July 17، 2011

شعرزیبای عقاب و کلاغ از دکتر پرویز خانلری

شعرزیبای عقاب و کلاغ از دکتر پرویز خانلری


گشت غمناك دل و جان عقاب


چو ازو دور شد ايام شباب

ديد كش دور به انجام رسيد

آفتابش به لب بام رسيد

بايد از هستي دل بر گيرد

ره سوي كشور ديگر گيرد

خواست تا چاره ي نا چار كند

دارويي جويد و در كار كند

صبحگاهي ز پي چاره ي كار

گشت برباد سبك سير سوار

گله كاهنگ چرا داشت به دشت

ناگه ا ز وحشت پر و لوله گشت

وان شبان ، بيم زده ، دل نگران

شد پي بره ي نوزاد دوان

كبك ، در دامن خار ي آويخت

مار پيچيد و به سوراخ گريخت

آهو استاد و نگه كرد و رميد

دشت را خط غباري بكشيد

ليك صياد سر ديگر داشت

صيد را فارغ و آزاد گذاشت

چاره ي مرگ ، نه كاريست حقير

زنده را فارغ و آزاد گذاشت

صيد هر روزه به چنگ آمد زود

مگر آن روز كه صياد نبود

آشيان داشت بر آن دامن دشت

زاغكي زشت و بد اندام و پلشت

سنگ ها از كف طفلان خورده

جان ز صد گونه بلا در برده

سا ل ها زيسته افزون ز شمار

شكم آكنده ز گند و مردار

بر سر شاخ ورا ديد عقاب

ز آسمان سوي زمين شد به شتاب

گفت كه : ‹‹ اي ديده ز ما بس بيداد

با تو امروز مرا كار افتاد

مشكلي دارم اگر بگشايي

بكنم آن چه تو مي فرمايي ››

گفت : ‹‹ ما بنده ي در گاه توييم

تا كه هستيم هوا خواه تو ييم

بنده آماده بود ، فرمان چيست ؟

جان به راه تو سپارم ، جان چيست ؟

دل ، چو در خدمت تو شاد كنم

ننگم آيد كه ز جان ياد كنم ››

اين همه گفت ولي با دل خويش

گفت و گويي دگر آورد به پيش

كاين ستمكار قوي پنجه ، كنون

از نياز است چنين زار و زبون

ليك ناگه چو غضبناك شود

زو حساب من و جان پاك شود

دوستي را چو نباشد بنياد

حزم را بايد از دست نداد

در دل خويش چو اين راي گزيد

پر زد و دور ترك جاي گزيد

زار و افسرده چنين گفت عقاب

كه :‹‹ مرا عمر ، حبابي است بر آب

راست است اين كه مرا تيز پر است

ليك پرواز زمان تيز تر است

من گذشتم به شتاب از در و دشت

به شتاب ايام از من بگذشت

گر چه از عمر ،‌دل سيري نيست

مرگ مي آيد و تدبيري نيست

من و اين شه پر و اين شوكت و جاه

عمرم از چيست بدين حد كوتاه؟

تو بدين قامت و بال ناساز

به چه فن يافته اي عمر دراز ؟

پدرم نيز به تو دست نيافت

تا به منزلگه جاويد شتافت

ليك هنگام دم باز پسين

چون تو بر شاخ شدي جايگزين

از سر حسرت بامن فرمود

كاين همان زاغ پليد است كه بود

عمر من نيز به يغما رفته است

يك گل از صد گل تو نشكفته است

چيست سرمايه ي اين عمر دراز ؟

رازي اين جاست،تو بگشا اين راز››

زاغ گفت : ‹‹ ار تو در اين تدبيري

عهد كن تا سخنم بپذيري

عمرتان گر كه پذيرد كم و كاست

دگري را چه گنه ؟ كاين ز شماست

ز آسمان هيچ نياييد فرود

آخر از اين همه پرواز چه سود ؟

پدر من كه پس از سيصد و اند

كان اندرز بد و دانش و پند

بارها گفت كه برچرخ اثير

بادها راست فراوان تاثير

بادها كز زبر خاك و زند

تن و جان را نرسانند گزند

هر چه ا ز خاك ، شوي بالاتر

باد را بيش گزندست و ضرر

تا بدانجا كه بر اوج افلاك

آيت مرگ بود ، پيك هلاك

ما از آن ، سال بسي يافته ايم

كز بلندي ،‌رخ برتافته ايم

زاغ را ميل كند دل به نشيب

عمر بسيارش ار گشته نصيب

ديگر اين خاصيت مردار است

عمر مردار خوران بسيار است

گند و مردار بهين درمان ست

چاره ي رنج تو زان آسان ست

خيز و زين بيش ،‌ره چرخ مپوي

طعمه ي خويش بر افلاك مجوي

ناودان ، جايگهي سخت نكوست

به از آن كنج حياط و لب جوست

من كه صد نكته ي نيكو دانم

راه هر برزن و هر كو دانم

خانه ، اندر پس باغي دارم

وندر آن گوشه سراغي دارم

خوان گسترده الواني هست

خوردني هاي فراواني هست ››

****

آن چه ز آن زاغ چنين داد سراغ

گندزاري بود اندر پس باغ

بوي بد ، رفته ا زآن ، تا ره دور

معدن پشه ، مقام زنبور

نفرتش گشته بلاي دل و جان

سوزش و كوري دو ديده از آن

آن دو همراه رسيدند از راه

زاغ بر سفره ي خود كرد نگاه

گفت : ‹‹ خواني كه چنين الوان ست

لايق محضر اين مهمان ست

مي كنم شكر كه درويش نيم

خجل از ما حضر خويش نيم ››

گفت و بشنود و بخورد از آن گند

تا بياموزد از او مهمان پند

****

عمر در اوج فلك بر ده به سر

دم زده در نفس باد سحر

ابر را ديده به زير پر خويش

حيوان را همه فرمانبر خويش

بارها آمده شادان ز سفر

به رهش بسته فلك طاق ظفر

سينه ي كبك و تذرو و تيهو

تازه و گرم شده طعمه ي او

اينك افتاده بر اين لاشه و گند

بايد از زاغ بياموزد پند

بوي گندش دل و جان تافته بود

حال بيماري دق يافته بود

دلش از نفرت و بيزاري ، ريش

گيج شد ، بست دمي ديده ي خويش

يادش آمد كه بر آن اوج سپهر

هست پيروزي و زيبايي و مهر

فر و آزادي و فتح و ظفرست

نفس خرم باد سحرست

ديده بگشود به هر سو نگريست

ديد گردش اثري زين ها نيست

آن چه بود از همه سو خواري بود

وحشت و نفرب و بيزاري بود

بال بر هم زد و بر جست ا زجا

گفت : كه ‹‹ اي يار ببخشاي مرا

سال ها باش و بدين عيش بناز

تو و مردار تو و عمر دراز

من نيم در خور اين مهماني

گند و مردار تو را ارزاني

گر در اوج فلكم بايد مرد

عمر در گند به سر نتوان برد ››

****

شهپر شاه هوا ، اوج گرفت

زاغ را ديده بر او مانده شگفت

سوي بالا شد و بالاتر شد

راست با مهر فلك ، همسر شد

لحظه ای چند بر این لوح کبود

نقطه ای بود و سپس هیچ نبود

من محکومم پس هستم

من  محکومم  پس  هستم.
با اینکه 9 سال از دستگیری و زندانی شدنم در ارتباط با جبهه دموکراتیک ایران به دبیر کلی آقای مهندس طبرزدی و 8 سال از محکومیت زندان تعلیقی ام گذشته بود و هست ، ولی باز محرومیتها و محدودیتها ادامه دارد.



تقریبا خرداد سال 81 بود که بعد از مدتی که از خروجم از زندان گذشته بود ، به سازمان مسکن وشهر سازی استان( در تبریز ) رفتم. همان سال 80 که در زندان بودم نتیجه انتخابات اولین دوره هیئت مدیره کانون کاردانهای فنی ساختمان که بخشی از قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان بود اعلام شده بود.
اعتبار نامه من از سوی وزارت صادر شده بود . خوش شانس بودم. ظاهرا تاریخ صدور اعتبار نامه از طرف وزیر وقت به قبل از بازداشتم برمیگشت. انگار دست تقدیر بود که من اعتبار نامه عضویت در هیئت مدیره منتخب اعضا را از دست کارگذارران رژیم دریافت نکنم و آن را از دست یکی از همکاران عضو هیئت مدیره بگیرم.



البته از سال 78 با پروانه اشتغال به کار نظارت بر اجرای ساختمان که همه مهندسین ناظر باید داشته باشند کار میکردم. به عنوان مهندس ناظر ساختمان ، ناظر پروژه های عمرانی در این و آن شهرداری. شغلم این بود و هست.


با سازمان نظام مهندسی قرارگذاشتیم که برای راه اندازی کانون اطاقی را در سازمان نظام مهندسی به ما بدهند و من مشغول عضو گیری و راه اندازی کانون باشم. کار شروع شد. خوب هم پیش رفت و کمی تا پایان سالگرد بازداشتم طول نکشید.


پچ پچها و نشست ها در حاشیه ها همه گی حاکی از این بود که نمیخواهند من در هیئت مدیره باشم. دستهائی از بیرون و مشخص و همکاری نه همه ولی عده ای که میگفتند: امنیتیها میگویند که نباید در هیئت مدیره باشی از داخل و صادقانه بگویم ناراحتی تعدادی از همکاران که برایم ارزش داشت. یک روز به جلسات کمیته های تخصصی دعوت نمیشدم ، روز دیگر بدون اطلاع از کمیته برکنار میشدم وووو


چه کار میشد کرد؟ نه هر روز و بلکه هر لحظه تحمل اوضاع شکنجه بار آن هم بعد از آنهمه زحمت در کانون و خدمت به اعضا صنفی این را نمیطلبید که به پاسخ اعلام استعفا جواب مثبت بدهم.


ولی با یک نامه سر گشاده موضعم را اعلام کردم:


http://kambizdeljavan.blogspot.com/2004_09_01_archive.html


دریکی از هفتهنامه های محلی هم در تبریز چاپ شد. انتظار این را دنداشتند.



این ده سال به من چه گذشت. معلوم است . همان که کمابیش به همه ماگذشته است.


ولی باز ماجرا به این ختم نشده است. بعد از اینکه قرارداد نظارتم در یکی از مناطق شهرداری تبریز تمدید نشد به فکر افتادم که در کنار امر شغل مهندس ناظر ساختمان بودم به کار مشاور املاک هم اقدام کنم. اولش مخالفت اداره اماکن را در پی داشت ولی با پیگیری بالاخره تائید کردند و پروانه گرفتیم. در تشکلهای صنفی مشاورین املاک هم که دارای اتحادیه صنفی و زیر نظر مجمع امور صنفی فعالیت میکند مانند سایر اتحادیه ها دارای هیئت مدیره میباشد.


دلمان به این خوش بود که مشاور املاکی هستیم که مهندس ناظر ساختمان هم هستیم و قولنامه و قراردادهایمان را این و ان برایمان نمینویسد. خوشبختانه در تبریز این صنف دارای نزدیک به 30 درصد عضو فارغ التحصیل دانشگاهی و دو یا سه نفر عضو مهندس ساختمان هم هست که لا اقل مشکل تشخیص صحت و سلامت از نظر ساخت اصولی برایشان در معاملات و واگذاری ها میتواند مشخص و نظرشان برای متعاملین اطمینان بخش باشد.


با قصد حضور در هیئت مدیره اتحادیه مشاورین املاک نیز وارد ثبت نام در انتخابات شدم. یکی از اهدافم که در مصاحبه داوطلبان در اطلاعات اماکن نیروی انتظامی به عمل آمد و همان صورت که در آنجا نوشتم و به ان اشاره کردم وجود امضا یک نفر مهندس یا کاردان دارای پروانه اشتغال در امر امر اجرا یا نظارت ( همان مهندس ناظر) در ذیل قراردادها ی مشاورین املاک مانند امضا کارشناس حقوقی بود که الان تا حدودی رایج شده است.
افسر مصاحبه کنند با اشتیاق به توضیحاتم گوش میداد. به هر حال خودش هم به عنوان یک نفر مصرف کننده در این اجتماع زندگی میکند_ بله خوب است. بسیار خوب است حد اقل میتواند اطمینان خریدار را فراهم و نیز کمی هم از بیکاری بکاهد_ ولی کاش قبول کنند حضورتان در انتخابات را.! با توجه به سابقه 10 سال پیشتان.



اما اواخر خرداد ماه از سوی انجمن نظارت بر انتخابات اتحادیه های صنفی تبریز فرا خوانده شدم.


موضوع ابلاغ نامه رد صلاحیت و عدم احراز شرایط به عنوان عضویت در هیئت مدیره بود.


ضمن ابلاغ نامه شماره 791/ انجمن نظریه اداره اماکن و اطلاعات نیروی انتظامی را هم به من نشان دادند که :


<< با توجه به سابقه نام برده حضور وی در عضویت هیئت مدیره اتحادیه مشاورین املاک تبریز به مصلحت نمیباشد>>


وقیحانه ترین بخش نامه این است که انجمن نظارت بر انتخابات اتحادیه های صنفی چنین نوشته است که در صورت اعتراض با ارائه مدارک مثبته ظرف یک هفته مراجعه و اعتراض نمایم.


واقعا که . حق شهروندی را پایملا میکنید و بعد میگوئید مدارک مثبته ارائه کنم. به نظر شما چه مدارکی بدهم. مدرک ارائه کنم که زندانی نشده بودم. مدرک ارائه کنم که بر علیه ظلم و فساد و تحمیق فعالیت نکرده ام.


با این اوصاف حتی عضویت در هیئت مدیره های اتحادیه های صنفی مانند انجمن شرکتهای ساختمانی، نظام مهندسی، کانون کاردانهای فنی ساختمان، بقالی چقالی، سبزی فروشی ووو نیز برای ما حرام است و بس.


با این حال بهترین نتیجه ای که میگیرم این است:


من محکومم پس هستم


برقرار باد آزادی /گسسته باد زنجیر های استبداد


کامبیز دلجوان



June 03، 2011

منصور اسانلو آزاد شد

منصور اسانلو آزاد شد
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: منصور اسانلو رهبر سندیکای کارگران شرکت واحد تهران امروز پس از حدود چهار سال زندان بر اثر فشار های بین المللی از زندان رجایی شهر کرج با سپردن وثیقه آزاد شد.به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، منصور اسانلو رهبر سندیکای کارگران شرکت واحد تهران در حالی که در حرکت جمعی زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر در حال اعتصاب غذا بود به دستور قوه قضائیه با قرار وثیقه آزاد شد. آزادی این فعال کارگری همزمان با نشست سازمان جهانی کار صورت می گیرد که از روز دوشنبه این هفته آغاز شده و تا دو هفته ادامه دارد. سازمان جهانی کار همواره خواهان آزادی منصور اسانلو بوده است.منصور اسانلو حدود چهار سال زندان را تحمل کرد و بر اثر فشار های بین المللی پیش از اتمام دوره زندان با سپردن وثیقه آزاد شد.منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و فعال کارگری که بارها بدلیل مبارزات کارگری و تلاش برای احقاق حقوق کارگران شرکت واحد بازداشت و محاکمه گردید، در تیرماه سال ۸۶ به اتهام های امنیتی به پنج سال زندان محکوم شد.

در خواست کمیته همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر از زندانیان سیاسی برای توقف اعتصاب غذا

در خواست کمیته همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر از زندانیان سیاسی برای توقف اعتصاب غذا
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: کمیته همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران، که شبکه ای وسیع از فعالان مدنی ایران است و تعدادی از موسسانش در زندان رجایی شهر در حال اعتصاب غذا به سر می برند، در پیامی از زندانیان سیاسی اعتصابی در زندان رجایی شهر خواستار پایان دادن به اعتصاب غذا شده است. بخش برون مرزی همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در پیام خود به زندانیان سیاسی رجایی شهر می نویسد: شما اسطوره های مقاومت و دفاع از حقوق مردم با اعتصابات متوالی توانسته اید پیام مقاومت وایستادگی خود را در مقابل ظلم بیحد این نظام بی پایه به مردم کشور ما برسانید و مطمئن باشید که حمایت و همبستگی تمامی مردم ایران را با خود دارید.
متن این پیام درخواستی از زندانیان سیاسی اعتصابی به شرح زیر است. مبارزان آزادیخواه اعتصابی در زندانهای جمهوری اسلامیهمبستگی مردم سراسر کشور ما با اعتصاب غذای شما قهرمانان راه آزادی محرز و مسلم است. مردمان رنجدیده سرزمین ما تمام فداکاریهای شما را در برابر رژیم مستبد جمهوری اسلامی ارج مینهند و بخوبی آگاهند که شما عزیزان در چه راه سختی قدم گذاشته اید. شما فداکاران بدلیل دفاع از حقوق حقه مردم به بند کشیده شده اید و سالهای عمر خود را در زندان نظامی که مدعی عدل الهی است سپری میکنید. تحمل شرایط زندانهای جمهوری اسلامی به قید رحمت الهی آنقدر سخت و جان کاه است که در طولانی مدت هر زندانی را دچار عارضه های شدید جسمی و روحی می نماید. شما اسطوره های مقاومت و دفاع از حقوق مردم با اعتصابات متوالی توانسته اید پیام مقاومت وایستادگی خود را در مقابل ظلم بیحد این نظام بی پایه به مردم کشور ما برسانید و مطمئن باشید که حمایت و همبستگی تمامی مردم ایران را با خود دارید.عزیزان، اعتصاب غذای شما اقدامی بزرگ و برحق است اما تداوم اعتصاب غذا در مقابل کسانی که حقوق انسانها را برسمیت نمی شناسند اقدامی پر خطر برای جسم و روح بلند تان است، برای جلوگیری از خطراتی که جان شما را تهدید میکند از شما مقاومتگران کشورمان در خواست میکنیم به اعتصاب غذای خود پایان دهید.شما بانیان همبستگی و اتحاد مردم کشور، آقایان حشمت الله طبرزدی، کیوان صمیمی، منصور اسانلو، عیسی سحرخیز، رسول بداقی، جعفر اقدامی، رضا رفیعی، مجید توکلی، بهروز جاوید تهرانی، رضا شریفی بوکانی، علی عجمی، مهدی محمودیان، خالد هردانی و همه مبارزان فداکارمطمئن باشید دیری نخواهد پایید که با همبستگی و اتحاد گسترده تمام مردم کشورمان با شما و تمام مبارزان دیگر کاخ نظام ظلم و ستم فرو خواهد پاشید و خورشید دموکراسی و آزادی طلوع خواهد کرد. کمیته همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران - بخش برون مرزیwww.komitedefa.com

May 27، 2011

اعلام حمایت تعدادی از زندانیان بند 350 اوین از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج


اعلام حمایت تعدادی از زندانیان بند 350 اوین از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: تعدادی از زندانیان سیاسی بند 350 اوین تهران با انتشار بیانیه ای ضمن هشدار و اعتراض نسبت به محدودیت های اعمال شده و نقض حقوق انسانی زندانیان در زندان های جمهوری اسلامی، حمایت خود را از زندانیان سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج اعلام داشتند.

به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، متن بیانیه پنج تن از زندانیان سیاسی بند 350 اوین بدین شرح می باشد
«زمان می گذرد و هر لحظه نظام جمهوری اسلامی قدمی در راستای فاصله گرفتن از باورهای حقوق بشری برداشته و مکرراً اثبات می کند که به هیچ وجه قصد عبرت گرفتن از گذشته خویش را ندارد.

در ماه های اخیر با هدف هر چه محدود کردن زندانیان سیاسی، آن چنان فشار از سوی رژیم حاکم افزایش یافته که حتی رسیدگی های پزشکی و درمانی نیز از سوی آنان دریغ گشته تا حدی که این قصور در بعضی از زندانیان سبب به وجود آمدن آسیب های غیر قابل جبران و حتی در چند مورد منجر به فوت شده است. که اسامی همچون اکبر محمدی و امیر حسین حشمت ساران در سال های گذشته و محسن دگمه چی و حسن ناهید در ماه های اخیر به همراه بسیاری اسامی دیگر گواه بر این مطلب می باشد.

این جنایات و اعمال ناقض حقوق بشر مضاف بر عدم برخورداری از امکانات غذایی و بهداشتی، ممنوعیت استفاده از تلفن، ملاقات حضوری و مرخصی می باشد. لازم به ذکر است که در گذشته نیز این موارد توسط دوستان زندانیمان در زندان رجائی شهر مطرح و بیان شد و به اطلاع عموم رسیده است. به این وسیله تعدادی از زندانیان بند 350 اوین لازم دانستیم اعتراض خود را به محدودیت های اعمال شده و نقض حقوق انسانی زندانیان و همچنین حمایت کامل خود را از زندانیان رجائی شهر اعلام داریم».

امید است این حرکت گامی در جهت آگاهی بخشی نسبت به وضعیت نقض حقوق زندانیان باشد.

حسین رونقی

مهدی خدایی

احمد شاهرضایی

آرش صادقی

رامین پرچمی



www.komitedefa.com

March 24، 2011

بیانیه جبهه دموکراتیک ایران به مناسبت فرارسیدن سال 1390 خورشیدی

بیانیه جبهه دموکراتیک ایران به مناسبت فرارسیدن سال 1390 خورشیدی
سال یک هزار و سیصد و نود خورشیدی در حالی از راه می رسد که مبارزه مدنی مردم ایران برای رسیدن به خواسته های آزادی خواهانه هم چنان ادامه دارد . مبارزاتی که از خرداد سال یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت شکل جدیدی به خود گرفت . اشتباه سران جمهوری اسلامی در نادیده گرفتن خواسته های به حق مردم در برگزاری انتخاباتی که در آن مردم بتوانند حتی در چهارچوب همین قوانین موجود به حداقل درخواست های خود برسند و بتوانند کاندیدای تأیید شده حاکمیت را برگزینند، سیری تازه در روند مبارزات گشود . در این شکل جدید پای اقشار مختلف مردم به گونه ای گسترده به میدان مبارزه گشوده شد، در راهپیمایی بیست و پنجم خرداد هشتاد و هشت به گفته برخی از افراد حدود سه میلیون نفر فقط در یک بعد از ظهر در تهران حضور داشتند . این ملیون ها انسان به دلیل گسسته شدن آخرین ریسمان هایی که آنان را به صورت حداقلی به حاکمیت پیوند زده بود و برای اعتراض به قانون شکنی حاکمیت به خیابان ها آمده بودند . مردم به آشکارا دیدند که قانون به صورت امری موهوم و مبهم در آمده است . رهبر جمهوری اسلامی به کمک شورای نگهبان در هر لحظه معین قانون را معنی می کنند و افکار عمومی متوجه شد که می توان چیزی را گفت ولی در عمل چیز دیگری را اجرا کرد . از همین جا است که رفتاری فرا قانونی و ساختار شکنی در سطحی گسترده رخ می نماید و قانون در سنت اقتدار گرایی به سطح یک ابزار تبلیغاتی در خدمت مشروعیت بخشی به اهداف فردی در برابر انتقادات مردم و مخالفان، سقوط کرده و به کار می رود .

اکنون با این پیمان شکنی از سوی حکومت جمهوری اسلامی و پاره شدن آخرین پرده های تزویر، مردم برای باز گرداندن آن چه که از آنان گرفته شده یعنی آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و حکومت برخواسته از رای و نظر خودشان به میدان آمده و آماده هر گونه فداکاری می باشند .

خام انگاری حاکمان است که می اندیشند آن ملیون ها انسان معترض به خانه هایشان رفته و خاموشی برگزیده اند و به اطاعت،و همرنگی و همراهی با حکومت نشسته اند .

رفتار مردم نشان داده که مجموعه ترفندها و اقدامات تمامیت خواهان برای پیروز نمایاندن خود در عمل با شکست مواجه شده و در موضع ضعف قرار گرفته اند و سود جستن از وسایل تبلیغاتی به ویژه صدا و سیمای جمهوری اسلامی که در بیشترین سطح ممکن برای ترویج خرافات و قدیس زایی و تحمیق توده ها و عوام فریبی و در نهایت تبلیغ سیاست های آکنده از دروغ انجام می شود، دیگر نه تنها کاربردی ندارند بلکه از این هجوم تبلیغاتی علیه خود حاکمان بهره برداری می شود .

افکار عمومی و روشن فکران حتی توده ها در کشورهای مختلف جهان به کمک ملت ایران آمده و بر حقانیت آنان صحه می گذارند و تا آنجا پبش رفته است که کارگزاران حکومت جمهوری اسلامی در خارج از کشور قادر به پاسخگویی به پرسش های بی شمار افکار عمومی نمی باشند .

امکان خبر رسانی یک طرفه در عصر گردش آزاد اطلاعات با تکیه به ابزارهای جهان شمولی چون اینترنت به شدت کاسته شده و دروغ پراکنی و فریب کاری و بازی با افکار عمومی خاصیت خود را از دست داده است .

هرچند عوام فریبان برای آن که خود را همیشه بر حق و برنده جلوه گر نمایند، از هیچ وسیله ای دست نمی شویند و با بی انصافی و سفسطه و بذل وب خشش بی حساب و کتاب از بیت المال و از اندوخته های ملت می خواهند آب رفته را به جوی باز گردانند ولی مردم به خوبی می دانند آن چه دروغگویان را رسوا می سازد و مانعی بر سر راه رسیدن آنان به خواسته های نامشروع شان می باشد، روشنگری و آگاهی بخشی و حضور در رویدادهای دفاع ازخواسته های ملی می باشد . خواسته هایی که ملتی برای رسیدن به آنها پیمانی ناگسستنی دارند .

آزادی تمامی زندانیان عقیدتی - سیاسی و کنشگران حقوق بشری، این بهترین و آگاه ترین و صادق ترین فرزندان ایران زمین می باید به عنوان اولین خواسته ملی مطرح باشد، آنان که جرمی به غیر از دفاع از حقوق ملت ندارند و برای اعاده شرف ملی در زندان مستبدین بسر می برند .

مهندس طبرزدی دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران سال ها زندان های مختلف و سلول های انفرای و شکنجه های حکومت جمهوری اسلامی را تجربه نموده و هم اکنون با حکم هفت سال حبس دادگاه انقلاب اسلامی در تبعید گاه زندان گوهردشت به سر می برد . ایشان در آخرین پیامی که توانست قبل از قطع تمامی تماس ها و ملاقات های حضوری از داخل زندان به خارج بفرستد، چنین می گوید :

"ما از یک سکولار-دموکراسی تمام عیار که مبانی آن رادر اصول دوازده گانه «همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران» آورده ایم، دفاع می کنیم . همچنین برای رسیدن به این جامعه دموکراتیک و حاکمیت ملی متکی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر نوعی انقلاب نرم یا دموکراتیک را توصیه می کنیم، اما هیچ نوع خشونت اعم از گفتاری یا عملی را تأیید نمی نماییم و دموکراسی بر مبنای سکولاریزم و حقوق بشر از هر راه یا به هر وسیله را تجویز و تأیید نمی نماییم . این چیزهایی است که نمی خواهیم، بمب گذاری، ترور، حمله به پلیس، شکستن شبشه های مراکز دولتی و تخریب اموال عمومی را تجویز و تأیید نمی کنیم . حتی خشونت گفتاری را رد می کنیم .اگر جنبشی به شعارهایی رو آورد که از آنها انتقام جویی، خون ریزی و کشتن کسی برداشت شد به همان شرایط گرفتار می شود که انقلاب بهمن ماه ۱۳۵۷ به فاصله کمتر از چند ماه پس از پیروزی به آن گرفتار شد .

نفی خشونت، تسامح و تساهل یا رواداری، صلح طلبی، پذیرش تکثر و در یک کلمه پرهیز از انحصار طلبی و پذیرش پلورالیزم جنسیتی، قومی، مذهبی، صنفی و سیاسی و برخورد متمدنانه با نیروهای مقابل از اصول یک مبارزه دموکراتیک است ."

جبهه دموکراتیک ایران ضمن شاد باش فرا رسیدن نوروز ۱۳۹۰، یاد و خاطره تمامی کشته شدگان راه آزادی ایران و تمامی آزادی خواهان در بند را گرامی می دارد .

زنده باد آزادی – گسسته باد زنجیر استبداد – برقرار باد دمکراسی

جبهه دموکراتیک ایران

بیست و هفتم اسفند ماه ۱۳۸۹

February 05، 2011

دادگاه رسیدگی به اتهامات غفار فرزدی عضو نهضت آزادی ایران

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: دادگاه رسیدگی به اتهامات دکتر غفار فرزدی، عضو شورای مرکزی و مسئول شاخه آذربایجان نهضت آزادی ایران، امروز شنبه شانزدهم آبان ماه در دادگاه انقلاب شهر تبریز برگزار خواهد شد. به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، دادگاه این عضو نهضت آزادی ایران، امروز و به همراه سه تن دیگر از فعالان سیاسی آذربایجان شرقی به نام های دکتر باقر صدری نیا، عباس پوراظهری و وحید شیخ بگلو در دادگاه انقلاب اسلامی تبریز برگزار خواهد شد.
غفار فرزدی بهمن ماه سال گذشته به همراه اروجعلی محمدی، آصف حاجی زاده، جلیل یعقوب زاده، صدری نیا، وحید شیخ بیگلو، عباس پوراظهری و عزیزی بازداشت و مدتی را در بازداشتگاه وزارت اطلاعات سپری کرده بود. وی نهم مهرماه سال جاری نیز همراه با دکتر ابراهیم یزدی، هاشم صباغیان، دکتر سیدعلی اصغر غروی و احد رضایی دیگر اعضای نهضت آزادی ایران به دنبال حضور در مراسم ختم یکی از اعضاء نهضت آزادی در شهر اصفهان بازداشت شده بود. دکتر غفار فرزدی، مسئول شاخه آذربایجان نهضت آزادی، و عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه تبریز می باشد در سال 1380 نیز هنگام دستگیری های گسترده اعضای نهضت آزادی بازداشت، و مدت 9 ماه را در بازداشت گذراند.
www.komitedefa.com

February 02، 2011

اعتراض میرحسین موسوی و مهدی کروبی نسبت به اعدام های اخیر

اعتراض میرحسین موسوی و مهدی کروبی نسبت به اعدام های اخیر
میرحسین موسوی و مهدی کروبی از معترضین به انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری در سال گدشته، نسبت به اجرای احکام بی رویه اعدام طی روزهای اخیر در جمهوری اسلامی اعتراض کردند.
به گزارش سایت تغییر، مهدی کروبی و میرحسین موسوی طی دیداری که روز دوشنبه یازدهم بهمن ماه و در منزل مهدی کروبی صورت گرفت نسبت به تعداد زیاد اعدام ها و تعجیل در اجرای احکام اعدام، بدون طی کامل مراحل دادرسی و قانونی در کشور اعتراض کرده و آنرا ناشی از بی تدبیری حاکمان و ایجاد رعب و وحشت در جامعه قلمداد کردند. آن دو ابراز کردند: "فارغ از چند و چون اتهامات افراد و درستی یا نادرستی این اتهامات، حق قانونی و شرعی هر انسانی است که با طی کامل مراحل دادرسی و قانونی بتواند از حقوق خود بهره مند شود."
کروبی و موسوی همچنین متذکر شدند: «اعدام قریب به ۳۰۰ تن طی یکسال گذشته، آیا جز ایجاد رعب و وحشت در جامعه دستاوردی برای اذهان عمومی کشور دارد و نتیجه ای جز انزوای بیشتر ایران در مجامع بین المللی را بهمراه نخواهد داشت؟ آیا اعدام بدون طی شدن مراحل دادرسی و بدون اطلاع خانواده متهم اقدامی انسانی و اسلامی است؟ خودداری از تحویل جسد به خانواده و بستگان دیگر چه صیغه ای است که به تازگی آنرا باب کرده اند! لذا ما به عنوان شهروندان این کشور و عضوی از اعضای ملت آزاده ایران، خواستار توقف این شیوه هستیم و امیدواریم دستگاه قضایی کشور بتواند بطور مستقل و با رعایت حفظ اصل بی طرفی و برخوردار کردن متهمین از حقوق قانونی و شرعی خود و با عنایت به رافت و رحمت اسلامی تدبیری اتخاذ کند تا دیگر شاهد چنین روند ناصوابی در کشور نباشیم.»

احضار شش تن از فعالين مدنی آذربايجان به دادگاه انقلاب تبریز

احضار شش تن از فعالين مدنی آذربايجان به دادگاه انقلاب تبریز
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی:
شش تن از فعالین مدنی شهر تبریز، برای حضور و پاسخ به سوالات امروز به شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی این شهر احضار شدند. از کم و کیف این احضار اطلاع جدیدی در دست نیست.

به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، بنا بر اخبار دریافتی، شش تن از فعالان مدنی شهر تبریز به نام های هادی مرتضی، رضا ابری، علی تهمتن، ابراهیم آسمانی، ابراهیم فرج زاده و محمدرضا یوسف زاد طبق احضاریه ای که روز گذشته به ایشان ابلاغ گردید می بایستی برای پاسخ به پاره ای از مسایل صبح امروز به شعبه 3 دادگاه انقلاب اسلانی این شهر حضور می یافتند.

نامبردگان زوز هشتم دی ماه سال گذشته، در جریان مراسم تشییع پیکر یکی از فعالان مدنی این شهر بازداشت شده بودند.
www.komitedefa.com

January 26، 2011

اعدام جعفر کاظمی و محمد علی حاج آقایی

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی،



به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، جعفر کاظمی و محمد علی حاج آقایی تنها چند روز پیش یعنی سه شنبه 28 دی ماه برای اعتراف تلویزیونی به بند 209 منتقل شده بودند که پس خودداری آنها از قرار گرفتن در برابر دوربین برای اجرای احکام اعدام به اتاق اعدام برده شدند اما به دلایل نامعلومی موقتا اجرای حکم متوقف شد و آنها صبح روز چهارشنبه به بند عمومی 350 اوین بازگردانده شدند. کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: بامداد امروز دوشنبه چهارم بهمن دو زندانی سیاسی جعفر کاظمی و محمد علی حاج آقایی به دار آویخته شدند. پایگاه اطلاع رسانی دادستانی تهران این دو زندانی سیاسی را منافق یاد و عنوان کرده است که آنها مرتبط با " گروهک منافقین" (سازمان مجاهدین خلق ایران )در اعتراضات پس از انتخابات نقش داشته اند.
گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، جعفر کاظمی و محمد علی حاج آقایی تنها چند روز پیش یعنی سه شنبه 28 دی ماه برای اعتراف تلویزیونی به بند 209 منتقل شده بودند که پس خودداری آنها از قرار گرفتن در برابر دوربین، برای اجرای احکام اعدام به اتاق اعدام برده شدند اما به دلایل نامعلومی موقتا اجرای حکم متوقف شد و آنها صبح روز چهارشنبه به بند عمومی 350 اوین بازگردانده شدند تا اینکه صبح امروز به دار آویخته شدند.شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه، این دو زندانی سیاسی را به اتهام «محاربه از طریق همکاری و ارتباط با منافقین» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به اعدام محکوم کرد که این حکم در شعبه 36 دادگاه تجدید نظر استان تهران تایید شد.
جعفر کاظمی و محمد علی حاج آقایی در روز ۲۷ شهریور به دنبال یکی از تجمع‌های اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری به ترتیب در تهران و ورامین بازداشت و مدتها تحت شکنجه قرار گرفتند تا اتهامات خود را بپذیرند. وکیل این دو زندانی سیاسی در مراحل دادرسی از مطالعه پرونده محروم بوده و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز با تاخیر به او ابلاغ شد.جعفر کاظمی پیشتر در دهه 60 حدود 9 سال را در زندان بسر برده بود و محمد علی حاج آقایی نیز مدتی در سالهای 61 و 62 در زندان بود.پیش از این نیز تعدادی از زندانیان سیاسی از جمله علی صارمی و حسین خضری اعدام شده اند که مورد اعتراض نهاد های حقوق بشری داخلی و خارجی قرار گرفته است. جمهوری اسلامی از سوی مدافعان حقوق بشر به بی توجهی به حقوق زندانیان سیاسی و نیز اعدام بیگناهان متهم است*
از سوئی دیگر
رژیم عراق نیز در همکاری با جمهوری اسلامی توسط نظامیان خود مراسم و تظاهرات اعتراضی نسبت به اعدام این جانباخته آزادی در شهر اشرف را مورد تعرض و سرکوب قرارداده است.
مالکوم اسمارت، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین الملل گفت: «ما از اعدام جعفر کاظمی و محمدعلی حاج آقایی، و همینطور از تداوم استفاده از این مجازات شدیدا بی رحمانه در ایران وحشت زده هستیم.» «مانند بسیاری دیگر از قربانیان، این دو تن نیز از دادگاهی عادلانه بهره مند نشدند.»
بنا بر برخی گزارش ها، جعفر کاظمی ماه ها در زندان اوین توسط بازجویانش برای مجبور کردن وی به اعترافات تلویزیونی مورد شکنجه قرار گرفت اما او از انجام اعترافات تلویزیونی خودداری کرد. او و محمدعلی آقایی با یکدیگر محاکمه شدند. به گمان ما ایشان در اردیبهشت سال جاری به مرگ محکوم شدند، و درخواست تجدیدنظر ایشان در ماه های جولای و سپتامبر رد شد. پیش از آنکه این دو بازداشت شوند با اعضای خانواده شان در کمپ اشرف در عراق، که حدود 3400 تن از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق در آن در تبعید زندگی می کنند، دیدار کرده بودند. پسر جعفر کاظمی در این کمپ که در 60 کیلومتری شمال بغداد واقع شده است بسر می برد. ساکنین اشرف برای ماه ها در معرض اذیت و آزار مداوم، فشار و شرایط "محاصره مانند" توسط مسئولان عراقی، که می خواهند آنها خاک عراق را ترک کنند قرار دارند. آنها در صورتی که مجبور به بازگشت به ایران شوند در معرض خطر بسیار جدی قرار خواهند داشت. زندانیان دیگری از جمله حسین خضری، از اعضای اقلیت کرد که گمان می رود در بیست و پنجم دی ماه اعدام شده باشد، و علی صارمی که به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق در هفتم دی ماه اعدام شد، توسط مسئولان جمهوری اسلامی طی هفته های اخیر به دار آویخته شده اند. دو عضو دیگر اقلیت کرد به نام های ایوب و مصلح نیز در میان کسانی هستند که در معرض خطر اعدام قرار دارند. آنها به داشتن اعمال جنسی و فیلم برداری از آن متهم هستند. سازمان عفو بین الملل هفته گذشته طی نامه ای به رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی خواستار جلوگیری از اعدام این دو شده است.
www.komitedefa.com

January 22، 2011

سه وکیل دادگستری با شکایت اداره اطلاعات به زندان محکوم شدند

خبرگزاری هرانا
سه وکیل دادگستری با شکایت اداره اطلاعات به زندان محکوم شدند
خبرگزاری هرانا - در ادامه فشارها و اِعمال محدودیت ها برای دراویش و دگراندیشان عقیدتی، فرشید یداللهی، امیر اسلامی و مصطفی دانشجو، سه تن از وکلای مدافع دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی، با شکایت وزارت اطلاعات در دادگاه هایی جداگانه و به اتهاماتی چون "نشر اکاذیب" و "تشویش اذهان عمومی" به تحمل زندان محکوم شدند.


به گزارش تارنمای مجذوبان نور، یداللهی و اسلامی که وکالت پرونده تعدادی از دراویش جزیره کیش را به عهده داشتند، در حالی که موکلین آنها از اتهام اقدام علیه امنیت ملی برائت حاصل کردند، خود از سوی شعبه ۱۰٢ دادگاه جزایی کیش به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم شده و مصطفی دانشجو نیز در جریان وکالت پرونده دو نفر از دراویش گنابادی ساکن شهرستان نکا، با همین اتهام به حکم قطعی دادگاه تجدید نظر مازندران به هفت ماه زندان محکوم شد.


گفتنی است این هر سه وکیل در جریان دفاع از حقوق شماری از دراویش گنابادی، به اقدامات خلاف قانون مقامات و ماموران وزارت اطلاعات در برخورد با موکلین خود به مراجع قضایی شکایت کرده بودند اما این خواسته قانونی آنها نه تنها مورد توجه قرار نگرفت بلکه به شکایت وزارت اطلاعات از آنها و نهایتا محکومیت ایشان در دادگاه های مورد اشاره منجر شد.

یادآور می شود فرشید یداللهی و امیر اسلامی از اعضای کمیسیون حقوق بشر کانون وکلا هستند و مصطفی دانشجو نیز در شمار آن دسته از وکلای کشور است که پروانه وکالت او همراه با امید بهروزی در جریان دفاع از حقوق دراویش از سوی مرکز امور مشاوران قوه قضاییه لغو شده است.

January 19، 2011

زانیار و لقمان مرادی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام: تهدید به شکنجه جنسی شدیم

میته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: لقمان مرادی و زانیار مرادی، زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در ملا عام، در تماسی از زندان رجایی شهر کرج با کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، ضمن درخواست یاری و کمک از مدافعان حقوق بشر تاکید کردند که تحت شکنجه وادار به اعتراف شده اند و اتهامات منتسب به ایشان صحت ندارد. به گزارش سایت خبری کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی (www.komitedefa.com) از تهران، لقمان مرادی و زانیار مرادی، زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در ملا عام، در تماسی با کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی اعلام کردند که کلیه اعترافات اخذ شده در ارتباط با فعالیت مسلحانه آنها و قتل فرزند امام جمعه مریوان در سال گذشته تحت شکنجه صورت گرفته و آنها هیچ دخالتی در این اقدام نداشته اند.
لقمان مرادی به کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی گفت ما از مدافعان حقوق بشر درخواست کمک می کنیم برای اینکه واقعا نقشی در ترور فرزند امام جمعه مریوان نداشته ایم اما به دلیل شکنجه های زیاد و تهدید به "شکنجه جنسی" و نیز "بازداشت خانواده" مجبور به اعتراف شدیم و هیچ گاه نیز سندی دال بر حضور ما در این اقدام ارائه نشده است. پیشتر روزنامه دولتی ایران در روز سه‌شنبه 7 دیماه، به نقل از قاضی ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران، اعلام کرده بود که زانیا مرادی و لقمان مرادی به اتهام "محاربه" و "مفسد فی‌الارض" به اعدام در ملا عام محکوم شده اند. قاضی صلواتی در جلسه محاکمه 20 دقیقه ای این دو شهروند کرد در روز چهارشنبه اول دی ماه 1389 آنها را به خاطر عضویت در حزب "کومله" و دست داشتن در ترورسعدی، پسر امام جمعه مریوان، و دو نفر دیگر به نام هادی و عبداللـه در شامگاه 14 تیر 1388 به اعدام محکوم کرده است. زانیار مرادی و لقمان مرادی اتهامات وارده را قبول ندارند و می گویند تحت شکنجه قرار گرفته اند و اجازه نداشته اند از خود دفاع کنند. لقمان مرادی به کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی گفت آنها نیاز به قربانی دارند و ما را انتخاب کرده اند. کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی www.komitedefa.com
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: لقمان مرادی و زانیار مرادی، زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در ملا عام، در تماسی از زندان رجایی شهر کرج با کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، ضمن درخواست یاری و کمک از مدافعان حقوق بشر تاکید کردند که تحت شکنجه وادار به اعتراف شده اند و اتهامات منتسب به ایشان صحت ندارد. به گزارش سایت خبری کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی (www.komitedefa.com) از تهران، لقمان مرادی و زانیار مرادی، زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در ملا عام، در تماسی با کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی اعلام کردند که کلیه اعترافات اخذ شده در ارتباط با فعالیت مسلحانه آنها و قتل فرزند امام جمعه مریوان در سال گذشته تحت شکنجه صورت گرفته و آنها هیچ دخالتی در این اقدام نداشته اند. لقمان مرادی به کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی گفت ما از مدافعان حقوق بشر درخواست کمک می کنیم برای اینکه واقعا نقشی در ترور فرزند امام جمعه مریوان نداشته ایم اما به دلیل شکنجه های زیاد و تهدید به "شکنجه جنسی" و نیز "بازداشت خانواده" مجبور به اعتراف شدیم و هیچ گاه نیز سندی دال بر حضور ما در این اقدام ارائه نشده است. پیشتر روزنامه دولتی ایران در روز سه‌شنبه 7 دیماه، به نقل از قاضی ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران، اعلام کرده بود که زانیا مرادی و لقمان مرادی به اتهام "محاربه" و "مفسد فی‌الارض" به اعدام در ملا عام محکوم شده اند. قاضی صلواتی در جلسه محاکمه 20 دقیقه ای این دو شهروند کرد در روز چهارشنبه اول دی ماه 1389 آنها را به خاطر عضویت در حزب "کومله" و دست داشتن در ترورسعدی، پسر امام جمعه مریوان، و دو نفر دیگر به نام هادی و عبداللـه در شامگاه 14 تیر 1388 به اعدام محکوم کرده است. زانیار مرادی و لقمان مرادی اتهامات وارده را قبول ندارند و می گویند تحت شکنجه قرار گرفته اند و اجازه نداشته اند از خود دفاع کنند. لقمان مرادی به کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی گفت آنها نیاز به قربانی دارند و ما را انتخاب کرده اند. کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی www.komitedefa.com

خودداری مسئولان قضایی اهواز از پاسخ دادن به خانواده ابوالفضل طبرزدی

دداری مسئولان قضایی اهواز از پاسخ دادن به خانواده ابوالفضل طبرزدی


کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: ابوالفضل طبرزدی فعال مدنی و برادر زاده مهندس حشمت الله طبرزدی است که با گذشت 25 روز از دستگیری وی توسط اداره اطلاعات اهواز، همچنان با دلایل نامعلومی در بازداشت به سر می برد.به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: دادستان اهواز به خانواده این فعال مدنی گفته است که تا زمان اثبات جرم ابوالفضل طبرزدی هیچ پاسخی به خانواده وی نخواهند داد .همچنین مقام های امنیتی از اعلام دلایل بازداشت وی سر باز می زنند.

ستاد خبری اداره اطلاعات اهواز در پاسخ به خانواده طبرزدی گفته است که "ما نمی توانیم اتهامات ودلایل بازداشت وی را به شما اعلام کنیم و بایستی تا روز برگزاری دادگاه منتظر بمانید".شعبه 12 دادیاری اهواز که به پرونده های امنیتی رسیدگی می کند، به خانواده طبرزدی گفته است که وی مرتکب جرم شده و بایستی این امر اثبات شود.در حالی که تا کنون تفهیم اتهامی در خصوص ابوالفضل طبرزدی صورت نگرفته است، گفته های مسئولان امنیتی و قضایی نشانگر آن است که در حال پرونده سازی برای وی هستند.ابوالفضل طبرزدی که 18 روز را در سلول انفرادی به سر برده است، هم اکنون در بند 6 زندان کارون اهواز نگهداری می شود
www.komitedefa.com

حسین خضری زندانی سیاسی زندان ارومیه اعدام شد

حسین خضری زندانی سیاسی زندان ارومیه اعدام شد

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: زندانی سیاسی حسین خضری، به احتمال بسیار زیاد صبح امروز در زندان ارومیه به دار آویخته شده است. منابع خبری حکومتی بدون اشاره به نام این زندانی، از اعدام « یک عضو گروهک تروریستی پژاک» خبر داده اند. به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، با وجود هشدار فعالان و سازمان های حقوق بشری مبنی بر اجرای قریب الوقوع حکم اعدام زندانی سیاسی حسین خضری، حکم اعدام نامبرده صبح امروز و بدون اطلاع خانواده و وکیل مدافع وی در زندان ارومیه به اجرا درآمد.
ادامه مطلب
www.komitedefa.com

رنجنامه دو زندانی سیاسی محکوم به اعدام: شکنجه های روزمره، تهدید به تجاوز و اعترافات دیکته شده

هرانا؛ رنجنامه دو زندانی سیاسی محکوم به اعدام: شکنجه های روزمره، تهدید به تجاوز و اعترافات دیکته شده
خبرگزاری هرانا - زانیار مرادی و لقمان مرادی دو زندانی سیاسی که اخیرا از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام ترور پسر امام جمعه مریوان به اعدام در ملاء عام محکوم شده اند در دو رنجنامه جداگانه اتهام ترور فرزند امام جمعه را تکذیب و اعترافات تلویزیونی پخش شده از سوی صدا و سیما را بر اثر شکنجه های غیرانسانی وزارت اطلاعات قبول کرده اند.

آنها در این نامه ضمن افشای سناریوی دستگاه امنیتی و شکنجه های اعمال شده در طول دوران بازداشت اعترافات پخش شده را دیکته وزارت اطلاعات اعلام کردند.

ادامه مطلب

https://www.hra-news.org/component/content/article/55-1389-01-14-13-18-46/6298-1.html

January 12، 2011

عفو بین الملل: احکام زندان نسرین ستوده و شیوا نظرآهاری به سخره گرفتن عدالت است

عفو بین الملل: احکام زندان نسرین ستوده و شیوا نظرآهاری به سخره گرفتن عدالت است
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: در پی صدور احکام سنگین زندان برای دو مدافع برجسته حقوق بشر، نسرین ستوده وکیل دادگستری و وكيل مدافع بسياري از زندانيان سياسي و غير سياسي و شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر و دبیر سابق کمیته کزارشگران حقوق بشر و کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، سازمان عفو بین الملل با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن اقدام جمهوری اسلامی در صدور احکام زندان برای این دو فعال حقوق بشر، آن را به سخره گرفتن عدالت و بخشی از سرکوب مداوم وکلا و فعالان حقوق بشر عنوان کرد
سازمان عفو بین الملل با تقبیح محکومیت زندان تحمیل شده به دو تن از فعالان و مدافعان برجسته حقوق بشر در ایران، خواستار لغو تمامی اتهامات بر علیه ایشان گردید.
وکیل حقوق بشر نسرین ستوده اوایل هفته جاری به اتهام «تبلیغ عبیه نظام»، «اقدام علیه امنیت ملی» و «عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر در ایران» به 11 سال زندان محکوم گردید.
همچنین محکومیت چهار سال زندان شیوا نظر آهاری روزنامه نگار، که به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و سایر اتهامات صادر گردیده بود، روز یکشنبه و در دادگاه تجدید نظر تائید شد. وی ممکن است حتی با حکم شلاق مواجه گردد و هنوز مشخص نیست که ایا آن بخش از حکم اولیه وی، برای تبدیل حکم شلاق به جزای نقدی پابرجاست یا خیر. مالکوم اسمارت، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین الملل گفت: «محکومیت تحمیل شده به نسرین ستوده و شیوا نظر آهاری، ظالمانه و به سخره گرفتن عدالت است.»
به گفته اسمارت: «هر دوی ایشان به علت دفاع شجاعانه از حقوق بشر و معیارها و ارزش های بسیاری که دولت جمهوری اسلامی بر مبنای معاهدات بین المللی موظف به رعایت آنهاست محکوم شده اند.» وی ادامه داد: «واقعاً تاسف آور است که به چنین اقداماتی انگ تهدید علیه امنیت ملی و یا تبلیغ و پروپاگاند می زنند.» در بیانیه عفو بین الملل آمده است: «نسرین ستوده یک زندانی عقیدتی است و می بایستی فورا و بدون هیچگونه قید و شرطی آزاد شود. شیوا نظر آهاری نباید محکومیتش را تحمل کند و (این حکم) می بایستی فورا لغو شود.»
نسرین ستوده بیشتر دوران یازداشت خود، از اواسط شهریورماه سال جاری تا پایان دادگاهش را در سلول های انفرادی زندان بدنام اوین تهران سپری کرده است. همچنین گزارش شده است که وی به 20 سال محرومیت از کار وکالت و ممنوعیت خروج از کشور محکوم گردیده است. وکلای خانم ستوده در حال برنامه ریزی برای تحدیدنظر در حکم صادره توسط شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران هستند و می گویند که وی هرگز به کانون مدافعان حقوق بشر وابستگی و تعلقی نداشته است. این مرکز در سال 1381 و توسط جایزه صلح نوبل، شیرین عبادی تاسیس و در پاییز سال 1387 توسط مقامات جمهوری اسلامی تعطیل شد و خانم ستوده به عنوان وکیل مدافع برای ایشان فعالیت می کرد. در نوامبر 2010 کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد مقامات جمهوری اسلامی را به بررسی پرونده، و تسریع آزادی نسرین ستوده فراخواند.

شیوا نظرآهاری عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، تشکیلاتی ممنوعه در جمهوری اسلامی است. سایر اعضای این سازمان به علت هراس از امنیت خود ایران را ترک کرده اند، در حالی که سایر اعضا این تشکیلات در زندان هستند.
به گفته امنستی اینترنشنال «این احکام بخشی از سرکوب مداوم وکلا و فعالان حقوق بشر و طیف گسترده ای از سایر موارد در ایران می باشد. در هشتم آبان ماه سال جاری نیز، محمد سیف زاده وکیل دادگستری نیز به 9 سال زندان و 10 سال محرومیت از وکالت محکوم گردید.»

«دادگاه چنین پرونده هایی غالبا ناعادلانه، و متهمان از دسترسی به وکیل منتخب خود محروم بوده و بر اساس اتهامات مبهم و گسترده، و توسط قضاتی غیرمستقل محکوم می گردند.»
www.komitedefa.com

January 08، 2011

فراخوان برای تشکیل کمپین لغو اعدام های سیاسی

فراخوان برای تشکیل کمپین لغو اعدام های سیاسی
شواهد و قرائن موجود حاکی از آن است که جان بسیاری از زندانیان سیاسی در ایران در خطر است. رژیم جمهوری اسلامی که از بدو روی کار آمدن، بارها دست به قتل عام زندانیان و اعدام مخفیانۀ آنها زده است، این بار نیز با اعدام مخفیانه علی صارمی و علی اکبر سیادت، دست به یک اقدام غیرقانونی و غیر انسانی دیگری زد.
مشاهده میشود که در کلیه پرونده های سیاسی، عدم رعایت آئین دادرسی کیفری و بی توجهی به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی کاملا آشکار است و زندانیان سیاسی بی گناه بدون هرگونه دلیل روشنی به مجازات مرگ محکوم شده اند. به عنوان نمونه علی صارمی بی رحمانه به چوبه دار سپرده شد و به حداقل حقوق مدنی و سیاسي او توجهی نشد.
جمهوری اسلامی باید نسبت به کشتن انسان ها آن هم بدون طی مراحل قانونی پاسخگو باشد و دلایل اعدام مخفیانه زندانیان سیاسی را روشن کند.
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی با پشتوانه دوازده سال فعالیت انسان دوستانه در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی ، که اینک سه یار خود را در زندان دارد، همواره نسبت به اعدام زندانیان سیاسی معترض بوده و در مواضع خود آن را بیان کرده است. به باور ما و بسیاری دیگر، آنچه اتفاق می افتد تنها برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه است تا در برابر خواست دمکراتیک و انسانی مردم ایران مانع ایجاد کنند و سیاست های ناصواب سیاسی و اقتصادی خود را بدون اعتراض از طرف مردم به پیش ببرند.
ما از همه مدافعان حقوق بشر درخواست می کنیم در اقدامی مشترک برای لغو اعدام سیاسی در ایران کوشش کنند، چرا که تلاش های همسو و متحد موجب خواهد شد تا جان بسیاری از انسان ها نجات یابد. امروز که همه ما مدافع آزادي زندانیان سیاسی هستیم باید در دفاع از حقوق آنها یکصدا شویم. توقف اجرای حکم اعدام حبیب الله لطیفی، با حمایت های فعالان درون و برون مرز و به ویژه اعتراض مردم کردستان در مقابل زندان، نشان داد که اگر ما یکصدا شويم نه تنها مانع اعدام زندانيان سیاسی خواهيم شد بلکه شرایط رهایی زندانی سیاسي را فراهم خواهیم کرد.
به همین دلیل از همه کوشندگان و مدافعان حقوق بشر می خواهيم در این کارزار بین المللی ما را یاری کنند تا این مهم سرآغازی باشد برای آزادی همه زندانیان سیاسی در ایران.
کمیته دانشجویي دفاع از زندانیان سیاسي
www.komitedefa.com
info@komitedefa.com

عفو بین الملل: علی صارمی اعدام، و هفت نفر همچنان در خطر اعدام

عفو بین الملل: علی صارمی اعدام، و هفت نفر همچنان در خطر اعدام

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: سازمان عفو بین الملل روز گذشته با صدور بیانیه ای ضمن یادآوری این نکته که بنا بر قوانین بین المللی، مجازات مرگ تنها برای «مهمترین جنایات» و یا «جنایاتی عامدانه یا مرگبار با عواقب بی‌نهایت شدید یا مرگبار باشند» قابل اجرا می باشد، نسبت به خطر اعدام قریب الوقوع اعدام هفت زندانی سیاسی متهم به ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران هشدار داد. زندانی سیاسی علی صارمی روز هفتم دی ماه سال جاری و بدون بدون اطلاع قبلی در زندان اوین تهران اعدام شد. بر خلاف قوانین جاری جمهوری اسلامی که می بایستی خانواده و وکیل محکومین به اعدام 48 ساعت پیش از اجرای حکم در جریان آن قرار گیرند، وکیل و خانواده آقای صارمی تا لحظه اجرای حکم مرگ در جریان آن قرار نگرفتند. آقای صارمی در آذرماه سال گذشته و به اتهام محاربه از طریق عضویت در سازمان محاهدین خلق ایران(PMOI) به اعدام محکوم گردیده بود.
در بیانیه امنستی اینترنشنال آمده است که هم اکنون هفت تفر دیگر نیز به اتهام ارتباط با همان سازمان زیر حکم اعدام می باشند و گمان می رود که دادگاه تمامی این هفت نفر ناعادلانه بوده است.
به گفته این سازمان علاوه بر آقای صارمی شش مرد و یگ زن دیگر در ایران، پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری در سال 88 به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به مرگ محکوم شده اند. جعفر کاظمی، محمدعلی حاج آقایی، عبدالرضا قنبری، احمد و محسن دانشپور مقدم (پدر و پسر)، و جواد لاری به همراه فرح (المیرا) واضحان به محاربه گناهکار شناخته شده اند. در برخی از این پرونده ها ممکن است اتهام این افراد چیزی بیش از داشتن ارتباط با یکی از افراد خانواده که از اعضای سازمان مجاهدین خلق هستند نباشد.
سازمان عفو بین الملل با یادآوری موارد فوق از همگان خواست تا با ارسال نامه به دفاتر رهبر جمهوری اسلامی، رییس قوه قضائیه و رئیس ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی، و همچنین نمایندگی های جمهوری اسلامی، ضمن ابراز تاسف عمیق از اعدام علی صارمی با یادآوری این مساله که بنا بر قوانین بین المللی، مجازات مرگ تنها برای «مهمترین جنایات» و یا «جنایاتی عامدانه یا مرگبار با عواقب بی‌نهایت شدید یا مرگبار باشند» قابل اجرا می باشد، از مقامات جمهوری اسلامی خواهان «عدم اجرای حکم اعدام این شش تن»، «تجدید نظر در احکام صادره در محاکمات غیرمنصفانه» و همچنین آزادی فوری و بی قید و شرط افرادی که صرفاً به خاطر رابطه با «اعضای خانواده عضو سازمان مجاهدین خلق» بازداشت شده و مرتکب خلافی جنایی نشده اند گردند.
www.komitedefa.com

January 04، 2011

مهدی کروبی: آماده محاکمه در دادگاه علنی هستم

مهدی کروبی: آماده محاکمه در دادگاه علنی هستم
منابع خبری نزدیک به اصلاح طلبان در ایران از اعلام آمادگی مهدی کروبی، یکی از نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در دادگاه علنی خبر داده اند.وب سایت سحام نیوز نامه سرگشاده ای از مهدی کروبی منتشر کرده که وی در آن تاکید کرده است که بیدی نیست که از این بادها بلرزد. این نامه پس از آن منتشر می شود که برخی مقام های قضایی از احتمال محاکمه وی و میر حسین موسوی به عنوان سران فتنه خبر داده بودند.در این نامه آمده است «من مهدی کروبی به شما می گویم اگر بنیانگذار انقلاب اسلامی زنده بود، امروز قوه قضاییه در اختیار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی نبود تا جمعی از قضات به ماشین امضا برای احکام ناعادلانه تبدیل شوند. همچنانکه ایشان اجازه نمی داد به خانه مراجع تقلید حمله شود و اجازه نمی داد تا مجلس که باید راس امور باشد این چنین تحقیر شود. اگر ایشان زنده بود به سپاهیان و بسیجیان مسلح و بی سیم به دستان اجازه نمی داد تا در کنار صندوق های رای بایستند و دخالت و اعمال نفوذ در انتخابات داشته باشند.»مهدی کروبی با اشاره به حوادث پس از انتخابات تصریح کرده است «در تصورم نمی گنجد اوج خشونتی که بتواند در نظام اسلامی در ظرف چند روز ۴ جوان را زیر شکنجه به قتل برسانند.» آقای کروبی در بخش پایانی نامه خود و پس از تحلیل شرایط کشور تاکید کرده «من از همین جا اعلام می کنم که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از این دادگاه استقبال می کنم و برای همه مواضع ام ادله محکمی دارم چرا که ۲۱ سال است با این قضایا درگیر بوده ام و آرامشی هم نداشته ام. من آماده ام دادگاه به هر صورتی که باشد و برگزار شود منتهی درخواست می کنم که اگر آقایان هم در ادعایشان صادق هستند، دادگاه علنی باشد تا همه ملت که صاحبان اصلی کشورند حرف های دوطرف را بشنوند و قضاوت کنند تا معلوم شود آیا ما برای به دست گرفتن بیشتر قدرت آشوب کرده ایم یا حاکمیت برای انحصار طلبی، رای و ارزش را کنار گذاشته است؟

December 25، 2010

شکواییه حشمت الله طبرزدی و هنگامه شهیدی از حاکمان جمهوری اسلامی به دبیرکل سازمان ملل و پارلمان اروپا

شکواییه حشمت الله طبرزدی و هنگامه شهیدی از حاکمان جمهوری اسلامی به دبیرکل سازمان ملل و پارلمان اروپا

علیرغم اینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر شده است که متهمین سیاسی می بایست در حضور هیات منصفه و به صورت علنی محاکمه شوند؛ مسئولین جمهوری اسلامی برای لاپوشانی اقدامات برخلاف قانون و حقوق بشرخود و شکنجه هایی که بر موکلین و دیگر کسانی که در بازداشت هستند، تمام دادگاهها را به صورت فرمایشی و غیر علنی برگزار کرده و بدون وجود هیات منصفه با نظر ماموران امنیتی که تحت نظر مستقیم رهبر جمهوری اسلامی مشغول به فعالیت هستند؛ دست به ارتکاب اعمال برخلاف قانون زنده و موکلین را به حبس های طویل المدت محکوم نموده اند
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: شکواییه حشمت الله طبرزدی و هنگامه شهیدی با وکالت محمد مصطفایی از حاکمان جمهوری اسلامی به دبیرکل سازمان ملل و نیز پارلمان اروپا جهت رسیدگی به وضعیت حقوقی و قضایی آنها تنظیم و به مراجع مذکور و دیگرنهادها ارسال شد. متن این شکوائیه که توسط محمد مصطفائی وکیل برحسته حقوق بشری تنظیم شده است به شرح زیر است.

دبیر محترم سازمان ملل
جناب آقای بان کی مون
از آنجایی که نهادهای حقوق بشری سازمان ملل از جمله کمیته و شورای حقوق بشر و نیز شورای امنیت، تحت نظارت حضرتعالی مشغول به فعالیت هستند و اینکه در هزاره سوم، موضوع حفظ، احترام و ارتقاء حقوق بشر از جمله اولویت های سازمان ملل و بسیاری از کشورهای جهان بوده و نقض حقوق بشر، توسط هر شخص حقیقی و حقوقی، غیر قابل پذیرش است به وکالت از آقای حشمت الله طبرزدی و خانم هنگامه شهیدی که در حال حاضر در بدترین شرایط ممکن به صورت کاملا غیر قانونی و خودسرانه در بازداشتگاههای امنیتی جمهوری اسلامی ایران به مدت طولانی محبوس هستند مراتب اعتراض و شکایت موکلین را علیه ناقضان حقوق بشر در جمهوری اسلامی از جمله سید علی خامنه ای، محمود احمدی نژاد، سید صادق و جواد لاریجانی، محسنی اژه ای، جعفری دولت آبادی و دیگر مسئولین جمهوری اسلامی به شرح ذیل اعلام می نمایم. امیدوارم با دلایل و مدارک موجود به دقت به شکایت اینجانب رسیدگی نموده و با ارجاع موضوع به مراجع ذیصلاح حقوق موکلین اینجانب را احقاق فرمایید:
گناه موکلین اینجانب تنها و تنها این است که تحمل ظلم و ستم های ناشی از سیاست های غلط و غیرمنطقی مسئولین جمهوری اسلامی را که بر مردمان کشور ایران تحمیل شده است را نداشته و لب به اعتراض و شکایت گشوده اند. متاسفانه نبود آزادی بیان و عقیده در جمهوری اسلامی ایران باعث شده است تا هر کس که به انحاء مختلف لب به انتقاد یا اعتراض نسبت به قوانین یا سیاست های خرد و کلان مقامات رسمی جمهوری اسلامی بگشاید توسط مامورین امنیت در وزارت اطلاعات و سپاه بازداشت و سرکوب گردد.
یکی از موکلینم به نام حشمت الله طبرزدی 16 سال است که تحت فشار نیروهای امنیتی و وزرات اطلاعات جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. وی بارها به صورت غیر قانونی و خودسرانه بازداشت و ماههای طولانی در سلول انفرادی برخی از زندانهای ایران از جمله زندان اوین و رجایی شهر محبوس بوده است. موکلم دوازده سال از دوران زندگی خود را در زندان به سر برده و مدت 33 ماه را در بازداشتگاههای انفرادی گذرانده است. اخیرا نیزتوسط شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام واهی اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به نه سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شده است.
موکلم در طول 16 سال فعالیت مدنی خود توسط مسئولین جمهوری اسلامی – چه در دستگاههای اجرایی و امنیتی و چه در دستگاه قضایی – مورد تفتیش عقیده قرار گرفته و نشریات وی به ناحق توقیف شده است، ایشان بارها مورد ضرب و شتم و بازداشت خودسرانه و شکنجه قرار گرفته اند و خانواده وی نیز بارها تهدید شده و از حق ملاقات با موکلم برخوردار نیستند.
دیگر موکل اینجانب خانم هنگامه شهیدی، از جولای سال 2009 در بازداشت به سر می برد. او مشاور ارشد امور زنان آقای مهدی کروبی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری بوده است. در دوران بازداشت ماهها در انفرادی بوده و فشارهای وارده به ایشان در زندان اوین توسط مامورین امنیت وزارت اطلاعات و سپاه به گونه ای بود که بارها وی را راهی بیمارستان نموده و هم اکنون نیز از وضعیت جسمانی خوبی برخوردار نیست مامورین وزارت اطلاعات وی را تهدید به اعدام نموده و در بازجویی های خود طناب دار را به گردن موکلم انداخته اند تا از وی اقرار به ارتکاب جرم و مصاحبه به زیان دیگری گیرند. ایشان نیز توسط قاضی شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی به شش سال حبس محکوم شده اند. محکومیت ایشان و آقای طبرزدی در حالی است که کوچکترین دلیل و اماره ای بر انتساب اتهامات سیاسی و امنیتی علیه آنان وجود ندارد.علیرغم اینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر شده است که متهمین سیاسی می بایست در حضور هیات منصفه و به صورت علنی محاکمه شوند؛ مسئولین جمهوری اسلامی برای لاپوشانی اقدامات برخلاف قانون و حقوق بشرخود و شکنجه هایی که بر موکلین و دیگر کسانی که در بازداشت هستند، تمام دادگاهها را به صورت فرمایشی و غیر علنی برگزار کرده و بدون وجود هیات منصفه با نظر ماموران امنیتی که تحت نظر مستقیم رهبر جمهوری اسلامی مشغول به فعالیت هستند؛ دست به ارتکاب اعمال برخلاف قانون زنده و موکلین را به حبس های طویل المدت محکوم نموده اند.حال با توجه به اینکه در حال حاضر وضعیت روحی و روانی و جسمانی موکلین اینجانب به شدت وخیم بوده و از تمام حقوقی که یک متهم و محکوم می بایست طبق قوانین داخلی و بین المللی و منشور حقوق بشر از آن برخودار باشند محروم هستند؛ با بیان برخی از تخلفات مقامات جمهوری اسلامی در ذیل، تقاضای رسیدگی به موارد مطرح شده را تا آزادی آنان داشته و استدعا دارد در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران با تسامح و تساهل برخورد نکرده و دولت جمهوری اسلامی را وادار نمایید تا به اصول بدیهی و اولیه حقوق بشر احترام گذارند آنچه در ذیل مطرح می گردد تنها مشمول موکلین نبوده و مصادیق، شامل دیگر زندانیان نیز می گردد.
- کشف و تعقیب جرم در خصوص پرونده موکلین و اجرای تحقیقات و صدور قرار بازداشت موقت برای آنها مبتنی بر قوانین داخلی و بین المللی نبوده و دستور قضایی مشخص و شفافی در پرونده موکلین وجود نداشته است
2- مراجع امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران، سلایق شخصی خود را در اعمال حبس برای موکلین به کار برده و از قدرت خود سوءاستفاده نموده و با موکلین با خشونت برخورد نموده ا ند.
3- آرای صادر شده علیه موکلین مستند و مستدل نبوده و اصل برائت نسبت به آنها رعایت نشده است و از امنیت قضایی لازم برخوردار نبوده اند.
4- فرصت استفاده از وکیل دادگستری و کارشناس به موکلین داده نشده و محروم از حق دفاع بوده اند.
5-- مامورین امنیتی و قضایی در جریان دستگیر و بازجویی و تحقیق، موکلین را مورد آزار و اذیت قرار داده و از اعمالی نظیر بستن چشم موکلین و تحقیر آنان و شکنجه استفاده می نموده اند. و اقاریری که جنبه مجرمانه نیز نداشته است به زیان موکلین مورد استناد قرار گرفته است. پرسش های مطرح شده تلقینی و القاءکننده بوده و رفتار بازجویان با موکلین برخلاف قانون صورت گرفته است.
موکلین اینجانب بی گناه بوده و مرتکب هیچ گونه تخلف و جرمی نشده اند. اما مقامات جمهوری اسلامی ایران با سوءاستفاده از قدرت خود، آنان را در حبس نگه داشته اند که نیاز به حمایت های بین المللی و رسیدگی به شکایت اینجانب در احقاق حقوق موکلین دارد.
با تقدیم احترام
محمد مصطفایی وکیل هنگامه شهیدی و حشمت الله طبرزدی
www.komitedefa.com

December 08، 2010

گفتگوی تلفنی آيت الله العظمی صانعي با مادر مهندس حشمت الله طبرزدی

گفتگوی تلفنی آيت الله العظمی صانعي با مادر مهندس حشمت الله طبرزدی

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی:
آيت الله العظمی یوسف صانعي از مراجع عظام تقلید با مادر مهندس حشمت الله طبرزدی سخنگوي شوراي همبستگي براي دمكراسي و حقوق بشر در ايران و مشاور کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی بصورت تلفنی گفتگو کردند. به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، در این تماس تلفنی مادر مهنس طبرزدی از آنچه در این مدت بر فرزند و خانوده این زندانی سیاسی گذشته است صحبت کردند. آیت الله یوسف صانعی از مراجع نواندیش دینی و از منتقدین سرسخت دولت فعلی می باشد که طی ماه های گذشته و در پی حوادث جنجال برانگیز پس انتخابات ریاست جمهوری، به دلیل مواضع و فتاوی و نگرش نوگرایانه‌اش و همچنین حمایت از جنبش اعتراضی مردم ایران مورد خشم مسئولان جمهوری اسلامی و آماج حملات طرفداران دولت قرار گرفت. این عالم دینی 73 ساله مولف بیش از 26 جلد کتاب به زبان های فارسی و عربی می باشد. همچنین در پی اطلاع مهندس طبرزدی، دبيركل جبهه دمكراتيك ايران از تماس تلفنی این مرجع عالیقدر ایشان مراتب سپاس و قدردانی خود را به اطلاع آیت الله صانعی رساندند. مهندس حشمت الله طبرزدی، دبیرکل جبهه دمکراتیک ایران و سخنگوي شوراي همبستگي براي دمكراسي و حقوق بشر در ايران می باشد که از خردادماه سال 78 تاکنون بیش از 11 سال از عمر خویش را در زندان های مختلف جمهوری اسلامی سپری نموده است. وی طی سال های 75، 76، 79 و 1383 به دلیل فعالیت های مسالمت آمیزش و با اتهاماتی واهی نظیر فعالیت و تبلیغ علیه نظام بازداشت و به زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیده بود. وی که چندي پيش از آیت الله خامنه اي رهبر جمهوری اسلامی به دادگاه بين المللي شكايت نمود، در اخرين حكم خود با اتهاماتی همچون «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «توهین به رهبری» در ۱۱ مهر ماه سال جاری از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به 9 سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق محكوم گردید.
www.komitedefa.com

December 06، 2010

ديدار فرزند مهندس طبرزدی با خاتمی

فرزند طبرزدی در دیدار با خاتمی:
فرزند طبرزدی در دیدار با خاتمی: به يورش به خانه مان اشاره نميكنم چرا كه ۱۶ سال است به ما يورش ميبرند
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی:
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی پس از انتخابات در دیدار با سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق جمهوری اسلامی، مواردی از نمونه های نقض آشکار قانون در برخورد با آنها و تضییع حقوق زندانیان را بازگو کرده و خواستار پیگیری شدند. به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، در این دیدار که روز سه شنبه گذشته ۹ آذر ماه در دفتر سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق جمهوری اسلامی و رئیس مرکز گفت‌و‌گوی تمدن ها صورت گرفت، خانواده های زندانیان سیاسی از جمله خانواده نوری زاد، مومنی، محتشمی پور، ميردامادی، طبرزدی و كيانوش راد، هر یک به اختصار در مورد وضعیت عزیزان دربند خود صحبت کردند. در اين ديدار كه فرزندان حشمت الله طبرزدی دبيركل جبهه دمكراتيك ايران هم حضور داشتند به مسايلی چند از انچه در 16 سال اخير بر انها گذشته است اشاره كردند. انها به نحوه حبس و دادگاه غيرقانونی و غیرانسانی، و تبعید مهندس طبرزدی به زندان رجايی شهر اشاره داشتند. حسین طبرزدی، دانشجو و پسر حشمت الله طبرزدی، در بخشي از صحبت های خود گفت كه ما به نحوه يورش به منزلمان اشاره نميكنيم چرا كه ۱۶ سال است كه به منزل ما يورش ميبرند و اين اصلاموضوع تازه اي نيست. فشار به خانواده، شكنجه زنداني موضوع تازه اي نيست و در تمام ۱۶ سال بر ما و مهندس حشمت الله طبرزدی چنين گذشته است. در این دیدار تعدادی از خانواده هیا زندانیان سیاسی به یورش ماموران امنیتی به منازلشان شدیدا اعتراض کرده اند. فرزندان طبرزدی در صحبت های خود نحوه برگزاری دادگاه و روند دادرسی را مورد اعتراض قرار داده و اقدامات قوه قضائیه را نادرست دانستند. آنها همچنين به امكانات ضعيف بهداشتی و آسايشی در زندان رجايی شهر اشاره كردند. حشمت الله طبرزدي سخنگوي شوراي همبستگي براي دمكراسي و حقوق بشر در ايران چندی پيش به تحمل ۹ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق در دادگاه بدوی محكوم شد و در انتظار دادگاه تجدید نظر در زندان رجایی شهر کرج به سر می برد.www.komitedefa.com

November 01، 2010

شکایت حشمت الله طبرزدی از آیت الله خامنه ای



کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: مهندس حشمت الله طبرزدی، دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران و از منتقدین سرسخت آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی که هم اکنون دوران حبس و تبعید خود را در زندان رجایی شهر کرج سپری می کند با نگارش شکایتنامه ای بر علیه رهبر جمهوری اسلامی از وکلای دادگستری و تمامی انسان های آزاده خواستار ارائه و پیگیری حقوقی این شکایت در دادگاه های بین المللی شد.
«وکلای مدافع محترم؛

بانوان گیتی پورفاضل، نسرین ستوده و آقایان محمد اولیایی فرد، خلیل بهرامیان، محمد علی دادخواه، جهانگیر محمودی

درودهای گرم من تقدیم به شما وکلای شریف، با وجدان وآگاه

شما سروران گرامی بهتر از من آگاه هستید که مشکل اساسی ما ملت ایران، محرومیت از داشتن قوه ی قضاییه مستقل، بی طرف و قدرتمند است.
زیرا رییس این قوه، غیر انتخابی و منصوب رهبر حکومتی است و اختیارات رهبر، با اختیارات همه ی ملت برابر و بلکه با تفسیری که از« ولایت مطلقه ی فقیه»صورت می گیرد، برتر از قوه ی انتخاب و اختیارات ملت می باشد.

رییس منصوب به حاکمیت نه در مقابل ملت بلکه فقط در مقابل رهبر و دسته های حکومتی پاسخگو است. ضمن اینکه دخالت در امور قضایی و به ویژه در رای قاضی ها به صورت سازمانی، سیستماتیک انجام می گیرد.

نیروهای امنیتی، مراکز قدرت و حتی نظامی ها به راحتی قاضی ها را تحت تاثیر اراده ی خود قرار می دهند و این در حالی است که نحوه ی گزینش قاضی ها غیر دموکراتیک و غیر انتخابی وبا اعمال اراده ی مراکز حکومتی صورت می گیرد.

آیین دادرسی رعایت نمی شود و به ویژه در محاکم امنیتی یا دادگاه های انقلاب که به اتهامات زندانیان سیاسی رسیدگی می شود، صرفا اراده ی مراکز گوناگون امنیتی حاکم است.

اصل 168 قانون اساسی مبنی بر؛«رسیدگی به اتهام ها و جرایم سیاسی در دادگاه صالحه، علنی، با حضور وکیل مدافع و هیئت منصفه» هیچگاه اجرا نشده و اجرا نمی شود.

در صورتی که قوه ی قضاییه مقتدر، مستقل و عدالت محور، می بایست با رعایت اصل تفکیک قوا بوجود بیاید. رییس این قوه باییستی
توسط قاضی های مجرب، دانشمند، مستقل و عادل انتخاب شود، قاضی در امر قضا، مستقل و صرفا تابع قانون و عدالت باشد و دولت یا هر نهاد حکومتی دیگر، امکان اعمال نظر بر قاضی یا شورای عالی قاضی ها و رییس قوه ی عدلیه را نداشته باشد.

بانوان و آقایان ارجمند؛
صد سال پیش، انقلاب مشروطیت با خواست عدالت خانه به پیروزی رسید. زیرا آزادی خواهان صدرمشروطیت، آگاه بودند، بدون داشتن قوه ی قضاییه ی مستقل، نمی توان به آزادی، دموکراسی، رفاه، پیشرفت، امنیت و عدالت رسید. اما با داشتن یک قوه ی قضاییه ی مستقل و عدالت محور، می توان به همه ی خواسته های قانونی ملت دست یافت.

اینک نزدیک به یک 110 سال از آن انقلاب می گذرد، اما با قوه ای رو به رو هستیم که به طور کامل در اختیار دستگاه های نظامی-امنیتی و ایدئولوژیک حاکم است.
عدالت، انصاف و بی طرفی اولین و مهم ترین قربانی در پیشگاه این قدرت ایدئولوژیک و فراقانون است.

بی عدالتی، تبعیض و بی انصافی آنچنان بر محاکمی که به اتهامات عقیدتی یا سیاسی رسیدگی می کنند، حکم می راند که بدون هیچ اغراق یا زیاده گویی می بایست اعتراف کنم، من و امثال من امیدی به رعایت عدل و قانون نداشته، بلکه همواره قربانی ظلم و تبعیض بوده و هستیم.

برای قربانیانی چون من، کدام راه پا بر جا می ماند تا با پیمودن آن، امید تظلم خواهی داشته باشیم؟

اگر از سوی دستگاه های قدرتمند امنیتی و حکومتی حقوق ما زیر پا گذاشته شود که چنین شده است، می بایست در دستگاه عدلیه تظلم خواهی نماییم.
اگر دستگاه عدلیه زیر نفوذ و در اختیار همین دستگاه های قدرتمند امنیتی و حکومتی بود، در آن صورت چه راهی برای دادخواهی شهروند بی پناه باقی خواهد ماند؟
16 سال است، توسط دستگاهی امنیتی-نظامی و قضایی متحمل خسارت های فراوان مادی و معنوی شده ام.

برای نمونه باید از توقیف و تعطیلی، نشریه های پیام دانشجو، ندای دانشجو، گزارش روز و هویت خویش نام ببرم که سمت مدیر مسئولی یا سردبیری آن ها را برعهده داشته و در دوره ی 6ساله از سال1373تا1379، همگی به صورت غیر قانونی از سوی حاکمیت تعطیل شد و موجبات ضرر و زیان های فراوان معنوی و مادی را برای من و همکارانم به وجود آورده اند.
من را از حقوق اساسی ام محروم کرده اند و قانون اساسی را زیر پا گذاشته اند. زیرا آزادی بیان از حقوق اساسی شهروند آزاد است.

طی 16 سال گذشته بارها و بارها، به صورت غیر قانونی و خود سرانه بازداشت شده ام و به ویژه از 27 خرداد ماه 1378 تا کنون زندانی بوده و تا کنون حدود 11 سال و 8 ماه را در زندان های مختلف گذارنده ام نزدیک به 33 ماه را در سلول های انفرای در بازداشتگاه های امنیتی و زیر شکنجه بوده ام. و پس از گذران این مدت حال حکم 9 سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق را در برابر نگاهم قرار دادند.
طی همین دوره به صورت غیر قانونی تشکل قانونی «اتحادیه اسلامی دانشجویان ودانش آموختگان دانشگاه ها»
که من سمت دبیر کلی آن را داشته ام، به صورت غیر قانونی و توسط شعبه ی 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد(زارعی دهنوی)منحل اعلام کرده اند.
از برگزاری هر نوع میتینگ یا تظاهرات مسالمت آمیز که از حقوق اساسی و قانونی من و هم میهنانم می باشد، جلوگیری کرده اند و در عوض، زندان و شکنجه و محرومیت اجتماعی برایم به ارمغان آورده اند.

حق بیان، حق تشکیل حزب و حق مشارکت در سرنوشت سیاسی که در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است را از من سلب کرده اند و تفتیش عقیده، محرومیت اجتماعی و زندان را به جای آن نشانده اند.

بارها و بارها و به صورت غیر قانونی و مسلحانه به درون خانه ام ریخته اند، اموالم را برده اند و موجبات ترس، نا امنی و وحشت در بین اعضای خانواده ام را فراهم کرده اند.
در16 سال گذشته، من حتی در خانه ام-آنگاه که زندان نبوده ام-امنیت نداشته ام. بارها از سوی نیروهایی لباس شخصی، امنیتی، انتظامی مورد توهین، شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفته ام و یک بار در 24 آبان ماه 1376 در حمله ی گروه فشار به دفتر هفته نامه ی پیام دانشجو، تاسر حد مرگ، من را ضرب و شتم نمودند.

سلب حقوق، محرومیت ها، توقیف و تعطیلی ها، تفتیش عقیده، سانسور، شکنجه، نا امنی ها و زندان ها در طی 16 سال گذشته و در زمان تصدی 3 رییس قوه ی قضاییه، آقایان محمد یزدی، محمود شاهرودی و صادق لاریجانی انجام گرفته است اما مسئولیت واقعی بر گردن رهبر مادام العمر و غیر پاسخگو با قدرت فرا قانون است. زیرا همه ی قوا و قدرت ها، زیر نظر رهبر است.

بر همین اساس، از شما وکلای محترم تقاضا مند هستم، به من که اینک با محکومیت غیر قانونی و ظالمانه ی جدید، در زندان به سر می برم کمک کنید تا بتوانم برای جبران بخشی از این ضرر و زیان های معنوی و مادی، از طریق محاکم بین المللی درخواست دادخواهی کنم. من ناگزیر از اعلام جرم علیه جمهوری اسلامی هستم.

من رسما شکایت خود علیه آقای علی خامنه ای رهبر حکومت جمهوری اسلامی را تقدیم محاکم بین المللی نموده از شما وکلای محترم و هر انسان آزاده ی دیگر، درخواست کمک می کنم تا این دادخواست، مسیر قانونی و حقوقی لازمه را طی کرده و به صورت موثر پی گیری شود.

از خانم ها مهرانگیز کار، شیرین عبادی و اقایان عبدالکریم لاهیجی، محمد مصطفایی و سایر وکلای بین المللی و نهادهای مربوطه و حقوق بشری در این امر مهم استمداد می طلبم.

اعلام جرم من علیه آقای علی خامنه ای به عنوان رهبر حکومت، که دارای قدرت مطلقه، فرا قانون، غیر پاسخگوو مادام العمر است، به اتمام موارد و عناوین مجرمانه به شرح ذیل می باشد و جبران خسارت های معنوی و مادی را خواهانم:


1- اعمال سانسور و تفتیش عقیده.
2- توقیف غیر قانونی نشریه های پیام دانشجو، ندای دانشجو، هویت خویش و گزارش روز.
3- سلب حقوقی چون آزادی بیان.
4- ضرب و شتم های مکرر توسط نیروهی امنیتی، انتظامی و نظامی.
5- بازداشت های مکرر و خود سرانه.
6- اعمال شکنجه در بازداشتگاه های نظامی و امنیتی.
7- محکومیت ها و حبس های طولانی از طریق دادگاه های غیر صالحه ی امنیتی و زیر پا گذاشتن اصول قانون اساسی در فصل مربوط به حقوق اساسی ملت و شهروند تحت احکام مختلف. 11 سال در گذشته
گذرانده ام و با این حکم جدید 9 سال و 74 ضربه شلاق باید 9 سال دیگر از عمر خود را در زندان سپری کنم.
8- تعطیل نمودن همه ی فعالیت های حزبی، تشکیلاتی و قانونی من از طریق بازداشت و سرکوب و سلب حقوق اساسی در این حوزه.
9- زیر فشار قرار دادن من از طریق نیروهای امنیتی و ایجاد ترس و ناامنی برای اعضای خانواده ام از طریق تهدید تلفنی یا هجوم مکرر به دفتر کار و خانه ام.
10- جلوگیری از میتینگ ها و تظاهرات مسالمت آمیز که از حقوق قانونی هر شهروند آزاد است. این اقدام ها، زیر عنوان:تبانی و تجمع به قصد بر هم زدن امنیت ملی، سرکوب گردیده است.
11- جلوگیری از مشارکت آزاد من در تعیین سرنوشت و از طریق انتخابات آزاد. این اقدام از سوی شورای نگهبان صورت پذیرفته است.

شایان ذکر است اسناد و مدارک مربوط به ادعاهای بالا، موجود است و به محض تشکیل محکمه ی بین المللی برای رسیدگی به جرایم ارتکابی حکومت تحت امر آقای علی خامنه ای، تقدیم خواهد شد. »
زندانی سیاسی حشمت اله طبرزدی
ایران/کرج/زندان رجایی شهر/1389خورشیدی

September 15، 2010

نامه جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر به بانوی اول فرانسه

نامه جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر به بانوی اول فرانسه
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج، در نامه ای به کارلا برونی، همسر نیکلا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه، با ابراز انزجار از اقدام غیراخلاقی و اهانت آمیز روزنامه حکومتی کیهان، و یادآوری سوابق ننگین این روزنامه در اتهام پراکنی، از این روزنامه به عنوان ابزاری در دست ولی فقیه جمهوری اسلامی برای اهانت، فحاشی و تهمت زنی بر علیه دگر اندیشان، آزادی خواهان و طرفداران دموکراسی و حقوق بشر نام برد.

متن نامه جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج به کارلا برونی:

خانم کارلابرونی

بانوی اول ملت بزرگ فرانسه.

با درودهای فراوان.

با شگفتی و شرمساری بسیار، آگاه شدیم روزنامه ای متعلق به حاکمیت در ایران به نام «روزنامه ی کیهان»، با زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی متعارف در جامعه های بشری، مطالبی تحریف شده و اهانت آمیز در مورد بانوی اول کشور متمدن فرانسه، منتشر و ضمن خدشه دار نمودن احساسات انسانی و میهن دوستانه ی ملت دوست فرانسه، موجبات رنجش خاطر رئیس جمهوری فرانسه، بانوی اول و سایر مقامات آن کشور انسان دوست را فراهم آورده است.

ما زندانیان سیاسی جنبش سبز ایران، در این روزهای ماه رمضان که مسلمانان به پاکی درون پرداخته تا زبان از بدخواهی و بداخلاقی دورنگاه بدارند و کرامات اخلاقی پیامبر خود و زیبایی های روانی انسان شایسته را الگوی عملی زندگی خود قرار دهند، از طرف ملت بزرگ و کهن ایران، از این حرکت غیر اخلاقی، غیر ایرانی و غیر انسانی روزنامه ی مذکور اعلام تنفر کرده و با ذکر توضیحاتی، امید تسکین رنج احساسات پایمال شده ی شما و ملت بزرگ فرانسه را داریم. روزنامه ی کیهان که توسط نماینده ی ولی فقیه جمهوری اسلامی اداره می شود، در میان ملت آگاه ایران به روزنامه ای بد نام شهرت دارد. و سال ها است که با حمایت قوای حکومتی به اهانت، فحاشی، تهمت زنی و افترا پراکنی علیه دگر اندیشان، آزادی خواهان و طرفداران دموکراسی و حقوق بشر در ایران مشغول است و طی سال گذشته که جنبش سبز ایران در مخالفت با این کژاندیشی ها پا به میدان سیاست گذارد رهبران و هواداران این جنبش مردمی و دموکراسی خواه، مشمول درج غیر اخلاقی ترین مطالب در مورد خود و خانواده هایشان، در این روزنامه ی بدنام بوده اند.

خدا را سپاسگزاریم که شاهد هستیم، افراد نادان، منحرف و قدرت طلب، در پافشاری بر انحرافات خود اصرار ورزیده و تا آن جا پیش می روند که حتی مردمان سایر نقاط جهان را که حس همدلی با منافع عام بشری در درون خود پرورده اند را رنجیده خاطر می کنند تا زمینه های بازشناسی کارهای درست از نادرست بیش از پیش فراهم گردد.

باید یادآور شویم که ما زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران نیز قربانی اتهامات ناروا در محاکم غیر صالحه توسط حامیان و همفکران همین روزنامه ی کیهان و امثال آن بوده و به حبس های ناعادلانه و طولانی مدت محکوم شده ایم. تا روزیکه معلوم شود، هیچ سلطه و قدرت بشری نمی تواند ظلم و ستم را با حکم و فرمان به ظاهر قانونی استقرار بخشد، یا حقیقت را از دیده ی انسان های نیک سرشت پنهان نگه دارد.

در طی دوران آدمیان خام اندیش فراوانی پیداشده اند که باور داشته اند هر احساس ذهنی آن ها، یک رازگشایی و پرده برداری از واقعیت عینی است و امروز نیز چنین افرادی حاکمیت بر ملت ایران را بر عهده گرفته اند و اراده ی خود را عین حق و اراده ی مخالفین را عین باطل بر می شمارند و تا آن جا پیش رفته اند که محروم کردن افراد از آزادی، تجاوز و سلب حقوق قانونی دیگران، دشمنی و بداخلاقی با جامعه ی بین الملل و اکنون اهانت، تحقیر و مرگ اخلاقیات را برای ملت ایران و به نام ایرانی به ارمغان آورده اند!

ملت بزرگ ایران که شاهد همدردی شما با یک زن ستم دیده ی ایرانی، که محکوم به مرگ از طریق سنگسار شده می باشد، عمیقا از این حس نوع دوستانه، ابراز رضایت نموده و آن را ستوده اند. اگرچه سانسور و سرکوب شدید اجازه ی بروز این احساس را نمی دهد. دولت و ملت فرانسه در تاریخ معاصر، همواره پیشگام دفاع از آزادی، عدالت، حقوق بشر و دموکراسی بوده و در مقطع حساس کنونی نیز، از حقوق بشر در ایران پشتیبانی کرده و بی گمان هتاکی های روزنامه ی حکومتی کیهان به دلیل همین رویکرد انسانی دولت فرانسه و شخص رییس جمهوری و بانوی اول فرانسه است.

گاهی اندیشه ی بد است که الهام بخش اندیشه های خوب می شود و شاید کژاندیشی های امروزی حکام ایران موجب همدردی و همبستگی بیشتر جامعه های دیگر با انسان هایی شود که قربانی این کژاندیشی و بدرفتاری ها شده اند.

به امید روزی که کلیه ی انسان ها در جامعه های گوناگون، در صلح، عدالت، آزادی و با رعایت اصول اخلاقی نسبت به یکدیگر و در زیستی مسالمت آمیز به سر ببرند و طبق سنت دیرینه ی ما ایرانیان، هیچگاه شاهد اهانت به مقام بانوان در انظار عمومی نباشیم.
زندان رجایی شهر / شهریور ماه / 1389 خورشیدی

منصور اسانلو (فعال کارگری)، رسول بداقی (فعال صنفی معلمان)، مجید توکلی (فعال دانشجوی)، رضا رفیعی فروشان (فعال روزنامه نگاری)، حشمت اله طبرزدی (فعال سیاسی و روزنامه نگار)

July 15، 2010

بازار تبريز در اعتصاب

بازار تبريز امروز پنج شنبه نيز دراعتصاب بسر ميبر.
ديروز علاوه بر بازار سرپوشيده تبريز بازار خيابان دارائي نيز به اعتصاب پيوست.

بازار دارائي تبريز بيشتر محل توزيع مواد خوراكي و كيسه هاي نايلوني و تيمچه هاي فروش فرش ميباشد .
اين بازار كه در ضلع شرقي بازار بزرگ تبريز قراردارد امروز پنج شنبه نيز در اعتصاب است.
علاوه بر ان امروز پنج شنبه اصناف و كسبه خيابان فردوسي و بورس لوازم الكتريكي و برقي فشار ضعيف و قوي خود را به جمع اعتصابيون پيوند داد. اين اعتصابات در ادامه اعتصاب هفته گزشته بازار تهران و در اعتراض به افزايش ماليات بازارريان است كه گفته ميشود 15% نسبت به سال قبل و جمعا 70%افزايش يافته است .
هرچند كه عده اي بر اين باورند كه بازاريان ميزان افزايش ماليات خود رابا همتي مضاعف از طريق افزايش قيمت جبران ونهايتا فشار مضاعف بر خريداران و عامه مردم تحميل خواهد شد ولي بنظر ميرسد كه تعيين واعلام نرخ رسمي قيمت اقلام و اجناس دست بازاريان را كوتاه خواهد نمود.
در هرصورت آنچه مسلم است فشار مضاعف بر گرده عامه مردم سنگيني ببار خواهد آورد كه از كار مضاعف هم شايد فرجي حاصل نشود.
سال گزشته نيز بازار تبريز چند روزي در اعتراض به افزايش ماليات در تعطيلي بسر برد كه نهايتا با وعده هاي اداره مالياتي بازار شروع بكار كرد.

July 14، 2010

الناز بابازاده دختري كه به قتل رسيد

در مورد الناز بابازاده هيچ نمينويسم
جز اينكه
همسايه من بود
روانش شاد

May 08، 2010

وب لاگ من هم فیلتر شد

April 21، 2010

از کاربرکناری پدر به دلیل فعالیت های حقوق بشری فرزند

اخبار روز وابسته به جوانان جبهه ملی ( قبرس )
نیروهای امنیتی در تداوم فشار فزاینده خود بر فعالان حقوق بشر خاصه همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که از طریق تحت فشار قراردادن خانواده ها پیگیری می شود، مانع از ادامه اشتغال پدر کیوان رفیعی، دبیرکل سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران شدند।
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، نیروهای امنیتی از تداوم اشتغال پدر کیوان رفیعی در یکی از دانشگاههای استان گلستان ممانعت بعمل آوردند। این اقدام غیرقانونی در حالی صورت می گیرد که هیچ اتهامی در این خصوص مطرح نیست و نامبرده نیز فاقد هرگونه سوابق فعالیت سیاسی یا اجتماعی است.
خبرگزاری هرانا - نیروهای امنیتی در تداوم فشار فزاینده خود بر فعالان حقوق بشر خاصه همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که از طریق تحت فشار قراردادن خانواده ها پیگیری می شود، مانع از ادامه اشتغال پدر کیوان رفیعی، دبیرکل سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران شدند।
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، نیروهای امنیتی از تداوم اشتغال پدر کیوان رفیعی در یکی از دانشگاههای استان گلستان ممانعت بعمل آوردند. این اقدام غیرقانونی در حالی صورت می گیرد که هیچ اتهامی در این خصوص مطرح نیست و نامبرده نیز فاقد هرگونه سوابق فعالیت سیاسی یا اجتماعی است.
نیروهای امنیتی که از یازده اسفندماه سال گذشته به بهانه فعالیت برادر، خواهر کیوان رفیعی را نیز در بند ۲ الف علیرغم اتمام قرار بازداشت قانونی نگه داشته اند، روزشنبه ۲۵ فروردین ماه، بدون هیچ واهمه ای دلیل خود برای ممانعت از اشتغال پدر آقای رفیعی را فعالیت های فرزند ایشان اعلام و بدون طی هیچگونه روال اداری و قانونی به فعالیت وی در دانشگاه پایان داده اند।
لازم به یادأوری است طی روزهای اخیر با اخراج دختر نوجوان سما بهمنی فعال حقوق بشر دربند از مدرسه و ممانعت از اشتغال همسر ایشان و همینطور شعارنویسی بر دیوار منزل پدری ابوالفضل عابدینی دیگر فعال حقوق بشر دربند، نوع فشارها بر مدافعان حقوق بشر وارد مرحله جدیدی شده است.

April 07، 2010

گزارش ماهانه جبهه ملی ايران در قبرس

سه شنبه، 17 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و نه
گزارشی از برگزاری جلسه ماهانه اعضای جبهه ملی ایران در قبرس
جلسه این ماه اعضای جبهه ملی ایران در قبرس روز یکشنبه چهارم آوریل برگزار شد . در این جلسه طبق اعلام قبلی قرار بود آقای ارس یک از اعضای محترم شورای عالی جبهه ملی ایران در اروپا مهمان ویژه این جلسه باشد . اما متاسفانه بعلت مشکلات اداری ایشان نتوانستند به قبرس سفر کنند و در جلسه شرکت داشته باشند . که این امر موجب رنجش خاطر برخی از دوستان حاضر شد . دستور کار این جلسه ادامه مباحث جلسه قبل بویژه در زمینه پیگیری و توانمندسازی وبسایتها و وبلاگهای موجود که توسط برخی از اعضاء اداره میشود بود . که در این مورد پیشنهادات و مباحث مختلف مطرح شد . و سرانجام به اتفاق آراء تصمیم گرفته شد فعالیت در این زمینه با جدیت بیشتری پیگیری شود . موضوع دیگر مورد بحث بررسی فعالیتهای فرهنگی بویژه در زمینه برگزاری مراسمهای ملی از جمله چهارشنبه سوری . مراسم تحویل سال نو و مراسم سیزده بدر بود که نظرات مختلف موافق و مخالف مطرح شد . و برای هماهنگی و متحد کردن ایرانیان در جهت برگزاری جشنهای ملی و آگاهی بخشی در قبرس طرح و ایده های گوناگون مورد تبادل نظر قرار گرفت . بخش دیگر جلسه بررسی پیشنهاد مسئول سازمان آقای ابراهیم مرادی بود که خواستار نوشتن تک تک اعضاء در مورد کارکرد جبهه ملی در قبرس معایب و محاسن آن بود . که این موضوع مورد موافقت قرار گرفت . رسیدگی و ساماندهی هر چه بیشتر کمیته های موجود در بخشهای زنان . فرهنگی . تدارکات . و همچنین مسئولیتهای مالی . دبیرخانه و منشی جلسه در جهت کارایی بهتر قسمت دیگری از جلسه امروز بود . در انتهای جلسه اخبار و وقایع روز ایران و جهان مورد بحث و گفتگو قرار گرفت . و ارائه چند طرح و پیشنهاد در جهت کمک به مبارزات جنبش مردم ایران و همچنین برگزاری رای گیری برای انتخابات درون سازمانی به جلسه ماه آینده موکول شد .
با سپاس دبیر خانه جبهه ملی ایران ( قبرس )
پاینده ایران

January 11، 2010

نگراني فرزند طبرزدي از ابهام پيرامون علت بازداشت مهندس طبرزدي

خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي: علي طبرزدي فرزند حشمت اله طبرزدي در گفتگو با شبكه راديو تلويزيوني صداي آمريكا نسبت به ابهام پيرامون بازداشت مهندس طبرزدي ابراز نگراني كردوي گفت محكوميت حبس پدرش در8 مرداد امسال خاتمه يافته و او در حال گذراندن دوران 10 سال محروميت از حقوق اجتماعي بوده وي افزود پدرش درپي احضار به دادگاه انقلاب كه معمولا به عنوان تمديد مرخصي صورت مي گرفت ، بدون آنكه با قاضي حداد كه او را احضار كرده ملاقات كند با دستبند به بند 350 كارگري اوين منتقل شد.علي طبرزدي در خصوص اقدامات وكلاي حشمت اله طبرزدي گفت معمولاً وكلا در چنين پرونده هايي امكان چنداني براي انجام وظايف قانوني خود ندارندخبرگزاري
نوشته شده توسط مهندس حشمت اله طبرزدی ساعت 10:20

پیام مهندس طبرزدی اززندان اوین

پیام مهندس طبرزدی اززندان اوین
خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي- درپي تظاهرات پرشور دانشجويان دريك هفته اخيردردانشگاه هاي مختلف كشوركه منجر به بازداشت دهها تن ازدانشجويان مبارزشد. مهندس طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران درحمايت ازاين جنبش پيامي اززندان اوين ارسال نمود.متن پيام بدين شرح استوقایع اخیر دانشگاه ها که به مناسبت سالگرد 16آذر اتفاق افتاد،اگرچه موجب شد گروهی از دانشجویان عزیز و مبارز،بازداشت ودرسنین جوانی و بلکه کم تراز24و25به درون سلول انفرادی بیفتند،به آن ها چشم بند زده شده و زیرشکنجه ی سفید قرار بگیرند که البته این اقدامات بسیار وحشیانه و ضد حقوق بشری است،اما به هر حال،حاکی از زنده بودن جنبش دانشجویی است.امروز این دانشجویان آزادیخواه و مبارزند که مشعل آزادیخواهی،حقوق بشر،سکولاریسم و برابری طلبی را بر دوش می کشند.به راستی جنبش دانشجویی اخیر،یادآور جنبش دانشجویی دهه های بسیار دور است.برای اینکه این جنبش یک بار دیگر توانسته خودش را باز سازی کند و به شکلی بسیار سازمان یافته اگرچه با گرایش های گوناگون علیه استبداد حاکم و تحجر و ایدئولوژی گرایی قرون وسطایی یا همان فاشیسم مذهبی،قد علم کند.اگرچه حرکت های اخیر جنبش دانشجویی یادآور،تکرار تاریخ پیش از انقلاب است اما گویا چاره ای نیست و باید یک بار دیگر تاریخ تکرار شود و البته این بار،دموکراسی خواهی،حقوق بشر،سکولاریزم و برابر طلبی،آرمان های اصلی این جنبش است.درباره ی انتخابات مجلس و نقش جنبش های اجتماعی،نیز باید تاکید کرد،کسی نباید انتظار داشته باشد،جنبش نیروی سوم و طرفداران جنبش تحریم به شکل پوپولیستی،از مردم بخواهند در یک انتخابات غیر آزاد و غیر دموکراتیک شرکت کنند.اگر اصلاح طلبان معین کنند در صورت رد صلاحیت کاندیداهای آنها از سوی شورای نگهبان،آیا حاضرند با استفاده از نیروهای اجتماعی و روآوری به مقاومت مدنی،از حقوق خود دفاع کنند در آن صورت حق دارند از جنبش دموکراسی خواهی و جنبش های فعال اجتماعی که بر استراتژی«تحریم انتخابات»تاکید می کنند،انتظار داشته باشند تا در این مسیر،از خواسته های دموکراتیک آنها حمایت کنند.در غیر این صورت،جنبش دموکراسی خواهی،حاضر نخواهد بود از اعتبار اجتماعی و سیاسی خود برای کشاندن مردم پای صندوق های رای و گرم کردن تنور انتخابات غیرآزاد اقتدار گرایان،استفاده کند. زندانی حشمت اله طبرزدی20/آذر ماه/1386خورشیدیایران/تهران/زندان اوین/ بند350 زنده باد آزادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته باد زنجیر استبداد

July 31، 2009

سر مقاله:انقلاب دموکراتیک برگشت ناپذیر است


مرگ بر دیکتاتور
مجتبا بمیری-هبریت رو نبینم
عزا عزاست امروز-روز عزاست امروز-ایرانی با غیرت صاحب عزاس امروز
استقلال-ازادی- جمهوری ایرانی....
روز گذشته ۸ امرداد برای تجلیل از شهیدان راه ازادی هماه با هزاران تن از هم میهنان به سمت بهشت زهرا به راه افتادیم. حدود ساعت ۳ پس از ظهر و زیر تابش نور خورشید به بهشت زهرا رسیدیم.تا ساعت ۴ فرصت داشتیم. به همین دلیل راهی قطعه های شهدای انقلاب و جنگ شدیم تا با برخی دوستان و بستگان در خون و خاک خفته دیدار کنیم.قطعه های ۱۷ تا ۲۱ بیشتر نظرمان را جلب کرد. بسیاری از شهدا در روز های ۲۱،۲۲ و حتا ۲۳ بهمن به خاک و خون غلطیده بودند. چهره های معصوم. جوان های پاک.برخی از هما فر هاو...دقیقا ۳۱ سال به عقب برگشتیم. انگار دیروز بود.در عین حال درد اور بود. این ها ۳۰ سال پیش در سینه ی خاک خوابیدند تا امروز نشانی از استبداد و سرکوب نباشد. اما امروز ما برای تجلیل از ندا ها و شهدای دیگر امده بودیم. شهدای ۱۸ تیر ۷۸ و ۱۸ تیر ۸۸و...
با دوستان صحبت می کردیم. از خاطرات ان سال ها می گفتیم. از این که برخی می خواهند شاه و سلطنت را تبرئه کنند. اما اگر بر سر مزار این شهدا بیایند چه خواهند گفت؟می توانند این ها را ندیده بگیرند؟ یا از روی ترحم خواهند گفت:طفلکی ها!گول حرف های خمینی را خوردند!؟...
البته این را هم یاد اوری کردیم:از حق نگذریم. شاه تا این اندازه جانی نبود. نیرو های او در بهشت زهرا راحتمان می گذاشتند. در حالی که یک بخش از ذهنمان در گذشته سیر می کرد ،چشمانمان اما چیز های دیگری می دید. ون های نیروی انتظامی.یکی،دوتا،سه تا،چهار تا...ای پدر سگ ها. امده اند تا مردم را بریزند توش ببرند. لباس شخصی ها با قیافه های وحشتناک.گارد ویژه. همینطور می امد و می امد... کمی به هراس افتادیم. راستی در این بر بیابان و مکان بسته و دور افتاده چه خواهد شد؟ساعت چهار بود. راستش دل تو دلمان نبود.به سمت قطعه ی ندا راه افتادیم. ادرس نداشتیم. یکی از یاران گفت به دنبال ماشین ها می رویم. ان ها به همان طرف می روند. همین کار را کردیم. به نا گاه در پیش چشممان خیل بزرگی از مردم را دیدیم.برق شوق در چشممان جهیدن گرفت.پیاده شدیم و در بین جمعیت گم شدیم. پیش می رفتیم. گفتم کاش چند شاخه گل می گرفتیم تا تقدیم مادر ندا کنیم. یکی از یاران گفت: زکی!مگه تو این جمعیت تو میتونی خودت رو به مادر ندا برسونی. ولی بعد خودش هم یک اوت زد و گفت :مگه میتونن این جمعیت رو سرکوب کنند. من گفتم:عجله نکن. بذار ببینیم چی میشه. ساعت حدود ۴.۲۵ بود. به نا گاه جمعیت مثل گله ای که گرگ به درون ان افتاده باشد رم کرد.و بعد شعار ها شروع شد. اله اکبر-مرگ بر دیکتاتور...یاد تظاهرات های سال ۵۶ افتادم.این ها می گفتند:مرگ بر دیکتاتور.ولی ان سال به محض این که نیرو های شهربانی حمله می کردند، مردم فریاد می زدند:بگو مرگ برشاه... چقدر همه چیز شبیه هم است!
یکی از دوستان گفت:فلانی یادت میاد؟ان سال هم همین موقع ها بود. تیر و مرداد. قرار بود نیمه ی شعبان جشن بزرگی بر پا شود. اما ،خمینی گفت ما جشن نداریم. ما عزاداریم. من گفتم:عجب!راست میگی ها!بعدش هم نماز عید فطر و اولین راهپیمایی.
نیرو های گارد ویژه به درون مردم نفوذ کرده بود. مردم در حال جنگ و گریز بودن. ولی جوان ها و به ویژه دختر ها خیلی جسارت از خودشون نشان می دادند. مدتی ان جا بودیم. بعد ماشین رو سوار شدیم به هدف شرکت در برنامه ی مصلی.برنامه اما ادامه داشت. شعار و کتک و بازداشت و هیجان...
به تهران که رسیدیم از میدان انقلاب شلوغ بود. همه جا گارد ویژه. مردم و اعتراض. میدان ولی عصر تا خیابان ولی عصر حال و هوای دیگری داشت. گزارش ان را خوانده اید. تکرار نمی کنم.ولی می خواهم به یک واقعیت قطعی اشاره کنم.
من در این جا می خواهم سران حکومت و سران اصلاح طلب و عوامل سرکوب را مورد خطاب قرار بدهم.نه قصد زیاده گویی دارم نه قصد توهین و نه قصد تحقیر. فقط می خواهم تاکید کنم،دوستان عزیز و دشمنان ناعزیز.باور کنید کار تمام است. خودتان را به زحمت نیندازید. این جنبش خاموش شدنی نیست.این جوانانی که من به چشم خود دیدم با ترس خدا حافظی کرده اند.من و امثال من به گرد پای ان ها نمی رسیم. ان ها هستند که حتا موسوی و کروبی را دنبال خود می کشند. خودشان برنامه ریزی می کنند و خود نیز اجرا می کنند. ان روز که غول جمهوری اسلامی از جعبه ی جادویی اش بیرون افتاد باید فکر امروز را می کردند. برای این که با دستور سرکوب مردم،ضمن این که مشروعیت رژیم به طور کامل از بین رفت،ترس مردم از غول هم ریخت.
این مردمی که ما می بینیم و این شرایطی که بر کشور ما حاکم شده است،چیزی جز یک انقلاب را تداعی نمی کند. بگیر و ببند و سرکوب،ممکن است مدتی پیروزی مردم را به عقب بیندازد اما نمی تواند از وقوع حتمی ان جلو گیری نماید.مردم با طرح شعار های ساختار شکن ،دیگران را نیز به دنبال خود می کشانند.هیچ یک از شعار های مردم، ان چیزی نیست که اصلاح طلبان بپسندن.جالب این است که روز گذشته مردم با شعار جدید،اینده را نیز روشن کردند. البته ما برای جناحی به نام مشروطه خواه به عنوان یک تفکر هر چند اقلیت،احترام قایل هستیم. اما سال ها است که به ان ها می گفتیم که مردم حاضر به عقب گرد نیستند. ان ها به دنبال تجدید نظام سلطنتی با هر شکل و عنوان نیستند. مردم خواهان یک جمهوری سکولار یا ازاد و دموکراتیک هستند. در این جمهوری ازاد و دموکراتیک،جناح مشروطه خواه نیز می تواند حزب خود را داشته باشد و به تبلیغ افکار و عقایدش بپردازد.مردم روز گذشته به صورت خود جوش شعار دادند:استقلال-ازادی-جمهوری ایرانی. مردم ضمن تایید شعار ازادی و استقلال که دو شعار اصولی انقلاب بهمن ۵۷ بود،در یک هوشیاری بی نظیر و رشدی باور نکردنی ،ایرانی را به جای اسلامی گذاشتند تا بگویند:ما خواهان جدایی دین از حکومت هستیم. ایا اصلاح طلبان موج سبزی حاضر هستند به این خواسته ی مردم اعتراف و تمکین کنند؟
در پایان خوب است یک بار دیگر به اقایان رفسنجانی و خاتمی گوشزد کنم که در اندیشه ی مصالحه و سازش به قصد نجات رژیم و رهبر نباشید. مردم نمی پذیرند. مردم راه خود را انتخاب کرده و برای ان هزینه ی سنگینی داده اند. امروز مشکل اصلی مردم احمدی نژاد نیست. از شعار هایشان باید فهمید. مردم حکومتی ازاد و دموکراتیک می خواهند.انتظار مردم از شما ها این است که با فشار اوردن بر رفقای خود،این راه را هموار کنید. از شما نمی خواهند که بخواهید برای ان ها تصمیم بگیرید. همین و بس.
هم میهنان در برون مرز نیز به خوبی از هم میهنان درون مرز،پشتیبانی می کنند. به خوبی شاهد این هستند که شرایط برای پشتیبانی اماده است. باید تلاش کنند تا پرونده ی نقض سیتماتیک حقوق بشر و جنایت علیه بشریت این رژیم به شورای امنیت و دادگاه های بین المللی برود. این همان چیزی است که روزی در ارزوی انجام ان بودند. شرایط برای همه چیز مهیا است. باید متحد بود و با هم عمل کرد.

تجلیل مردم از جان باختگان راه آزادی دربرابرهجوم مامورین حکومت



خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی-

به مناسبت گرامی داشت چهلمین روز جان باختگان راه آزادی، هزاران تن ازمردم عزادارتهران همزمان با تجمعات مردمی درشهرهایی چون اصفهان ، مشهد ، شیراز، اهواز ، رشت و ...عصر پنجشنبه هشتم مرداد درگورستان بهشت زهرا گردهم آمدند .ازساعت 15.30 مردم دردسته های کوچک به تدریج به سوی قطعه 257 روانه شدند. تا با حضور بر مزار ندا آقا سلطان و دیگر جان باختگان راه آزادی از آنان تجلیل کنند.نخستین یورش پلیس به مردم ساعت 16.25 آغازشد و صدها تن ازنیروهای ضد شورش مجهز به باتوم کلاهخود ، سپر و گازاشک آور که تا آغاز فاتحه خوانی متعرض مردم نشده بودند از این ساعت یورش به مردم را شروع کردند. درحالی که مامورین حکومت به مردم یورش می بردند مردم پس از متفرق شدن دوباره گرد هم می آمدند و شعارهایی چون مرگ بردیکتاتور، ماهمه یک نداییم ما همه یک صداییم سرمی دادند. ازجمله نکات این رویارویی حکومت با مردم حضورکم رنگ ترنیروهای لباس شخصی درمقایسه با تظاهرات پیش ازاین بود. نکته دیگر آنکه بهشت زهرا مکانی که حتا درزمان رژیم شاه نیز مورد تهاجم مامورین قرارنمی گرفت، اما درحکومت اسلامی حضورمخالفین دراین مکان نیز تحمل نمی شود.شماری از شرکت کنندگان این مراسم ساعاتی بعد به سوی مصلای تهران روانه شدند تا با جمعیتی که دراین مکان حضورداشتند همراه شوند. حضورپرشمار نیروهای یگان ضد شورش درمیدان انقلاب ، میدان فردوسی ، میدان ولی عصر ، هفتم تیر ، ونک و خیابان های ولی عصر، بهشتی و مطهری محسوس بود. با انسداد ورودی های مصلی وحضورنیروهای امنیتی گرداگرد آن مردم به سوی ولی

عصر حرکت کردند دراین خیابان درگیری های پراکنده ساعت ها ادامه یافت. مامورین مردم را تا داخل مغازه ها و مکان های خصوصی تعقیب و مضروب می کردند. ومردم همچنان شعارهای ضدحکومتی ومرگ بردیکتاتورسرمی دادند.درمیان شرکت کنندگان درمراسم بهشت زهرا و اطراف مصلا شماری ازاعضای جبهه دمکراتیک ایران وجبهه متحد دانشجویی ازجمله مهندس طبرزدی ، دکترامامی ، پرویز سفری ، مسعود سلامتی ، اسماعیل مفتی زاده ، امین کرد، امیرحسین فتوحی، اکرم اقبالی ، دنیا اکبری ، صمدی، خسروانی و... حضورداشتند.
Posted by خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی at
11

بیانیه و عرض تسلیت دانشجویان آزادیخواه گیلان

بیانیه و عرض تسلیت دانشجویان آزادیخواه گیلان

به مناسبت چهلمین روز درگذشت ندا آقا سلطان و...

چهل روز پیش روز تاراج مردانگی। مرگ غیرت و مرگ عدالت بود। روزی که دختری در برابر دیدگان بهت زده ی همگان در خون خود غلتید. آری ندا آقا سلطان شربت شیرین شهادت نوشیدتا به همه ی مدعیان مردانگی درس غیرت دهد و با استفراغ خون بر روی آسفالت نوزاد آزادی و آزادگی متولد کرد. روحش شادبی شک نام ندا تا ابد همچون ستاره ای بر آسمان تاریخ ایران زمین خواهد درخشید.چهل روز گذشت. چهل روز اشک های مادری شاید بر عکس دخترش ریخت چراکه حتی اجازه ی حضور بر مزار فرزندش را نداشت. مادری که دخترش فذای آزادی و جنبش آزادیخواهان ایران شد.در ازای این فداکاری بزرگ سکوت ایران (رادیو. تلویزیون. روز نامه. دانشجو. دانشگاه و...) جواب قدرشناسانه ای نبود.

اف بر هیئات امنای مساجد ما که پذیرای مجلس ختم این فرشته ی آزادی نشدند।

اف بر صدا و سیمای ما

اف بر بهشت زهرای ما

و اف بر ما که با سکوت خود خاک مرور زمان بر این واقعه ی دلخراش می پاشیم حال آنکه این واقعه می توانست برای یکایک ما اتفاق بیافتد।

آقای موسوی। آقای خاتمی چگونه دم از احقاق حقوق ملت می زنید حال آنکه از برگزاری مراسمی برای شهدای حوادث اخیر عاجزید؟ دانشجویان آزادیخواه گیلان اعلام میدارند:

سکوت در برابر این جنایت تاریخی کم از ارتکاب به آن ندارد।

راه این شهدا را ادامه دهیم تا خون به ناحق ریخته شده ی آنان پایمال نشود.در آخر: پنج شنبه 8مرداد ماه جهلم ندا آقا سلطان و... قطعه ی 257 چشم به راه تمام غیوران ایران زمین.

می نویسم حتا اگر کشته شوم. خونم از خون ندا ها رنگین تر نیست- حشمت اله طبرزدی

از یک سو به دلیل شنیدن اخبار و گزارش های مربوط به شکنجه و کشتار جوانان،گرفتار سر درد شده ام از دیگر سو شاهد وقایع شگفت انگیز در حوزه ی حکومت داری هستم و از دیگر سو نگران این هستم که سرنوشت مردم و کشور به کجا کشیده خواهد شد. در عین حال در زیر سرنیزه زندگی کردن مانع از این می شود که مسائل را ان گونه که می فهمی بیان کنی.به همین دلیل حتا ابتدا برای این نوشته ،عنوان مشخصی نیافتم و نام ان را "بدون عنوان"گزینش کردم تا هر کس هر برداشتی که می تواند از ان داشته باشد.
من با تجربه ای که از قلم زنی در هفته نامه ی پیام دانشجو دارم ،این مهم را دریافته ام که کار نویسندگی یک نوع ریسک یا دل به دریا زدن و یا خود را به دشت خون زدن است। هر گاه نویسنده بخواهد از یک امر مهم پرده بردارد مثل کسی است که باید جسارت این را داشته باشد که از یک بلندی بپرد یا خودش را به امواج بسپارد و با خود بگوید،می نویسم.هر چه بادا باد!
-با کشته شدن محسن روح الامینی،فریاد جناح اصول گرا نیز در امد و اقایان و خانم های اسلامی و اصول گرا نیز دریافتند که انگار در این مملکت خبر هایی هست.کسانی که به ملت وعده ی بهشت داده بودند و همواره این ادعا را داشتند که گویا قوه ی قضاییه،دستگاه انتظامی و نظامی و دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در دنیا بی نظیر است،اینک به فریاد امده و از مسئولین پرسش می کنند که پاسخگوی این قساوت ها کیست؟البته از این بابت باید خوشحال بود که به مرور ادم های کمی با سواد و کمی مستقل در درون این جناح به صدا در امده و گویا مقدر بود تا خون محسن زیر شکنجه ی دولت اسلامی بریزد تا این بخش از حکومت گران نیز زبان به گلایه و شکایت بگشایند. گویا مقدر بود تا خون محسن بر زمین بریزد تا این گروه نیز دریابند که در ۳۰ سال گذشته و البته در دوره های گوناگون به نام دین و انقلاب و نظام بر سر جوانان چه اورده اند. اما این گروه هنوز نمی خواهد به ریشه های بحران و تراژدی و مسئولین اصلی ان ورود کنند. نه تنها این گروه تمایلی برای فهم و افشای ریشه ی واقعیت ها ندارند،بلکه وفاداران به خط امام نیز خود را از فهم ریشه های این فجایع محروم می کنند. برای این که حقیقت تلخ است. البته به تعبیر ایه اله مطهری، حق برای کسانی تلخ است که نمی خواهند ان را بفهمند و به نفعشان نیست. و گرنه حق به خودی خود تلخ نیست. من در ادامه ی این نوشتار به برخی ریشه ها اشاره خواهم کرد.
در هر حال حتا کسانی چون علی مطهری نیز به جنایات ارتکابی توسط بازجویان جمهوری اسلامی اعتراض کرده و همراه با او گروه بزرگی از اصول گرایان زبان به اعتراض گشودند. به سهم خود از علی مطهری که زمانی سابقه ی دوستی با او داشتم را سپاس گذاری می کنم و به او گوشزد می کنم که با توجه به شخصیت پدرش و خودش از او انتظار داشتم تا بالاخره و البته به مرور صف خود را از ادمکشان جدا نماید.اگرچه این ابتدای ماجرا خواهد بود و مشکل ها خواهد افتاد.
۲-پس از این که داستان تراژیک کشته شدن محسن زیر شکنجه،افشا شد و فریاد نمایندگان مجلس اسلامی نیز در امد،اقای خامنه ای رهبر رژیمی که از ان به جمهوری اسلامی تعبیر می کنند،مجبور شد دستور بسته شدن سوله ی کهریزک را بدهد. او بدون این که از مسئولین در مورد گشایش و اداره ی این شکنجه گاه بازخواستی نماید یا در باره ی شکنجه و شهادت جوانان ایرانی به دست جانیان سخنی بر زبان بیاورد، دستور به بستن این اردوگاه استالینیستی داد تا بر روی اعتراض های دوستداران خود ابی بپاشد تا مبادا این اعتراض ها شعله ور شده و دامن خودش را نیز بگیرد.در صورتی که این سوله یک شبه به وجود نیامد. یادم هست در جریان بازداشت و شکنجه ی دانشجویان پلی تکنیک در سال های ۸۵-۸۶ به همین مناسبت،یک مقاله ی افشاگر نوشتم که از سوی تیم بازجویی مربوطه که زیر نظر مرتضوی و حداد عمل می کردند ،مورد بازخواست شدید قرار گرفتم. زیرا در ان زمان در مرخصی از زندان به سر می بردم.بنابراین،سوله ی کهریزک چند سال است که دایر است و گویا کسانی چون سردار رادان و سردار مقدم که دست اندکار اداره ی سپاه ثاراله هستند، این اردو گاه را نیز تدارک می کرده اند.
فراموش نکنید که این دو سردار،مامور راه اندازی گشت ارشاد یا برخورد با جوانان در دوره ی ۴ ساله ی احمدی نژاد بوده اند و ارتباط تنگا تنگی با مرتضوی دارند। پس تا کنون نام مقدم،مرتضوی،رادن و حداد را در ذهن داشته باشید. باید این نکته را به دست اورد که چه کسی از این ها پشتیبانی می کند که چنین گستاخ به سرکوب تا مرز خشونت کور و شکنجه ی زندانیان پیش رفته اند؟ اگر بتوان این حلقه ی مفقوده را به دست اورد،می توان به بسیاری از موارد مجهول در سیستم سرکوب عریان دست یافت. ایا به راستی ان گونه که اصلاح طلب ها سعی کرده اند ادرس بدهند، مسئول این حلقه احمدی نژاد است؟
۳-در چند روز گذشته فرماندهان سپاه و بسیج نیز سخنان زیادی در مورد سرکوب مردم به میان اورده اند. شکی ندارد که بسیج در کنار سپاه ثار اله مسئول بخش بزرگی از کشتار ها و شکنجه ها بود ه است.اما در میان این فرماندهان نام سالک و طائب،بیش از دیگران تکرار شد.این دو روحانی هر دو از رابطین دفتر خامنه ای بوده و هستند. در واقع ان گونه که من در سال های ۸۰ و ۸۱ در انفرادی های عشرت اباد و ۲-الف مربوط به حفاظت اطلاعات سپاه بوده ام به خوبی از نقش این نیرو در سرکوب ازاد اندیشان و تعلق خاطر ان ها به مصباح یزدی اگاه هستم.ان ها همین دید گاه های مصباح یزدی در مورد تزینی بودن ارای مردم را برای مطالعه به من می دادند و از ان دفاع می کردند.پس افرادی چون سالک و طائب در عین حال که نمایندگان خامنه ای هستند،و در سرکوب ها نقش اساسی دارند به مصباح یزدی نیز ارادت خاص دارند.این جریان تا اتفاقات اخیر و سرپیچی نسبی احمدی نژاد از حکم خامنه ای از حامیان سرسخت احمدی نژاد به شمار می امدند و گفته می شود که مجتبا خامنه ای حلقه ی وصل تمام این جریانات است.
می خواهم تاکید کنم که همه ی این روحانیان و سرداران تند رو و بی رحم ،مستقیما از سوی دفتر خامنه ای حمایت شده اند। من خود اگاه نیستم که در این زمینه نقش مجتبا چیست. پیش از این گمانم بر این بود که اصغر حجازی مامور هماهنگی این جریان است. پس اصلاح طلبان ادرس عوضی ندهند. این جریان نه از وزارت اطلاعات دولت احمدی نژاد که مستقیما از دفتر خامنه ای دستور گرفته و می گیرند.می نویسم حتا اگر کشته شوم. خونم از خون ندا ها رنگین تر نیست.(اهان. همین را تیتر نوشته انتخاب خواهم کرد)
-اقای خامنه ای در نماز جمعه ی ۲۹ خرداد با صراحت دستور سرکوب مردم را صادر کرد.او برای این که نظامیان و لباس شخصی ها و نیرو های امنیتی وانتظامی را تحریک کند، حتا بدون جهت گریه کرد. او در حالی از احتمال کشته شدن خودش -یا به تعبیر خودش،جسم ناقصش -حرف زد که حاکم مطلق بوده و هیچ کس حتا اگر بخواهد، نمی تواند به او اسیبی برساند. اما این را گفت تا نیرو های تحت امر، تحریک شوند و با شدت هر چه تمام تر مردم را سرکوب کنند.پس باید بپذیرد که هرکس شکنجه یا کشته شده است،به دستور او عمل کرده.نیرو های تحت امر هر گاه بشنوند که اراذل و اوباش یا خس و خاشاک و یا اغتشاشگران قصد جان فرمانده و رهبرشان را کرده اند،چرا نباید ان ها را تا سر حد مرگ بزنند و یا به گلوله ببندند؟پس در این ماجرا اگر چه تک تک فرماندهان و مجریان مسئول هستند،اما در راس ان ها شخص خامنه ای قرار دارد.مگر این که او و پیروان پذیرفته باشند که به وظیفه عمل کرده و کشته شدگان باید به چنین سرنوشتی دچار می شدند.بنا براین در این مورد باید با شجاعت به مسبب اصلی اشاره کرد و ادرس اشتباهی نداد.
۵- احمدی نژاد و دولت او در این زمینه گناهکار هستند।برای این که او به عنوان رییس دولت و رییس جمهوری در همه ی این قضایا مسئول است. بزرگترین جرم احمدی نژاد این است که هر گاه در مسئله ای با این اهمیت که می بایست نظر می داده است،فقط به این دلیل که به نفع او نبوده سکوت اختیار نموده است. او گمان کرده که می تواند چون کبک سر در برف کرده و بعدا اعلام کند که در این حوادث نقشی نداشته است. در صورتی که حتا اگر در سرکوب نقش مستقیم نداشته باشد،به دلیل انفعال و بی عملی اش در مقابل مردم قرار گرفته و در جرایم موجود شریک است.
اگر چه همگان اگاه هستند که در حمله به کوی دانشگاه و شکنجه ی دانشجویان در زیر زمین وزارت کشور،این احمدی نژاد است که باید پاسخگو باشد. برای این که دستور حمله را شورای تامین صادر کرده بود و مسئولیت ان با احمدی نژاد است.ولی او از یک سو از نتایج سرکوب نفع می برد و از دیگر سو با سکوت خود،مسئولیت حمله و سرکوب را متوجه ی دیگران می کند.
۶-موارد بالا در حوزه ی مربوط به سرکوب و امور امنیتی و نظامی بود।اما در کنار این حوادث،اتفاقات شگفت انگیز دیگری در حال وقوع است. اگر چه در شرایط کنونی همه ی سران و دست اندرکاران حکومت به یکدیگر گل می زنند اما در این زمینه احمدی نژاد گوی سبقت را از دیگران ربوده است.
احمدی باور کرده است که ۲۴ ملیون نفر به او رای داده اند। رهبر جمهوری اسلامی جلو تر از همگان در این امر موثر بوده است.همگان اگاه بودند که اگر موسوی رای بی می اورد به نفع نظام و رهبر بود.ولی او همچنان علاقه داشت که احمدی رای بیاورد.اگر خلاف این بود حتما طرفداران رهبر به صورت تشکیلاتی از احمدی رویگردان شده بودند.شورای نگهبان و نیرو های نظامی و انتظامی نیز از او رویگردان شده بودند.اما چنین نشد و مهم تر این که، رهبر پیش از تایید شورای نگهبان احمدی را تایید کرد و برای تثبیت او دستور سرکوب صادر نمود.حتا در خطبه ی نماز اعلام کرد که نظرات احمدی از نظرات هاشمی که یار دیرینه اش بوده است،به او نزدیک تر است. پس نقش رهبر در پیروزی احمدی و تثبیت ان پیروزی موثر بوده است. اگر چه بخش اصلی رای احمدی- هر اندازه که بوده و ما نمی دانیم-،مربوط به خودش است. بخشی از فقرا و محرومان و نیز برخی مخالفین جدی رفسنجانی و روحانیان به احمدی رای داده اند و همگان از این امر اگاه هستند.ولی محمود از یک سو نقش رهبر را بی اثر و از دیگر سو نقش خودش را بیش از حد و در عین حال تاثیر تقلب را ندیده گرفته و در مقابل رهبر قد علم کرده است.اگر چه او حق دارد معاون خود را انتخاب کند اما این صرفا یک بهانه است. بار ها و بار ها گفتیم که احمدی دل در گرو ولایت امام زمان دارد و نه ولی فقیه. او اصول اسلامی در حوزه ی حکومت را بر نهاد روحانیت ترجیح می دهد. انگار شرایط موجود را اماده ی ابراز نظرات خود دانسته است. به این دلیل از دید اصول گرایان واقعی حق با احمدی نژاد است. برای این که از یک سو او حق دارد معاون خود را انتخاب نماید و از دیگر سو می خواهد تا انجا که ممکن است ،دست روحانیون را از قدرت و حکومت کوتاه کند تا به زعم خودش از رانت خواری و فساد ها جلو گیری نماید. اگرچه در تناقض افتاده است. برای این که از یک سو به کمک همین رانت ها به ریاست جمهوری رسیده و از دیگر سو تلاش دارد که ریشه ی این رانت حکومتی را از بین ببرد!؟
برخورد متقابل رهبر و احمدی تا کنون به گونه ای بوده است که گویا این رهبر است که خودش را به احمدی می چسباند و نه این که احمدی به رهبر نیازمند باشد.از دیگر سو جناح محافظه کار سر بر اورده و اعلام می کند که احمدی را به سرنوشت بنی صدر و مصدق دچا ر می کند!انگار نه انگار که تا دیروز برای تثبیت احمدی ،ایران را به اتش کشاندند. در ظرف کمتر از چند روز به این نتیجه رسیدند که او ولایت پذیر نبوده و باید قربانی شود!ایا این حرکت محافظه کاران به قصد قربانی کردن احمدی در پای نظام و رهبر نیست؟ هر چه باشد از دیدگاه ما این اقدامات نشانگر اغتشاش شدید در امور حکومتی است و از جنس اختلافات منطقی نمی باشد. امور کشور داری رو به انارشی می رود و امیدوار هستم که هزینه ی ان را حکومت بپردازد و نه مردم.
۶- از سوی دیگر، اقای رفسنجانی اعلام کرده است که نزاع بر سر انتخابات است که اگر برطرف شود،مشکلی باقی نخواهد ماند। او در عین حال از رهبر تعریف کرد و بار دیگر ما را به این اندیشه فرو برد که ممکن است همه ی این ها دست به دست هم بدهند تا احمدی نژاد را قربانی کرده و قدرت را به روحانیت برگردانند.شاید جناح اصلاح طلب نیز از این کار بدش نیاید. ان ها نیز دوست دارند که احمدی قربانی شود،انتخابات تجدید شود و موسوی زیر نظر خامنه ای به ریاست جمهوری برسد تا نظام بیمه شود و خط امام مستدام گردد و حرف ان ها نیز به کرسی بنشیند. ما اما باور داریم که خواسته ی مردم این نیست.خواسته ی مردم مصالحه ی بزرگ در بحران نیست. ان ها خواهان ازادی انتخاب،بیان،حزب و تجمعات هستند.
۷- همه ی ما اگاه هستیم که جمهوری اسلامی به صفت اسلامی بودن و اصل ولایت فقیه است که پس از ۳۰ سال به چنین سرنوشتی دچار شده است. برای این که حکومت فردی از نتایج اولیه ی چنین اندیشه هایی است. ما بر این باور هستیم که دین باید از حکومت جدا بشود. هر گاه قدرت را مقدس دانستیم، مانع از این خواخهیم شد تا این قدرت نقادی و دست به دست شود. قدرت فساد اور است . در حالی که طرفداران اندیشه ی اسلام سیاسی که خمینی از پایه گذاران ان بود به تقدس و تمرکز قدرت باورمند هستند.اگر خامنه ای چنین دستور سرکوب می دهد و دفتر او مرکز قدرت غیر پاسخگو و حامی کسانی چون مقدم،رادان،طائب،مرتضوی،سالک و دگران است،فقط به این دلیل است که قدرت او را مطلقه،مقدس و اسلامی و از جانب خدا دانستند. حال اگر همین قدرت به طاهری اصفهانی یا منتظری و رفسنجانی نیز داده می شد، همین اش و همین کاسه بود. کسانی چون علی مطهری باید اگاه باشند که قدرت مطلقه و متمرکز و غیر پاسخگو فساد اور است ومن در میتینگ ۲۹ مهر ۷۶ در مقابل دانشگاه تهران همین را گفتم که به اتش خشم اقایان دچار شدم.ریشه ی این شکنجه ها و کشتار ها در قدرت مقدس و غیر پاسخگو است. نمی شود از یک سو به طرف القا کرد که تو نماینده ی خدا و امام زمان هستی و از دیگر سو باید پاسخگو باشی . نمی شود از یک سو ادعا کرد که این حکومت خدا بر روی زمین است و از دیگر سو انتظار نداشت که معترضین علیه ان، زیر شکنجه کشته شوند. شانس اورده ایم که خامنه ای ولی فقیه است. اگر خمینی در قید حیات بود همه ی معترضین را محارب معرفی می کرد و سرنوشت همگان معلوم بود.
۸- اخرین کلام من این است که سران رژیم به جان هم افتاده اند و البته این سنت تاریخ و به زعم من اراده ی خداوند است। برای این که کسانی که ظلم می کنند به ظلم خود گرفتار می ایند. نه احمدی انقدر ضعیف است که باهنر بخواهد او را استیضاح کند و نه مردم زیر بار هاشمی می روند که بار دیگر بخواهد با شعبده بازی، حکومت روحانیون رانت خوار را نجات بدهد و نه خامنه ای قادر خواهد بود از طریق سرکوب،مردم را وادار به تمکین کند.نه قالی باف انقدر موجه است که بخواهد با افشاگری علیه احمدی جایی در دل مردم ناراضی برای خود دست و پا نماید و نه حتا امکان همدستی مجدد هاشمی و خامنه ای و خاتمی وجود خواهد داشت. در این اشفته بازار، فقط ان باند قدرت است که به جنایت علیه مردم ادامه می دهد و شیرازه ی امور سیاسی و اقتصادی از هم گسسته است. اگر چه فقر و بیکاری و تورم گلوی مردم را می فشرد اما توده های ناراضی تصمیم دارند از طریق اعتراضات خیابانی به بهانه ی چهلم شهدا و سالگرد انقلاب مشروطیت در ۱۴ امرداد یا روز تحلیف و تنفیذ به مبارزات خود ادامه بدهند و حق است که چنین کنند.
ما نیز وظیفه ی خود می دانیم با تاکید بر اصولی چون :تمامیت ارضی، منافع ملی،استقلال همه جانبه ی کشور،ازادی،دموکراسی،اعلامیه ی جهانی حقوق بشر،حقوق مسلم اقوام ایرانی،تساوی حقوق زن و مرد،نفی خشونت و جدایی دین از حکومت به دفاع از مردم برخیزیم و همگان را به همبستگی دعوت کنیم।تاکید می کنم که کشور در لبه ی پرتگاه اغتشاش یا خشونت تمام عیار و ورشکستگی قرار دارد و در این شرایط است که بیگانگان برای دخالت در امور کشور طمع کرده و من به سهم خود از دستگاه های مسئول و نیرو های وطن پرست در هر رده و در هر نهاد و ارگان و از هر طیف و طبقه ، دعوت می کنم تا با همبستگی مسئولانه به نجات کشور کمر همت بندیم.ما نباید بنشینیم و نظاره گر نزاع درون حکومت از یک سو و سرکوب مردم بیگناه از دیگر سو باشیم. ممکن است نیرو های قدرتمند با مطالعه ی این نوشته قصد هر نوع نقشه ی شیطانی علیه من را در ذهن پرورانیده یا عملی سازند. اما به ان ها هشدار می دهم که از شما ترسی ندارم. فقط به شما اعلام می کنم که در این ۱۵ سال، انچه نوشتم برای اصلاح امور کشور بود و خود شاهد بودید که به موقع نوشتم اما عمل نکردید. یک بار هم که شده به من اعتماد کنید و به نصایح من تن در دهید و کمک کنید تا کشور را از این شرایط خطرناک رها سازیم.
به راستی کدام انسان عاقل حاضر است بیش از این کشور را به دست کسانی بدهد که تا دیروز از احمدی یک بت ساختند اما امروز خواهان استیضاح او هستند!شما را به خدا به خود ایید و امور کشور را به دست نمایندگان واقعی ان بسپارید। ۳۰ سال حکومت برای شما کافی است. اجازه دهید نمایندگان واقعی ملت که از طریق انتخابات ازاد زیر نظر نهاد های بی طرف بین المللی برگزیده می شوند،سر رشته ی امور را در دست بگیرند و از تجربه ی مثبت شما ها نیز بهره ببرند. تضمین خواهند دادکه از هر نوع خشونت جلو گیری کرده و برای همیشه خشونت و اعدام و شکنجه از این مملکت رخت بر خواهد بست.
دستان خود را به سوی همه ی کسانی دراز می کنیم که دل در گرو ملک و ملت دارند.