است که پایه درستی ندارد.
5- تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران.
6- در خصوص توهین به مقام معظم رهبری.
7- تشویش اذهان عمومی به چه معنی است.
8- درباره محکومیت به محرومیت از حقوق اجتماعی.
9- در باره سپری کردن مدت زندان در زندانهای جنوب ایران.
اینک توضیح هر کدام در زیر می آید:

1- اتهام موکل سیاسی و مطبوعاتی است و باید با حضور هیئت منصفه رسیدگی شود:
اتهام موکل سیاسی است و باید با حضور هیئت منصفه رسیدگی شود. آقای حشمت الله طبرزدی به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران تحت تعقیب قرار گرفته است. در گردش کار پرونده به بخشی از این تبلیغ اشاره شده است. مصاحبه مطبوعاتی وی با رادیوهای خارجی و تشکیل جبهه دمکراتیک ایران از آن جمله می باشد. اشاره مقدمه دادنامه یه حوادث کوی دانشگاه نیز نمایانگر اتهام سیاسی آقای طبرزدی است. دادرسی متهمین پرونده های سیاسی با سایر متهمین تفاوت دارد. از جمله این تفاوت نقش "هیئت منصفه" در دادگاه می باشد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به این موضوع اشاره شده است. اصل 168 قانون اساسی چنین می گوید: "رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیئت منصفه در محاکم دادگستری صورت می گیرد." تبصره الحاقی به ماده چهارم قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 15/4/1373 نیز چنین می گوید: "رسیدگی به جرائمی که مجازات قانونی آنها ............. و همچنین رسیدگی به جرائم مطبوعاتی و سیاسی به نحوی که در مواد بعدی ذکر می شود در دادگاه کیفری استان به عمل خواهد آمد ............" ، اتهام موکل بر اساس مندرجات دادنامه و به خصوص در مقدمه رای، هم مطبوعاتی و هم سیاسی است و باید با حضور هیئت منصفه و در دادگاه استان رسیدگی شود. در جلسه دادرسی مورخ 17/6/1383 صریحاً به این موضوع اشاره شد ولی متاسفانه دادگاه به این ایراد توجهی ننمود. اینک نظر به اینکه شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی مرکز صلاحیت رسیدگی به اتهام موکل را نداشته است، تقاضا دارم دادگاه محترم تجدید نظر به این موضوع توجه فرموده و با صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده را به دادگاه صلاحیت دار ارجاع فرمایند.

2- گزارش وزارت اطلاعات بر پایه درستی منظم نگردیده است:
ریاست محترم شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی مرکز در رای صادره هیچگونه توجیه و استدلالی به عمل نیاورده است. در گردش کار به موضوعاتی اشاره نموده که آنها نمی توانند از جمله دلایل محکومیت موکل به شمار آیند. در ابتدای رای دادگاه به گزارش وزارت اطلاعات استناد شده در حالی که این گزارش مبنای علمی و حقوقی ندارد. گزارش وزارت اطلاعات وقتی میتواند مبنای صدور رای قرار گیرد که به همراه اسناد و مدارکی ارائه گردد. گزارش وزارت اطلاعات صرفاً "اظهار نظر" می باشد بدون اینکه اسناد و مدارک ادعا پیوست شده باشد. در هر حال به جز گزارش که آنهم بی طرفانه و بی غرضانه نیست، دلیل و مدرک دیگری پیوست پرونده نمی باشد. به هر صورت قبل از اینکه به جزئیات مسئله اشاره شود، کلیه مطالب عنوان شده، در رای دادگاه مورد ایراد است و صریحاً اعلام میدارم که موکل بدون دلیل و مدرک در مظان اتهام قرار گرفته است.

3- رای دادگاه به وکلای آقای حشمت الله طبرزدی ابلاغ نشده است:
آقای حشمت الله طبرزدی برای دفاع از خود سه نفر از وکلای دادگستری را جهت دفاع از خود برگزیده است. در متن رای اشاره به وکالت آقای خلیل بهرامیان شده است لکن تا این لحظه به ایشان ابلاغ نگردیده است، از طرف دیگر در پرونده مورد بحث وکالتنامه آقای ناصر طاهری پیوست پرونده می باشد ولیکن ایشان نه به دادگاه فراخوانده شده اند و نه حکم دادگاه به ایشان ابلاغ گردیده است.
جهت استحضار ریاست محترم دادگاه تجدید نظر استان تهران به عرض می رسانم که داشتن وکلای متعدد دلیل بر این امر نیست که با حضور یک وکیل در دادگاه حضور دیگری لزومی نداشته باشد. به طور کلی وقتی که متهمی سه وکیل دادگستری را برای خود انتخاب می نماید معنی و مفهوم آن اینست که هر سه نفر باید در دادرسی شرکت نمایند و دادنامه نیز باید به آنها ابلاغ گردد.
از آنجا که دادرسی بدون حضور آقای ناصر طاهری انجام گردیده و دادنامه نیز به آقای بهرامیان ابلاغ نگردیده، نمی بایست پرونده به دادگاه تجدید نظر ارسال شود.

4- برهم زدن امنیت کشور عنوانی است که پایه درستی ندارد:
در رای دادگاه اشاره به ماده 498 قانون مجازات اسلامی شده است و برابر آن موکل در مظان اتهام بر هم زدن امنیت کشور قرار گرفته است. بر هم زدن امنیت کشور باید همراه با اسناد و مدارکی باشد و صرف ادعا در این خصوص وافی مقصود نمی باشد. انتقاد از وضع نا بسامان کشور و ارائه راه حل های آن نمی تواند و نباید به برهم زدن امنیت کشور تعبیر گردد. عناصر تشکیل دهنده جرم موضوع مورد بحث ماده 498 با اتهام موکل همگونی و همخوانی ندارد. مشمولین ماده 498 قانون مجازات اسلامی کسانی هستند که روبروی حکومت ایستاده و با آن مقابله می نمایند، در حالی که موکل هیچگاه قصد رویارویی با حکومت را نداشته و ندارد. دادگاه باید به این موضوع پاسخ دهد که چه اقدامی را برهم زدن امنیت کشور می داند و دلیل یا دلایل آن چیست؟ صرف مصاحبه با رادیوهای خارجی نمی تواند از مصداق های بر هم زدن امنیت کشور به شمار آید. مصاحبه با رادیوهای بیگانه در هیچ متنی از متن های جزائی جرم شناخته نشده است. اگر صرف گفتگوی رادیویی جرم است پس اعضای حکومت و گردانندگان آن نیز باید در مظان چنین اتهامی قرار گیرند. به نظر می رسد انطباق اعمال موکل با ماده 498 قانون مجازات اسلامی زیر سئوال باشد، اینک:
از آنجا که موضوع " بر هم زدن امنیت کشور " در مورد موکل صادق نیست، نقض دادنامه صادره از این نظر و اعلام برائت موکل مورد تقاضاست.

5-تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران:
در بخش دوم رای دادگاه به ماده 500 قانون مجازات اسلامی ایران اشاره شده است. ماده مذکور درباره تبلیغ علیه نظام است. همانطوری که در بند قبلی به استحضار رسانیدم انتقاد درست و اصولی از برنامه های دولت و نظام هیچگاه نمی تواند مشمول تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی قلمداد گردد. در رای دادگاه هیچ اشاره صریحی به این موضوع نشده و به صراحت بیان نگردیده است. احتمال می رود کارشناس پرونده معنای دیگری را در ذهن خود پرورانده باشد. جا داشت ریاست محترم دادگاه به طور دقیق دلیل و مدرک این ادعا را ارائه میداد تا موضوع در پرده ابهام نماند. به هرحال آنچه که میتوان اظهار نظر نمود اینست که تبلیغ علیه نظام شرایط ویژه خود را دارد که در مورد بحث قابل انطباق با وضع موکل نیست.

6- در خصوص توهین به مقام معظم رهبری:
آنچه که نمیتوان باور داشت موضوع اهانت به مقام معظم رهبری است. در قسمت (گردش کار) کوچکترین نوضیحی به این موضوع داده نشده است. معلوم نیست اظهار نظر ریاست محترم دادگاه بدوی از کجا ناشی شده است. توهین مفهوم روشن و واضحی دارد و هر موضوعی را نمی توان با مسئله توهین مرتبط دانست. موکل در بیان اعتقادات خود جمله ای به کاربرده که از آن معنای توهین تلقی شده است. در هر حال از آنجا که مسئله توهین بدون دلیل است نقض دادنامه و اعلام برائت موکل از این نقطه نظر مورد در خواست است.

7- تشویش اذهان عمومی به چه معنی است:
شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی مرکز این بار به ماده 698 قانون مجازات اسلامی اشاره کرده و آقای حشمت الله طبرزدی (موکل) را مشمول مجازات آن ماده دانسته است. همچنانکه در بندهای قبل لایحه به استحضار ریاست محترم دادگاه تجدید نظر استان رسانیدم در این قسمت نیز دادگاه محترم هیچ مدرکی که حکایت از نشر اکاذیب و تشویشش اذهان عمومی داشته باشد ارائه ننموده است. می دانیم نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی ویژگی خود را دارد که با سایر جرائم قابل مقایسه نیست. از آنجا که این دو موضوع در متن دادنامه به صراحت بیان نشده و مبنای درستی ندارد، نقض دادنامه از این نظر مورد درخواست است.

8- در باره محکومیت به محرومیت از حقوق اجتماعی:
شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی مرکز در پایان دادنامه به محرومیت از حقوق اجتماعی موکل اشاره کرده و وی را به دوسال محرومیت از کلیه حقوق اجتماعی محروم نموده است. این اظهار نظر دادگاه باعث شگفتی و بهت محافل سیاسی و اجتماعی ایران گردیده است. مبارزان سیاسی و اجتماعی در تمام دنیا از موقعیت ممتازی بهره مند هستند. جهانیان از هر کیش و مرامی که پیروی نمایند مبارزان سیاسی و اجتماعی را به دیده تحسین می نگرند. مبارزان سیاسی هدف خود را بهبودی جامعه می دانند و برای پیشرفت آن از هیچ کوششی فروگذاری نمی کنند. آقای حشمت الله طبرزدی جوانی است که عمر خود را وقف پیشرفت جامعه نموده و در این کار از حمایت بی دریغ مردم بر خوردار است. در تمام دنیا متهمین پرونده های سیاسی با سایر متهمین تفاوت دارند تا جائی که متهمین سیاسی باید در دادگاهی محاکمه شوند که "هیئت منصفه" ناظر دادرسی باشد. نیت و